چرایی سکوت قربانیان «خشونت خانگی»
امیرمحمد واشقانی فراهانی در مصاحبهای با ایسنا، به این نکته اشاره کرد که خشونت خانگی به عنوان یکی از پیچیدهترین و در عین حال دور از چشمترین اشکال خشونت در جامعه شناخته میشود. او توضیح داد که این نوع خشونت معمولاً در فضاهای خصوصی و در پشت درهای بسته اتفاق میافتد و به دلیل عواملی چون ترس، وابستگی اقتصادی، فشارهای خانوادگی و فرهنگی و همچنین نگرانی از پیامدهای گزارش تخلفات، بسیاری از موارد آن هرگز به ثبت نمیرسند.
وی اضافه کرد: خشونت خانگی میتواند به اشکال فیزیکی، روانی، اقتصادی و کلامی بروز کند و تأثیرات آن تنها محدود به قربانی نمیشود، بلکه شامل کودکان، سایر اعضای خانواده و حتی ساختار اجتماعی نیز میشود.
مداخله فوری پلیس برای حفاظت از قربانی
این جرمشناس در خصوص اهمیت دخالت پلیس در موارد خشونت خانگی اظهار داشت: در شرایطی که جرم به وضوح دیده میشود، پلیس موظف است برای تأمین امنیت و جلوگیری از تشدید وضعیت، وارد عمل شود. این مداخله نخستین هدفش حفاظت از جان و سلامت قربانی و کنترل اوضاع است.
واشقانی فراهانی ادامه داد: اقداماتی نظیر توقف خشونت، ممانعت از تشدید تنش، حفظ صحنه و آثار جرم و ثبت اظهارات اولیه قربانی و شهود از جمله اقداماتی هستند که در این مرحله به شدت اهمیت دارند. حضور به موقع پلیس میتواند مانع از تداوم خشونت و در شرایط شدیدتر، از تبدیل یک نزاع خانوادگی به آسیبهای غیرقابل جبران جلوگیری کند.
وی به رابطه بین خشونتهای مکرر خانوادگی و برخی جرایم شدیدتر نیز اشاره کرده و گفت: در بسیاری از پروندههای قتلهای خانوادگی، پیش از وقوع جرم نشانههایی از خشونت، تهدید یا تنش وجود داشته است. بنابراین، نباید خشونت خانگی را صرفاً به عنوان یک اختلاف درونخانوادگی در نظر گرفت، بلکه در مواردی که امنیت و سلامت افراد تهدید میشود، باید به این موضوع جدی توجه کرد.
مستندسازی؛ یکی از کلیدیترین وظایف پلیس
این استاد دانشگاه بر اهمیت ثبت دقیق شواهد و دلایل خشونت تأکید کرد و گفت: یکی از مشکلات اصلی در پروندههای خشونت خانگی این است که قربانی ممکن است در مراحل بعد تحت فشار قرار گیرد یا به دلیل ترس و وابستگی از پیگیری موضوع انصراف دهد. به همین دلیل، مستندسازی اولیه از اهمیت بسیاری برخوردار است.
وی افزود: ثبت اظهارات قربانی و شهود، مستندسازی آثار آسیبها، ثبت وضعیت محل، توجه به آثار تخریب یا درگیری و ارجاع قربانی به پزشکی قانونی در صورت لزوم میتواند به حفظ روند پیگیری کمک نماید.
واشقانی فراهانی ادعا کرد: در کنار شواهد فیزیکی، پیامهای تهدیدآمیز، تماسها، پیامکها و دیگر شواهد دیجیتال در صورت وجود و با رعایت اصول قانونی میتوانند در روشن شدن ابعاد پرونده مؤثر باشند.
پلیس؛ نخستین پشتیبان قربانی
این جرمشناس در مورد وضعیت روحی قربانیان خشونت خانگی توضیح داد: این افراد ممکن است در هنگام مراجعه به پلیس با حس ترس، اضطراب، شرم یا سردرگمی مواجه شوند و نحوه برخورد مأمور میتواند تأثیر عمیقی بر تصمیم آنها برای ادامه پیگیری داشته باشد.
وی بیان کرد: پلیس باید ضمن تأمین امنیت، قربانی را در صورت نیاز به مراکز حمایتی، پزشکی قانونی یا اورژانس اجتماعی ارجاع دهد و اطلاعات مورد نیاز شامل مراحل پیگیری قانونی را در اختیار او قرار دهد.
واشقانی فراهانی افزود: در مواردی که احتمال ادامه خشونت وجود دارد، هماهنگی با مقام قضایی برای اجرای اقدامات قانونی لازم نیز بسیار حائز اهمیت است. هدف اصلی باید جلوگیری از تکرار خشونت و تأمین امنیت برای قربانی باشد.
لزوم آموزش تخصصی مأموران
وی به تجربیات برخی کشورها در ایجاد واحدهای تخصصی برای مقابله با خشونت خانگی اشاره کرد و اظهار داشت: رسیدگی به خشونت خانگی نیازمند آموزشهای تخصصی است. مأموری که با چنین پروندهای روبهرو میشود باید بداند چگونه با قربانی گفتگو کند، اطلاعات را به شیوه مناسب دریافت نماید و اوضاع را بدون ایجاد تنش بیشتر مدیریت کند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: گسترش آموزشهای تخصصی برای مأموران و تقویت همکاری میان پلیس، دستگاه قضایی، پزشکی قانونی و نهادهای حمایتی میتواند به افزایش مؤثريت مداخلات در این زمینه کمک شایانی کند.
کنترل فرد خشونتورز باید بر اساس خطر ارزیابی شود
واشقانی فراهانی در مورد رویکرد پلیس نسبت به فرد خشونتورز گفت: در موقعیتهایی که جرم واضح است و شرایط قانونی مهیا میباشد، پلیس میتواند بر اساس قانون اقدامات لازم را انجام دهد. نحوه برخورد نیز باید با توجه به میزان خطر، شرایط صحنه و دستورات مقام قضایی تعیین شود.
وی افزود: در شرایطی که تهدید جدی علیه قربانی وجود دارد، احتمال ادامه خشونت، وجود سلاح یا سوابق رفتارهای خشونتآمیز، مدیریت فوری وضعیت اهمیت بیشتری پیدا میکند. هدف مداخله پلیس نخست و پیش از همهچیز، کنترل خطر و تأمین امنیت افراد است.
پیشگیری نیازمند اقدامات فراتر از برخورد قضایی است
این جرمشناس بر اهمیت این نکته تأکید کرد که مقابله با خشونت خانگی تنها با اقداماتی قضایی ممکن نیست و پیشگیری از این پدیده نیازمند ترکیبی از اقدامات اجتماعی، فرهنگی و آموزشی است.
وی ادامه داد: آموزش خانوادهها، افزایش آگاهی درباره مصادیق خشونت، اطلاعدهی درباره طریق گزارش جرم، همکاری با اورژانس اجتماعی و مراکز حمایتی و شناسایی موقعیتهای پرخطر میتواند در جلوگیری از تکرار خشونت بسیار مؤثر باشد.
واشقانی فراهانی افزود: همچنین باید به این نکته توجه کرد که برخی تهدیدها و اختلافات ممکن است نخست در فضاهای مجازی شکل بگیرند و سپس نمود واقعی به خشونت تبدیل شوند؛ بنابراین، توجه به تهدیدهای مجازی نیز بخشی از فرآیند پیشگیری است.
رسانهها؛ از آموزش تا حفاظت از حریم قربانی
این استاد دانشگاه در مورد نقش رسانهها در مقابله با خشونت خانگی گفت: رسانهها میتوانند در ارتقاء آگاهی عمومی درباره این پدیده تأثیر بسزایی داشته باشند. بسیاری از افراد ممکن است ندانند برخی رفتارها مصداق خشونت هستند یا برای دریافت حمایت و پیگیری قانونی باید به کجا مراجعه کنند.
وی افزود: رسانهها باید در کنار آموزش عموم درباره پیامدهای خشونت و راههای گزارش آن، حریم خصوصی قربانیان را نیز رعایت کنند. افشای هویت یا تصاویر قربانی، بازنشر جزئیات آزاردهنده و پرداختن هیجانی به پروندهها ممکن است آسیبهای اضافی تولید کند.
واشقانی فراهانی بر این نکته تأکید کرد که رسانهها باید به جای تأکید صرف بر جنبههای خشن پرونده، درباره علل وقوع، راههای پیشگیری، حقوق قربانیان و نقش نهادهای مسئول اطلاعرسانی کنند.
چرا قربانیان خشونت خانگی سکوت میکنند؟
این جرمشناس یکی از بزرگترین چالشهای مواجهه با خشونت خانگی را سکوت قربانیان دانسته و تصریح کرد: ترس از فرد خشونتورز، وابستگی مالی، نگرانی درباره فرزندان، فشارهای خانواده و نگاه اجتماعی از جمله عواملی است که میتواند مانع از گزارش خشونت شود.
وی افزود: این موضوع نشان میدهد که برخورد با خشونت خانگی نباید تنها به لحظه وقوع جرم محدود گردد. قربانی باید احساس کند که پس از گزارش خشونت نیز از حمایت کافی برخوردار است و قرار نیست به دلیل گزارش خود با تهدید یا فشار بیشتری مواجه شود.
واشقانی فراهانی تاکید کرد: تکرار وقوع خشونت نیز یک موضوع مهم است؛ در بسیاری از موارد، یک حادثه خشونتآمیز به صورت منفرد اتفاق نمیافتد و در غیاب مداخله مؤثر، احتمال تکرار و تشدید آن وجود دارد.
ضرورت همکاری بین پلیس، دستگاه قضایی و نهادهای حمایتی
وی در خاتمه گفت: مقابله مؤثر با خشونت خانگی مستلزم همکاری بین پلیس، دستگاه قضایی، پزشکی قانونی، اورژانس اجتماعی، مراکز حمایتی و رسانهها است. پلیس در خط مقدم مواجهه با این پدیده قرار دارد، اما به تنهایی نمیتواند به تمامی ابعاد آن رسیدگی کند.
این استاد دانشگاه بر اهمیت آموزش تخصصی مأموران، تقویت واحدهای تخصصی، مستندسازی دقیق، مداخله سریع در شرایط بحرانی، حمایت از قربانیان و افزایش آگاهی عمومی تأکید کرد و افزود: مهمتر از همه این که خشونت خانگی باید به عنوان یک مسأله جدی اجتماعی و کیفری در نظر گرفته شود، نه فقط به عنوان یک اختلاف خصوصی خانوادگی.
انتهای پیام