بر اساس برداشتهای نادرست، «مارگزیدگی» امری تصادفی نیست!
فرارو- با وجود اینکه هر ساله صدها هزار نفر در سرتاسر جهان به سبب نیش مارهای سمی جان خود را از دست میدهند، دانشمندان بینالمللی با بررسی هزاران پرونده پزشکی تأکید دارند که برای مقابله با این بحران بهداشتی، پیش از تولید پادزهر، ضروری است که آموزشهای عمومی افزایشی یابد و شرایط معیشتی بهبود یابد.
به گزارش فرارو به نقل از ارس، هر روز صبح، میلیونها کشاورز و کارگر فصلی در کشورهای در حال توسعه بدون کفش یا با دمپاییهای ساده به مزارع برنج، درختان چای و باغها میروند. پنهان شدن بینقص مارها در بین شاخ و برگ گیاهان، دیدن آنها را تا زمانی که حادثهای اتفاق بیفتد، برای این افراد ناممکن میسازد. اکنون یک گروه از محققان بینالمللی با ارزیابی دادههای آماری طی چهار دهه گذشته به این نتیجه رسیدهاند که مارگزیدگی به هیچ عنوان یک واقعه تصادفی و پراکنده نیست.
این رویدادهای مرگبار بر اساس الگویی واضح در ساعتهایی خاص از روز و مرتبط با مشاغل زراعی و پاهای بدون پوشش انسانی شکل میگیرند. پژوهشگران در این پروژه دادههای ۱۴۲ مطالعه که از سال ۱۹۸۷ تا ۲۰۲۵ منتشر شدهاند را گردآوری کردهاند که شامل بیش از ۲۱۴ هزار مورد ثبتشده مارگزیدگی در قارههای آسیا، آفریقا، قاره آمریکا، استرالیا و اروپا است.
اگرچه این تحلیل امکان مقایسه مستقیم افراد گزیدهشده با دیگران را فراهم نمیکند و نمیتواند به دقت میزان افزایش خطر ناشی از هر عادت خاص را مشخص سازد، اما الگوهای توزیع بسیار شفاف را نمایان میسازد.
دکتر جادیپ سی. منون، پژوهشگر مؤسسه علوم پزشکی آمریتا در شهر کوچی هند و یکی از نویسندگان این تحقیق، وضعیت قربانیان را نمونهای واضح از «قانون مراقبت معکوس» میداند. به اعتقاد او، کسانی که به دلیل شرایط جغرافیایی و نوع شغل خود بیشتر در معرض خطر مارها قرار دارند، دقیقاً همان گروههایی هستند که در بدترین فاصله فیزیکی و امکاناتی از مراکز درمانی تخصصی قرار دارند.
منون تأکید دارد که این شکاف عمیق تنها با تولید و توزیع سرمهای پادزهر قابل پر شدن نیست، زیرا پادزهر در آخرین مرحله از زنجیره آسیب قرار دارد.
تأثیر زمینهای کشاورزی و زمانهای بعدازظهر
مطالعات نشاندهنده این است که ۵۹.۱ درصد از گزیدگیها در حین انجام کار در مزارع کشاورزی به وقوع پیوسته است. این فعالیتها شامل طیف وسیعی از کارهای زراعی چون شخم زدن، علفچینی، برداشت محصول و آبیاری است و کار در مزارع چای، قهوه، نخل روغنی و لاستیک طبیعی را نیز در بر میگیرد.
علاوه بر این، ۹.۱ درصد دیگر از موارد در حین انجام کارهای بدنی مانند ساخت و ساز، چوببری در جنگلها، فعالیت در کارخانههای چوب و کورههای آجرپزی به ثبت رسیده و ۸.۴ درصد نیز در حین پیادهروی معمول گزارش شده است. تلاش برای زندهگیری، کشتن یا جابهجایی مارها سهمی ۳.۶ درصدی داشته و تنها ۲.۴ درصد حوادث در زمان استراحت یا خواب به وقوع پیوسته است.
به علاوه، بررسی محل نیش در بدن بیش از ۸۵ هزار مصدوم نشان داده که ۷۹ درصد کل گزیدگیها در اندامهای تحتانی و زیر زانو ثبت شدهاند. این آمار نشان میدهد پاها نخستین و آسیبپذیرترین ناحیه تماس با خزندگان هستند.
یافتههای مربوط به زمان وقوع همچنین باورهای رایج درباره حملات مارهای سمی در طول شب را به چالش میکشد. براساس نزدیک به ۱۶ هزار پرونده با زمانهای ثبت شده، ۳۹ درصد از حوادث در بازه زمانی بین ظهر تا ۶ عصر و ۲۹ درصد نیز میان ۶ غروب تا نیمهشب ثبت شدهاند. در حالی که سهم نیمه شب تا سپیدهدم تنها ۱۲ درصد است. این ساعات به طور دقیق بر زمان اوج فعالیتهای روزانه و ترددهای روستایی منطبق است.
علاوه بر زمان شبانهروز، تغییرات اقلیمی و فصول نیز تأثیرگذارند؛ فصل بارشهای موسمی و ماههای پس از آن به دلیل سیلابها و فرار مارها از لانههایشان، بیشترین تعداد قربانیان را به همراه دارد.
بحران گونهشناسی و چالشهای درمانی
در میان پروندههایی که در آنها گونه مار شناسایی شده بود، افعیها با تشکیل ۸۵.۱۲ درصد حوادث، مرگبارترین گروه به شمار میروند. در حالیکه کبراها ۲.۸۴ درصد و کریتها تنها ۱.۹ درصد را تشکیل میدهند. توزیع گونهها به شدت به بومشناسی هر کشور بستگی دارد؛ افعی راسل در ۵۱.۳ درصد پروندههای هند، مارهای قهوهای در ۴۳.۱ درصد موارد استرالیا و گونههای «بوتروپس» در ۹۰.۴ درصد حوادث برزیل مشاهده شدهاند.
یک چالش بزرگ در روند درمان، خاص بودن پادزهرها است. سرمهای ضد ماری که برای یک گونه خاص ساخته میشود، در برابر گونههای دیگر کارایی کمی دارند. به عنوان مثال، ماده دارویی استاندارد هندوستان که بر مبنای چهار مار خطرناک این کشور تحت عنوان «چهار بزرگ» تولید میشود، افعی پوزهبرآمده که عامل ۷.۵ درصد گزیدگیهای هند و یکسوم صدمات ثبتشده در سریلانکا است، را در بر نمیگیرد. کارشناسان تأکید میکنند پروتکلهای درمانی باید به گونههای کلاسیک محدود نمانند.
بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت، سالانه ۵.۴ میلیون مارگزیدگی در سرتاسر جهان به وقوع میپیوندد که منجر به مرگ ۸۱ تا ۱۳۸ هزار نفر خواهد شد. کشور هند با ۵۸ هزار قربانی در سال، تقریباً نیمی از این تلفات سنگین را تحمل میکند. ساختار سنتی روستاها با کفهای گلی، سقفهای پوشالی و روزنههای بدون حفاظ، فرصت نفوذ مارها به اتاقهای خواب را فراهم میآورد. علاوه بر این، هزینههای بالای درمان از بسیاری از خانوادههای کمدرآمد میگیرد تا به جای مراجعه به بیمارستان، به درمانگران محلی و دعاخوانها پناه ببرند؛ تصمیمی نادرست که باعث اتلاف وقت درمان و تشدید فقر آنان میشود.
دکتر منون اولویت اصلی در نجات جان آسیبدیدگان را در آموزش و توانمندسازی جوامع محلی میداند. افزایش آگاهی دانشآموزان در مدارس، برگزاری دورههای آموزشی خاص برای کارگران مزارع، توزیع وسایل حفاظتی ارزانقیمت همچون چکمههای مقاوم، چراغهای قوی برای رفتوآمدهای شبانه، استفاده از پشهبندهای امن و اصلاح تصورات نادرست درباره کمکهای اولیه از مؤثرترین ابزارها برای کاهش پایدار مرگومیر ناشی از مارگزیدگی در سرتاسر جهان به حساب میآیند.