تاسیس ائتلاف های منطقه ای علیه ایران جدی است
از منظر قدرت بازدارندگی سخت، جایگاه امروز ایران به مراتب بالاتر و مقتدرانهتر از دوره پیش از آغاز این منازعات ارزیابی میشود. اما نکته بسیار حیاتی و بنیادین که نباید از آن غفلت کرد، چگونگی «حفظ، صیانت و نقد کردن» این اقتدار است.
اقتدار یک کشور مقولهای صرفا نظامی نیست؛ پایههای اصلی امنیت ملی به پایداری، اعتماد و تابآوری اجتماعی ملتی گره خورده است که پشت سر نیروهای مسلح ایستادهاند. اگر قدرت نظامی با توان اقتصادی و پشتوانه مردمی تراز نشود، در میانمدت آسیبپذیر خواهد شد.
نگرانی جدی بنده از این است که با تداوم وضعیت فرسایشی فعلی، به تدریج ائتلافهای نوظهور منطقهای و نوعی اجماع زیانبار بینالمللی علیه ایران شکل بگیرد. نمونه بارز آن انعقاد «پیمان مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان است. هرچند این ائتلاف ماهیتا علیه ایران تشکیل نشده، اما نشانهای بسیار معنادار از بازآرایی قدرت در پیرامون ماست.
همزمان گزارشها حاکی است که اسراییل نیز با امارات متحده عربی، اردن و برخی دیگر از کشورها در پی برقراری پیوندهای امنیتی جدید است. وقتی شریان تنگه هرمز بسته بماند و عموم دولتها در تأمین نفت، مشتقات پتروشیمی و تبادلات بازرگانی دچار بحران و زیان شوند، این کشورها ناخواسته به سمت ائتلافسازی علیه منشأ انسداد سوق مییابند؛
زیرا تداوم انسداد، منافع حیاتی آنان را تهدید میکند. از سوی دیگر، باید به محدودیتهای ژئواکونومیک داخلی توجه داشت.
تأمین نیازمندیهای کشور و ورود حجم عظیم کالاهای اساسی صرفا از طریق معابر زمینی عملا با موانع لجستیکی و هزینهای هنگفتی همراه است. بنادر ما گلوگاه ورود غذای کشورند و حملونقل جادهای یا ریلی هرگز ظرفیت جایگزینی تجارت دریایی در این مقیاس را ندارد.
از سوی دیگر، مسدود شدن امکان فروش نفت، کشور را با کسری بودجه مزمن و جهش تورم مواجه ساخته و دولت به درستی نگران تحلیل رفتن تابآوری عمومی است. نباید اجازه داد اقتدار حاصل از خون شهدا و ایستادگی رزمندگان به فرسایش کشیده شود و کشور در شرایط مضیقه، ناچار به پذیرش امتیازاتی گردد که هرگز به مصلحت آینده ملت نخواهد بود.