کد خبر 697774
۱۴۰۵/۰۶/۲۱ ۱۳:۰۸

وام نقدی یا اعتبار زنجیره‌ای؛ کدام‌یک تأثیر بیشتری بر تورم دارد؟

ساعت 24 - وام نقدی در هر مرحله سپرده‌ای تازه به وجود می‌آورد، در حالی‌که اعتبار زنجیره‌ای یک طلب مشخص را میان کسب‌وکارها جابجا کرده و تنها در مرحله نهایی تسویه می‌گردد.
وام نقدی یا اعتبار زنجیره‌ای؛ کدام‌یک تورم‌زاتر است؟

به نقل از خبرنگار مهر، بخش عمده‌ای از درخواست‌های وام بانکی در نظام اقتصادی ایران به منظور تأمین سرمایه در گردش برای بنگاه‌ها انجام می‌شود. تولیدکنندگان برای خریداری مواد اولیه، قطعات و خدمات لازم به منابع مالی احتیاج دارند، اما معمولاً بین زمان خرید این نهاده‌ها و زمان فروش محصولات نهایی فاصله معناداری وجود دارد. سیستم‌های تسهیلات بانکی سنتی این فاصله را با اعطای وجه نقد پوشش می‌دهند.

این مشکل زمانی به وجود می‌آید که هر یک از اجزای زنجیره تأمین به‌طور جداگانه با کمبود نقدینگی مواجه شوند. تولیدکننده برای رفع بدهی خود به قطعه‌ساز مجبور به دریافت وام می‌شود و قطعه‌ساز نیز برای تسویه با تأمین‌کننده مواد اولیه به بانک مراجعه می‌کند. به‌علاوه، تأمین‌کننده ممکن است برای به‌روزرسانی بدهی‌های خود به حلقه بالادستی وام دیگری طلب کند. این موقعیت منجر به آن می‌شود که یک نیاز مالی مشترک در زنجیره به چند درخواست مجزا برای وام تقسیم شود.

برای روشن‌تر شدن موضوع، می‌توان زنجیره‌ای چهارمرحله‌ای شامل معدن، تأمین‌کننده مواد، قطعه‌ساز و تولیدکننده را مد نظر قرار داد. اگر ارزش معاملات میان دو حلقه ۱۰۰ میلیارد تومان باشد، در روش‌های سنتی، ممکن است سه بنگاه، هرکدام ۱۰۰ میلیارد تومان وام دریافت کنند. در پایان، برای پوشش ۳۰۰ میلیارد تومان معامله بین حلقه‌های زنجیره، به همین مقدار تسهیلات پرداخت می‌شود.

وام بانکی در مرحله ابتدایی به ایجاد سپرده‌ای در شبکه بانکی منجر می‌شود. این سپرده قابلیت انتقال دارد و گیرنده می‌تواند از آن برای تسویه بدهی، خرید کالا، انجام معاملات ارزی یا ورود به بازار دارایی‌ها بهره ببرد. در نتیجه، قدرت خریدی که با هدف تأمین تولید ایجاد شده است، لزوماً در همان مسیر باقی نمی‌ماند. هر چقدر شدت خروج منابع از زنجیره بیشتر باشد، خطر انتقال نقدینگی به بازارهای غیرمولد و افزایش فشار بر قیمت‌ها بیشتر خواهد شد.

لازم به ذکر است که اعطای وام بانکی به این معنا نیست که بانک مرکزی بلافاصله به‌میزان کل تسهیلات اسکناس یا پول پرقدرت صادر می‌کند. بانک‌های تجاری از طریق اعطای وام یک سپرده را ایجاد می‌کنند، اما افزایش سپرده‌ها می‌تواند نیاز بانک‌ها به ذخایر، نقدینگی روزانه و منابع لازم برای تسویه بین بانکی را افزایش دهد. اگر بانک‌ها نتوانند این نیاز را از منابع درون‌بانکی یا بازار بین‌بانکی تأمین کنند، ممکن است به منابع بانک مرکزی وابسته شوند. این وضعیت می‌تواند به گسترش نامنظم تسهیلات، افزایش نقدینگی و در نهایت، تشدید فشار تورمی منجر شود.

یک اعتبار برای چند معامله تولیدی

اعتبار زنجیره‌ای با هدف جلوگیری از تکرار تأمین مالی در حلقه‌های مختلف طراحی شده است. در این روش، بانک به‌جای پرداخت وجه نقد به همه اعضای زنجیره، یک ابزار اعتباری قابل انتقال صادر می‌کند. تولیدکننده این اعتبار را برای خرید قطعه به قطعه‌ساز انتقال می‌دهد. همچنین قطعه‌ساز همان اعتبار را برای تسویه بدهی‌اش به تأمین‌کننده مواد منتقل می‌کند و تأمین‌کننده می‌تواند آن را به حوزه بالادستی منتقل کند.

در مثال فوق، یک اعتبار ۱۰۰ میلیارد تومانی می‌تواند در سه مرحله منتقل شود و به‌طور کلی ۳۰۰ میلیارد تومان معامله را پوشش دهد. اما در انتهای زنجیره تنها دارنده نهایی اعتبار مجاز به دریافت ۱۰۰ میلیارد تومان است. بنابراین، یک تعهد مالی واحد جای سه پرداخت نقدی مستقل را می‌گیرد.

این مقایسه به معنای ایجاد ۳۰۰ میلیارد تومان ثروت با یک اعتبار ۱۰۰ میلیارد تومانی نیست. معاملات میان اعضای زنجیره نشان‌دهنده مراحل مختلف تولید یک محصول هستند و نباید همه آن‌ها را به‌عنوان یک تولید نهایی جدید تلقی کرد. مزیت اعتبار زنجیره‌ای در این است که نیازهای مالی متوالی را به یکدیگر متصل کرده و جلوگیری می‌کند از آنکه هر حلقه برای تسویه با حلقه قبل، وام نقدی مستقل بگیرد.

در تسهیلات سنتی، هر وام سپرده‌ای خرج‌پذیر به بنگاه می‌دهد. اما در الگوی زنجیره‌ای، آنچه میان بنگاه‌ها جا به جا می‌شود پول نقد نیست؛ بلکه طلبی مدت‌دار از صادرکننده اعتبار است. نام دارنده طلب تغییر می‌کند، ولی تا پیش از سررسید، الزماً پول جدیدی وارد حساب اعضای زنجیره نمی‌شود. بدین ترتیب، یک اعتبار ۱۰۰ میلیارد تومانی می‌تواند عملکرد معاملاتی چند وام ۱۰۰ میلیارد تومانی را داشته باشد، بدون آنکه به همان اندازه سپرده بانکی ایجاد کند.

گردش این اعتبار را نباید با افزایش سرعت گردش پول پرقدرت یکسان دانست. اگر ۱۰۰ میلیارد تومان پول نقد یا سپرده بانکی سه بار میان بنگاه‌ها جا به جا شود، همان پول چند معامله را انجام داده است. اما در اعتبار زنجیره‌ای، یک مطالبه مالی چند بار تغییر مالکیت می‌دهد و تسویه مالی آن تنها در پایان صورت می‌گیرد. به همین خاطر، دفعات استفاده از اعتبار افزایش می‌یابد، اما پول پرقدرت به همان اندازه میان حساب‌ها و بانک‌ها گردش نمی‌کند.

این ویژگی می‌تواند فشار تأمین مالی بر شبکه بانکی را کاهش دهد. بانک به‌جای بررسی و اعطای چند وام مستقل، یک اعتبار مبتنی بر یک معامله واقعی را صادر می‌کند. همچنین بدهی‌های زنجیره به‌صورت منظم‌تری ثبت می‌شوند و قابلیت شناسایی مقصد اعتبار بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی، منابع مالی بیشتری در خدمت خرید مواد، قطعات و خدمات تولیدی قرار می‌گیرند و احتمال خروج آن‌ها به بازارهای نامرتبط کاهش می‌یابد.

کاهش تورم، مشروط به جلوگیری از پولی‌شدن اعتبار

تفاوت اثر تورمی دو روش به نوع ایجاد و مصرف قدرت خرید ناشی برمی‌گردد. تسهیلات نقدی، قدرت خریدی با کاربری عمومی ایجاد می‌کند و ممکن است علاوه بر تولید، تقاضا برای کالاهای مصرفی، ارز، طلا، مسکن و سایر دارایی‌ها را افزایش دهد. اگر رشد این تقاضا از توان تولید اقتصادی بیشتر باشد، سطح قیمت‌ها افزایش می‌یابد.

اعتبار زنجیره‌ای، در شکل محدود و هدفمند خود، قدرت خرید عمومی ایجاد نمی‌کند. این اعتبار فقط برای تسویه معاملات مشخص میان اعضای زنجیره پذیرفته شده است. برعکس، تأمین نیاز مالی در گردش می‌تواند به تداوم تولید، جلوگیری از تعطیلی خطوط و افزایش عرضه کالا کمک کند. از این رو، این ابزار در مقایسه با وام نقدی، فشار کمتری از سمت تقاضا به وجود می‌آورد و هم‌چنین می‌تواند از طریق افزایش تولید، بخشی از فشار تورمی سمت عرضه را کاهش دهد.

با این وجود، اعتبار زنجیره‌ای به‌خودیه‌خود غیرتورمی نیست. اگر دارنده اعتبار بتواند در هر مرحله آن را به‌سرعت نزد بانک تنزیل کند و به پول نقد تبدیل نماید، مزیت اصلی این ابزار کاهش یافته خواهد بود. در این صورت، انتقال اعتبار ممکن است در هر حلقه به تزریق منابع نقدی منجر شود و ساختاری مشابه اعطای چندین وام را ایجاد کند.

احتمال استفاده از اعتبار فراتر از زنجیره نیز خطر دیگری را به همراه دارد. اگر این ابزار برای خرید عمومی کالا و دارایی‌ها پذیرفته شود، به نوعی شبه‌پول تبدیل خواهد شد. در چنین حالتی، حتی اگر در آمار رسمی پول پرقدرت روایت نشود، می‌تواند قدرت خرید مؤثر اقتصاد را افزایش داده و بر تورم تأثیر بگذارد. تضمین نامحدود این اعتبارات توسط بانک مرکزی یا تبدیل گسترده آن‌ها به منابع نقد نیز می‌تواند تعهدات اعتباری را در نهایت به رشد پایه پولی منتقل کند.

برای حفظ مزیت این روش، اعتبار باید در مقابل فاکتور واقعی صادر شود، انتقال آن به اعضای شناخته شده زنجیره محدود بماند و امکان تنزیل مکرر آن کنترل شود. جلوگیری از صدور چند اعتبار بر اساس یک فاکتور، تعیین سقف متناسب با تولید واقعی و ثبت کامل انتقال‌ها نیز از الزامات این امر هستند.

به‌طور کلی، اعتبار زنجیره‌ای زمانی اثر تورمی کمتری دارد که به‌عنوان جایگزین واقعی وام نقدی عمل کند، نه به‌عنوان ابزاری جدید در کنار آن. در این حالت، یک طلب واحد می‌تواند چندین معامله تولیدی را پوشش دهد، نیاز بنگاه‌ها به دریافت وام‌های جداگانه را کاهش دهد و تسویه نقدی را به انتهای زنجیره منتقل سازد. نتیجه این فرآیند، تأمین سرمایه در گردش با خلق سپرده کمتر، فشار محدودتر بر منابع بانکی و احتمال کم‌تر انتقال نقدینگی به بازارهای غیرمولد است.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.