جامعه باستانشناسی ایران در نامهای به مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، درخواست فوری برای مداخله بهمنظور حفاظت از محوطههای تاریخی کشور و صیانت از حریم تختجمشید در برابر طرحهای توسعه شهری مطرح کردند. متخصصان نگران پیامدهای جبرانناپذیر ضمیمه شدن بخشهایی از حریم درجه دو این مکان جهانی به محدوده شهری مرودشت هستند.
طرح الحاق حدود ۱۶۰ هکتار از حریم درجه دو تختجمشید به حوزه شهری مرودشت، موجب ایجاد نگرانی گسترده در میان پژوهشگران در خصوص تخریب لایههای کاوشنشده باستانی و رشد بیرویه سوداگری زمین شده است.
در بخشی از نامه این جامعه به رئیسجمهور آمده است:
«حفاریهای غیرمجاز و برخی موارد سازمانیافته، بخشهای زیادی از محوطههای باستانی کشور را به عرصه غارت تبدیل کردهاند. پروژههای عمرانی، جادهسازی، توسعه شهری و صنعتی، به ویژه در مواردی که ارزیابیهای کافی باستانشناسی صورت نمیگیرد، لایههای باستانی غیرقابل جبران این سرزمین را تحت خطر قرار میدهد. از سوی دیگر، با نبود بودجه مناسب، ضعف در نظارت، کمبود نگهداری پایدار و تصمیمگیریهای نادرست مدیریتی، تعداد چشمگیری از بناها، کاروانسراها، خانهها و بافتهای تاریخی در معرض فرسایش و تخریب قرار دارند. در این زمینه، گزارش اخیر در مورد حریم تختجمشید یک زنگ خطر است که نباید نادیده گرفته شود.»
این جمعیت علمی با تاکید بر خطرات ناشی از نزدیک شدن توسعه شهری به تپههای باستانی فیروزی و محدوده تاریخی پارسه به این نکته اشاره کرد:
«تختجمشید تنها یک قطعه خاک در یک طرح شهری نیست که بتوان در مورد آن با معیارهای افزایش ارزش زمین یا منفعتهای اقتصادی زودگذر تصمیمگیری کرد. پارسه و تختجمشید بخشی از حافظه تاریخی ایران هستند و میراثی متعلق به نسلهای گذشته، حال و آینده این سرزمین است. قرار گرفتن چنین میراثی در معرض فشارهای اداری و منافع اقتصادی باید به عنوان یک هشدار جدی در بالاترین سطوح حاکمیتی مطرح شود.»
نویسندگان این نامه با مطرح کردن هشت خواسته مشخص، خواهان ایجاد کارگروه ملی تحت نظارت نهاد ریاستجمهوری، توقف فوری فعالیتهای عمرانی بدون ارزیابی علمی، انتشار عمومی تمام اسناد و نقشهها و تقویت ساختار یگان حفاظت میراث فرهنگی شدند.
جامعه باستانشناسی ایران در پایان نامه تأکید کرد:
«ما، اعضای جامعه علمی و دوستداران میراث فرهنگی ایران، دیگر قادر به تماشای نابودی خاموش و تدریجی تاریخ این سرزمین نیستیم. موضوع تنها تختجمشید، یک تپه باستانی، یک خانه تاریخی یا بنایی در حال فروپاشی نیست؛ بلکه این مسئله، حافظه تاریخی یک ملت و حقی است که نسلهای آینده بر گردن ما دارند. تاریخ درباره انتخابها و سکوتهای ما قضاوت خواهد کرد. نسلهای آینده خواهند پرسید که چگونه در زمانهای که ابزار علمی، قانونی و مدیریتی برای حفاظت از میراث موجود بود، اجازه دادیم که بخشهایی از گذشته این سرزمین قربانی بیدقتی، منفعتهای زودگذر و سوداگری شود. ما خواهان این هستیم که حفاظت از میراث فرهنگی به عنوان یک مسئله ملی، فرهنگی و بیننسلی در دستور کار دولت قرار گیرد و به شخصه بر اجرای اقدامات فوری و مؤثر در این حوزه نظارت شود. از این رو، حفاظت از میراث ایران، در حقیقت، حفاظت از هویت ایران است.»
اگرچه بهزاد مریدی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی فارس، پیشتر از توقف مصوبه شورای شهر مرودشت و بازنگری در فرآیند خبر داده بود، اما باستانشناسان خواستار شفافیت کامل و توقف قطعی هرگونه تصمیمگیری غیرکارشناسی پیرامون این اثر ثبتشده جهانی هستند.