فارن پالیسی: ایالات متحده تقریباً در تمامی شاخصها در مواجهه با ایران ناکام است
به نقل از خبرآنلاین، جان هالتوانگر در فارن پالیسی نوشت: در اوایل مارس، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به این ادعا پرداخته که ایالات متحده به «پیروزی» در جنگ با ایران رسیده و اکنون تنها نیاز به «به نتیجه رساندن کار» دارد. اما در پی گذشت ماهها، شدت درگیریها در سراسر منطقه و بنبست دیپلماتیک به وضوح نمایانگر این حقیقت است که این امر بدون هرگونه افق روشن، همچنان ناقص مانده است.
در حالی که ترامپ به تازگی ابراز داشته که جنگ در حال نزدیک شدن به پایان است و به وجود تمایل ایران برای رسیدن به توافق اشاره کرده، این خوشبینی به وضوح با واقعیتهای موجود در میدان نبرد در تضاد است و شواهدی از اشتیاق تهران برای چنین توافقی به دست نیامده است.
در حالیکه ایالات متحده ممکن است در راستای برخی موفقیتهای نظامی جزیی پیشرفتهایی داشته باشد، این منازعه بهطور کلی به عنوان یک فاجعه استراتژیک برای واشنگتن تلقی میشود. این درگیری نقاط ضعف قابل توجهی را در ارتباطات و توان نظامی آمریکا نشان داده و به فرسودگی نیروهای آن انجامیده و تا کنون هزینهای بالغ بر ۳۸ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار بر دوش دولت آمریکا گذاشته است.
علاوه بر این، این جنگ به بروز یک بحران جهانی در عرصه انرژی منجر شده است. این منازعه در میان رأیدهندگان آمریکایی با نارضایتی شدید مواجه است و یک گروه رو به افزایش از نمایندگان جمهوریخواه در کنگره خواهان پایان این درگیری هستند؛ به ویژه اینکه یکی از همحزبیهای ترامپ نیز اقدام به طرح استیضاح پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا به دلیل مدیریت ضعیف جنگ کرده است.
با این وجود، به رغم تمامی این هزینههای سنگین، ایالات متحده دستاورد چندانی در ایران نداشته و در بعضی موارد، شرایط حتی بدتر گردیده است. تقریباً با هر معیاری، از جمله توانایی ایران در اعمال قدرت در منطقه از طریق متحدانش، قابلیتهای نظامی، استحکام نظام و وضعیت برنامه هستهای، آمریکا در حال باختن به این جنگ است.
مهمتر از همه، تهران اکنون به وضوح نشان داده است که قادر به مسدود کردن تنگه هرمز برای مدتی طولانی است؛ توانمندی و موضعی که سالها در مورد آن صحبت شده، اما هرگز بهصورت عملی از آن بهرهبرداری نشده است.
گریگوری برو، کارشناس مسائل ایران و تحلیلگر ارشد اندیشکده گروه اوراسیا در گفتوگو با فارن پالیسی ابراز میکند: «اگر به ماه فوریه بازگردید و اهداف اعلامی آمریکا را بررسی کنید، واضح است که ایالات متحده در تأمین اهداف استراتژیک اصلی خود با ناکامی مواجه بوده است.»
شکست در مهار متحدان منطقهای و تسلط انصارالله بر بابالمندب
فارن پالیسی اشاره میکند که وقتی ترامپ در اواخر فوریه از آغاز یک عملیات نظامی بزرگ علیه ایران خبر داد، او ادعا کرد که آمریکا تضمین خواهد کرد تا نیروهای منطقهای نتوانند منطقه یا جهان را بیثبات کنند و به نیروهای آمریکایی حمله نمایند.
بهطور مشابه، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در اوایل مارس تصریح کرد که هدف واشنگتن از بین بردن «قابلیت ایران برای اعمال قدرت در گذشته و آینده» است. ترامپ نیز در سخنرانی تلویزیونی خود ادعا کرد که آمریکا در حال نابودسازی سیستماتیک این توانمندی است.
اما هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ایالات متحده به این هدف دست یافته باشد. این واقعیت که مدتهاست این منازعه حول کنترل تنگه هرمز متمرکز شده است - آبراهی که در آغاز جنگ کاملاً باز بود - بهروشنی نشانگر توانایی مداوم تهران در تأثیرگذاری بر روند رخدادها در خاورمیانه و دیگر نقاط دنیاست.
متحدان منطقهای ایران نیز پس از ماهها جنگ همچنان تهدیدی مهم به شمار میروند و بهطور فزایندهای در بههمریختگی منطقهای و افزایش قیمت نفت نقش ایفا میکنند. نیروهای انصارالله در یمن در این ماه با سرعتی چشمگیر علیه نیروهای مرتبط با عربستان پیشروی کردند و سرزمینهای وسیعی را در سواحل دریای سرخ به تصرف خود درآوردند که شامل بندر موخا و جزایر راهبردی همچون پریم میشود.
به دنبال این عملیات، انصارالله کنترل یکی دیگر از آبراههای حیاتی یعنی تنگه بابالمندب را تصاحب کرده است؛ دریایی که در گذشته دریای سرخ را به خلیج عدن متصل و شبهجزیره عربستان را از آفریقا جدا کرده و اهمیت آن پس از بسته شدن تنگه هرمز دوچندان شده است. تهران و انصارالله ماهها پیش هشدار داده بودند که در صورت تداوم جنگ از سوی آمریکا، خطر مسدود شدن بابالمندب وجود دارد و اکنون آنها در موقعیتی هستند که قادر به تحقق این تهدید میباشند.
در همین حال، تبادل آتش میان انصارالله و عربستان بار دیگر تنشهای دیرینهای که پس از آتشبس سال ۲۰۲۲ متوقف شده بود را زنده کرده است. اکنون نگرانیهای جدی وجود دارد که یمن در آستانه بازگشت به یک جنگ داخلی تمامی عیار قرار گرفته باشد.
از طرف دیگر، عربستان سعودی در هفته گذشته خط لوله ۷۵۰ مایلی (هزار و ۲۰۰ کیلومتری) خود که نفت خام را از شرق به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکرد، بهدلیل آسیب ناشی از حمله پهپادی نیروهای مقاومت عراق بهطور موقت تعطیل کرد. این تعطیلی تقریباً ۴ درصد از تأمین نفت جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
استمرار توان موشکی و تثبیت ساختار سیاسی در تهران
نویسنده فارن پالیسی خاطرنشان میکند که دولت ترامپ این نبرد را با هدف نابودی تواناییهای موشکی و پهپادی ایران آغاز نمود. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا در ماه آوریل ادعا کرد که برنامه موشکی ایران بهطور کامل نابود شده و این کشور دیگر قادر به ساخت موشک نیست. ترامپ نیز ادعا کرد که ارتش ایران «به طور کامل منقرض شده است».
گرچه ارتش ایران به شدت تحت تأثیر جنگ قرار گرفته و تعدادی از فرماندهان ارشد آن جان خود را از دست داده و ظرفیت صنعتی این نیرو آسیب دیده، اما استمرار توانایی تهران در پرتاب موشک و پهپاد به اهداف متنوع در سرتاسر منطقه مؤید این حقیقت است که این هدف نیز قابل تحقق نبوده و ادعاهای دولت ترامپ در بزرگنمایی موفقیتها سینگینس دارد.
تحلیلهای اطلاعاتی نیز ادعاهای رسمی دولت ترامپ در مورد میزان تضعیف ارتش ایران را رد میکنند. گزارشها نشان میدهند که ایران حتی پس از هزاران حمله آمریکا به سایتهای موشکی، تولید موشکهای بالستیک در تأسیسات زیرزمینی خود را از سر گرفته است. همچنین نابودی کامل توان پهپادی نیز بهدلیل سادگی و هزینه پایین در تولید آنها همواره یک چالش جدی بوده است.
در زمینه تغییر ساختار سیاسی، در حالی که ترامپ در آغاز جنگ به مردم ایران ادعا کرده بود که «زمان آزادی شما فرا رسیده است»، ساختار سیاسی ایران بدون هیچگونه آسیب و به طور کامل پایدار باقی مانده است.
گریگوری برو در این خصوص میگوید: «تا جایی که هدف تغییر حکومت مطرح بود، اقدامات آمریکا بهطور کامل نتایج معکوس به بار آورده است. ساختار حکومتی اکنون با ثباتتر و در مواضع خود قاطعتر و جسورتر شده است. این ساختار اکنون تحت رهبری فرماندهان نظامی و امنیتی قرار دارد که در عین عملگرایی، به شدت نسبت به غرب خصمانه هستند و هیچ تمایلی به دستیابی به توافقی گستردهتر با آمریکا ندارند.»
در زمینه برنامه هستهای نیز، با وجود آسیب به برخی زیرساختها و از دست رفتن برخی دانشمندان، ایران همچنان از یک ذخیره ۴۴۰ کیلوگرمی اورانیوم با غنای بالا برخوردار است. کارشناسان تأکید میکنند که تا زمانی که ایران به این ذخیره دسترسی دارد، برنامه هستهای آن همچنان بدون کنترل باقی خواهد ماند.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی با ابراز نگرانی عمیق اعلام کرد که آژانس بیش از شش ماه است که هیچ فعالیت راستیآزمایی میدانی در ایران انجام نداده و توانایی خود را در زمینه مراقبت بر ذخایر اورانیوم از دست داده است.
دولت ترامپ که در تحقق اهداف اولیه خود ناکام مانده، اکنون تمرکزش را بر تضعیف اقتصادی ایران از طریق محاصره دریایی و کارزاری تحت عنوان «عملیات مطرود اقتصادی» معطوف کرده است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا ادعا کرد که هدف قطع تمامی شریانهای اقتصادی ایران است؛ با این حال تهران دهههاست در برابر فشارهای اقتصادی پایدار مانده و کارآمدی این روش نیز در حال زیر سوال رفتن است.
نبرد فرسایشی بر سر تنگه هرمز و صعود قیمت نفت
فارن پالیسی در انتها مینویسد که جنگ در حال حاضر عملاً به جنگی بر سر نفت و خطوط کشتیرانی در تنگه هرمز تبدیل شده است.
به گفته گریگوری برو، در اوایل اوت روزانه بین ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور میکرد، در حالی که اکنون این رقم به حدود ۱۰ میلیون بشکه افزایش یافته است. این خبر برای آمریکا مثبت به نظر میرسد، اما تعداد کشتیهایی که در حال حاضر عبور میکنند همچنان حدود یکپنجم میزان قبل از جنگ است و این موضوع نشان میدهد که وضعیت تنها از طریق صرف منابع بیسابقهای مدیریت میشود.
این روند ایجاب میکند که نیروی دریایی و هوایی آمریکا برای حفاظت از نفتکشها کاروانهای کوچکی ایجاد کند. اگرچه این سیستم به جلوگیری از بروز یک بحران کاملاً حاد کمک کرده، اما ریسکهای موجود در بازار نفت برطرف نشده است.
قیمت نفت خام برنت به عنوان یک شاخص جهانی، هماکنون به ۱۰۴ دلار در هر بشکه رسیده است؛ در حالی که قبل از آغاز جنگ در ماه فوریه، قیمت هر بشکه برنت حدود ۷۲ دلار بود.
یک مقام کاخ سفید در پاسخ به فارن پالیسی اظهار داشت که «ایران مکرراً تماس میگیرد و مشتاق به معامله است»، اما افزود که ترامپ عجلهای برای مذاکره ندارد و ترجیح میدهد تماشاگر فروپاشی حتمی ایران باشد. این ادعا با توجه به تاریخچه مقاومت ایران اغلب بهنظر میرسد که تحلیل غیرواقعبینانهای باشد.
۴۲/۴۲