جواهرات؛ نمایانگر تاریخ، هویت و قدرت، فراتر از زیبایی و درخشندگی
فرارو- از آثار ادبی و هنری گرفته تا حافظه جمعی و هویت فردی، جواهرات در تاریخنگاری بشری همواره حضور غنی و واضحی داشتهاند؛ حضوری که اکنون دوباره در مرکز بحثهای فرهنگی قرار گرفته است.
به گزارش فرارو به نقل از نیویورک تایمز، طی سالهای گذشته، جواهرات بیشتر به عنوان نمادی از تجمل و ثروت یا وسایل زینتی تلقی میشدند، حالآنکه این دیدگاه به آرامی در حال دگرگونی است. در سالهای اخیر، محققان، نویسندگان، هنرمندان و موزهها تلاش کردهاند تا نشان دهند که جواهرات فراتر از اشیاء آنی برای آراستگی بدن هستند و در خود تاریخ، فرهنگ، هویت و حتی روایتهای انسانی را نهفته دارند.
یکی از نشانههای این تغییر نگرش را میتوان در فعالیتهای «بنیاد جواهرات ادیت» در نیویورک مشاهده کرد؛ نهادی غیرانتفاعی که به پرورش استعدادهای جوان در زمینه جواهرسازی میپردازد و دورههای تخصصی با حضور چهرههای مشهور از حوزههای مختلف برگزار میکند.
در میان مهمانان این فعالیتها، چهرههایی چون اسلون کراسلی، نویسنده و مقالهنویس آمریکایی، تیاستر گیتس، هنرمند و استاد دانشگاه، و دایان مهادی، مدیرعامل برند هرمس آمریکا، به چشم میخورند. حضور این افراد از دنیای ادبیات، هنرهای تجسمی و صنعت لوکس نشان میدهد که جواهرات دیگر تنها موضوعی مربوط به مد و تجارت نیستند، بلکه بخشی از گفتوگوهای فرهنگی وسیعتری به حساب میآیند.
روزنا سمی، بنیانگذار این بنیاد، بر این باور است که جواهرات در تقاطع مسائلی چون هویت، تاریخ، مهارتهای دستی، فناوری و پایداری واقع شدهاند. به گفته او، همانگونه که در دهههای اخیر در مورد غذا، معماری یا ادبیات کنجکاویهای فکری به وجود آمده، اکنون زمان آن فرارسیده که جواهرات نیز بهعنوان موضوعی فرهنگی جدی در نظر گرفته شوند.
جواهرات در بطن ادبیات و روایتهای انسانی
یکی از شواهد این دگرگونی، پروژه مشترک مدرسه هنرهای جواهرسازی «الکول» در پاریس و کتابخانه ملی فرانسه است. این همکاری به تولید پروندهای دیجیتال به نام «جواهرات و ادبیات» انجامیده که در آن، نقش جواهرات در آثار ادبی به تصویر کشیده میشود.
در این تحقیق، آثار نویسندگانی نظیر ژول ورن، کولت و ژرژ ساند زیر ذرهبین قرار گرفته و حتی به وجود جواهرات در داستانهای کمیک فرانسوی-بلژیکی نیز توجه شده است. لیز مکدونالد، رئیس مدرسه «الکول» میگوید که اگر به داستانهای انسانی با دقت بنگریم، جواهرات تقریباً در همه جا دیده میشوند.
از داستان «حلقه لو» اثر گیوم آپولینر که در دوران جنگ به نگارش درآمد تا مجموعه مشهور «ارباب حلقهها»، جواهرات اغلب فراتر از یک شیء زینتی عمل میکنند و به عنصری کلیدی در روایت تبدیل میشوند. او میافزاید که جواهرات لزوماً از فلزات و سنگهای قیمتی تشکیل نمیشوند و میتوانند از نخ، برگ یا مواد ساده دیگری شکل گیرند. این ویژگی موجب میشود که جواهرات بیشتر از آنکه صرفاً نمادی از ارزش مادی باشند، منعکسکننده فرهنگی و شیوه زندگی انسانها به شمار آیند.
این رویکرد در پروژهای دیگر نیز به چشم میخورد؛ مجموعه کتابهای «ددال» که به همکاری یک ناشر ایتالیایی منتشر شده و آثاری را گردآوری نموده که در آنها جواهرات، سنگهای قیمتی و تمایل به جمعآوری اشیا نقشی اساسی ایفا میکنند. یکی از جدیدترین عناوین این مجموعه، رمان کوتاه «مادام دو» نوشته لوئیز دو ویلمورن است که در آن یک جفت گوشواره الماس محور اصلی داستان را شکل میدهد.
جواهرات؛ از موزهها تا هویت فردی
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، جواهرات در سالهای اخیر مقام و موقعیت تازهای در موزهها و نهادهای فرهنگی کسب کردهاند. جاناتان وال، مدیر افتخاری مرکز فرهنگی «۹۲ استریت وای» نیویورک، جواهرات را یکی از بهترین راهها برای صعود به تاریخ و فرهنگ میداند.
او بر این باور است که جواهرات بازتابدهنده زمانه خود هستند؛ از جنگها و تحولات اجتماعی گرفته تا ارزشها و سلیقههای هر دوره تاریخی. وال خاطرنشان میکند که برگزاری نمایشگاه آثار جواهرساز معروف آمریکایی، جوئل آرتور روزنتال (JAR)، در موزه متروپولیتن نیویورک در سال ۱۳۹۳، نقطه عطفی به حساب میآید که چشمانداز نهادهای فرهنگی را نسبت به جواهرات تغییر داد.
پس از این رویداد، موزهها به طور فزایندهای به نمایشگاههای مرتبط با جواهرات و هنرهای تزئینی پرداختهاند؛ روندی که به موازات گسترش عصر دیجیتال بیشتر شد. کلی ریگز، مدیر برنامههای جواهر و طراحی در مرکز «۹۲ استریت وای»، بر این باور است که ارتباط جواهرات با آیینها و سنتهای تاریخی در سرتاسر جهان، آنها را بیش از بسیاری از اشکال هنری دیگر به مسأله هویت پیوند میدهد.
به گفته او، بعد از همهگیری کرونا و در دنیایی که بخش عمدهای از زندگی به عرصه دیجیتال منتقل شده، انسانها بیشتر از هر زمان دیگری نیاز به اشیایی دارند که حس مالکیت، هویت و ارتباط شخصی را تقویت کند. ریگز تصریح میکند: «وقتی زمانهای طولانی را در فضای مجازی سپری میکنیم، داشتن یک شیء واقعی و ملموس میتواند روشی باشد برای ابراز هویت و احساس کنترل بر زندگی.»
جواهرات در عصر تصویر
این تغییر رویکرد در رویدادهایی مانند «هفته جواهرات نیویورک» نیز به وضوح قابل مشاهده است؛ این رویداد که به صورت سالانه برگزار میشود، هنرمندان، طراحان، مجموعهداران و فعالان عرصه مد و هنر را گرد هم میآورد. بلا نیمان، یکی از بنیانگذاران این رویداد، بر این نکته تأکید دارد که جواهرات در خلأ وجود ندارند و همواره در پیوند با هنر، طراحی داخلی، معماری و مد قرار دارند. او میگوید مجموعههای خصوصی هنرمندان و طراحان غالباً نشان میدهند که جواهرات بخشی از یک جهان زیباییشناختی وسیعتر هستند.
موزه هنرهای زیبای هیوستون هم از سال ۲۰۲۰ میلادی جواهرات را در کنار نقاشی، مجسمه، عکاسی و دیگر آثار هنری به معرض نمایش گذاشته است. یکی از نمایشگاههای این موزه به نام «فقط برای چشمان شما؛ زبان پنهان جواهرات» به بررسی معانی شخصی و عاطفی نهفته در جواهرات تاریخی و معاصر میپردازد.
به گفته مسئولان موزه، استقبال بازدیدکنندگان از این نمایشگاهها فراتر از حد انتظارات بوده است؛ موضوعی که بیانگر این است که جواهرات، برخلاف تصور فاقد اعتبار عمومی، تنها اشیاء تزئینی نیستند، بلکه حامل روایتها، یادها و نشانههایی از هویت فردی و جمعی محسوب میشوند. شاید به همین دلیل باشد که در حال حاضر، در عصر شبکههای اجتماعی و اقتصاد تصویر، جواهرات بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفتهاند؛ نه فقط بهعنوان کالایی لوکس، بلکه به عنوان یکی از ملموسترین روایتهای فرهنگ و زندگی انسانی.