آیا اروپا در حال حرکت به سوی ایجاد نهاد امنیتی تازهای است؟
مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا، در یادداشتی که برای ایلنا نوشته است، به تبیین علل و ابعاد تلاش کشورهای اروپایی برای راهاندازی سازوکار شورای امنیت اروپا پرداخته که در ادامه قابل مشاهده است:
استفاده از عبارت «شورای امنیت اروپا» نتیجه چندین ابتکار از سوی مقامهای مختلف اروپایی است که در راستای تشکیل یک نهاد دفاعی مستقل در قاره اروپا، موازی با ناتو، مطرح شده است. این موضوع نشاندهنده ناکامی و عدم کارایی دولتهای اروپایی در تحقق این ایدهها بوده و در عوض، ایده ایجاد یک پیمان دفاعی اروپایی همچنان در کانون توجه قرار دارد. این تصور از دهه ۱۹۵۰ توسط فرانسه مطرح گردید و در دهه ۱۹۶۰ این کشور از ساختار نظامی ناتو خارج شد. همچنین «اتحادیه اروپای غربی» که متمرکز بر مسائل دفاعی بود، شکل گرفت، اما هیچیک از این طرحها به خروجی ملموسی نرسید و در نهایت، همگی در حالت تعلیق باقی ماندند.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، میتران و شیراک نیز به تأسیس ترتیبات امنیتی مستقل در اروپا اشاره کردند، اما به دلیل عدم همسویی سایر کشورهای اروپایی و مخالفتهای آمریکا، این مسائل در نهایت به حاشیه رفتند. در این راستا، جنگ اوکراین و رویکردهای مقامات دولت بایدن و ترامپ نسبت به این بحران، مجدداً اورپاییها را در یک وضعیت بحرانی قرار داد و آنان را بر این حقیقت واقف ساخت که به شدت به یک پیمان دفاعی اروپایی نیاز دارند. در این راستا، ایدههای متنوعی مطرح شد و مذاکرههایی بین کشورهایی نظیر آلمان، انگلیس، فرانسه و حتی لهستان صورت گرفت و توافقاتی امضا شد؛ ولی به واقع، وابستگی امنیتی اروپا به آمریکا و از آنجایی که جنگ اوکراین این وابستگی را بهطور واضح نمایان ساخت، موانع موجود برای تشکیل یک پیمان دفاعی مستقل اروپایی همچنان پابرجا باقی ماند.
حمله روسیه به اوکراین و ناتوانی دولتهای اروپایی در ارائه کمکهای مالی و نظامی به آن کشور در دوران جنگ، این موانع را پیچیدهتر کرد و نشاندهنده عدم توانایی اروپا در شکلدهی یک ساختار و چرخه تولید تسلیحات نظامی مؤثر بود. این چرخه تولید بهگونهای طراحی نشده است که هر کشور بهطور مستقل و بنا به ظرفیتهای خود، سلاح تولید کند. عدم رغبت کشورها برای همکاری در ایجاد یک چرخه مشترک تولید تسلیحات، این واقعیت را آشکار ساخت که حتی در حوزه نظامی نیز نتوانستهاند به یک توافق یا همکاری جدی برسند. در چنین شرایطی، اگر به این موضوع از منظر سیاستهای خارجی و امنیتی مشترک نگاه کنیم، کشورهایی چون لهستان، به هیچ عنوان مایل نیستند در یک ساختار دفاعی مشترک اروپایی، تحت رهبری آلمان و فرانسه قرار بگیرند.
علاوه بر این، قدرتهای بزرگ نظامی و اقتصادی اروپا مانند آلمان، فرانسه و انگلیس نیز در تلاش برای ایجاد ترتیبات دفاعی مستقل با چالشهای اساسی روبرو هستند. در نتیجه، این وضعیت رئیس کمیسیون اروپا را به ایجاد ابتکارات جدید در زمینه دفاع اروپا سوق داده است.
بهنظر میرسد «امنیت اروپا» نیز به مانند طرحهای قبلی، تحت عناوین مختلفی مطرح خواهد شد و همان موانع و چالشهایی که به آنها اشاره شد، نشان میدهد که دستیابی اروپاییها به یک سیستم دفاعی مستقل، بدون حضور آمریکا، در آینده نزدیک بعید بهنظر میرسد. بهویژه آنکه بسیاری از کشورهای میانرده و ضعیفتر اروپایی، همگرایی اقتصادی و اجتماعی را قبول دارند، اما حاضر نیستند در عرصههای سیاسی و امنیتی، زیر سایه قدرتهای بزرگ اروپایی مانند فرانسه و آلمان قرار گیرند. بنابراین، در شرایطی که فاصله و شکاف در سیاستهای امنیتی و خارجی میان کشورهای اروپایی مشهود است، میتوان گفت که اتحادیه و قاره اروپا فاصله زیادی با شکلگیری یک ساختار دفاعی و امنیتی مشترک دارند.