کریستوفر نولان، کارگردان برجسته سینما، با آثارش نظیر تلقین (Inception) و بین ستارهای (Interstellar)، تعریفی نوین از ژانر علمی تخیلی را در قرن بیستویکم رقم زده است. شوق عمیق او نسبت به داستانهای فضایی و آیندهمدار، ریشه در دوران کودکیاش دارد. این کارگردان همواره تحت تأثیر کارگردانان بزرگ و آثاری بوده که جهانیهایی ناممکن را به گونهای واقعی تصویر میکردند که بیننده احساس میکرد میتواند به راحتی در آنها گام بردارد. فیلمهای محبوب او به روشنی نشان میدهند که چرا نولان اینچنین بر ابعاد عظیم و فیلمسازی فیزیکی پافشاری میکند.
۶ فیلم علمی تخیلی مورد علاقه کریستوفر نولان
کریستوفر نولان بارها درباره تأثیر فیلمسازانی چون استنلی کوبریک و ریدلی اسکات صحبت کرده است. به اضافه این دو، آثار علمی تخیلی دیگری هم بر دیدگاه او نسبت به ظرفیتهای یک بلاکباستر تأثیر گذاشتهاند. او معمولاً از آثاری یاد میکند که ابتدا واقعیتی قابل باور ایجاد کرده و سپس بیننده را به پذیرش ایدههای فراتر از تصورات عادی دعوت میکنند. این شش فیلم، از دیستوپیای عصر صامت تا اکتشافات فضایی را در بر میگیرند و بهطور روشنی نگاهی عمیق به کلاسیکهای علمی تخیلی دارند که باعث شکلگیری یکی از جاهطلبترین کارگردانان سینمای نوین شدهاند.
۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی (2001: A Space Odyssey)
۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی به کارگردانی استنلی کوبریک، به عنوان تأثیرگذارترین فیلم علمی تخیلی در پرورش سینمایی نولان به شمار میآید. نولان این تجربه را که در دوران کودکی خود مشاهده کرد، به گونهای وصف میکند که شکلدهنده باورهایش به سینما است و آن را فراتر از صرف تماشا کردن میبیند. تأثیر این فیلم در بین ستارهای (Interstellar) نولان نیز مشهود است؛ هر دو فیلم فضا را به شکل عظیم و معماگون نمایش میدهند و در عین حال از ارائه توضیحات کامل درباره پرسشهای کیهانی پرهیز میکنند.
بیگانه (Alien)
بیگانه به کارگردانی ریدلی اسکات، پتانسیلهای عظیم سفرهای فضایی را در قالب راهروهای محدود سفینه نوسترومو به تصویر میکشد. نولان به توانایی اسکات در خلق دنیاهایی که به سرعت به نظر کاملاً واقعی میرسند، ارادت دارد. این نکته به ویژه در بیگانه حائز اهمیت است، زیرا طول و واقعیت زندگی آینده را بدون نیاز به جزئیات اضافی برقرار میکند و به طرز قابل توجهی حس ترس را افزایش میدهد.
بلید رانر (Blade Runner)
بلید رانر، دیگر اثر ریدلی اسکات، تأثیر عمیقتری بر نولان گذاشته است. او در جوانی مجذوب این فیلم شد و آن را عاملی مهم در درک وظیفه کارگردان در سینما میداند. علاقه نولان به محیطهای فیزیکی که بهطور هنری ساخته شدهاند، نه صرفاً بر پایه آیندهنگری، بازتابی از این فیلم است که جهانسازی را با تکیه بر اتمسفر به نمایش میگذارد و بدون نیاز به توضیحات اضافی، الهامبخش رویکرد نولان در ساخت جهانهای سینمایی بوده است.
متروپلیس (Metropolis)
متروپلیس از آثار فریتز لانگ، پیش از ظهور جلوههای ویژه مدرن، به تصویر کشیدن شهرهای آینده را ممکن ساخت. نولان این فیلم را به عنوان یکی از ارکان اساسی ژانر علمی تخیلی میشناسد که تأثیر عظیمی بر آن داشته است. معماری شگفتانگیز و تصاویری که به تصویر کشیده شدهاند، ایدههایی را بنیاد نهادند که کارگردانان هنوز پس از نزدیک به یک قرن به آنها بازمیگردند و منبع الهام عمدهای برای زبان بصری بلاکباسترهای علمی تخیلی امروزی هستند.
برخورد نزدیک از نوع سوم (Close Encounters of the Third Kind)
برخورد نزدیک از نوع سوم به کارگردانی استیون اسپیلبرگ، تماس با موجودات فضایی را از منظر انسانی بررسی میکند. نولان به هنگام ساخت Interstellar به این اثر اسپیلبرگ توجه ویژهای داشت. او به شیوه بازنمایی یک ایده علمی تخیلی بزرگ از خلال زندگی عادی یک خانواده علاقهمند بود؛ در این فیلم، وقایع خارقالعاده به واسطه تأثیرشان بر افرافعال داستان اهمیت پیدا میکنند.
جنگ ستارگان (Star Wars)
جنگ ستارگان به کارگردانی جورج لوکاس، سینمای بلاکباستر را بهطور کامل دگرگون ساخت. نولان در زمان نمایش این فیلم در سال ۱۹۷۷ کودک بود و معتقد است که آن دوره از فیلمسازی بر درک او از سینما در مقیاس بزرگ تأثیرگذار بوده است. ارتباط نولان با این فیلم بیش از هر چیز به جاهطلبی آن مربوط میشود تا داستانی خاص؛ جنگ ستارگان نشان داد که یک فیلم از ژانر اصلی میتواند دنیایی وسیع را خلق کند و همزمان برای تماشاگران عادی نیز به سادگی قابل دسترس باشد؛ توازنی که نولان در آثار خود دنبال کرده و به آنها ابعادی جهانی بخشیده است.





