کد خبر 695985
۱۴۰۵/۰۶/۱۹ ۱۲:۵۷

ناچاریم به یاد گذشته باشیم؛ کلید تغییر «زخم باز» به «تجربه زیسته»

ساعت 24 - هر شخص با مجموعه‌ای از یادآوری‌ها و تجربیات ناگوار از روزگار گذشته روبه‌رو است. این نوع یادآوری‌ها که همچنان در ذهن فرد زنده‌اند، می‌توانند تأثیرات منفی بر زندگی او بگذارند و به شکل نشخوار فکری بروز کنند. پس باید بدانیم با این خاطرات چه برخوردی داشته باشیم و چگونه می‌توانیم از آن‌ها عبور کنیم؟
فراموشی گذشته ناممکن است؛ راز تبدیل «زخم باز» به «تجربه زیسته»

مرضیه عزیزی معین روانشناس در گفت وگو با ایسنا، با بیان اینکه آیا باید هدف نهایی "فراموشی" باشد یا "کنار آمدن" با گذشته، اظهار داشت: از دیدگاه روانشناسی، هرگز فراموش کردن هدف نیست؛ زیرا حافظه انسان به شکلی است که نمی‌تواند اطلاعات را به‌طور کامل از خاطر ببرد. کوشش برای فراموشی معمولاً نتیجه‌ای معکوس در پی دارد و افراد را بیشتر به یاد آن خاطره می‌اندازد.

وی ادامه داد: هدف سالم در فرآیند درمان، دستیابی به مرحله "پذیرش و پردازش" است. در این مسیر، فرد باید بتواند تجربه تلخ گذشته را با زندگی کنونی خود ادغام کند؛ به این معنی که باید بپذیرد که ممکن است در زندگی گاهی احساس ناراحتی کند یا حتی گریه کند، اما این گریه باید در فضایی آرامش‌بخش صورت پذیرد. به این ترتیب، دیگر آن خاطره نمی‌تواند به شدت هیجانات او را تحت تأثیر قرار دهد.

خاطرات همواره باقی می‌مانند، اما فرد باید بر شدت هیجانی و قدرت تسلط آن‌ها غلبه کند. زمانی که فرد از این مرحله عبور کند، آن خاطره از یک "زخم باز و فعال" به "تجربه‌ای زیسته و قابل درک" تبدیل می‌شود؛ در این وضعیت، فرد می‌فهمد که آن واقعه اتفاق افتاده ولی دیگر نمی‌گذارد آن تجربه کنترل زندگی‌اش را به دست آورد.مدیریت هیجان؛ مرز میان سوگواری سالم و اختلال در زندگی

عزیزی معین با اشاره به تفاوت بین واکنش‌های طبیعی و آسیب‌زا، افزود: اگر کسی در پی سوگ ناشی از مرگ یکی از نزدیکان یا شکست مالی به سر می‌برد، طبیعی است که با یادآوری آن‌ها اندکی ناراحت شود یا حتی گریه کند، اما این اشک‌ها باید به طور آرام صورت گیرد. اگر شدت هیجانات آن‌قدر افزایش یابد که فرد نتواند به‌خوبی به زندگی روزمره‌اش بپردازد، سلامت روان او به خطر افتاده است.

این روانشناس بر این نکته تأکید کرد که خاطرات همیشه در ذهن باقی می‌مانند اما لازم است بر نیروی هیجانی و قدرت تسلط آن‌ها فائق آمد. زمانی که فرد این مرحله را پشت سر بگذارد، آن خاطره از "زخم باز و فعال" به "تجربه‌ای قابل درک و زیسته" تبدیل می‌شود؛ مرحلهای که در آن فرد می‌داند آن رویداد به وقوع پیوسته ولی دیگر اجازه نمی‌دهد آن تجربه جریان زندگی‌اش را تحت کنترل آورد.

نوشتن و گفت‌وگو؛ ابزاری برای کاهش بار خاطرات

او در پاسخ به این سؤال که آیا تکنیک‌هایی نظیر نوشتن یا گفت‌وگو در کاهش فشار ناشی از خاطرات مؤثر هستند، بیان کرد: این ابزارها تنها در صورتی مفید واقع می‌شوند که از دایره "نشخوار فکری" فراتر بروند. اگر نوشتن یا گفت‌وگو صرفاً به تکرار بی‌هدف یک رنج تبدیل شود، هیچ کمکی به فرد نخواهد کرد. تحقیقات نشان می‌دهند که نوشتن درباره تجارب هیجانی می‌تواند به کاهش علائم روانی یاری رساند، اما این تأثیر برای همه به یک شکل نیست.
وی بر این نکته تأکید کرد: در شرایط مرتبط با تروما (ضربه روانی) یا مسائل شدیدتر، نباید به نوشتن ناخواسته اکتفا کرد بلکه باید حتماً از امور یک روانشناس بالینی یا درمانگر متخصص بهره‌مند شد. نوشتن زمانی مؤثر است که فرد به‌طور خاص به تحلیل "احساسات" بپردازد، به جای اینکه فقط حادثه را از نو بازگو کند.


این روانشناس ادامه داد: نوشتن به‌خصوص زمانی موثر است که فرد با استفاده از آن، به معانی خاطره منفی، نیازها، باورها و تجربیات فعلی خود پی ببرد. هدف باید کاهش شدت هیجان باشد، نه تنها مرور لحظات دردناک. در این مواقع کیفیت نوشتن و گفت‌وگو بسیار حائز اهمیت است و اگر به درستی مدیریت نشود، می‌تواند منجر به افزایش غم و اندوه فرد شود.

عزیزی معین در خصوص اینکه روان‌درمانی چگونه به افراد کمک می‌کند با گذشته خود صلح کنند، گفت: هدف درمان، فراموش‌کردن سابقه نیست بلکه تغییر رابطه فرد با خاطراتش است. روان‌درمانی به فرد کمک می‌کند تا درک کند چه وقعه‌ای رخ داده، چه معنایی برای او دارد و چگونه آن تجربه بر رفتار امروز او تأثیر گذاشته است.

از سوگواری و شکست تا بازسازی زندگی

او با اشاره به رویکردهای مختلف درمانی، افزود: در رویکرد CBT (درمان شناختی – رفتاری) هدف، کسب شناخت کافی، اصلاح افکار، تغییر رفتار و کنترل هیجانات است. در رویکرد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، تأکید بر این است که فرد وقایع گذشته را بپذیرد و بر اساس واقعیت‌های کنونی زندگی کند. در درمان‌های هیجانی، هدف، مدیریت صحیح و پردازش هیجانات ناشی از گذشته است.

او با ذکر مثال‌هایی از سوگواری‌های عاطفی، شکست‌های مالی، ناکامی در کنکور یا تجربه طلاق تأکید کرد: هدف نهایی این است که فرد با یادآوری این وقایع به‌جای فرورفتن در رنج، به نتیجه‌ای برسد که چطور از آن‌ها عبور کند. روانشناس می‌تواند با راهنمایی فرد، به او در دست‌یابی به پذیرش و کاهش هیجانات شدید کمک نماید تا او بتواند معنا را در تجربیات خود درک کند و در نهایت افکار، رفتار و هیجانات خود را به گونه‌ای مدیریت کند که کمتر تحت تأثیر خاطرات تلخ قرار گیرد.

انتهای پیام

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.