ساعت 24 - ما الان در سناریوی جنگ هستیم. در این سناریوی جنگ نیز چهار سناریو وجود دارد که ایران و آمریکا دائما بین این سناریوها در حال چرخش هستند؛ سناریوی اول، توافق محدود و شکننده است. بر اساس این سناریو، با توجه به شروع جنگ و فشارهایی که به ایران وارد میشود، ایران به سمت یک توافق میرود؛ اما این توافق، با توجه به اتفاقاتی که افتاده و افرادی که ترور شدهاند و مسائل دیگر، به دلایل داخلی و بینالمللی شکننده خواهد بود.
در کنار سناریوی توافق محدود و شکننده، سناریوی محاصره دریایی گسترده را داریم؛ محاصرهای که تقریبا ورود و خروج هرگونه کالا به ایران را تحریم میکند و اجازه نمیدهد این روند ادامه پیدا کند. در کنار سناریوی محاصره دریایی گسترده، سناریوی تحریمهای گسترده بینالمللی را داریم و در همین وضعیت، سناریوی چهارم نیز جنگ کنترلشده و محدود است.
بازگشت پرونده ایران، یا در واقع طرح مجدد پرونده هستهای ایران پس از چند ماه و رأی شورای حکام برای ارجاع پرونده به شورای امنیت، در شرایط کنونی به نظر میرسد سه معنا داشته باشد. معنای نخست به نظر من این است که اقدامات ترامپ بسیار جلوتر از قواعد حقوق بینالملل بوده و اکنون با این اقدام، در واقع درصدد جبران آن عقبماندگی حقوقی در قبال رفتارهای خود هستند. اینکه بار دیگر در محافل بینالمللی، شورای حکام ایران را محکوم کند و احتمالا شورای امنیت نیز به ایران تذکر دهد و طرفین را به خویشتنداری دعوت کند، موجب میشود مسئله ایران همچنان در دستور کار بینالمللی باقی بماند؛ تا جایی که در نهایت، با وتوی چین و روسیه، هرگونه اقدام نظامی علیه ایران شاید متوقف شود.
با این حال، از منظر افکار عمومی و جامعه بینالمللی، این تصور شکل میگیرد که ترامپ یا آمریکا این اقدامات را کاملا بدون توجه به قواعد و سازوکارهای بینالمللی انجام ندادهاند و برای آن نوعی چارچوب حقوقی نیز وجود داشته است.
معنای دوم و اینکه چرا در این مقطع پرونده ارجاع شده، ممکن است همان چیزی باشد که مطرح میشود؛ اینکه ترامپ میخواهد از طریق ارجاع پرونده از شورای حکام به شورای امنیت، نوعی تأیید، اعتراف یا مجوز بینالمللی به دست آورد تا بتواند دامنه اقدامات نظامی خود را گسترش دهد
در حالی که آمریکا در شرایط کنونی عملا نیازی به چنین مجوزی ندارد، اکنون هر اقدامی را که بخواهد انجام میدهد و هیچیک از نهادهای بینالمللی نیز اعتراض جدی و بازدارندهای نسبت به آن ندارند.
یعنی اگر آمریکا همین امروز تصمیم بگیرد جنگ گستردهای را آغاز کند، جز چند مورد محدود از اعتراضات، اتفاق خاصی رخ نخواهد داد. با این حال، به نظر میرسد آمریکا احتمالا برای یک سال آینده به این سازوکار حقوقی نیاز دارد تا بتواند دامنه تنشها را گسترش دهد و اقدامات خود علیه اهدافی مانند کوه کلنگ، تأسیسات نطنز و سایر نقاط را دنبال کند.
معنای سوم ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت این است که شاید بیش از هر چیز باید به فضای روانی و اثرات آن توجه کرد؛ اینکه چرا در این مقطع پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع شده است. این موضوع به همان فضای روانی بازمیگردد.
آمریکا در هر چهار سناریو به دنبال فروپاشی جمهوری اسلامی ایران است؛ چه در قالب یک توافق محدود و شکننده، چه در قالب محاصره دریایی، چه از طریق تحریمهای گسترده و چه در قالب یک جنگ محدود و کنترلشده.
در تمام این سناریوها، هدف نهایی، فروپاشی جمهوری اسلامی ایران است. به نظر میرسد این فروپاشی قرار است از طریق ترکیبی از فشارهای بیرونی و سازوکارهای داخلی اتفاق بیفتد. یعنی مدلی از فروپاشی جمهوری اسلامی ایران که این جمعبندی در برخی محافل و اندیشکدهها درباره آن وجود دارد، مبتنی بر این است که فشار از بیرون وارد شود و در نهایت، چفتوبستهای سیستم بازشوند
در کنار سناریوی توافق محدود و شکننده، سناریوی محاصره دریایی گسترده را داریم؛ محاصرهای که تقریبا ورود و خروج هرگونه کالا به ایران را تحریم میکند و اجازه نمیدهد این روند ادامه پیدا کند. در کنار سناریوی محاصره دریایی گسترده، سناریوی تحریمهای گسترده بینالمللی را داریم و در همین وضعیت، سناریوی چهارم نیز جنگ کنترلشده و محدود است.
بازگشت پرونده ایران، یا در واقع طرح مجدد پرونده هستهای ایران پس از چند ماه و رأی شورای حکام برای ارجاع پرونده به شورای امنیت، در شرایط کنونی به نظر میرسد سه معنا داشته باشد. معنای نخست به نظر من این است که اقدامات ترامپ بسیار جلوتر از قواعد حقوق بینالملل بوده و اکنون با این اقدام، در واقع درصدد جبران آن عقبماندگی حقوقی در قبال رفتارهای خود هستند. اینکه بار دیگر در محافل بینالمللی، شورای حکام ایران را محکوم کند و احتمالا شورای امنیت نیز به ایران تذکر دهد و طرفین را به خویشتنداری دعوت کند، موجب میشود مسئله ایران همچنان در دستور کار بینالمللی باقی بماند؛ تا جایی که در نهایت، با وتوی چین و روسیه، هرگونه اقدام نظامی علیه ایران شاید متوقف شود. با این حال، از منظر افکار عمومی و جامعه بینالمللی، این تصور شکل میگیرد که ترامپ یا آمریکا این اقدامات را کاملا بدون توجه به قواعد و سازوکارهای بینالمللی انجام ندادهاند و برای آن نوعی چارچوب حقوقی نیز وجود داشته است. معنای دوم و اینکه چرا در این مقطع پرونده ارجاع شده، ممکن است همان چیزی باشد که مطرح میشود؛ اینکه ترامپ میخواهد از طریق ارجاع پرونده از شورای حکام به شورای امنیت، نوعی تأیید، اعتراف یا مجوز بینالمللی به دست آورد تا بتواند دامنه اقدامات نظامی خود را گسترش دهد در حالی که آمریکا در شرایط کنونی عملا نیازی به چنین مجوزی ندارد، اکنون هر اقدامی را که بخواهد انجام میدهد و هیچیک از نهادهای بینالمللی نیز اعتراض جدی و بازدارندهای نسبت به آن ندارند. یعنی اگر آمریکا همین امروز تصمیم بگیرد جنگ گستردهای را آغاز کند، جز چند مورد محدود از اعتراضات، اتفاق خاصی رخ نخواهد داد. با این حال، به نظر میرسد آمریکا احتمالا برای یک سال آینده به این سازوکار حقوقی نیاز دارد تا بتواند دامنه تنشها را گسترش دهد و اقدامات خود علیه اهدافی مانند کوه کلنگ، تأسیسات نطنز و سایر نقاط را دنبال کند.
معنای سوم ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت این است که شاید بیش از هر چیز باید به فضای روانی و اثرات آن توجه کرد؛ اینکه چرا در این مقطع پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع شده است. این موضوع به همان فضای روانی بازمیگردد. آمریکا در هر چهار سناریو به دنبال فروپاشی جمهوری اسلامی ایران است؛ چه در قالب یک توافق محدود و شکننده، چه در قالب محاصره دریایی، چه از طریق تحریمهای گسترده و چه در قالب یک جنگ محدود و کنترلشده. در تمام این سناریوها، هدف نهایی، فروپاشی جمهوری اسلامی ایران است. به نظر میرسد این فروپاشی قرار است از طریق ترکیبی از فشارهای بیرونی و سازوکارهای داخلی اتفاق بیفتد. یعنی مدلی از فروپاشی جمهوری اسلامی ایران که این جمعبندی در برخی محافل و اندیشکدهها درباره آن وجود دارد، مبتنی بر این است که فشار از بیرون وارد شود و در نهایت، چفتوبستهای سیستم بازشوند .
احد رضایان قیهباشی درگفت وگو با شرق
نظرات کاربران
نظر شما
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشتهشده با حروف لاتین معذور است.