روزهای سخت و بدون چشم انداز روشن
واقعیت این است که این روزگار سخت پیامدهای روحی- روانی دشواری بر مردم ایرانزمین بهویژه میلیونها ایرانی مانده در کشور داشته و دارد. روزهای زیادی از این وضعیت با بلاتکلیفی سپری شده و انگار که این روزها پایانی ندارد.
هسته مرکزی قدرت سیاسی که اکنون از بالا اداره کشور را در دست دارند حالا با آمدن دبیر تازه برای شورای امنیت ملی و نیز کمرنگتر شدن حضور رییس هیات مذاکرهکننده در صحنه، اینگونه میاندیشد که میتوان و باید برای رهایی از وضعیت موجود حتما امریکا را در یک جنگ بزرگ و غافلگیرکننده وادار کرد شکست را بپذیرد.
این اندیشه بر این باور است جز این راهی برای اعلام پیروزی نمانده است. به این ترتیب اکنون این موضوع در دستور کار است که شاید بهتر باشد بهجای اینکه در پاسخ به حمله آمریکا از سوی ایران حملهای صورت پذیرد حملهای پیشدستانه رخ دهد.
مساله مهمتر اما این است که دارندگان این اندیشه یعنی اندیشه جنگ و مقاومت تا تسلیم آمریکا، میگویند که هیچ آدم دلسوز و کارشناسی حتی در اندازه حسن روحانی و سیدمحمد خاتمی، دورییسجمهور اسبق ایران که از نیروهای نسل اول انقلابیون بهشمار میروند، حق ندارند درباره صلح چیزی بگویند.
یورش بیدرنگ و دامنهدار به دوچهره یادشده و نیز دیگر سیاستورزان که راه گفتوگو و برگشت به تفاهم 14مادهای را پیشنهاد میکنند شرایط را دشوار میکند و صداها و دیدگاهها بهاطلاع افکار عمومی نمیرسد.
حالا ایرانیان به چشم میبینند روزها و هفتهها سپری میشود و در داستان جنگ و آتشبس شکننده رخدادی که به دگرگونی مهمی برسد اتفاق نمیافتد. باتوجه به اینکه محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا ادامه دارد، کشورهای حاشیه خلیجفارس بهجای تنگههرمز، بهدنبال راههای جایگزین برای انتقال نفت خود از مسیرهای دیگرند و آمریکاییها نیز دنبال یارکشی از اروپا تا آسیا برای مقابله با ایران شدهاند.
در اینسو نیز لابد ادارهکنندگان کشور دنبال اجرای نقشه بزرگ برای شکست نظامی آمریکا شده و هرروز در اینباره خبر و گزارش و تحلیل تازه ارائه میدهند. رسانههای رسمیِ در اختیار نهادهای حاکمیتی برای دلخوشکردن مخاطبان خود هرروز چند خبر از مقامهای سابق و دموکراتهای آمریکای درباره بدترشدن وضعیت ترامپ منتشر میکنند.
این خبرگزاریها و نیز صداوسیما روزانه چندین گزارش درباره اقتصاد تضعیفشده یا در حال تضعیف این کشور منتشر میکنند.
اینگونه است که روزها و هفتهها سپری میشود و شهروندان ایرانی چشم بهراه تحولات سرنوشتساز میمانند. بهنظر نمیرسد باید چشم بهراه صلح و روزهای روشن در این نزدیکیها باشیم جز اینکه رخدادهای مهمی صورت گیرد.