مشورت خوب از گوش دادن شروع میشود
بسیاری از افراد وقتی درباره مشکلی صحبت میکنند، لزوماً به دنبال توصیه نیستند. شاید فقط بخواهند احساس خود را با کسی در میان بگذارند یا واکنش او را ببینند. بنابراین یکی از نخستین پرسشها میتواند این باشد: «میخواهی به تو مشورت بدهم یا فقط میخواهی حرف بزنی؟»
کارشناسان همچنین هشدار میدهند که نباید خیلی زود وارد مرحله ارائه راهحل شد. وقتی بلافاصله شروع به نصیحت میکنیم، ممکن است این تصور ایجاد شود که فکر میکنیم پاسخ همه مشکلات را میدانیم. در نتیجه، فردی که از ما کمک خواسته ممکن است در برابر توصیه مقاومت کند.
بهتر است ابتدا اجازه دهیم گفتوگو پیش برود و با دقت گوش کنیم. گاهی مشکل اصلی با چیزی که فرد در ابتدا مطرح کرده متفاوت است. پرسشهایی مانند «چه چیزی برایت سخت است؟»، «واقعاً چه اتفاقی افتاده؟» یا «تا حالا به چه راههایی فکر کردهای؟» میتواند به فرد کمک کند مسئله را بهتر بشناسد و راهحل خودش را پیدا کند.
نکته مهم دیگر این است که تجربه شخصی خودمان را به تجربه فرد مقابل تحمیل نکنیم. تجربههای گذشته ما میتواند بر نوع مشورتی که میدهیم تأثیر بگذارد و باعث شود تصور کنیم میدانیم چه چیزی برای دیگری بهتر است. اگر تجربه مشابهی داریم، میتوانیم آن را مطرح کنیم، اما بهتر است دوباره تمرکز را به فرد مقابل برگردانیم.
در برخورد با کودکان و نوجوانان نیز نحوه واکنش اهمیت زیادی دارد. متخصصان توصیه میکنند والدین هنگام شنیدن یک مشکل، کودک را سرزنش یا شرمنده نکنند. وقتی هر دو طرف آرامتر باشند، امکان گفتوگو و فکر کردن درباره مشکل بیشتر میشود.
همچنین لازم نیست همیشه پاسخ همه پرسشها را بدانیم. گاهی کمک واقعی این است که فرد را به کتاب، منبع مناسب یا متخصص دیگری هدایت کنیم و در صورت نیاز پیشنهاد مراجعه به مشاور یا رواندرمانگر را مطرح کنیم.
در نهایت، مشورت دادن نباید به یک گفتوگوی یکباره محدود شود. بازگشت دوباره به موضوع و پرسیدن اینکه «اوضاع چطور پیش رفت؟» نشان میدهد که گفتوگو و احساسات فرد برای ما اهمیت داشته است. حتی میتوان از او پرسید کدام بخش از توصیهها برایش مفید بوده است.
منبع: گاردین