این برداشت رایج میان مردم وجود دارد که آلبرت اینشتین، نابغه نامآشنای فیزیک، همان نامه مشهور را بیواسطه و شخصاً برای رئیسجمهور وقت آمریکا نوشت؛ نامهای که بعدها به شکلگیری بمب اتم انجامید. اما واقعیت، لایههای بیشتری دارد و تصویری که از اینشتین در این ماجرا ساخته شده، بیش از آنکه دقیق باشد، تحت تأثیر جایگاه افسانهای او شکل گرفته است. در اصل، متن این نامه را لئو سیلارد، فیزیکدان برجسته اهل مجارستان، تهیه کرد و اینشتین صرفاً آن را امضا نمود؛ امضایی که نقش «ضامن اعتبار پیام» را داشت و به این کمک میکرد که این هشدار جدی، واقعاً به فرانکلین دلانو روزولت برسد. نتیجه این اقدام، مسیر را برای شکلگیری یک پروژه عظیم در تاریخ آمریکا هموار کرد.
اینشتین و نامه جنجالی؛ جرقهای برای آغاز پروژه منهتن
در دوم اوت ۱۹۳۹، تقریباً یک ماه پیش از آنکه هیتلر به لهستان حمله کند، لئو سیلارد—فیزیکدان مجارستانی—نامهای را برای فرانکلین دلانو روزولت نوشت. محور اصلی این نامه، هشدار درباره احتمال ساخت سلاح هستهای توسط آلمان نازی بود؛ نگرانیای که در ادامه با درخواست از دولت آمریکا برای پشتیبانی از پژوهشهای هستهای و همچنین تأمین اورانیوم پیگیری شد.

سیلارد بهخوبی میدانست امضای آلبرت اینشتین، نامه را از یک هشدار پژوهشیِ معمولی فراتر میبرد و وزن کافی برای جلب توجه رئیسجمهور را ایجاد میکرد. این نوشته، پس از آنکه دکتر الکساندر ساکس آن را به کاخ سفید رساند، سرانجام به شکلگیری پروژه منهتن انجامید؛ پروژهای که در نهایت به توسعه و ساخت نخستین بمب اتمی در تاریخ مدرن منتهی شد.
پشیمانی اینشتین از جایگاهی که در ساخت بمب اتم پیدا کرد
آلبرت اینشتین، بعد از امضا کردن آن نامه، خیلی زود از مسیر تلاشهای مرتبط با بمب اتم فاصله گرفت و در سالهای بعد، بارها نسبت به تصمیم خود ابراز پشیمانی کرد. او در سال ۱۹۵۴، در گفتوگو با لینوس پاولینگ، با لحنی صریح بیان کرد: «من در زندگیام یک اشتباه بزرگ کردم؛ زمانی که نامهای را به رئیسجمهور روزولت امضا کردم که در آن، توصیههایی برای ساخت بمبهای اتمی مطرح شده بود.» از نگاه او، دلیل اولیه چنین تصمیمی—هرچند با نگرانی همراه بود—این بود که بیم میرفت آلمانها به این سلاح دست پیدا کنند.
اینشتین در سال ۱۹۴۶، کمیته اضطراری دانشمندان اتمی را راهاندازی کرد تا جهتگیری اخلاقی و علمی درباره استفاده از نیروهای اتمی را جدیتر دنبال کند. افزون بر این، او در سال ۱۹۴۷ در گفتوگو با نیوزویک نیز گفت: «اگر میدانستم آلمانیها موفق نخواهند شد بمب اتمی بسازند، هیچ اقدامی برای ساخت بمب انجام نمیدادم.» با گذشت زمان روشن شد که تلاشهای نازیها ناکام ماند و آلمان هرگز نتوانست به سلاح هستهای دست یابد. اینشتین بخش باقیمانده عمرش را صرف مبارزه با گسترش سلاحهای هستهای کرد و در سال ۱۹۵۵ نیز منشور راسل-اینشتین را امضا نمود؛ متنی که بر حل مسالمتآمیز اختلافات میان کشورها تأکید داشت.
آیا بمب اتم، بدون اینشتین هم ممکن بود ساخته شود؟
الکس ولرشتاین، مورخ حوزۀ هستهای، در سال ۲۰۱۴ میلادی این پرسش را مطرح کرد که آیا واقعاً بدون اینشتین امکان ساخت بمب اتم وجود داشت یا نه. پاسخ او منفی است به شکل مطلق؛ یعنی نه فرمول معروف E=mc² و نه نامه اینشتین-سیلارد—آنطور که معمولاً تصور میشود—از نظر علمی یا تاریخی به اندازهای که امروز برایشان نقش حیاتی در موفقیت پروژه منهتن قائل میشوند، تعیینکننده نبودند. به بیان او، فناوری سلاحهای هستهای پیوند مستقیم و انحصاری با فعالیتهای فیزیکی اینشتین نداشت. در ادامه، او یادآور میشود که نامه مورد بحث، نخستین باری نبود که روزولت از امکان رخ دادن شکافت هستهای باخبر میشد. پیشتر، کمیته بریتانیایی MAUD نیز بهصورت مستقل، انگیزهای جدی برای آغاز توسعه بمب اتم در ایالات متحده فراهم کرده بود.