خسارت ۴۰ میلیاردتومانی به شمال ایران
طغیانی که بهوسیله سیل بر دو استان گیلان و مازندران، که از مهمترین مراکز کشاورزی کشور به شمار میآیند، ریخته شده، به شالیزارها، مزارع، باغات، ذخایر آبزی و واحدهای دامپروری و مرغداریهای فراوان آسیب جدی وارد کرده است. این سیلاب ویرانگر در شرایطی رخ میدهد که کارشناسان میگویند بین سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۳۰ خورشیدی تنها پنج بار سیل در مازندران به وقوع پیوسته است، در حالی که در سه دهه اخیر، با وجود کاهش میزان بارشها، تعداد سیلابها حدود شش برابر افزایش یافته است. این متخصصان همچنین اشاره میکنند که دخالتهای وسیع در منابع طبیعی، تجاوز به حریم رودخانهها و بحران آب از جمله دلایل مهم بروز سیلابهای ویرانگر هستند.
از شب دوشنبه ۱۶ شهریور بارانهای سنگینی شروع به باریدن کرد که نتیجه آن، سیلاب و آبگرفتگی شدید در گیلان و مازندران بود. بر اساس گزارشهای آب و هوایی، بالاترین میزان بارش در ۲۴ ساعت اخیر در نقاطی نظیر نوشهر، ایزدشهر و رودسر ثبت شده و در برخی مناطق مازندران بارشها حتی به بیش از ۲۲۰ میلیمتر رسیده است. این گزارشها همچنین شامل هشدارهایی در مورد احتمال سیلاب و رانش زمین در مازندران، نواحی ساحلی و دامنههای البرز بوده و مدیریت بحران این استان نسبت به طغیان رودخانهها، سیلابهای ناگهانی و رخدادهای زمینلغزش در ارتفاعات هشدار داده است.
بارشهای سیلآسا در نوار شمالی
به گزارش شرق، ساکنان محلی نیز خبر میدهند که توفانهای سنگین و بارشهای شدید در گلوگاه، شالیزارهای بسیاری را زیر انبوهی از گلولای دفن کرده است. در فریدونکنار، کارخانههای شالیکوبی زیر آب رفته و در زرینآباد ساری، سیلاب خساراتی به پلها و شبکههای آب، برق و گاز وارد کرده و سبب خاموشی در شهر و روستا شده است. کمیل عسکری، مدیر جهاد کشاورزی شهرستان گلوگاه به مهر گفته است: «سیلاب به زیرساختهای مربوط به راههای بین مزرعهای و کانالهای آبرسانی آسیب فراوانی وارد کرده و روند آبیاری مزارع را به چالش کشیده است و با برآوردهای اولیه، خسارات وارده به کشاورزان گلوگاه تاکنون بیش از ۴۰ میلیارد تومان برآورد شده و برخی از واحدهای دامداری و تأسیسات مربوط به نگهداری و تأمین خوراک دام در برخی از این واحدها دچار آسیب یا تخریب شدهاند و میزان نهایی خسارات هنوز مشخص نیست».
به گفته این مقام، خسارات وارده میتواند زنجیره تولید و درآمد نزدیک به دو هزار کشاورز و دامدار را فقط در ناحیه گلوگاه تحت تأثیر قرار دهد. همچنین گزارشهای محلی نشان میدهند که فریدونکنار بهعنوان یکی از مراکز صنعتی برنج با خسارتهای شدیدی روبرو شده است.
علاوه بر این، کشاورزان محلی از محاصره شدن زرینآباد به وسیله سیلاب خبر دادهاند و در روستای زرینآباد علیا در ساری، سیلاب تنها به کشاورزی آسیب نزده، بلکه ارتباطات مخابراتی را قطع کرده و پلها را ویران کرده است. همچنین شکستگی لولههای انتقال آب و گاز و سقوط دکلهای برق موجب قطع خدمات در برخی خانهها شده و آبرسانی به منطقه با استفاده از تانکرهای سیار انجام میگیرد. استانداری مازندران نیز از آسیب سیلاب و توفان به ۷۷۲ خانه مسکونی خبر داده است.
این گزارشها در شرایطی منتشر شده که اقتصاد دو استان شمالی کشور به شدت به کشاورزی وابسته است و این بخش بهویژه در برابر خسارات ناشی از نوسانات جوی بسیار آسیبپذیر است. در عین حال، هواشناسی احتمال تکرار بارشهای شدید و توفان در این مناطق را نیز پیشبینی کرده است.
بنا به برخی اخبار، وقوع سیلابهای اخیر در استانهای شمالی بهعنوان نتیجه پدیده اقلیمی النینو مورد توجه قرار گرفته است، اما این موضوع نمیتواند به تنهایی تمامی دلایل را توجیه کند. سازمان جهانی هواشناسی پیشتر احتمال وقوع النینو را مسلم دانسته است. بر اساس این گزارشها، النینو در سالهای ۲۰۲۶-۲۰۲۷ میتواند احتمال بارشهایی بالاتر از حد نرمال را به وجود بیاورد و در نتیجه خطر سیلاب را در برخی مناطق ایران افزایش دهد، اما وقوع سیل را حتمی نمیکند.
مطالعات تاریخی نشان میدهد که در زمانهای النینو، حدود ۹۸ درصد از زیرحوضههای بررسیشده در ایران افزایش بارش مثبت را تجربه کردهاند؛ میانگین افزایش بارش به میزان ۱۱.۳ درصد و در النینوهای قوی به حدود ۱۷.۲ درصد رسیده است. مناطق حساستر شامل گیلان و مازندران، گلستان، جنوبشرقی ایران، خوزستان و حوضههای دز و کارون، لرستان، زاگرس و فارس نام برده شدهاند.
با این حال، نکته مهم آن است که النینو به تنهایی علت وقوع سیلابها نیست و شدت و مسیر سامانههای بارشی، انتقال رطوبت، توپوگرافی، وضعیت رودخانهها و زیرساختهای شهری نیز نقش مهمی در تعیین وقوع سیلابها دارند و لذا نسبت دادن سیلابها فقط به النینو مستندات علمی ندارد. تعبیر دقیقتر این است که النینو ممکن است شرایط جوی مناسبتری برای بارشهای سنگین در برخی مناطق فراهم کند و ریسک وقوع سیلاب را بالا ببرد.
سیلاب ویرانگر؛ نتیجه تخریب طبیعت
در حال حاضر، گزارشهای مربوط به سیل خسارتبار در استانهای شمالی ایران در حالی منتشر میشود که در سالهای اخیر، وقوع سیلابهای ویرانگر و خسارات سنگین بهوفور به یکی از موضوعات محوری گزارشهای رسانهای ایران تبدیل گردیده است. پیش از این، تورج فتحی، کارشناس منابع طبیعی و آب به «شرق» ابراز کرده بود که در فاصله سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۳۰ خورشیدی تنها پنج مورد سیل در مازندران به ثبت رسیده، در حالی که در ۳۰ سال اخیر بهرغم کاهش بارشها، تعداد سیلها در این استان بیش از شش برابر افزایش یافته و دلایل آن همکاری گسترده به منابع طبیعی و تخریب جنگلها و پوشش گیاهی محلی بوده است.
کمتر از هفت درصد از مساحت ایران شامل پوشش جنگلی است. بر اساس ارزیابی سازمان خواروبار و کشاورزی (FAO) و تعریف آن از جنگل، مجموع وسعت جنگلهای ایران ۱۱.۷۵ میلیون هکتار برآورد شده که بنابراین سطح جنگلهای کشور تنها ۶.۸ درصد از کل مساحت ایران را شکل میدهد. بر این اساس سرانه جنگل در ایران برای هر نفر حدود ۱۵۸ صدم هکتار است که این میزان بسیار کمتر از متوسط جهانی برابر با ششدهم هکتار است.
بر اساس آمار سازمان ملل، کشورهایی که کمتر از ۲۵ درصد پوشش جنگلی دارند، بهعنوان کشورهای فقیر از نظر جنگل شناخته میشوند. در عین حال، طی دهههای اخیر، مساحت جنگلهای کشور به سرعت کاهش یافته است.
فرزاد علیزاده، کارشناس منابع طبیعی، در آذرماه ۱۴۰۰ به ایسنا گفت که از مجموع ۱۶۵ میلیون هکتار وسعت کشور، حدود ۱۲ میلیون هکتار آن شامل جنگلها میشود که جنگلهای بلوط زاگرس با وسعتی نزدیک به شش میلیون هکتار، حدود ۵۰ درصد جنگلهای ایران را تشکیل میدهند و ۴۰ درصد منابع آب کشور نیز از منطقه زاگرس تأمین میشود.
با این وجود، در ۷۰ سال اخیر، تقریباً هفت میلیون هکتار از جنگلهای زاگرس از بین رفته و امروز تنها پنج میلیون هکتار جنگل در این منطقه باقی مانده است. همچنین، بر اساس گزارش مرکز مطالعات راهبردی کشاورزی و آب اتاق ایران، وسعت جنگلهای هیرکانی در ۵۰ سال گذشته تقریباً به نصف کاهش یافته و وسعت جنگلهای دریایی در ناحیهی حرا نیز طی ۲۵ سال گذشته سالانه دو هزار و ۵۰۰ هکتار افت داشته است.
در تیرماه ۱۴۰۱، سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور نیز اعلام کرد که تعداد استانهای بیابانی ایران از ۱۴ استان در آغاز برنامه چشمانداز ۲۰ ساله به حدود ۲۱ استان افزایش یافته است. همچنین در ابتدای این برنامه، وسعت کانون ریزگردها شش میلیون هکتار بوده که هماکنون به نزدیک ۱۴ میلیون هکتار رسیده است. این مسئله باعث شده که طبق گزارش شورای هماهنگی شبکه ملی محیط زیست و منابع طبیعی کشور، سرعت افزایش گازهای گلخانهای در ایران بیشتر شود و ایران از رتبه ۱۵ به رتبه ۸ برسد و در ۶۰ سال اخیر، بیش از ۶۰ هزار روستا به دلیل تغییرات اقلیمی خالی از سکنه شده و مردم این روستاها به مراکز شهری مهاجرت کردهاند.
تخریب گسترده رویشگاههای گیاهی و ساختوساز در بستر رودخانهها، همچنین برداشت بیرویه آب از منابع زیرزمینی، موجب شده که بارشهای سنگین نمیتوانند مسیر طبیعی خود را بیابند. افزون بر این، برداشت بیرویه آب از منابع زیرزمینی سبب ایجاد خلل و فرج در خاک میگردد که توان جذب بارشهای سنگین را کاهش میدهد. از سوی دیگر، تخریب پوشش گیاهی به این معناست که موانع طبیعی برای جریان سیلاب وجود ندارد. ترکیب این عوامل باعث بروز سیلابهای ویرانگر میشود و جریان آب به سمت مناطق مسکونی و مزارع و... منحرف میگردد.
در این زمینه، علی بیتاللهی، مدیر بخش ریسک و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه و شهرسازی، میگوید: «چند وقت پیش، سیل نپال یک الهام جدی برای ما بود. با توجه به این پدیده اقلیمی که به نظر میرسد نزدیک به یقین است، واقعیت این است که آبراههها و روانابها در این جریان، برخلاف زلزله که انتظار نمیرود کجا رخ دهد، بهخوبی شناسایی شدهاند. با استفاده از نقشههای توپوگرافی، کاملاً مشخص است که آب از ارتفاعات به سمت استانهای شمالی ما مانند گیلان و مازندران چگونه جاری میشود.
بررسی میدانی نشان میدهد که بسیاری از این مسیرها به دلیل دخالتهای انسانی دستخوش تغییراتی قرار گرفتهاند که طبق قوانین موجود یا غیرقانونی هستند و این مسائل باعث بسته شدن یا تنگ شدن مسیر روانابها و سیلابها شده و حریم مسیل یا بستر رودخانهها نیز مورد تجاوز قرار گرفته است و تمامی اینها کاملاً مستند میباشد.
او اضافه میکند: «توسعه ساختوسازها، ویلاسازیهای بیرویه در دامنهها، و تخریب پوشش گیاهی و اموری از این دست، باعث تشدید سرعت رواناب یا ماندگاری حرکات ناگهانی میشود و در مسیرهای شهری، بهویژه بهدلیل انسداد این مسیرهای طبیعی و آبراههها، آب در سطح شهر پراکنده میشود و بهدنبال آن مناظر ناگوار و خساراتی ایجاد میگردد که در روزهای اخیر شاهد آن بودهایم. به عبارت دیگر، نبود زهکشهای طبیعی یا زهکشهای مصنوعی، بافتهای مسکونی و مزارع را کاملاً در معرض خطر قرار داده است.
علاوه بر این، تغییر در مسیرهای قدیمی و شناخته شده، انسداد آنها، تسطیح آنها یا دستکاری آنها با احداث مستحدثات یا معادن، موجب میشود آب نتواند در مسیر طبیعی خود جریان یابد و در مناطق شهری و روستایی که معمولاً دارای ساختمانی متعددی هستند، ناگزیر جریان پیدا کند و باعث ایجاد خسارات سنگینی شود.
او همچنین به این نکته اشاره میکند که بر اساس پیشبینیهای هواشناسی، بارندگیهای سنگینی در پیش است و اگر این بارشهای پیشبینیشده به وقوع بپیوندد، احتمال وقوع فاجعهای به مراتب بزرگتر و معلول فلج فعالیتهای شهری وجود دارد. این کارشناس تأکید میکند: «دولت باید در برنامهای بلندمدت بهمنظور کاهش خسارات سنگین ناشی از سیلاب، بهسرعت دستاندازی به منابع طبیعی و تخریب پوشش گیاهی را متوقف کرده و بهزودی با صدور مجوزهای بیرویه ویلاسازی و ساختوسازها برخورد کند».