کد خبر 698418
۱۴۰۵/۰۶/۲۲ ۰۵:۵۲

داستان موشکی که در لحظه برخورد انتخاب می‌کند/ به چه نحوی «قاسم بصیر» ناو آمریکایی را در تنگه هرمز مورد هدف قرار می‌دهد؟

ساعت 24 - برخورد موشک «قاسم بصیر» با ناو آمریکایی نشانگر این است که ایران نه تنها دامنه و قدرت تخریب موشک‌های خود را ارتقا داده بلکه قابلیت هدف‌گیری دقیق در شرایط جنگ الکترونیک را نیز به دست آورده است؛ این ویژگی به‌واقع آزادی عمل ناوگان ایالات متحده را از خلیج فارس تا دریای عمان محدود می‌سازد.
ماجرای موشکی که در لحظه اصابت تصمیم می‌گیرد/ چگونه «قاسم بصیر» ناو آمریکایی را در تنگه هرمز شکار می‌کند؟

طبق گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تیراندازی موشک «قاسم بصیر» به سمت ناو آمریکایی تنها یک موفقیت در دستیابی به هدف یا نماد قدرت تخریبی نبوده است؛ بلکه این عملیات نشان‌دهنده تکمیل یکی از کلیدی‌ترین زنجیره‌های قدرت دریایی ایران به شمار می‌آید: ظرفیت در شناسایی، ردیابی و هدف‌گذاری دقیق شناورهای دشمن در شرایطی که آمریکا تلاش می‌کند با اختلال الکترونیکی، فریب و دفاع چندلایه بر آن تسلط یابد.

به نقل از فارس، در این عملیات، موشکی مورد استفاده قرار گرفت که بنا به اطلاعات منتشر شده، در مرحله نهایی به GPS وابسته نیست و قادر است هدف اصلی را از میان چندین هدف شناسایی کند. این بدان معناست که ناو آمریکایی دیگر نمی‌تواند تنها با ایجاد اختلال در سیگنال‌های ماهواره‌ای، تغییر شکل یا خاموش کردن رادارهای خود، از تیررس موشک خارج گردد.آنچه در این عملیات دیده شد، به وضوح نشان‌دهنده تلفیق موشک‌های نقطه‌زن با شبکه‌های شناسایی دریایی، راداری، هوایی و ساحلی ایران است؛ شبکه‌ای که خلیج فارس، تنگه هرمز و بخش عمده‌ای از دریای عمان را به یک میدان یکپارچه کشف و هدف‌گذاری تبدیل نموده است.

در میدان نبرد دریایی، بردن موشک به نزدیکی هدف دشمن تنها بخشی از مأموریت به شمار می‌رود. ناو هدف در طی پرواز موشک ممکن است جابه‌جا شود، آرایش گروه ناو تغییر کند و سامانه‌های فریب نیز در تلاشند تا موشک را از مسیر خود منحرف نمایند.در این شرایط، جست‌وجوگر اپتیکی به چشمی برای موشک تبدیل می‌شود. این حسگر پس از رسیدن به منطقه تعیین‌شده، محیط اطراف خود را بررسی کرده و هدف اصلی را از میان اهداف موجود شناسایی و مسیر نهایی را تنظیم می‌کند.بنابراین، موشک دیگر به سمت یک مختصات از پیش مشخص شده حمله نمی‌کند؛ بلکه در آخرین مرحله پرواز، تصویر هدف را مشاهده کرده و حرکت خود را با موقعیت آن هم‌راستا می‌کند.این ویژگی به طور خاص در محیط شلوغ خلیج فارس اهمیت دارد. در منطقه‌ای که شناورهای جنگی، پشتیبانی و تجاری ممکن است در فاصله بسیار نزدیکی از یکدیگر در حال حرکت باشند، شناسایی هدف اصلی به اندازه برد، سرعت و قدرت سرجنگی مهم است.

شکست سپر جنگ الکترونیک آمریکا در عمق دریا

قاسم بصیر؛ برد بلند به همراه دقت چشمگیر

«قاسم بصیر» نوعی موشک سوخت‌جامد با بردی که به حداقل ۱۲۰۰ کیلومتر گزارش شده است، در اردیبهشت ۱۴۰۴ معرفی گردید. این موشک به سامانه هدایت اپتیکی و تصویربرداری حرارتی، سرجنگی قابل مانور و فن‌آوری مقاوم در برابر جنگ الکترونیک مجهز می‌باشد.بر اساس اطلاعات منتشره، قاسم بصیر در آزمایشات خود از فاصله بیش از ۱۲۰۰ کیلومتر، بدون تکیه بر GPS، توانسته هدف تعیین شده را از میان چند هدف دیگر شناسایی کند.

توسعه سامانه هدایت و افزایش قابلیت مانور در مرحله نهایی نیز برای دشوار ساختن بهره‌برداری سیستم‌های دفاع ضدبالبستیک در نظر گرفته شده است.استفاده از سوخت جامد زمان لازم برای آماده‌سازی شلیک را کاهش می‌دهد؛ برد بلند، میدان درگیری را گسترش می‌دهد؛ جست‌وجوگر اپتیکی دقت مرحله پایانی را تأمین می‌کند و مانور سرجنگی، ردیابی موشک را سخت‌تر می‌نماید.ترکیب این مؤلفه‌ها به وضوح نشان‌دهنده آن است که قدرت موشکی ایران دیگر تنها به تعداد پرتابه‌ها یا وزن سرجنگی وابسته نیست، بلکه به سمت ادغام برد، دقت، سرعت آماده‌سازی و مقاومت در برابر پدافند حرکت کرده است.

خلیج فارس؛ میدان اشراف ایران

مزیت ایران در خلیج فارس تنها به خاطر استقرار موشک‌ها در سواحل نیست. امتداد طولانی سواحل، جزایر متعدد، شناورهای تندرو، پهپادها و حسگرهای مستقر در نقاط مختلف، امکان تشکیل یک شبکه شناسایی و هدف‌گذاری پراکنده اما به هم پیوسته را فراهم کرده‌اند.در این شبکه، یک سامانه هدف را شناسایی کرده، دیگری هویت و مسیر حرکت آن را تأیید نموده و نهایتاً یگان موشکی ضربه نهایی را وارد می‌کند. پراکندگی اجزای این شبکه موجب می‌شود که از کار انداختن یک حسگر یا یک پایگاه، کل قدرت ایران را متوقف نکند.فاصله کم بین سواحل شمالی و جنوبی خلیج فارس، زمان پرواز موشک و فرصت واکنش ناوهای آمریکایی را کاهش می‌دهد. در چنین محیطی، ناو دشمن مجبور است بخشی از ظرفیت خود را به صورت همیشگی صرف نظارت، ردیابی و دفاع کند؛ وضعیتی که آزادی عمل عملیاتی و تمرکز آن برای اجرای مأموریت تهاجمی را محدود می‌سازد.

تنگه هرمز؛ موفقیت جغرافیایی و آتش

تنگه هرمز یک گذرگاه باریک دارای کریدورهای مشخص برای کشتیرانی است. این ویژگی، فضا برای مانور شناورهای بزرگ را محدود کرده و مسیرهای احتمالی حرکت آن‌ها را بیشتر قابل پیش‌بینی می‌سازد.حضور ایران در سواحل شمالی و جزایر واقع در این تنگه، در زمینه نظارت و کنترل بیشتر این گذرگاه امکان‌پذیر شده است. در چنین شرایطی، شناور دشمن نمی‌تواند بدون محدودیت مسیر خود را تغییر دهد و از حوزه جست‌وجوی موشک اکراه نماید.جغرافیا، حوزه حضور هدف را به حداقل می‌رساند؛ شبکه شناسایی ایران، موقعیت آن را به دست می‌آورد و موشک اپتیکی در مرحله نهایی، هدف اصلی را شناسایی می‌کند. در نتیجه، این ترکیب، موقعیت جغرافیایی ایران را به یک قدرت عملیاتی مؤثر تبدیل می‌سازد.به همین دلیل، تنگه هرمز برای ناوگان آمریکا نه تنها یک مسیر عبور محسوب می‌شود، بلکه قلمروی است که هر اقدام در آن تحت نظارت حسگرها و در تیررس چندین نوع موشک ایرانی قرار دارد.

دریای عمان؛ پایان مصونیت با فاصله‌گیریدر گذشته، عقب‌نشینی ناوها به دریای عمان می‌توانست فاصله بیشتری با سواحل ایران ایجاد کند؛ اما پیشرفت موشک‌های دوربرد و توسعه شبکه شناسایی ایران، ارزش این عقب‌نشینی را کاهش داده است.برد حداقل ۱۲۰۰ کیلومتری قاسم بصیر نشان‌دهنده این است که منطقه تهدید موشکی ایران تنها به دهانه تنگه محدود نمی‌گردد. این ظرفیت، ناوهای رزمی، پشتیبانی و تأسیسات مربوط به عملیات دریایی آمریکا را در عمق بیشتری از دریای عمان در تیررس قرار می‌دهد.بدین ترتیب، ایران از یک نوار دفاع ساحلی محدود عبور کرده و یک دامنه آفندی از خلیج فارس تا دریای عمان ایجاد کرده است. در این دامنه، فاصله‌گیری هزینه‌های عملیات آمریکا را افزایش می‌دهد، اما تضمینی برای خروج از دسترس موشکی ایران فراهم نمی‌کند.
هدف‌گیری نقاط حیاتی ناو
در نبرد دریایی، هدف تنها غرق کردن کامل ناو نیست. یک شناور بزرگ از اجزای مختلف و حساسی تشکیل شده و نابودی هر یک از آن‌ها می‌تواند مأموریت ناو را مختل کند.جست‌وجوگر تصویری، امکان هدایت موشک به سوی بخش‌های مهمی مانند پل فرماندهی، رادار اصلی، سامانه‌های تسلیحاتی، عرشه پرواز یا بخش پیشران را فراهم می‌آورد. در این شرایط، یک اصابت دقیق می‌تواند ناو را از چرخه عملیات خارج کند و مجبور به عقب‌نشینی نموده و آرایش گروه ناو را مختل سازد.این توانمندی، کیفیت حمله ایران را به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهد؛ به این معنا که به‌جای صرف مهمات بیشتر برای غرق کردن کامل شناور، نقطه‌ای هدف قرار می‌گیرد که بیشترین اثر نظامی را به ارمغان می‌آورد.
معمای چندگانه برای ناوگان آمریکا
توان موشک‌های اپتیکی در شرایطی به نهایت خود می‌رسد که به همراه موشک‌های راداری، ضدراداری، کروز و پهپادها به کار گرفته شوند. در چنین حمله‌ای، ناو آمریکایی با تهدیداتی مواجه خواهد شد که از طریق مسیرها و روش‌های متفاوتی به شناسایی هدف می‌پردازند. خاموش کردن رادار، ناو را از حسگر اپتیکی پنهان نمی‌سازد؛ اختلال در GPS موشک، هیچ تاثیری بر هدایت آن از ماهواره‌ها ندارد و تمرکز بر یک مسیر حمله، مقابله با تهدیدهای ورودی از مسیرهای دیگر را دشوار می‌کند.در این وضعیت، شبکه آفندی ایران سامانه دفاعی ناو را با یک معمای چندگانه مواجه می‌سازد؛ دفاع در برابر یک تهدید ممکن است موجب کاهش توانایی مقابله با تهدیدات دیگر گردد.
از بازدارندگی به اثبات قدرت
شرایط توسعه موشکی ایران از «خلیج فارس» با برد ۳۰۰ کیلومتر تا «ذوالفقار بصیر» با برد ۷۰۰ کیلومتر و نهایتاً «قاسم بصیر» با برد حداقل ۱۲۰۰ کیلومتر نشان‌دهنده پیشرفت در هم‌زمانی افزایش برد با بهبود دقت و استقلال هدایت است.عملیات اخیر نیز گواهی بر این است که ایران از مرحله نمایشی تجهیزات و هشدار درباره توانمندی‌های خود فراتر رفته و زنجیره کشف تا اصابت به هدف دریایی را در میدان عملیاتی به کار گرفته است.در معادله جدید، ناو آمریکایی نه در محدوده محدود خلیج فارس، نه زمانی که از تنگه هرمز عبور می‌کند و نه با فرار به دریای عمان، صرفاً با اتکا به فاصله، خاموشی راداری، استفاده از جنگ الکترونیک و سیستم‌های دفاع چندلایه، به آسانی از دست ایران خارج نخواهد شد.

۲۹۲۱۶

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.