کد خبر 698367
۱۴۰۵/۰۶/۲۲ ۰۱:۰۶

درد ناشی از بی‌توجهی و خستگی؛ متداول‌ترین اختلالات روانی در بزرگسالی

ساعت 24 - یک مشاور روانشناسی بیان کرد: اختلالات روان‌شناختی رایج در بین بزرگسالان شامل مواردی چون اضطراب، افسردگی و وسواس هستند؛ لازم است افراد بدانند که افسردگی همیشه به معنای بروز غم و اشک نیست، بلکه نشانه‌هایی نظیر بی‌توجهی، انزوا از اجتماع و دردهای مبهم جسمی نیز از علائم جدی آن محسوب می‌شوند.
دردِ بی‌تفاوتی و خستگی؛ شایع‌ترین اختلالات روان بزرگسالان

عطیه سلطانی در مصاحبه‌ای با ایسنا اظهار داشت: اختلالات روانی به وضعیتی اطلاق می‌شود که سبب بروز تغییرات منفی در افکار، احساسات یا رفتارهای فرد شده و موجب ناراحتی خود یا دیگران گردد و در زندگی روزمره او تأثیرات منفی بگذارد. این اختلالات ممکن است بر روابط، کار، خواب یا انجام فعالیت‌های روزانه تأثیرگذار باشند. ما همگی در موقعیت‌های مختلف ممکن است احساس غم، اضطراب، خشم یا بی‌حوصلگی کنیم و این واکنش‌ها به‌تنهایی نشان‌دهنده یک اختلال روانی نیستند. اما وقتی این احساسات شدت، تداوم یا تکرار بیشتری پیدا کنند و به‌طور قابل توجهی در عملکرد فرد اختلال ایجاد کنند، بهتر است توسط یک روان‌پزشک یا روان‌شناس بالینی پیگیری شوند.

رایج‌ترین اختلالات و تأثیر آن‌ها بر ابعاد فردی و اجتماعی

وی در ادامه اشاره کرد که رایج‌ترین اختلالات روان‌شناختی در بزرگسالان شامل اختلالات اضطرابی، افسردگی، وسواس و برخی مشکلات خواب است و این اختلالات چگونه می‌توانند زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهند. با توجه به تشدید مشکلات روزمره و فشارهای روانی ناشی از آن، افراد ممکن است مرتباً با نگرانی و تکرار افکار منفی مواجه شوند و قادر به انجام کارهای معمولی روزانه خود با آرامش نباشند. فرد مبتلا به افسردگی ممکن است انرژی و انگیزه خود را از دست بدهد، از تماس با دیگران دوری کند و حتی انجام فعالیت‌های ساده روزانه نیز برای او دشوار گردد. در اختلال وسواس، افکار ناخواسته و رفتارهای تکراری می‌توانند زمان و انرژی زیادی را از فرد بگیرند و به شکل جمعی، این اختلالات کیفیت زندگی و روابط فرد را به طور ملموسی کاهش می‌دهند.

این روانشناس علاوه بر این خاطرنشان کرد که تغییرات در خواب، اشتها، سطح انرژی و روابط اجتماعی می‌تواند نشانه‌هایی از آغاز یک اختلال روانی باشد. یکی از علائم مهمی که باید به آن دقت شود، تغییرات قابل توجه و مستمر نسبت به وضعیت عادی فرد است. به‌طور مثال، اگر فردی که همواره خواب منظم داشته، ناگهان دچار بی‌خوابی، خواب زیاد یا بیدار شدن‌های مکرر شود یا در اشتها و وزن او تغییرات چشم‌گیری ایجاد شود، نباید این تغییرات نادیده گرفته شوند. کاهش یا افزایش غیرطبیعی انرژی، خستگی مداوم، بی‌حوصلگی و فقدان انگیزه برای انجام کارهایی که قبلاً برایش لذت‌بخش بودند نیز می‌تواند نشانه‌هایی از مشکلات روانی باشد.

به گفته سلطانی، در صورتی که فرد به طور مشهودی از جمع‌های خانوادگی و دوستانه فاصله بگیرد، تمایلش به معاشرت کاهش یابد، زودتر از گذشته عصبانی یا حساس شود، این می‌تواند علامتی از وجود یک مشکل روانی باشد. البته باید توجه داشت که وجود یکی از این نشانه‌ها به‌تنهایی به معنای اختلال روانی نیست؛ نکته حائز اهمیت این است که این تغییرات چقدر شدید بوده، چه مدت به درازا کشیده و تا چه میزانی بر زندگی روزمره تأثیر گذاشته است. چنانچه این تغییرات تداوم داشته باشند، بهتر است فرد زیر نظر متخصص سلامت روان قرار گیرد.

تفکیک میان استرس طبیعی و اختلال اضطراب فراگیر

وی در ادامه گفت: مهم است که تفاوت میان اضطراب یا استرس طبیعی و اختلال اضطراب فراگیر یا حملات پانیک را درک کنیم. اضطراب همواره به معنای وجود بیماری نیست. برای نمونه، در شرایطی همچون برگزاری یک جلسه مهم، مصاحبه شغلی یا انجام کار دشوار، احساس نگرانی و استرس کاملاً طبیعی است و معمولاً با رفع آن موقعیت، اضطراب نیز کاهش می‌یابد؛ اما در اختلال اضطراب فراگیر، نگرانی محدود به یک موقعیت خاص نیست. فرد به‌طور مداوم در مورد جنبه‌های مختلف زندگی مانند کار، خانواده، سلامتی، مسائل مالی و آینده نگران است و کنترل این نگرانی‌ها برایش دشوار می‌شود؛ به گونه‌ای که تأثیر منفی بر خواب، تمرکز، آرامش و زندگی روزمره‌اش می‌گذارد.

این روانشناس افزود: حملات پانیک حالتی متفاوت دارند. در این وضعیت، فرد ممکن است ناگهان موجی شدید از ترس یا اضطراب را تجربه کند و علائمی مثل تپش قلب، تنگی نفس، لرزش، تعریق، سرگیجه یا احساس از دست‌دادن کنترل به سراغش بیاید. این نوع حمله معمولاً به طور ناگهانی آغاز می‌شود و ممکن است حتی در زمانی که خطر واقعی وجود ندارد، بروز کند. به طور کلی، اضطراب طبیعی متناسب با شرایط بوده و پس از پایان آن موقعیت کاهش می‌یابد؛ اما وقتی که اضطراب به شدت، تداوم و غیرقابل کنترل منجر به اختلال در زندگی فرد شود، نیاز به بررسی تخصصی دارد.

سلطانی با اشاره به علائم افسردگی در بزرگسالان و دلیل بروز آن به‌صورت بی‌تفاوتی، انزوا یا حتی دردهای جسمانی توضیح داد: افسردگی صرفاً به معنای احساس غم و اندوه نیست؛ فرد مبتلا ممکن است در برخی موارد احساس بی‌انگیزگی، خستگی و ناامیدی کند، از آنچه که قبلاً خوشایند بوده، لذت نبرد، در تمرکز و تصمیم‌گیری با دشواری روبرو شود و تغییرات در خواب یا اشتها را تجربه کند. به برخی از افراد، افسردگی به صورت غم و اشک بروز نمی‌کند و آن‌ها بیشتر بی‌تفاوت، کم‌حرف، خسته یا منزوی به نظر می‌آیند.

ظهور افسردگی به شکل دردهای جسمانی و انزوا

وی تأکید کرد که گاهی ممکن است فرد نتواند احساسات خود را به‌خوبی بیان کند و تنها بگوید: «دیگر هیچ‌چیز برایم اهمیت ندارد» یا «حوصله هیچ‌کس را ندارم» و افزود: در برخی اشخاص، ناراحتی‌های روحی به‌صورت علائم جسمانی از جمله سردرد، درد در بدن، احساس سنگینی و خستگی یا مشکلات گوارشی نمایان می‌شود. این امر به‌خاطر تأثیرات فشار روانی بر عملکرد بدن (از جمله احساس درد، انرژی و خواب) است. انزوا نیز نتیجه این سیکل معیوب است؛ فرد به دلیل عدم وجود انرژی و انگیزه کافی برای ارتباط با دیگران، فاصله می‌گیرد و این امر به احساس تنهایی او دامن می‌زند. اگر تغییراتی نظیر بی‌علاقگی، خستگی یا علائم جسمانی بدون علت مشخص، به شدت و به‌طور مداوم ادامه داشته باشند، باید افسردگی مورد بررسی قرار گیرد.

این روانشناس تصریح کرد: افزایش آگاهی از علائم اختلالات روانی نباید به خودتشخیصی یا برچسب‌گذاری برای دیگران منجر شود. تشخیص تمامی این موارد بر عهده روان‌شناس بالینی و روان‌پزشک است و دانستن علائم تنها برای افزایش حساسیت به تغییرات رفتاری و احساسی است که باید در نهایت به مراجعه به متخصص سلامت روان منجر گردد.

دردهای جسمانی و بی‌تفاوتی؛ زنگ خطری برای سلامت روان

انتهای پیام

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.