در دوران جنگ جهانی دوم، ضرورت بمباران دقیق اهداف، موجب شد که توسعه فناوریهای نظامی نوین به امری حتمی تبدیل گردد. از آنجا که آن زمان سیستمهای هدایتشونده مدرن وجود نداشتند، موفقیت در بمباران به وضوح مشاهده هدف متکی بود. این مسئله، موجب شد تا مهندسان به طراحی دماغهای شفاف روی آورند، تا بمبافکنها بتوانند مأموریتهای خود را به بهترین نحو ممکن انجام دهند.
چرا دماغه بمبافکنها از شیشه ساخته شده بود؟
مأموریت اصلی بمبافکنها، پرتاب بمبها با دقت بالا بود. خدمه بمباران (بمباردیرها) به یک دید واضح و غیرمسدود برای هدفگیری نیاز داشتند. آنها از تجهیزاتی محرمانه به نام بمبسایت نوردن M-9 استفاده میکردند که به دستیابی به هدفگیری بصری کمک میکرد. شیشههای معمولی برای دماغه هواپیما مناسب نبودند و به راحتی خراب میشدند. به همین دلیل، مواد پلاستیکی قویتری مانند لوکایت که در سال ۱۹۳۱ توسط دوپونت اختراع شد و پلکسیگلاس که در سال ۱۹۳۳ توسط اتو روم توسعه یافت، به جای شیشههای سنتی مورد استفاده قرار گرفتند. این مواد با وزن سبکتر و مقاومت بیشتر در برابر گلوله، امکان ساخت دماغهای شفاف را فراهم آوردند.
نقش بمبسایت نوردن در دقت بمباران
بمبسایت نوردن M-9 یک پیشرفت بینظیر در فناوری بود که از سال ۱۹۳۲ توسط نیروی هوایی آمریکا مورد استفاده قرار گرفت. این کامپیوتر آنالوگ به بمباردیرها این امکان را میداد که با وارد کردن اطلاعاتی چون جهت باد و ارتفاع، بهترین موقعیت هدف را تعیین کنند. یک ژیروسکوپ درونی نیز پایداری دوربین تلسکوپی را برای فعالیت در ارتفاعات بالا تضمین میکرد و دقتی بیسابقه در هدفگذاری به همراه میآورد. این دماغه شفاف در تعدادی از هواپیماهای معروف شامل بی-۱۷، بی-۲۴ و بی-۲۹ آمریکایی، و همچنین هاینکل ۱۱۱ آلمانی و آورو لنکستر بریتانیایی به کار گرفته شد و نقشی اساسی در موفقیت عملیاتهای هوایی جنگ جهانی دوم ایفا کرد.
