کد خبر 695344
۱۴۰۵/۰۶/۱۸ ۱۸:۴۴

هادی خانیکی، احمد دهقان و عبدالجواد موسوی از جلال آل‌احمد می‌گویند/ انتخاب ما کدام جلال است؟/ آل‌احمد گرفتار در بند دو خوانش

ساعت 24 - هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری در نشست «در نسبت با وضع موجود» با محوریت بررسی اندیشه و میراث فکری جلال آل‌احمد با اشاره به دو جلدی که تاکنون از «یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد»منتشر شده است، گفت: «انتشار این دست‌نوشته‌ها می‌تواند امکان مواجهه‌ای تازه با جلال آل‌احمد فراهم کند؛ مواجهه‌ای که در آن، تصویر تاریخی و عمومی‌شده او در کنار نوشته‌هایی قرار می‌گیرد که بخش‌های خصوصی‌تر و کمتر دیده‌شده زندگی و اندیشه‌اش را آشکار می‌کنند.»
هادی خانیکی، احمد دهقان و عبدالجواد موسوی از جلال آل‌احمد می‌گویند/ انتخاب ما کدام جلال است؟/ آل‌احمد گرفتار در بند دو خوانش

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نشست «در نسبت با وضع موجود» با محوریت بررسی اندیشه و میراث فکری جلال آل‌احمد (۱۱ آذر ۱۳۰۲ – ۱۸ شهریور ۱۳۴۸)، به مناسبت پنجاه‌وهفتمین سالمرگ این نویسنده و روشنفکر معاصر هم‌اکنون با حضور هادی خانیکی (استاد علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری)، احمد دهقان (داستان‌نویس)، عبدالجواد موسوی (شاعر و روزنامه‌نگار) و محمدحسین دانایی (نویسنده و خواهرزاده جلال آل‌احمد) در خبرآنلاین در حال برگزاری است. 

این چهره بدون حجاب آل‌احمد است 

محمدحسین دانایی، نویسنده و خواهرزاده جلال آل‌احمد، در نشست «در نسبت با وضع موجود» درباره روند انتشار این یادداشت‌ها (جلد اول و دوم «یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد»)، اصالت دست‌نوشته‌ها و روایت‌های مختلفی که طی سال‌های گذشته از آل‌احمد ارائه شده است، سخن گفت.

دانایی با اشاره به اهمیت یادداشت‌های منتشرشده آل‌احمد گفت: «یادداشت‌هایی که منتشر شد، به نظر من صورت پاک و بدون بزک، بدون آرایش، بدون نقاب و بدون حجاب آل‌احمد است؛ مثل یک آینه که همه حقیقت را نشان می‌دهد و می‌تواند فصل‌الخطاب همه روایت‌های ناصریح و ناقص موجود باشد.»

او ادامه داد: «این سند، سریع، بی‌پرده و صریح است و جای مناقشه چندانی باقی نمی‌گذارد. از لحاظ ادبی هم به نظر من بی‌نظیر و بی‌بدیل است. شاید در تاریخ ادبیات خودمان بتوان کسی مانند امام محمد غزالی را مثال زد که چنین اعتراف‌نامه‌ای را تنظیم و به جامعه ارائه کرده باشد.»

خواهرزاده آل‌احمد، این یادداشت‌ها را یکی از مهم‌ترین آثار جلال دانست و افزود: «از لحاظ شکل و محتوا، به نظر من این اثر شاهکار جلال آل‌احمد و نقطه اعلای «سنگی بر گوری» است. الان بهتر می‌توانم معنای سخن بزرگ علوی را درباره صادق هدایت بفهمم؛ زمانی از او پرسیده بودند از میان نویسندگان، چه کسی زندگی خودش را نوشته است و او پاسخ داده بود صادق هدایت. امروز می‌فهمم که تشخیص درستی داشته است.»

دانایی در ادامه با اشاره به روایت‌های متفاوتی که درباره جلال آل‌احمد شکل گرفته است، گفت: «آنچه امروز در دست داریم، در واقع شاهکار آل‌احمد است؛ روایتی در مقابل همه ضدروایت‌ها، مثل خورشیدی که همه سایه‌ها را از بین می‌برد. امیدوارم این یادداشت‌ها ما را به فضای شفاف و آکنده از حقیقت نسبی برساند.»

او درباره انگیزه انتشار این اسناد نیز توضیح داد: «یکی از پدیده‌های بسیار ناراحت‌کننده برای بستگان، دوستان و علاقه‌مندان واقعی جلال این بود که گویی کارخانه‌های شایعه‌سازی در گوشه و کنار کشور راه افتاده بود و تولید انبوهی از نسخه‌ها و روایت‌های مختلف به اسم آل‌احمد بیرون می‌آمد.»

به گفته دانایی، بخشی از این روایت‌ها محصول جریان‌های سیاسی و فکری متفاوت بوده است: «بعضی از این روایت‌ها ساخت کارخانه ساواک بود، بعضی ساخت کارخانه روشنفکران، بعضی کار چپ‌ها و بعضی هم متعلق به حزب‌اللهی‌ها بود. حتی برخی افرادی که امروز از شرایط موجود ناراضی‌اند، روایت‌هایی از جلال ارائه می‌کنند تا از آن برای مخالفت با وضعیت فعلی استفاده کنند.»

او تأکید کرد: «این پراکندگی و تعدد روایت‌های دروغین که با صداقت کامل گفته می‌شد، دیگر با نوشتن و مصاحبه کردن و دفاع کردن قابل مقابله نیست. اکنون زمان آن است که سند متقن ارائه کنیم و به این شرایط پایان دهیم.»

تأکید بر اصالت دست‌نوشته‌ها

دانایی در بخش دیگری از سخنانش به پرسش‌هایی درباره اصالت یادداشت‌های منتشرشده پاسخ داد؛ پرسشی که به گفته او، حتی از سوی برخی مدیران فرهنگی نیز مطرح شده است.
او در پاسخ به این تردیدها توضیح داد: «از لحاظ صحت و اصالت این سند، هم ناشر و هم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پیش از آنکه برای انتشار تصمیم بگیرند و اجازه بدهند، اصالت دست‌نوشته‌ها را به وسیله کارشناسی خط احراز کرده‌اند.»

او افزود: «برای رفع ابهام و شبهه احتمالی خوانندگان، صفحاتی از خود دست‌نوشته را که خط مرحوم آل‌احمد است، در کتاب و در بخش‌های مختلف منتشر کرده‌ایم. علاوه بر این، مجموعه فایل‌های پی‌دی اف و تصویر کامل صفحات دست‌نوشته‌ها نیز همزمان با انتشار هر جلد در سایت مؤسسه اطلاعات قرار گرفته است.»

دانایی گفت: «اگر کسی درباره اصالت کلمه به کلمه این متن تردید داشته باشد، می‌تواند به سایت مؤسسه اطلاعات مراجعه کند، اصل صفحه را پیدا کند، آن را با متن منتشرشده تطبیق دهد و ببیند که آیا ما درست گفته‌ایم یا چیزی را کم و زیاد کرده‌ایم.»

او در پایان با اشاره به نحوه برخورد با برخی واژه‌های رکیک موجود در دست‌نوشته‌ها توضیح داد که در مواردی، برای حفظ متن و در عین حال رعایت ملاحظات انتشار، از نقطه‌گذاری و حذف بخشی از واژه‌ها استفاده شده است؛ به این معنا که کلمه با حرف نخست یا بخشی از آن درج شده و ادامه آن با سه نقطه آمده است.

با انتشار دست‌نوشته‌های جلال با کدام آل‌احمد مواجهیم؟

پس از محمدحسن دانایی، هادی خانیکی صحبت‌های خود را با دادن پاسخی به اظهارنظر عبدالجواد موسوی آغاز کرد. عبدالجواد موسوی گفت: «در روزگاری هستیم که آوردن نام جلال آل‌احمد مساوی با یادآوری دشواری‌های وضع موجود است، به گونه‌ای که گویی آل‌احمد باید یکی از مسببان وضع موجود تلقی شود.» خانیکی با تایید این اظهارنظر ادامه داد: «آل‌احمد، مانند هر شخصیت و پدیده‌ دیگری که در زمان خود موثر تلقی می‌شده و در زمان دیگری دچار وارونگی در فهم شده است نمی‌تواند «عامل برتر» شرایط نابسامان اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و امثالهم در نظر گرفته شود. در نظر داشته باشید که از منظر ارتباطی تمامی مفهوم پیام همراه با فرستنده، این‌جا مشخصا همراه با نویسنده، شاعر، کنشگر و... منتقل نمی‌شود و همه مخاطبان مسئله را آن‌طور که مدنظر فرستنده است متوجه نمی‌شوند. این اظهارنظر اگر در هر جای دیگر نیازمند تحمل دشواری برای پیدا کردن شواهد باشد در این‌جا کافی است تفالی به حافظ بزنیم تا ببینیم چه طور هر کدام معنای مدنظر خود را برداشت خواهیم کرد. پس معنا در ذهن مخاطب است و در نتیجه کسی مانند آل‌احمد در زمانی مورد فهم انقلابی قرار می‌گیرد و در زمانی دیگر که احساس می‌شود اگر قرار باشد برای نزدیکی فهم مدرنیته و سنت، فهم مذهب و غیرمذهب و... به یکدیگر  به دنبال نمونه‌هایی بود، جلال یکی از آن‌هاست. درواقع هرگاه شرایط عوض می‌شود، فهم نیز تغییر می‌کند. این صرفا هم مختص ایران نیست و چنان‌چه می‌دانید مثلا باختین هم پس از مرگش شناخته شد.» 

هادی خانیکی با بیان این که «من نه منتقدم و نه نویسنده و نه گرفتار یکی وجوه فهمم قطبی از جلال آل‌احمد» ادامه داد: «حضور من در این نشست برای صحبت از منظر تجربه‌های زیسته‌ خود است و اگر بخواهم به گونه‌ای خلاصه بگویم باید اشاره کنم که جلال آل‌احمد را به‌عنوان یکی از موثرترین روشنفکران ایرانی می‌شناسم و اخلاقا به این نشست آمده‌ام. آن هم در روزگاری که هرکس وقتی افتخار می‌کرده است که در کافه‌ای یا سمیناری عکسی با او دارد امروز نسبت خود را با جلال با دشنام وصف می‌کند. پس من امروز در آستانه سالگرد تولد او خودم را مقید دانسته‌ام که بیایم و در مورد آل‌احمد صحبت کنم.»  

خانیکی با اشاره به مقاله‌ «جلال آل‌احمد: خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب» نوشته امیرپرویز پویان به خواندن بخش‌هایی از آن پرداخت. هادی خانیکی پیش از خواندن این مقاله، گفت: «اما برای رسیدن به دو روایت مورد اشاره عبدالجواد موسوی بد نیست نگاهی به مقاله پویان؛  روشنفکری که چریک شد، بیندازیم.»   

او چنین شروع به خواندن کرد: «از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به این طرف، هیچ ادیبی را سراغ نداریم که به اندازه جلال آل‌احمد با استقبال روشنفکران ایران روبه‌رو شده باشد. با این همه، هر چند قلمرو او در مقایسه با سایر ادیبان کشور ما وسیع‌ترین قلمروها بود ولی به هر حال به حوزه‌های روشنفکری جامعه ما محدود می‌گشت. روزی که مُرد، در میان تشییع‌کنندگان خبری از زحمت‌کشان نبود. برای زحمت‌کشان، که او را نمی‌شناختند، طبعأ مرگش هم نمی‌توانست حادثه‌ای به شمار رود. آیا این بدان علت بود که شرایط موجود اجازه نمی‌داد تا یک نویسنده توده‌ای به خلقش شناسانده شود؟ همه عوامل اختناق کنونی می‌کوشند تا ما را وادار کنند که به این سؤال پاسخ مثبت دهیم، ولی ما فراموش نمی‌کنیم که این همه واقعیت نیست. سالگرد صمد بهرنگی با شرکت بسیاری از زحمت‌کشان تبریز، روستائیان دهات دوردست برگزار شد. این تجربه به تنهائی نیز قادر است به ما نشان دهد که همه عوامل اختناق، هر چند هم نیرومند باشند، نمی‌توانند امکانات یک نویسنده خلق را برای نفوذ در میان توده‌ها یکسره از او سلب کنند. همه آن‌ها که مردم‌شان را دوست دارند و با توده‌ها صمیمانه در هم می‌آمیزند، در هر شرایطی امکان نفوذ هم دارند. در مراسم هفتم تختی صدها هزار نفر شرکت جستند. در میان انبوه شرکت‌کنندگان، حقیرترین سهم از آن دانشجویان و به طور کلی روشنفکران بود. تصادف سالروز مرگ فروغ فرخزاد با چهلمین روز مرگ تختی – که البته به تصادف گرفت – نتوانست جز معدودی از روشنفکران گنده‌دماغ را از شرکت در مراسم چهلم تختی بازدارد. خلق یکپارچه بر آن بود که تختی، شهید یک توطئه خائنانه شده است و باز فقط روشنفکران گنده‌دماغ بودند که عالمانه سری تکان دادند و در این اعتقاد توده‌ای شک کردند (و مقاله آقای آل‌احمد به این شک اعتبار بیشتری بخشید). توده، دوستان صمیمی خود را هرگز فراموش نمی‌کند. آن‌چه را که باید روشن کرد این است که ناشناخته ماندن آل‌احمد برای توده‌ها، تا کجا ناشی از اختناق موجود و تا کجا مربوط به خود اوست.» 

خانیکی پس از خواندن این بخش از مقاله امیرپرویز پویان، بحث را به انتشار دست‌نوشته‌های منتشرنشده جلال آل‌احمد کشاند و گفت اکنون با انتشار این اسناد، امکان طرح پرسش‌های تازه‌ای درباره تصویری که از آل‌احمد ساخته شده، فراهم شده است.

او گفت: «اگر اجازه بدهید، برمی‌گردم به کاری که آقای دانایی انجام داده و با انتشار دست‌نوشته‌های آل‌احمد، این پرسش را مطرح می‌کنم که با کدام آل‌احمد مواجهیم؟ آیا باید یکی از این دو روایت را انتخاب کنیم؟»

خانیکی ادامه داد: «یک آل‌احمد وجود دارد که در ذهن‌ها ساخته شده و در دوران انقلاب و سال‌های گذشته، یکی از تأثیرگذارترین روشنفکران بوده است. آیا باید این آل‌احمد را از تاریخ حذف کنیم؟ یا با آل‌احمدی مواجهیم که بخشی از زندگی‌اش و به تعبیر دقیق‌تر، نهانخانه زندگی‌اش، اکنون با صراحت و شجاعت خودش در اختیار ما قرار گرفته است؟»

او تأکید کرد که انتشار این دست‌نوشته‌ها می‌تواند امکان مواجهه‌ای تازه با جلال آل‌احمد فراهم کند؛ مواجهه‌ای که در آن، تصویر تاریخی و عمومی‌شده او در کنار نوشته‌هایی قرار می‌گیرد که بخش‌های خصوصی‌تر و کمتر دیده‌شده زندگی و اندیشه‌اش را آشکار می‌کنند.

این نشست همزمان با انتشار دومین جلد از یادداشت‌های منتشرنشده جلال آل‌احمد برگزار شده است. 

هادی خانیکی، احمد دهقان و عبدالجواد موسوی از  جلال آل‌احمد می‌گوید/ محمدحسین دانایی: این یادداشت‌ها صورت بدون حجاب آل‌احمد است

این گزارش در حال به‌روزرسانی است.... 

۲۴۲۲۴۲

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.