کیهان منتشر کرد:همه نفت کش ها را منهدم کنید
این وضعیت به معنای وارد شدن ضربهای استراتژیک به یکی از حلقههای مهم زنجیره جهانی تامین انرژی خواهد بود؛ ضربهای که پیامدهای آن میتواند به سرعت به بازارهای جهانی، هزینه بیمه حملونقل دریایی، قیمت نفت و اقتصادهای بزرگ شرق و غرب سرایت کند.
دومین پیامد راهبردی این بازدارندگی تهاجمی که میتواند آن را به سلاحی کمنظیر تبدیل کند زمانبر بودن جبران خسارتها است. بازدارندگی موثر فقط به میزان خسارت فوری و آنی بستگی ندارد؛ بخش مهمی از اثر آن به مدتزمان از کارافتادگی، عدم امکان بازسازی سریع ظرفیت ازدسترفته و نبود امکان جایگزینی فوری نفتکشها بازمیگردد. در واقع تأثیر اصلی چنین اختلالی بر بازار جهانی انرژی مربوط به خسارت اولیه نبوده و بیشتر به طولانی شدن دوره کاهش ظرفیت حملونقل نفت در جهان باز میگردد. در مورد نفتکشها این یک واقعیت است که ساخت یک نفتکش بزرگ یک فرایند چندساله است که نیازمند کارخانههای کشتیسازی پیشرفته، سرمایهگذاری عظیم، دانش فنی و همچنین تامین زنجیرهای از قطعات و مواد اولیه است. حذف گسترده بخش قابل توجهی از ناوگان جهانی نفتکشها آن هم در مدتی بسیار کوتاه، به معنای ایجاد یک خلا ساختاری در صنعت کشتیرانی جهان خواهد بود که بازسازی و جایگزینی ناوگان جدید به سالها زمان نیاز خواهد داشت.
در این مدت بازار نفت با یک کسری تاریخی عرضه روبهرو میشود و قیمتها به سطحی باورنکردنی و پیشبینینشده صعود میکند، از طرفی اعتماد جهانی به امنیت مسیرهای دریایی منطقه به کلی فرو میپاشد و این باعث ایجاد بیثباتیهای اقتصادی و سیاسی در سراسر جهان خواهد شد. از این نظر تهدید ایران منجر به یک تهدید وجودی برای نظم اقتصادی جهان خواهد شد.
نکته دیگری که این استراتژی را از حیث واقعگرایی ارزشمند میسازد، ماهیت فشار اقتصادی-سیاسی آن بر رقبای اصلی ایران است. آمریکا و متحدان اروپاییاش علیرغم تمام ادعاهای امنیتی و نظامی خود، بازیگرانی هستند که امنیتشان به شکل عمیقی به ثبات بازار جهانی انرژی وابسته است.
نوسانات شدید قیمت نفت، بحران در حملونقل دریایی و تهدید زنجیره تامین جهانی، به سرعت به یک مسئله امنیت ملی برای این کشورها تبدیل میشود و مطبوعات، تحلیلگران اقتصادی و افکار عمومی آنان را به سمت اعمال فشار بر دولتهایشان سوق میدهد.
به عبارت دیگر ایران با به کارگیری این استراتژی بازدارنده، دقیقاً به نقطه ضعف راهبردی دشمن حمله میکند. این یک معادله کاملا منطقی است که هزینه حملههای بیشتر به نفتکشهای ایرانی را برای دشمن بالا میبرد و بر هزینههای اقتصادی و سیاسی دشمن میافزاید.
باید به یک نکته بسیار مهم اشاره کرد که این رویکرد در وهله اول یک بازدارندگی است و نه یک تهاجم.
هدف اصلی از اعلام این استراتژی، متوقف کردن حملات آتی و حفظ منافع اقتصادی ایران از طریق دامن زدن به جنگ نیست؛ برعکس، هدف این است که با نشان دادن تصویر واقعی پیامدهای ادامه حملات، دشمن را به محاسبه مجدد و عقبنشینی از مواضع تهاجمی خود وادار کنیم.
اما این بازدارندگی تهاجمی تنها زمانی به عنوان یک تهدید قابل اعتنا و معتبر در ذهن دشمن تثبیت میشود که ایران برای اجرای آن دارای یک اراده واقعی باشد. بنابراین ایران باید کاملا هوشمندانه، با برنامهریزی دقیق، شناخت کامل از نقاط حساس دشمن و بهرهگیری از ظرفیتهای نظامی و اقتصادی خود، این بازدارندگی تهاجمی را به یک واقعیت ملموس و ترسناک در ذهن دشمنان تبدیل کند.