آنچه علی پروین بیان کرد!
امیر قلعهنویی به عنوان سرمربی تیم ملی تا پایان جام ملتها منصوب شد. این خبری بود که پس از تأیید و تکذیبهای فراوان، در نهایت به واقعیت پیوست و او به عنوان نخستین مربی در تاریخ فوتبال ایران به ثبت رسید که توانسته است سه دوره جام ملتهای آسیا را به عنوان سرمربی تجربه کند. با این وجود، به نظر میرسد تمدید قرارداد قلعهنویی به سادگی انجام نگرفته است؛ زیرا در ابتدا اعلام شد که هیئترئیسه به علت نتایج ضعیف تیم، با این تمدید مخالفت دارد و بعداً نیز گفته شد اگر قرار بر تمدید باشد، اعضا شروط خاصی برای امیر در نظر دارند که او ملزم به رعایت آنهاست.
انکار صوری هیئترئیسه!
قلعهنویی تا انتهای جام جهانی با تیم ملی قراردادی امضا کرده است، این در حالی است که نتایج او در آمریکا چندان قابل قبول نبود. او نتوانست تیم ملی را به مرحله حذفی برساند، در حالیکه تعداد تیمها به 48 افزایش یافته و بهترین تیمهای سوم گروههای 12گانه میتوانستند صعود کنند. در شرایط عادی، این وضعیت به عنوان یک شکست کامل قلمداد میشود. با این حال، با توجه به شرایط آمادهسازی تیم ملی، این نتایج به نوعی طبیعی تلقی گردیدند. اگرچه مسئولان فدراسیون فوتبال و رسانههای ذینفع در تلاش بودند تا از این نتایج دستاورد بسازند، اما طرفداران فوتبال حاضر به پذیرش این موضوع نشدند. با این وجود، مهدی تاج در همان روزها خبر از تمدید قرارداد قلعهنویی داد و بیان کرد که او تا پایان جام ملتها سرمربی ایران خواهد بود. هیئترئیسه به منظور حفظ ظاهر، اعلام کرد که تاج بدون تصویب آنها نمیتواند اقدام به تمدید قرارداد سرمربی تیم ملی کند. بدین ترتیب، هیئترئیسه اعلام کرد این قرارداد تمدید نخواهد شد مگر اینکه برنامهها و اهداف قلعهنویی برای تیم ملی در یک جلسه حضوری مطرح شود تا درباره آینده نیمکت تیم ملی تصمیمگیری گردد. اما در یک جلسه غیرمنتظره، بعد از 20 دقیقه، اعضای هیئترئیسه با تمدید قرارداد قلعهنویی موافقت کردند که نشان میدهد تصمیمات قبلاً اتخاذ شده بود و آنها نفوذی در سرنوشت قلعهنویی ندارند. به هر حال، آنها جلسهای نمایشی ترتیب دادند تا به نحو احسن وانمود کنند که این قرارداد با موافقت اعضای هیئترئیسه فدراسیون تمدید شده است.
کدام شرط و شروط؟
یکی دیگر از مواردی که اعضای هیئترئیسه فدراسیون فوتبال در آن روزها به آن تأکید داشتند، این بود که امیر باید کادر فنی تیم ملی را تقویت کند، دستیاران خود را تغییر دهد و واقعاً به جوانگرایی در تیم ملی توجه کند. آنها تغییر دستیاران را نیز به مهدی تاج محول کردند تا در جلسه مشترک با قلعهنویی بهترین تصمیم اتخاذ شود. اما نتیجه چه شد؟ قلعهنویی با همان کادر قبلی، تیم ملی را همراهی میکند و بدتر از آن، روند جوانگرایی که ادعا میشد شرط اساسی اعضای هیئترئیسه است، به هیچ وجه رعایت نگردید. در اولین اردوی آمادهسازی پس از جام جهانی، قلعهنویی 18 بازیکن لیگ برتری را دعوت کرده که در میان آنها بازیکنانی با سن بالای 35 سال نیز حضور دارند و میانگین سنی دعوتشدگان نزدیک به 30 سال است! بنابراین، نه تنها هیئترئیسه نقشی در تمدید قرارداد قلعهنویی ایفا نکرد، بلکه شروطی که اعلام شده بود ضروری است نیز به وضوح به فراموشی سپرده شده است.
شرط فینال هم خیالی است؟
با هدایت هیئترئیسه، مهدی تاج و امیر قلعهنویی، احتمالاً فارغ از نتایجی که امیر در رأس تیم ملی کسب کند، او ممکن است در جام جهانی 2030 نیز سرمربی ایران باشد؛ چراکه گفته میشود شرط تمدید قرارداد قلعهنویی برای نشستن روی نیمکت تیم ملی در جام جهانی آینده، رساندن ایران به فینال جام ملتهای آسیا است. با این حال، از آنجا که نقش هیئترئیسه در موارد قبلی عملاً بیتأثیر بوده، به نظر میرسد این بار نیز جز یک نقش صوری جایگاه دیگری نخواهند داشت. این داستانها ناخودآگاه تأییدکننده تعریفی است که روزگاری علی پروین از نقش مدیرفنی در باشگاهها بیان کرده بود: کشک!