پرسپولیس جدید چگونه شکل گرفت؟
طبق گزارش رسانه ورزش، حدادی در شروع دور برگشت لیگ گذشته بیان کرده بود که هر تحولی که تا پایان فصل به وقوع بپیوندد، چه پرسپولیس قهرمان شود و چه نشود، سهم او از آن نه بیشتر از ۱۰ درصد خواهد بود؛ چرا که ترکیب تیم بهدست مدیریت قبلی شکل گرفته و او فقط تغییراتی در کادر فنی و افزودن چند بازیکن داشته است. او تأکید کرد: «به کارنامه من از آغاز لیگ آینده دقیق شوید؛ زیرا طرحهای فراوانی در سر دارم.»
این لیگ بهطور نیمهتمام به اتمام رسید و از نهم اسفند دیگر ادامه پیدا نکرد، اما حدادی بر گفتههایش پایبند ماند. در زمان ساختن پرسپولیس خود، دیگر نه مسئولیت انتخابها به کسی دیگر واگذار شده بود و نه بهانهای برای اجتناب از پاسخگویی وجود داشت.
۱. پایان ملاحظات؛ دیگر نامها مصونیت نداشتند
اولین نشانه تغییر را باید در رویکرد حدادی نسبت به انتخاب بازیکنان پرسپولیس جستجو کرد. این بار قرار نبود فقط سابقه، شهرت یا محبوبیت یک بازیکن، تضمینی برای ادامه حضورش در تیم باشد.
بازیکنانی که به نظر مدیریت و کادر فنی زمان کنار گذاشتنشان در پرسپولیس فرا رسیده بود، بدون هیچ ملاحظهای به فهرست خروج افزوده شدند؛ حتی اگر این امر برای باشگاه هزینههای مالی به همراه داشت.
در برخی موارد، بازیکن قرارداد داشت و بهراحتی میشد او را تا پایان قرارداد نگه داشت، اما رویکرد مدیریت این بود که هزینه فسخ قرارداد به مراتب کمهزینهتر از نگهداشتن بازیکنی است که در برنامههای تیم جایی ندارد و ممکن است در طول فصل هزینههای بیشتری را به بار آورد.
شاید برخی از این جداییها دو سال پیش باید انجام میشد. اما حدادی این بار اختیاراتی داشت که در فصل گذشته، به عنوان یکی از اعضای هیئتمدیره، از آن بیبهره بود و بدیهی بود که مسئولیت تصمیمهایش را شخصاً بر عهده گیرد.
۲. تارتار؛ ریسکی که حدادی به دوش کشید
انتخاب سرمربی یکی از مهمترین چالشهای مدیریت جدید بود. بعد از آنکه حضور اسکو منتفی شد، حدادی بهسرعت به سراغ مهدی تارتار رفت.
برگزیدن تارتار در آن زمان تصمیمی نبود که بدون ریسک باشد. اگر این پروژه به شکست میانجامید، حدادی نمیتوانست مسئولیت را به گردن مدیرعامل قبلی یا هیئتمدیره بیندازد. این تیم، انتخاب او بود و سرمربی هم با نظرات مدیریت جدید به این سمت آمد. در این بین مدیریت بانک شهر و شخص احمدی اصل مهمی را رعایت کردند؛ اختیار کامل در قبال مسئولیت کامل.

به حدادی اعلام شده بود که در انتخاب سرمربی و بازیکنان اختیار دارد، اما باید در قبال نتیجه نیز پاسخگو باشد. یکی از مشکلاتی که سالهای گذشته پرسپولیس با آن روبرو بود، همین نقطه بود؛ جایی که گاهی تصمیمها توسط چند مرکز مختلف اتخاذ میشد، اما در زمان شکست، قضاوت در مورد مسئولیت تصمیم دشوار میشد.
این بار حداقل تکلیف مشخص بود. حدادی تارتار را برگزید و مسئولیت این انتخاب را بهعهده گرفت. حالا پس از شش هفته، نخستین دستاورد این انتخاب را میتوان در زمین مشاهده کرد.
۳. نه جوانگرایی ذرهبینوار، نه پناه بردن به نامهای قدیمی
یکی از نکات برجسته در ساختار تیم جدید، نگرش به بازار نقلوانتقالات بود.
پرسپولیس نه به سمت حفظ نسل گذشته بهصورت مطلق رفت و نه گرفتار شعار خطرناک «جوانگرایی بیقید و شرط» شد. واقعیت این است که در تیمهایی مانند پرسپولیس و استقلال، جوانگرایی ناب میتواند به سرعت به ضد خودش تبدیل شود. فشار برای کسب نتیجه در این دو باشگاه اجازه نمیدهد که یک تیم صرفاً بهمنظور آیندهسازی وارد مسابقات شود و به مدت چند ماه برای کسب تجربه زمان بخواهد.
به همین دلیل، در کنار جذب بازیکنان جوانتر، نفرات با تجربه نیز انتخاب شدند. هدف ساخت تیمی بود که هم انرژی و انگیزه داشته باشد و هم در روزهای دشوار فصل، تجربه لازم را به تیم منتقل کند.
اکنون بعد از شش هفته، بخشی از همین خریدها به بازیکنان تأثیرگذار پرسپولیس تبدیل شدهاند. هنوز برای قضاوت نهایی زود است، اما حداقل در آغاز کار میتوان نشانههای یک تیم متوازنتر را مشاهده کرد.
۴. اولتیماتوم به بیفوما و حمایت از علیپور
مدیریت فقط به خرید و فروش بازیکن محدود نمیشد. شاید یکی از نمونههای جالب، اتفاقی باشد که در اردوی ترکیه برای تیوی بیفوما روی داد.
فصل گذشته بیفوما بهحدی از استانداردهای خود فاصله گرفته بود که بسیاری انتظار داشتند نام او نیز به فهرست خروج اضافه شود. اما حدادی قبل از اتخاذ تصمیم نهایی، هم با تارتار گفتوگو کرد و هم بهطور مستقیم پای صحبت این بازیکن نشست.
پیامی که به بیفوما منتقل شد کاملاً واضح بود؛ اگر روند فصل قبل دوباره تکرار شود، وجود یک قرارداد تضمینی به هیچ عنوان نمیتواند او را حفظ کند.
باشگاه حتی آماده بود هزینه فسخ قرارداد را بپردازد، اما بازیکنی که با همان شرایط فنی و حاشیهای فصل گذشته بهکار ادامه دهد، قابل تحمل نخواهد بود.
در عین حال، مدیریت تلاش کرد تا پیشنهاداتی به برخی بازیکنان مانند خدابنده لو دهد تا آنها دوباره به پروژه تیم برگردند. با محمد خدابندهلو مذاکره شد و از او خواسته شد در فصل جدید نقش و مسئولیت بیشتری بر عهده بگیرد.

در خصوص علی علیپور نیز حدادی یکی از مدافعان سرسخت این مهاجم بود. او در گفتوگو با تارتار تأکید کرد که باید به شرایط روانی علیپور اهمیت داده شود و خواستار توجه ویژه به این بازیکن شد، اما یک نکته مهم را هم حفظ کرد؛ این انتخابهای فنی بر عهده سرمربی است.
این تفاوت بزرگی است میان حمایت مدیریتی از یک بازیکن و دخالت در ترکیب تیم. آنچه در چند هفته گذشته از علیپور مشاهده شده، نیز نشاندهنده این است که این اعتماد به بار نشسته است. مهاجمی که در مسابقات اخیر فرصت بیشتری برای بازی پیدا کرده، بار دیگر توانسته به یکی از بازیکنان مؤثر تیم تبدیل شود.
۵. زنجیرهای که از بانک شهر شروع و به زمین ختم شد
بدیهی است که قسمتی از موفقیت کنونی پرسپولیس به مهدی تارتار و کادر فنی او برمیگردد. تیم در زمین ساختار مشخصی دارد، هجومی بازی میکند و مهمتر از آن، بعد از مدتهای طولانی توانسته است بخش زیادی از هواداران را با نوع بازی خود همراه کند.
اما نادرست است که تمام آنچه امروز میبینیم صرفاً به نام کادر فنی ثبت شود. ایجاد یک تیم موفق تنها در میدان مسابقه واقع نمیشود. آنچه در زمین میبینیم، آخرین رشته از زنجیرهای از تصمیمهاست که از سطوح بالاتر باشگاه آغاز میشود.
شاید کلیدیترین ویژگی پرسپولیس جدید را بتوان در یک کلمه جمعبندی کرد: اعتماد.

بانک شهر و احمدی به حدادی اعتماد کردند؛ حدادی به تارتار اعتماد کرد؛ و تارتار نیز به بازیکنان خود اعتماد نمود. هر حلقه به حلقه بعدی اختیار داد و در عوض، از آنها مسئولیت خواست.
با اینحال هنوز هیچ جامی به پرسپولیس اعطا نشده و شش هفته برای ارزیابی موفقیت یک پروژه زمان کمی است. این تیم قطعاً روزهای دشواری را خواهد گذراند، ممکن است که شکست بخورد و احتمالاً در برخی مقاطع، همین تصمیمات کنونی دوباره زیر سؤال قرار بگیرند.
اما ارزیابی فعلی باید بر اساس آنچه تا به امروز مشاهده شده، صورت گیرد.
پرسپولیس بعد از شش هفته به تیمی هجومی، منسجم و جذاب در زمین تبدیل شده که توانسته مجدداً شور و شوق را به بخشی بزرگ از سکوهایش بازگرداند. مهمتر اینکه این تیم بهطور موقت نشاندهنده یک مجموعه است که اجزای مختلف آن به جای حرکت در جهتهای متفاوت، یک مسیر را دنبال میکنند.
قهرمان شدن یا نشدن پرسپولیس را در ماههای آینده مشخص خواهد شد. اما اگر این زنجیره اعتماد از بانک شهر تا مدیریت باشگاه، از مدیریت تا کادر فنی و از کادر فنی تا بازیکنان حفظ شود، پرسپولیس دستکم یکی از مدعیان جدی قهرمانی باقی خواهد ماند.
و شاید در آن زمان بتوان دوباره به همان جمله حدادی رجوع کرد که گفته بود کارنامه واقعی مرا از فصل آینده بررسی کنید.