کد خبر 697395
۱۴۰۵/۰۶/۲۱ ۰۸:۰۶

هزینه سرانه خوراکی‌ها در ۱۴ سال اخیر ۴۳ درصد افت کرده است

ساعت 24 - تحلیل داده‌ها حاکی از آن است که سفره خانوارهای ایرانی به طور قابل توجهی کوچک‌تر شده است. هزینه سرانه خوراک در سال ۱۴۰۳ در مقایسه با سال ۱۳۹۰، با در نظر گرفتن قیمت‌های واقعی، تقریباً ۴۳ درصد کاهش یافته است.
تهدید سفره خانوار ایرانی/ هزینه سرانه خوراکی‌ها در یک دوره ۱۴ ساله ۴۳ درصد کاهش یافت

بررسی‌های مربوط به بودجه خانوارها نشان می‌دهد که ظرف بیش از یک دهه اخیر، اندازه سفره ایرانی‌ها به‌طور قابل‌توجهی کاهش یافته است. هزینه سرانه خوراک خانوار در سال ۱۴۰۳، که آخرین سال با داده‌های رسمی است، تقریباً ۴۳ درصد کمتر از سال ۱۳۹۰ گزارش شده است. در این بازه زمانی، هزینه سرانه ماهانه خوراک به قیمت واقعی از حدود ۲ میلیون و ۶۶۰ هزار تومان به تقریباً یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان کاهش پیدا کرده است.

به نقل از دنیای اقتصاد، این کاهش پس از دو شوک اقتصادی که در آغاز دهه ۱۳۹۰ و سال ۱۳۹۷ تجربه شد، رخ داده است و همزمان با تشدید تحریم‌ها بوده است. با توجه به ثبت نرخ تورم نقطه‌ای بالای ۱۰۰ درصد برای اقلام غذایی در سال گذشته، پیش‌بینی می‌شود که فشار بر سبد غذایی خانوارها در سال‌های بعد از ۱۴۰۳ نیز استمرار داشته باشد. کاهش سفره خانوارها به طور یکنواخت در تمامی دهک‌های درآمدی مشاهده نمی‌شود. دهک اول درآمدی با کاهش ۵۴ درصدی در هزینه خوراک، بیشترین آسیب را دیده است، درحالی‌که در دهک دهم این کاهش به حدود ۳۵ درصد محدود شده است.

تورم خوراکی

آمارها به‌روشنی از روند شدید کوچک‌تر شدن سفره خانوارهای ایرانی حکایت دارند. هزینه سرانه خوراک در سال 1403 نسبت به سال 1390، براساس قیمت‌های واقعی، به میزان ۴۳ درصد کاهش یافته است. در سال 1390، هر ایرانی به‌طور متوسط حدود ۲ میلیون و ۶۶۰ هزار تومان هزینه خوراک داشته، اما این عدد در سال ۱۴۰۳ به تقریباً یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده است. روند کاهشی هزینه‌های خوراکی به وضوح همزمان با وقوع تحریم‌های اقتصادی است. کاهش ناگهانی اول در اوایل دهه 1390 و دومین کاهش نیز همزمان با شروع موج دوم تحریم‌ها به وقوع پیوسته است. این تحریم‌ها به کاهش درآمد سرانه و همچنین پیشی‌گرفتن نرخ تورم خوراکی از تورم کل کمک کرده‌اند. خانوارها به منظور تأمین سایر نیازهای ضروری، به سمت کاهش هزینه‌های خوراکی خود گرایش یافته‌اند. اهمیت تغذیه برای بقای انسانی، حساسیت زیادی نسبت به نیازهای غذایی ایجاد می‌کند. تغییرات سیاسی و اجتماعی بسیاری از تاریخ‌ها به کمیت و کیفیت خوراک مرتبط بوده است. تحلیل هزینه‌های خانوارهای ایرانی نشان‌دهنده کوچک شدن سفره آن‌ها در سال‌های اخیر است.

هزینه‌های خوراکی در اوایل دهه 1390 و همزمان با آغاز موج اول تحریم‌ها، حدود ۲۰ درصد کاهش پیدا کرد. پس از این شوک اولیه، سفره خانوارها تا سال 1396 تقریباً بدون تغییر باقی ماند. در سال 1397، همزمان با خروج آمریکا از برجام و شروع دوباره تحریم‌ها، شوک دومی به سفره خانوار وارد شد. در این مقطع نیز مشابه موج اول، هزینه‌های خوراکی حدود ۲۳ درصد کاهش یافته است. در مجموع، پس از دو شوک پایدار به سفره خانوار، هزینه‌های خوراکی در سال 1403 تقریباً ۴۳ درصد نسبت به سال 1390 کاهش یافته‌اند. در بین دهک‌های درآمدی مختلف، بیشترین آسیب به دهک اول، یعنی فقیرترین افراد جامعه، وارد شده است. درحالی‌که سفره میانگین جامعه حدود ۴۳ درصد کوچک شده، سفره این دهک حدود ۵۴ درصد کوچک‌تر شده است. در مقابل، دهک دهم با کاهش حدود ۳۵ درصد در هزینه‌های خوراکی، کمترین آسیب را متحمل شده است.

پیامدهای طولانی‌مدت کاهش تغذیه

کاهش هزینه‌های خوراک می‌تواند ناشی از افت در کمیت یا کیفیت آن باشد. به نظر می‌رسد که در جامعه ایران هر دو این عوامل وجود داشته باشد. نه تنها کمیت غذا کاهش یافته، بلکه سهم کربوهیدرات‌های ارزان نظیر نان نیز در سبد غذایی خانوارها افزایش یافته است. کاهش تغذیه علاوه بر تحمیل رنج بر افراد، تأثیر مستقیم و پایداری بر عملکرد اقتصاد هم دارد. پژوهش‌های پزشکی نشان می‌دهند که سلامت جسمی و روانی یک فرد بزرگسال به‌طور مستقیم به کمیت و کیفیت تغذیه او در دوران کودکی و نوجوانی بستگی دارد. بنابراین، خالی شدن سفره خانوارهای ایرانی، نه تنها تأثیر مستقیمی بر بهره‌وری نیروی کار در زمان حال دارد، بلکه اثر بلندمدتی نیز بر اقتصاد از طریق نسل‌های آینده به جا می‌گذارد. کودکانی که در این دوره زندگی می‌کنند، بزرگسالان آینده خواهند بود و اگر در حال حاضر تغذیه مناسبی نداشته باشند، آن‌ها می‌توانند بر رشد و بهره‌وری آینده اقتصاد تأثیر منفی داشته باشند.

تورم خوراکی

کاهش درآمد سرانه، اولین لبه قیچی

کاهش درآمد سرانه یکی از مهم‌ترین دلایل افت هزینه‌های خوراکی به شمار می‌آید. درآمد سرانه کمتر به تنهایی موجب کاهش قدرت خرید خانوارها در مقابل تمامی کالاها، از جمله اقلام غذایی می‌شود. بررسی آمارها بیانگر این واقعیت است که کاهش درآمد سرانه در ایران عمدتاً ناشی از افت فروش و قیمت نفت بوده است. با شروع تحریم‌ها در اوایل دهه 1390، فروش نفت ایران کاهش پیدا کرده و درآمد سرانه نیز در سال 1391، در مقایسه با سال قبل آن، حدود ۱۵ درصد کاهش یافته است. ادامه کاهش قیمت و فروش نفت در سال‌های بعد، به از دست رفتن ۳۳ درصدی درآمد سرانه در سال 1399 نسبت به سال 1390 انجامید. با تغییر دولت در آمریکا و افزایش فروش نفت، درآمد سرانه رشد کرده و افت ۳۳ درصدی سال ۱۳۹۹ به ۲۵ درصد در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته است.

اگرچه کاهش درآمد سرانه به افت هزینه‌های خوراکی منجر شده است، اما با افزایش درآمد سرانه در سال‌های پایانی پیش از ۱۴۰۳، هزینه‌های خوراکی افزایش نیافته است. این مسئله می‌تواند به دو عامل مرتبط باشد. عامل نخست، فراگیر نبودن رشد اقتصادی است. احتمالاً میزان بهره‌ای که دهک‌های پایین از رشد اقتصادی می‌برند، کمتر بوده و به همین دلیل کشش درآمدی تقاضای خوراک بسیار ناچیز است. عامل دوم، که به نظر اصلی‌تر است، تصور خانوارها پیرامون دائمی یا غیر دائمی بودن افزایش درآمدهاست. خانوارها تنها در صورتی هزینه‌های روزمره خود را به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهند که معتقد باشند افزایش درآمدها پایدار است. عکس این قضیه، اگر خانوارها باور داشته باشند که افزایش درآمدهایشان ناپایدار است و انتظار کاهش آن را در سال‌های آینده داشته باشند، سعی می‌کنند با پس‌انداز درآمدهای اضافی کنونی، مصرف خود را در آینده مدیریت کنند. با توجه به تشدید تنش‌های منطقه‌ای در آن زمان، به نظر می‌رسد خانوارها توانسته‌اند بر اساس این پیش‌بینی‌ها، ذخایر خود را افزایش دهند.

تورم بالاتر خوراکی‌ها، دومین لبه قیچی

علاوه بر کاهش درآمد سرانه، افزایش قیمت کالاهای خوراکی به‌طور نسبی نسبت به سایر کالاها نیز می‌تواند به‌عنوان دومین عامل مهم در کاهش هزینه‌های خوراکی قلمداد شود. در اکثر سال‌ها، تورم خوراکی به مراتب بیشتر از نرخ عمومی تورم بوده است. بر اساس نظریه‌های اقتصاد خرد، انتظار می‌رود که افزایش قیمت نسبی یک کالا به کاهش تقاضا برای آن منجر شود. اوج این تفاوت نرخ‌ها در سال 1401 و همزمان با آزادسازی نرخ ارز مشاهده شد. در آن سال، نرخ تورم سالانه تقریباً ۴۵.۷ درصد بود، در حالی که تورم خوراکی به بیش از ۷۱ درصد رسید. بیشتر بودن نرخ تورم کالاها، به‌ویژه اقلام خوراکی، نسبت به نرخ میانگین عمومی تورم، ناشی از تأثیر بیشتر افزایش نرخ ارز بر کالاها نسبت به خدمات است. با این حال، سیاست نرخ ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی که از سال 1397 به مرحله اجرا درآمد، هم نتوانسته است میزان تورم خوراکی‌ها را کنترل کند. بخشی از این ناکامی نیز به اتلاف یارانه‌های پرداختی در زنجیره تولید و عدم رسیدن آن به مصرف‌کننده نهایی بازمی‌گردد.

تورم خوراکی

ضرورت حفظ حداقل تغذیه

علاوه بر اهمیت موضوع افزایش تولید، که به خودی خود نیازمند راهکارهای خاص است، چگونگی توزیع مجدد منابع نیز از اهمیت بسیاری برخوردار می‌باشد. خانوارهایی که به شدت در فقر به سر می‌برند، اغلب قربانی بی‌نظمی‌های کلان هستند و نه تصمیمات خود ارادی آنها. طراحی یک سیستم تأمین اجتماعی هوشمند که قادر باشد این خانوارها را به سطح حداقل معیشت برساند، امری ضروری برای کل جامعه است. یارانه‌هایی که دولت ایران قبلاً پرداخت می‌کرد، عمدتاً به‌صورت غیرمستقیم بوده‌اند. مشکل این روش توزیع این است که خانوارهایی که توان مصرف بیشتری دارند، یارانه‌های بیشتری نیز دریافت می‌کنند.

با طرح‌هایی نظیر هدفمندی یارانه‌های انرژی در سال 1389 و حذف ارز ترجیحی در سال‌های 1401 و 1404، یارانه‌ها به‌صورت مستقیم پرداخت شده‌اند. در این طرح‌ها، پرداخت یارانه به تمامی اقشار، بدون توجه به سطح درآمد و نیازها، به‌طور یکسان انجام شده است. اگرچه جامعه ایران به‌طور خودجوش با تاسیس انجمن‌های خیریه سعی در حمایت از اقشار آسیب‌پذیر دارد، اما انتظار می‌رود دولت نیز تمایل جامعه به حمایت از خانوارها را در بستری شفاف و هوشمند به عمل درآورد. با این حال، به نظر می‌رسد این حمایت‌ها باید موقتی و صرفاً برای شرایط بحرانی در نظر گرفته شود، زیرا راه‌حل اصلی برای مقابله با فقر، تقویت تولید و رشد اقتصادی است.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.