تهدید تغییرات اقلیمی برای آینده جنگلهای ایران/ ضرورت دادهها در مدیریت تنوع زیستی
حامد یوسفزاده، در روز یکشنبه ۲۲ شهریور در مراسم بزرگداشت روز جهانی حفاظت از لایه اُزُن و سالگرد سیونهمین پروتکل مونترال که در سالن ادارهکل حفاظت محیط زیست استان اصفهان برگزار شد، اعلام کرد: ما پروژهای با نام «در جستوجوی بارانک ایرانی» را راهاندازی کردهایم. بارانک یک نوع درخت است و نوع دیگری با عنوان بارانک لرستانی نیز موجود است. جالب اینجاست که بارانک لرستانی، که کمتر به آن توجه شده و مطالعهای در موردش انجام نشده، در سال ۱۹۰۴ برای اولین بار شناسایی شد. تغییرات دما و عوارض ناشی از تغییرات اقلیمی تأثیرات عمیقی بر چرخه حیات گونههای مختلف دارد.
او ادامه داد: با طرح این پرسش که یک درخت در مواجهه با افزایش شدید دما چه راهکاری میتواند اتخاذ کند، بیان کرد: در صورتی که دما بالا رفته و این افزایش قابل توجه باشد، درختی که در یک محل ثابت قرار دارد، باید چه حرکتی انجام دهد؟ ما انسانها اقدامات زیادی کردهایم؛ شیوه زندگیمان را تغییر دادهایم، ساخت و سازها را بازنویسی کردهایم و خود را به فناوریها و امکانات مختلف تجهیز کردهایم، اما درخت چه باید بکند؟ این یک سوال جدی است که اگر پیشبینیهای هیئت بیندولتی تغییر اقلیم به حقیقت بپیوندد و دما به یکونیم درجه افزایش یابد، درختی که در یک محل ثابت است، چه میتواند انجام دهد و در دو دهه اخیر چه تغییراتی برای آن رخ داده است؟
این استاد دانشگاه تربیت مدرس بیان کرد: ایران در زمینه تنوع زیستی وضعیت نگرانکنندهای دارد. از سال ۱۹۹۰، تقریباً دو سوم از میزان جنگلزدایی پیشبینیشده به وقوع پیوسته و در حالی که این روند در سطح جهانی تقریباً متوقف شده، ما همچنان با کاهش پوشش گیاهی مواجه هستیم و در طی حدود ۵۰ سال اخیر، تقریباً ۴۰ درصد از جنگلهای خود را از دست دادهایم. این نکته باید مورد توجه قرار گیرد. در سال ۱۳۴۳، زمانی که سازمان منابع طبیعی شکل گرفت، حدود ۱۸ میلیون هکتار جنگل در سطح کشور وجود داشت.
کاهش مساحت جنگلهای ایران و تغییر تعریف جنگل
یوسفزاده اشاره کرد که آمار و ارقام مربوط به جنگلها در ایران به طور دقیق و رسمی ارائه نشده و بیشتر ناپایدار است و بهخصوص برآوردی به حساب میآید، و گفت: در حال حاضر تقریباً ۱۰.۵ میلیون هکتار جنگل داریم. اگر امروز گفته میشود که مساحت جنگلهای کشور افزایش یافته، باید به این نکته توجه کنیم که این افزایش عمدتاً به تغییر تعاریف مربوط میشود و نباید به سادگی و صرفاً با شنیدن این آمار خوشحال شویم که همچنان ۱۸ میلیون هکتار جنگل داریم. طبق تعریف سازمان فائو، هر منطقهای که تاج پوشش آن بالای ۱۰ درصد باشد، به عنوان جنگل شناخته میشود. بعداً، سازمانهای بینالمللی این تعریف را تغییر داده و اعلام کردند که تاج پوشش ۵ درصد نیز میتواند به عنوان معیاری برای جنگل در نظر گرفته شود.
او افزود: ما حدود ۹۰ میلیون نفر جمعیت داریم و اگر بخواهیم جنگلی با تاجپوشش بالای ۵۰ درصد داشته باشیم، فقط یک و نیم میلیون هکتار جنگل با این معیار وجود دارد. از این میزان، تنها حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار هکتار به لحاظ عملکرد واقعی مؤثر هستند و باقیماندهی جنگلها کارکردهای خود را از دست دادهاند. بهعنوان یک اکولوژیست، یک منطقه را جنگل میدانم زمانی که بتواند نسل خود را حفظ کند؛ زیرا تمام موجودات بر اساس اصل بقای طبیعی و نظریه داروینی به دنبال حفظ و انتقال نسل خود هستند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس خاطرنشان کرد: در پارکها به هیچوجه زادآوری وجود ندارد و نهالی بهوجود نیامده است؛ در چنین شرایطی، با اینکه درختان بزرگ وجود دارند، ولی کارکرد اکولوژیک جنگل در وضعیت نامناسبی قرار دارد. ما کشوری هستیم که تنها بین ۶ تا ۷ دهم پوشش جنگلی داریم و این سؤال پیش میآید که تغییر اقلیم چه تأثیری بر جنگلها خواهد داشت؟ بنابراین سؤال اصلی این است که موجودات متحرک میتوانند راهکارهایی برای تطابق با شرایط تازه پیدا کنند، اما درخت چه کاری باید انجام دهد؟
سازگاری درختان با تغییر اقلیم و اهمیت تنوع ژنتیکی
یوسفزاده تأکید کرد که باید بر گونههای جنگلهای هیرکانی تمرکز کرد و بیان کرد: در سطح جهانی پروژهای به نام «پروژه ژنوم زمین» در حال اجرا است. ما همواره به این موضوع اشاره میکنیم که پیشگیری بهتر از درمان است و این پروژه به همین خاطر اهمیت ویژهای پیدا میکند. وقتی تغییر اقلیم رخ میدهد، درخت نیز بیتحرک نخواهد ماند و اقداماتی خواهد کرد. یکی از اقدامات اولیه، تغییر در فنولوژی است؛ بهعنوان مثال ممکن است زمان گلدهیاش را تغییر دهد تا در معرض سرما قرار نگیرد. اصل دیگر نیز اصل سازگاری است؛ به این معنا که گونهها و افرادی که دارای ژنهای قویتر باشند، استمرار خواهند یافت و خود را با شرایط جدید سازگار میکنند. به همین دلیل است که در همواره گفته میشود تنوع زیستی اصل اساسی در بقا و پایداری یک اکوسیستم است.
او ادامه داد: متأسفانه اگر به بسیاری از نهالکاریها و جنگلکاریهای موجود توجه شود، مشاهده میگردد که معمولاً تولید نهالها از یک پروتکل واحد پیروی نمیکند. تصور کنید که همه افراد با یک نام خانوادگی در اصفهان از یک نسل و یک خانواده هستند؛ وقتی یک بیماری به این جمعیت حمله کند، ممکن است همه تحت تأثیر قرار گیرند. در حالی که ما در تولید نهال همواره بر تعداد تأکید میکنیم و میگوییم امسال ۱۵۰ هزار یا ۲۰۰ هزار نهال تولید کردهایم. سؤال این است که این ۲۰۰ هزار نهال متعلق به چند والد است؟ این والدین متفاوت هستند که میتوانند آینده را تضمین کنند و تنوع ژنتیکی لازم برای سازگاری با شرایط آینده را فراهم آورند.
ویلاسازی و شهرسازی، مسیر جابهجایی طبیعی جنگل را مسدود کرده است
عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس به واکنشهای طبیعی درختان در برابر تغییر اقلیم اشاره کرد و تصریح کرد: یکی از تغییراتی که در حال حاضر در حال وقوع است، جابهجایی درختان است. قرار است درختان در چرخه نسلی خود حرکت کنند و به ارتفاعات بالاتر بروند. ما این روند جابهجایی را مسدود کردهایم. گسترش ویلاسازی و شهرسازی از نواحی مرتفع در حال جریان است و مسیری که درختان برای انتقال به ارتفاعات بالاتر در فرایند نسلی خود در نظر دارند، مسدود کردهایم. در یک واقعه فاجعهآمیز، ارتفاع جنگلهای هیرکانی تقریباً ۷۰۰ تا ۸۰۰ متر کاهش یافته و این مقدار بسیار قابل توجه است.
چه میراثی برای نسلهای آینده باقی میگذاریم؟
یوسفزاده توضیح داد: ما قرار نیست تنها در حال حاضر زندگی کنیم و تنها ۱۰۰ سال آینده را مد نظر قرار دهیم. مسئله این است که فرزندان و نسلهای آینده چه چیزی از ما به ارث میبرند. ما این میراث را برای بیش از سه میلیون سال دریافت کردهایم و حال باید بپرسیم که در ۱۰۰ سال آینده چه چیزی باید ارائه دهیم. به همین دلیل بسیاری از گونههای کوهستانی در حال ناپدید شدن هستند و یکی از دلایل آن ویلاسازی و شهرسازی است؛ مسئله اصلیتر این است که امکان جابهجایی طبیعی این گونهها به سمت ارتفاعات بالاتر از بین رفته است.
او با اشاره به وضعیت جنگلهای جلگهای هیرکانی خاطرنشان کرد: در نیمقرن اخیر، جنگلهای جلگهای هیرکانی در ارتفاعاتی بالای ۵۰ متر از سطح دریا تقریباً به صفر رسیدهاند. جنگلهای سیسنگان و نوشهر، جنگلهای جلگهای و جنگلهای کنار ساحلی دیگر به شکل سابق خود نیستند. جنگلهای زاگرس نیز به طور قابل توجهی توان بازسازی اکوسیستمی خود را از دست دادهاند، در حالی که هنوز قابل ترمیم هستند.
برای مدیریت تغییر اقلیم، پیش از وقوع بحران به داده نیاز داریم
عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس در ادامه به موضوع تغییر اقلیم و تنوع زیستی اشاره کرد و گفت: انتظار میرود افزایش دما به یکونیم درجه تا سال ۲۰۳۰ قطعی باشد و تلاشها برای محدود کردن این افزایش در حال انجام است. اما باید پرسید که ما چه اقداماتی را باید انجام دهیم؟ اگر دما از دو درجه عبور کند یا شرایط اقلیمی تغییر کند، چه اتفاقی برای اقلیم ما خواهد افتاد؟ کاسپین ناپدید شده، شیر ایرانی نابود شده و حال به یوزپلنگ رسیدهایم. برای گونههایی که هنوز فرصت نجات دارند، چه برنامهای داریم؟
باید پیش از رسیدن به «آخرین درخت» اقدام کنیم
یوسفزاده بر اهمیت پرسش درباره محیط زیست تأکید کرد که برای تعیین وضعیت حفاظتی گونهها پنج معیار وجود دارد. بهعنوان مثال، از یک کارشناس پرسیده میشود که اگر ۷۰ درصد جمعیتهای یک گونه از بین رفته و این روند برگشتناپذیر باشد، آیا آن گونه در خطر انقراض قرار دارد یا نه؟ اگر به شمال ایران بروید، تصور کنید که در ارتفاع ۱۰۰ متری از سطح دریا، بیش از ۵۰۰ گونه گیاهی وجود داشته که اکنون یا در معرض خطر انقراض قرار دارند یا در حال ناپدید شدن هستند. سؤال این است که در چنین شرایطی چه میتوانیم انجام دهیم و تاکنون چه اقداماتی صورت گرفته است؟
تخریب زیستگاه، اثرات تغییر اقلیم را تشدید میکند
او یکی دیگر از مسائل تأثیرگذار بر تغییر اقلیم را تخریب زیستگاه دانست و بیان کرد: یکی از نکات کلیدی که شدت تغییر اقلیم را بیشتر میکند، مسأله تخریب زیستگاه است. اگر در شرایطی که مواجه با تغییر اقلیم هستیم، تنشهای دیگری نیز به موجودات وارد کنیم و زیستگاه آنها را تخریب کنیم، در واقع فشار این عوامل را بر آنها افزایش دادهایم. تخریب زیستگاه و رویشگاه موجب افزایش آثار تغییر اقلیم بر گونهها میشود، و به همین علت است که تقریباً هر سال با یک اپیدمی یا مشکل متفاوت مواجه هستیم.
یوسفزاده با اشاره به مرگ درختان شمشاد هیرکانی گفت: در گذشته، زیر تاج پوشش درختان، درختان همیشهسبزی به نام شمشاد وجود داشتند که نام این درخت حتی در اشعار نیز بهوفور استفاده شده است. در دو تا سه سال اخیر، بهدلیل هجوم یک آفت و بیماری، این درخت تقریباً بهطور کامل از بین رفته است. این فرآیند پرسش بزرگی به وجود آورد که چرا چنین فاجعهای در کمتر از سه سال رخ داده است.
تجربه شمشادهای هیرکانی؛ هشدار درباره کاهش تنوع ژنتیکی
یوسفزاده عنوان کرد: از آنجایی که چوب شمشاد بسیار مقاوم و محکم است، در صنایع کشتیسازی به کار میرفت و بهرهبرداری بیش از حد از آن، به تخریب جمعیتهای این گونه انجامیده است. این مسأله «اثر بنیانگذار» نامیده میشود. گروه کوچکی از افراد این گونه در بازه ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال جمعیت بزرگی از شمشاد هیرکانی را شکل دادند، اما در نهایت چه رخ داد؟ بر اثر بروز یک بیماری، تقریباً تمامی شمشادهای هیرکانی از بین رفتند. این واقعه در کمتر از سه سال به وقوع پیوست و میلیاردها تومان برای مدیریت آن هزینه شد. برخی این موضوع را به تغییر اقلیم مرتبط دانستند، در حالی که این تفسیر بهطور کامل دقیق نیست.
برای بحرانهای زیستی، تجربه موفق مدیریتی نداریم
وی به فعالان و مسئولین حوزه محیط زیست و تنوع زیستی گفت: مسأله «پیش از آخرین درخت» برای ما اهمیت زیادی دارد. به اندازه کافی تجربههای موفق در این زمینه نداریم. اگر حتی به موضوع ویروس کرونا بنگریم، متوجه میشویم که با تلفات و عواقب زیادی روبرو شدیم. بنابراین اگر از سال ۱۹۷۰ به بررسی بیماریهای عفونی پرداخته شود، میبینیم که وضعیت این بیماریها در بشر از آن زمان به بعد تفاوتهای چشمگیری یافته است.
تغییر اقلیم نگرانکننده نیست؛ ناآمادگی نگرانکننده است
یوسفزاده بر این نکته تأکید کرد که اصل موضوع، روش مواجهه با تغییر اقلیم است و گفت: اصطلاح تغییر اقلیم به خودی خود نگرانکننده نیست، چنانچه برای آن آماده و مجهز باشیم. موضوع این است که آیا ما برای رویارویی با آن آمادهایم یا خیر. اگر امروز برای درختان بلوط اتفاقی بیفتد، چه اطلاعاتی در دست داریم؟ چند نوع ژنتیکی از بلوط داریم؟ کدام گونهها و جمعیتها مقاومترند و کدامیک کمتر مقاوم هستند؟ وقتی به ایران نگاه میکنیم، باید بپرسیم چرا جنگلهای ایران با وجود تمامی فشارهایی که در طول تاریخ تحمل کردهاند، به این اندازه پایدار ماندهاند.
او به یادآوری پرداخت که هیچ کشوری را نمیتوان یافت که در هزار سال اخیر، به اندازه ایران در برابر ساخت و ساز و تغییرات انسانی قرار داشته و با این حال مقاومت نشان داده باشد. بخشی از این مقاومت به دلیل تنوع زیستی است. از شمال تا جنوب ایران، با تنوعی از اقوام، فرهنگها و گروههای مختلف مواجه هستیم؛ ترکمن، گلستانی، مازندرانی، گیلانی، تالش، تات و ترک. این تنوع تأثیر به سزایی بر پایداری و دوام یک فرهنگ دارد.
تنوع، عامل تابآوری اکوسیستمهاست
او ادامه داد: بر اساس اصول داروینی، اگر به تکامل اعتقاد داشته باشیم، موجودات در طول زمان با شرایط متفاوت سازگار میشوند. ما نیز به واسطه داشتن خرد و قابلیتهای متنوع، میزان تابآوری بیشتری پیدا کردهایم. این به این معنا نیست که میتوانیم در برابر هر شرایطی به طور دائم مقاومت کنیم. امروز در اینجا نشستهایم و درباره اثرات تغییر اقلیم بحث میکنیم و میگوییم تنوع زیستی ما در حال کاهش است. در این میان، یک مسئول یا کارشناس میخواهد اقداماتی آغاز کند و میپرسد «دادههای ما چیست؟ از کجا باید شروع کنیم؟ کدام گونهها مقاومتر هستند؟» بایستی بدانیم چه گونههایی در برابر تغییرات آینده پایداری بیشتری دارند و کدامین گونهها آسیبپذیرتر خواهند بود.
پروژه ژنوم زمین؛ حرکت جهان به سمت پیشگیری
یوسفزاده با اشاره به اقدامات کشورهای مختلف در زمینه تنوع ژنتیکی خاطرنشان کرد: آمریکا و به ویژه چین و بریتانیا در حال هدایت پروژهای به نام «پروژه ژنوم زمین» هستند. در این پروژه، تمامی گونههای راهبردی و اولویتدار شناسایی شده و توالییابی کل ژنوم آنها انجام میشود. این کشورها علاوهبر توالییابی ژنوم، در تلاشند تا برای مقابله با تغییر اقلیم به حوزههای تخصصی جدیدی توجه کنند که در اینجا به آن «آفست ژنومیک» گفته میشود. این رویکرد بر این اساس است که تمامی فرایندهای محیطی که بر یک موجود تأثیر میگذارد، باید در ژن آن موجود بررسی شده و مشخص شود که ژن چگونه به آن شرایط پاسخ میدهد.
یوسفزاده توضیح داد: میتوانید در برابر یک عامل فیزیکی مانند اشعه فرابنفش، اقدام فیزیکی انجام دهید؛ مثلاً زمانی که در معرض اشعه فرابنفش قرار میگیرید، اگر تابآوری کافی نداشته باشید، از آن فرار میکنید یا از کلاه و کرم ضد آفتاب استفاده میکنید. اما در برخی مناطق مانند هیمالیا، افراد به این اقدامات نیازی ندارند؛ زیرا بدن آنها در طول فرایند تکامل با چنین عواملی سازگار شده است. اگر قادر به فرار از یک عامل فیزیکی نباشید، ناگزیر باید با آن توافق کنید. چه کسانی توانایی سازگاری را پیدا میکنند؟ کسانی که ژنهای مناسب را داشته باشند و دیگران در فرآیند انتخاب طبیعی حذف میشوند.
داده ژنتیکی، نقشه راه مقابله با تغییر اقلیم
او بیان کرد: این اقدامات نشان میدهد که جهان تا چه حد به سوی پیشگیری حرکت کرده است. حدود دو سوم روند جنگلزدایی در برخی برنامههای جهانی تحت کنترل قرار گرفته و در حال حاضر نیز در حیطه تغییر اقلیم تلاش میشود با بهرهگیری از دادههای ژنتیکی، آینده گونهها پیشبینی شود. موجودی که در حال حاضر در یک منطقه قرار دارد، در برابر افزایش یکونیم درجهای دما در آینده چه میزان تابآوری خواهد داشت؟ این درخت چه قدر میتواند مقاومت کند؟ چقدر قرار است جابهجا شود؟ چه تعدادی باید حذف شود و کدام گونهها میتوانند باقی بمانند و کدامین گونهها قادر به انتقال خواهند بود؟
انتقال بذرهای هیرکانی به اسکاندیناوی
عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس با ارائه یک مثال بینالمللی از مطالعۀ ژنتیکی گونههای جنگلی بیان کرد: در سال ۱۳۹۵، کارشناسان دانمارکی به جنگلهای هیرکانی آمدند. برای درک بهتر، عرض جغرافیایی ۵۴ تا ۵۵ درجه را در نظر بگیرید. پایینترین عرض جغرافیایی جنگلهای پهنبرگ در منطقه اوراسیا حدود ۳۵ تا ۳۷ درجه است و این اقلیم به همان جنگلهای هیرکانی مرتبط است. جنگلهای هیرکانی با درختانی نظیر بلوط، نمدار و ون آراسته شده است. دانشمندان با استفاده از همین مطالعات ژنومی بررسی کردند که اگر بلوط دانمارکی در عرض جغرافیایی ۵۵ درجه و با میانگین دما و بارش خاص، در سالهای ۲۰۳۰ تا ۲۰۵۰ به دلیل تغییر اقلیم با افزایش دما بهمیزان یکونیم درجه مواجه شود، در کدام نقاط دنیا شرایط اقلیمی مشابهی وجود دارد.
یوسفزاده افزود: تحلیلهای صورتگرفته به جنگلهای هیرکانی منتهی شد. سپس قراردادی با سازمان منابع طبیعی ایران منعقد نموده و از تعداد زیادی از گونههای درختی بذر جمعآوری کردند و این بذرها به اسکاندیناوی ارسال شدند. با این اقدام، اصطلاحاً غنیسازی «ژنپول» خود را صورت دادند. اگر بلوط هیرکانی به میانگین دمای ۲۱ تا ۲۲ درجه مقاوم باشد، بنابراین از نظر ژنتیکی دارای ظرفیت مقاومت است. آنها این بذرها را به آن منطقه منتقل کردند تا در آینده از این ظرفیت استفاده کنند. حال باید دید در ۱۰ سال آینده چه تغییراتی را شاهد خواهیم بود؛ ممکن است برخی گونهها در اینجا خشک شوند، در حالی که گونه مشابه در نقطه دیگر خشک نشده است.
ضرورت سرمایهگذاری برای شناخت ذخایر ژنتیکی ایران
او تأکید کرد: باید محاسبه کنیم که چقدر در ساختار زیستمحیطی و حوزه تنوع زیستی کشور برای چنین مباحثی هزینه میکنیم. ما همواره درگیر مسائل روزمره هستیم؛ امروز یک گونه در خطر انقراض است و برای نجات آن تلاش میکنیم و فردا گونهای دیگر در معرض خطر قرار میگیرد. چرا یوزپلنگ به یک نماد تبدیل شده است؟ به خاطر اینکه بسیاری از گونهها و جمعیتها از بین رفتهاند، اما زمانی که هنوز تعدادی از آنها باقی ماندهاند، توجه ما به آنها بیشتر میشود. درباره جمعیتهای غربی و گونههایی که در سیبری قرار دارند، کمتر صحبت میکنیم، زیرا آنها به نقطهای رسیدهاند که دیگر بازگشت به حالت اولیه بسیار دشوار است. در مورد خرس قهوهای نیز وضعیت مشابهی وجود دارد، زیرا ما هنوز به مرحله تجزیه و تحلیل نرسیدهایم.
دیتابیس؛ حلقه مفقوده مدیریت تنوع زیستی
یوسفزاده بر ضرورت ایجاد بانکهای اطلاعاتی جامع تأکید کرد و افزود: تغییر اقلیم موضوعی جدی است، اما تجربیات جهانی ثابت کرده است که میتوان بسیاری از مسائل را مدیریت نمود. مثلاً لایه اُزُن همچنان در حال ترمیم است و این امر نشان میدهد که با مدیریت درست میتوان شرایط را تغییر داد. مدیریت در عین حال نیازمند داده است و ما در این خصوص فاصله زیادی داریم. حتی در دانشگاههای خود باید به مسئله ایجاد بانکهای اطلاعاتی توجه بیشتری شود. یک استاد ممکن است در دفترش دهها هارد و حجم زیادی از دادهها داشته باشد و دلیل آن این است که مرور گذشته میتواند نقشه راهی برای آینده ترسیم کند.
دو کانون مهم تنوع زیستی ایران را نباید از دست بدهیم
یوسفزاده اذعان داشت: تغییر اقلیم قابل مدیریت است و این موضوع امکانپذیر است و باید بر اساس دادههای معتبر مدیریت شود. امیدوارم بتوانیم تنوع زیستی کشور را حفظ کنیم. گذشتههای دور ما میراث بسیار گرانبهایی برای ما به جا گذاشتهاند. ایران دو کانون مهم تنوع زیستی در دنیا دارد که هر دو در کشور ما قرار دارند و این موضوع بسیار حائز اهمیت است؛ یکی جنگلهای هیرکانی و دیگری جنگلهای زاگرس. با این حال، گونههای ما به راحتی در حال از بین رفتن هستند. بنابراین نباید تمامی مشکلات را صرفاً به «تغییر اقلیم» نسبت دهیم. اگر قرار است تغییر اقلیم را به عنوان یک عامل مؤثر در نظر بگیریم، باید بدانیم که تغییر اقلیم یک پدیده جهانی است و کشورهای مختلف در دنیا با استفاده از روشهای علمی و دادهمحور، تنوع زیستی خود را مدیریت میکنند.
انتهای پیام