کانادا در تلاش است تا روابط اقتصادی خود را گسترش دهد/ رویکرد ترامپ، اتاوا را به سمت تقویت روابط با اروپا سوق داد
فریدون مجلسی، کارشناس مسائل بینالملل، در واکنش به تمایل کانادا برای گسترش روابط با اتحادیه اروپا و کاهش وابستگی به آمریکا در مصاحبهای با ایلنا اظهار داشت: نخستوزیر کانادا مدتهاست که در خصوص روابطش با آمریکا نظرات متفاوتی را مطرح کرده، از جمله در کنفرانس امنیتی مونیخ که سخنرانی تاریخی و فراموشنشدنیای ارائه داد. او با استفاده از اندیشههای واتسلاف هاول و ارجاع به کتاب «قدرت بیقدرتان»، موقعیت کانادا در برابر آمریکا را به وضعیت چکسلواکی در مقابل اتحاد جماهیر شوروی تشبیه کرد.
وی همچنین بیان کرد: این فرد به عنوان یک شخصیت عقلانی و متخصص شناخته میشود. همانطور که همگان آگاهند، او در گذشته ریاست بانک مرکزی انگلستان و کانادا را در دست داشته است. بنابراین با فردی روبهرو هستیم که در اروپا و بهویژه در انگلستان از اعتبار علمی و تخصصی بالایی برخوردار است؛ زیرا مقام ریاست بانک مرکزی، جاگاهی بسیار تخصصی و در سطح بالای علمی و اقتصادی است.
مجلسی ادامه داد: دیدگاهها و تجربیات اقتصادی او به گونهای است که در برابر افرادی چون ترامپ قرار میگیرد. ترامپ یک میلیاردر است که به نظر میرسد بخشی از مسیر ثروتمند شدنش با رویکردهایی همراه بوده که لزوماً معیارهای اخلاقی و متعارف را رعایت نکرده است؛ چراکه دستیابی به ثروت همیشه به معنای برخورداری از استعدادهای استثنایی نیست و ممکن است برخی افراد برای ثروتمند شدن، برخی از تعهدات اخلاقی را نادیده بگیرند.
او ادامه داد: ترامپ همچنین شخصیتی دارد که به نظر میرسد آنچه در ذهنش میگذرد، به راحتی verbalizes میکند، به عبارتی، برخی از تصورات و تصویرهای ذهنیاش را به طور مستقیم بیان میکند. طرح این موضوع که کانادا میتواند به ایالت پنجاه و یکم آمریکا تبدیل شود، نمونهای از همین روش است؛ چنین سخنی به طور طبیعی از سوی کانادا جدی تلقی میشود و این موضوع با واکنشهایی همراه خواهد بود.
مجلسی ادامه داده است که کانادا سرزمینی است که با وجود سردسیر بودن و جمعیت کم، به لحاظ وسعت، منابع و ظرفیتهای اقتصادی، کشوری بسیار حائز اهمیت و برخوردار محسوب میشود. در گذشته، کانادا عمدتاً تمام تعاملات اقتصادی خود را به آمریکا وابسته کرده بود و اکنون که این کشور در تلاش است تا ارتباطات بینالمللی خود را گستردهتر کند، این عمل را میتوان نوعی بازگشت به عقلانیت و اصلاح اشتباهات گذشته دانست.
او افزود: البته طبیعی است که کانادا نه تنها نمیخواهد، بلکه نمیتواند دوستی و ارتباط خود را با آمریکا قطع کند. مردم دو کشور همسایه، دوستان و تا حدود زیادی همزبان هستند. در امتداد مرز طولانی این دو کشور، بهویژه در مناطقی که شهرها و جوامع تنها چند دقیقه با یکدیگر فاصله دارند، رفت و آمد و تبادلات روزمره مردم به وضوح طبیعی و اقتصادی است.
وی ادامه داد: منطقی نیست که چنین تبادلاتی به جای همسایه نزدیک، به کشورهای دوری چون ژاپن یا غرب اروپا منتقل شود. بنابراین، ارتباطات نزدیک و پایدار دو کشور از جنبهای معقول و حتی بالا همچنان حیاتی به نظر میرسد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: در عین حال، نکته حیاتی این است که جمعیت، صنعت و اقتصاد قابل توجهی در دو طرف مرز مشترک قرار دارد. برای نمونه، تورنتو به عنوان یکی از مهمترین مراکز اقتصادی و جمعیتی کانادا شناخته میشود و در غرب نیز مناطق کلیدی از نظر اقتصادی و جمعیتی در حال توسعه هستند. به ویژه بعد از پیوستن هنگکنگ به چین، تعداد زیادی از چینیهایی که با فرهنگ و نظام اداری و اقتصادی بریتانیا آشنا بودند، به کانادا مهاجرت کردند و این موضوع بر اهمیت اقتصادی و صنعتی بخشهایی از غرب کانادا افراز کرده است.
وی بیان کرد که از این دیدگاه، برای شخصی با سابقه ریاست بانک مرکزی انگلیس و کانادا و تجربه اقتصادی، منطقی است که تنوع در روابط تجاری را پیشه کند. تنوع در روابط تجاری، علاوه بر اینکه یک نیاز اقتصادی به شمار میرود، دارای ابعاد استراتژیک نیز هست. یک کشور نباید به حدی وابسته باشد که تغییر سیاستهای یک شریک تجاری، کل اقتصاد آن کشور را تحت تأثیر قرار دهد. حال که آمریکا در صدد افزایش تعرفههاست و این سیاست میتواند بر تجارت کانادا تاثیر بگذارد، اهمیت این مسأله بیشتر از گذشته نمایان شده است.
مجلسی ادامه داد: این منطق تنها درباره روابط با انگلستان و اروپای غربی برقرار نیست. کانادا توانایی برقراری و گسترش روابط اقتصادی با کشورهایی نظیر کره جنوبی و ژاپن از طریق سواحل اقیانوس آرام را دارد و میتواند از ظرفیت روابط تجاری متنوع بهرهبرداری کند. این یک اصل بدیهی اقتصادی است که همچنین برای ایران نیز میتواند حائز اهمیت باشد. ایران باید در ابتدا روابط تجاری خود را با همسایگانش متنوع و گسترش دهد. خوشبختانه، به جز افغانستان، تقریباً تمام همسایگان ایران از قابلیتهای مالی، فنی، صنعتی و اقتصادی قابل توجهی برخوردارند که میتوانند هم به عنوان بازار فروش محصولات ایرانی عمل کنند و هم کالاها و خدمات مورد نیاز ایران را تأمین کنند.
وی اضافه کرد: حتی از نظر هزینههای حملونقل، بسیاری از این روابط میتوانند به صرفهتر باشند. مثلاً، انتقال کالا از طریق دریا، به جای استفاده از تعداد زیادی کامیون، میتواند با یک کشتی بزرگ و با ظرفیت دهها هزار تن صورت پذیرد و هزینه مبادلات را به شکل چشمگیری کاهش دهد.
مجلسی خاطرنشان کرد: لذا، تسهیل رفت و آمد، برقراری ارتباطات هوایی و فراهم آوردن امکان فعالیت اقتصادی آزادتر بین ایرانیان داخل و خارج از کشور، میتواند به عنوان یکی از مسائل انسانی و همزمان یکی از ظرفیتهای اقتصادی کلیدی ایران در نظر گرفته شود. این جمعیت ایرانی که به دلایل مختلف از کشور خارج شدهاند، به ویژه در آمریکا و کانادا، قادرند بخشی از یک شبکه وسیع اقتصادی و تجاری بین ایران و دنیا باشند.
وی تصریح کرد: از این منظر، حتی در شرایطی که بین جمهوری اسلامی ایران و دولتهای کانادا و آمریکا اختلافات سیاسی وجود دارد، جمعیت وسیع ایرانیان مقیم این دو کشور همچنان یک ظرفیت مهم برای برقراری روابط انسانی، اجتماعی و اقتصادی به شمار میروند. شرایطی که اکنون کانادا درخصوص اهمیت تنوع بخشی به روابطش بیان میکند، به نوعی میتواند برای ایران نیز تأملبرانگیز باشد.
انتهای پیام/