بهبود نمای تهران؛ از قوانین شفاف تا درگیری شهروندان
به نقل از ایسنا، منظر شهری به معنای مجموعه تصاویری است که افراد از خیابانها، ساختمانها و فضاهای عمومی یک شهر درک و تجربه میکنند، که این موضوع در زمینه معماری و طراحی شهری از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این راستا، نمای ساختمان بهعنوان بخش بیرونی بنا، نقشی اساسی در شکلدهی به تصویر کلی شهر ایفا میکند. با این حال، پیرامون مفهوم نمای مطلوب و معیارهای سنجش آن همواره نظرات یکسانی وجود ندارد. تازگی مباحث نظری در این زمینه و شباهت برخی از اصطلاحات با حوزههایی مثل معماری منظر، به وجود برداشتهای متفاوت منجر شده است، که این امر میتواند در مراحل طراحی ساختمانها، تنظیم قوانین، ارزیابی پروژهها و حتی دیدگاه مردمی نسبت به ظاهر محلات تأثیر داشته باشد.
نمای یک ساختمان تنها به مالک یا استفادهکنندگان آن محدود نمیشود، بلکه با دیده شدن از خیابانها و فضاهای عمومی، بر تصویر یک محله و بهطور کلی بر سیما و هویت شهری تأثیر میگذارد. از این رو، توجه به نما بهعنوان بخشی از مسئولیتهای مدیریت شهری و حقوق عمومی تلقی میشود. در تهران، کمیتههای مخصوص نما از سال ۱۳۹۳ بهعنوان بخشی از ساختار شهرداری، اقداماتی برای کنترل و نظارت بر این امر را آغاز کردهاند. با این وجود، چالشهای متعددی در زمینه نقش نماهای ساختمانی و تأثیر آنها بر ایجاد محیط بصری مطلوب همچنان پابرجاست. تمایز در زمینه ساختمانهای مسکونی حائز اهمیت ویژهای است، چرا که این نوع بناها به لحاظ تعداد، بخش اصلی بافت شهری را تشکیل میدهند و بهطور متصل، پسزمینه بصری خیابانها، کوچهها و محلههای تهران را شکل میدهند.
مرجان گلیپور، عضو دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی، به همراه یکی از همکاران دانشگاهی و همکاری دانشگاه تهران، تحقیقی را در این خصوص انجام داده است. این پژوهش درصدد شناسایی راههای بهبود نماهای ساختمانهای مسکونی تهران و ارائه الگویی نسبتاً هماهنگ برای ساماندهی آنها بوده است. محققان در این تحقیق تلاش کردهاند علاوه بر تعیین عوامل تأثیرگذار و اولویتبندی آنها، وضعیت قوانین، نقش نهادهای متولی و گروههای درگیر در طراحی، ساخت و مدیریت نما را نیز بررسی نمایند. هدف نهایی از این پژوهش این بوده است که راهکارهایی عملی برای تصمیمگیران، برنامهریزان، مدیران و طراحان شهری فراهم آورد تا بدین ترتیب کیفیت نماهای مسکونی و به تبع آن کیفیت محیط شهری را به نحو بهتری ارزابی و تقویت نمایند.
این تحقیق با استفاده از روش کیفی انجام شده است؛ بهاینمعنا که محققان به جای تمرکز بر محاسبات عددی، به بررسی دیدگاهها و تجارب افراد اثرگذار در این حوزه پرداختهاند. برای گردآوری اطلاعات، از مصاحبههای عمیق با ساختار نیمهساختاریافته استفاده شده است که در آن، سؤالات اصلی از پیش تعیین شده، اما مصاحبهشونده این امکان را دارد که تجربیات و نظرات خود را با جزئیات بیشتری مطرح کند. سپس محتوای این گفتوگوها مورد تحلیل قرار گرفته است؛ به این معنا که محققان سعی کردهاند الگوها و دستهبندیهای مرکزی را از میان پاسخها استخراج کنند، نه این که صرفاً پاسخها را با یک الگوی از پیش تعیینشده مقایسه کنند. این روش اجازه میدهد تا ابعاد مختلف مسئله و ارتباط میان افراد، سازمانها، مقررات و فرآیندهای اجرایی بهتر نمایان شود.
یافتهها نشان میدهند که بهبود کیفیت نما تنها به یک اقدام خاص، مانند تغییر مصالح یا اصلاح طراحی، محدود نمیشود و نیازمند ایجاد ساختاری سلسلهمراتبی از عوامل و اقدامات است. کنشگران مؤثر در این راستا به دو دسته کلی تقسیم شدند: مدیریت شهری که شامل بخشهای تصمیمگیرنده، تصمیمساز و اجرایی است و ذینفعانی که در حوزههای زمین، طراحی، ساخت و امور عمومی دخالت دارند. بنابراین، موفقیت در برنامههای ارتقای نما به هماهنگی میان مجموعهای از ذینفعان وابسته است.
عوامل مؤثر نیز به ترتیب اهمیت در هشت گروه «اسنادی»، «مدیریتی و حقوقی»، «اجتماعی»، «طراحی و طراحان»، «فناوری»، «نظری»، «اقتصادی» و «اجرایی» دستهبندی شدند. این ترتیب نشاندهنده اهمیت بالای وجود مقررات، دستورالعملها و پشتوانههای قانونی است که باید فراتر از مداخلات صرفاً ظاهری قرار گیرند. نتایج این بررسی همچنین بر ضرورت توجه همزمان به طراحی، آگاهی عمومی، فناوری، هزینهها، مطالعات حمایتی و نظارت بر اجرای نما تأکید دارند.
بر اساس این مطالعه که نتایج آن در «فصلنامه برنامهریزی توسعه شهری و منطقهای» وابسته به دانشگاه علامه طباطبائی منتشر شده است، عوامل اسنادی به سطح عملیاتی مقررات، ضوابط و دستورالعملهای کنترل نما مربوط میشوند. تعیین مقررات واضح و آموزش آنها میتواند به ایجاد وحدت رویه میان نهادها و افراد مسئول کمک کند. همچنین در نظر گرفتن نمای ساختمان در سیاستها و طرحهای کلان، باید پشتوانه قانونی لازم را فراهم کند. این پژوهش بر تغییر رویکرد از کنترل صرفاً از بالا به پایین نیز تأکید دارد؛ بهگونهای که به جای تکیه کامل بر دستورات و مجازاتها، ایدهها و دیدگاههای مالکان و دیگر ذینفعان نیز باید در فرآیند تصمیمگیری لحاظ شود.
در زمینه مدیریتی و حقوقی، شفافسازی مراحل بررسی طرح نما، رعایت امکان اعتراض، تجدیدنظر و بازبینی، به علاوه تعیین حدود بین حقوق مالک و حقوق عمومی شهروندان از اهمیت بالایی برخوردار است. تخصیص بودجه برای نما، دستهبندی طرحها و واگذاری کار به طراحان بر اساس سطح و پیچیدگی پروژه نیز از راهکارهای پیشنهادی است. از منظر اجتماعی، افزایش آگاهی عمومی از طریق کارگاهها، نمایشگاهها، رویدادها و تشکیل گفتوگوهای مشترک میتواند حس تعلق و مسئولیتپذیری شهروندان نسبت به کیفیت محیط را بالا ببرد. عدم تحمیل طرحها به مالکان ممکن است حس مشارکت آنها را تقویت کند. همچنین، معرفی نماهای برتر تأیید شده میتواند بهعنوان یک اقدام تشویقی محسوب شود.
از نقطه نظر طراحی، نمای ساختمان باید با زمان، مکان، کاربری و شرایط محلی هماهنگی داشته باشد. تطابق نما با نقشه و ساختار داخلی ساختمان نیز میتواند به کاهش بینظمی بصری کمک کند. در حیطه فناوری، بهرهگیری از دانش روز، استانداردسازی مصالح، استفاده از فنون نوین و ایجاد یک پایگاه داده اطلاعاتی پیشنهاد شده است. چنین بانکی میتواند اطلاعات هر نما، نام طراح و مشخصات مربوطه را در یک سیستم اطلاعات مکانی ثبت کند و امکان بررسی، گزارشگیری و بهروزرسانی را تسهیل کند. توجه به صرفهجویی در انرژی، وضعیت اقلیمی، و حفاظت از منابع و محیطزیست نیز بخشی از این رویکرد فناورانه به شمار میآید.
یافتهها در حوزه نظری بر ارتباط و تعامل مراکز آموزشی با نهادهای اجرایی، از جمله شهرداری، تأکید میکنند تا پیوندی بین دانش آکادمیک و عمل اجرایی ایجاد گردد. مطالعه سلیقه مردم، کشف الگوهای پنهان و مستندسازی تجربیات موفق نیز میتواند به ارتقای دانش این حوزه کمک کند. در بخش اقتصادی، ارائه بستههای تشویقی برای صدور پروانه، نظیر تخفیف، امتیاز یا تسهیلات، به انضمام تولید مصالح با کیفیت و قیمت مناسب نیز بهعنوان پیشنهادهای مطرحشده طی این پژوهش ذکر گردیده است. کاهش وابستگی مدیریت شهری به فروش تراکم و درآمدهای ناپایدار نیز از دیگر عوامل اقتصادی مورد اشاره در مطالعه به شمار میآید.
در جنبه اجرایی، کنترل مرحله به مرحله میتواند میزان تطابق نمای بنا با طرح مصوب را مشخص کند. آگاهی مدیران عالی از اهمیت نما، آموزش فناوریها و جزئیات اجرایی و همکاری نهادهای مرتبط از ضروریات برای کاهش شکاف میان طراحی و اجرا محسوب میشود. محققان نتیجهگیری کردهاند که ساختمانهای مسکونی باید در عین رعایت الزامات اصلی، با محیط پیرامون خود همخوانی داشته باشند و به تعادل اکوسیستمی کمک کنند. معنی واقعی یک نما نه تنها از شکل ظاهری آن بلکه از ویژگیهای ساختمان، موقعیت و بیرونیسازی فردی که در طراحی، ساخت و نظارت آن دخالت دارد، شکل میگیرد.
با این اوصاف، مدیریت نما یک فرآیند مستمر و چندجانبه است و نمیتوان مسئولیت آن را صرفاً به عهده طراح، مالک، سازنده یا شهرداری گذاشت. از آنجایی که ساختمانهای مسکونی بخش عمدهای از ساخت و سازهای شهری را تشکیل میدهند، بهبود نمای آنها میتواند به غنای فضای عمومی و شکلگیری چهرهای منسجمتر برای شهر یاری رساند. شناسایی چالشهای موجود هم میتواند تصویری اولیه از وضعیت تهران ارائه دهد و امکان برنامهریزی اقدامات آتی بر اساس اولویتهای مشخصتر را فراهم کند.
انتهای پیام