بدنه یک بوئینگ ۷۴۷ به اندازه یک چرخ هواپیما هم هزینه ندارد!
تینا مزدکی_ زمانی که یک بوئینگ ۷۴۷ دیگر قادر به تأمین هزینههای خود نیست، به محل اسقاط هواپیماها منتقل میشود تا به تدریج اجزای ارزشمند آن از هم جدا گردند. موتور، چرخ فرود، تجهیزات کابین خلبان و واحد تأمین برق کمکی (APU) همچنان دارای بازار هستند و میتوان آنها را با قیمتهای قابلتوجهی به فروش رساند؛ با این حال، موضوع بدنه این هواپیما به گونهای دیگر است.
- قیمت هر موتور مربوط به برخی از مدلهای بوئینگ ۷۴۷ میتواند به حدود ۲ میلیون دلار برسد.
- مجموعه چرخ فرود ممکن است تا ۳۰۰ هزار دلار ارزش داشته باشد.
- هر نمایشگر موجود در کابین خلبان تقریباً ۳۰ هزار دلار قیمت دارد.
- واحد تأمین برق کمکی (APU) معمولاً به قیمت حدود ۲۵ هزار دلار فروخته میشود.
- فلزات قراضه باقیمانده از بدنه ۷۴۷ به ارزش تقریباً ۵۵ هزار دلار میرسند.
- هزینه نگهداری یک ۷۴۷ در محل اسقاط حدود ۶۰ هزار دلار در ماه خواهد بود.
چرا قطعات بوئینگ ۷۴۷ هنوز هم ارزش بازار دارند؟
هرچند تولید بوئینگ ۷۴۷ بیش از سه سال به حالت تعلیق درآمده است، اما تعداد قابلتوجهی از نسخههای باری این هواپیما همچنان در حال پرواز هستند. این واقعیت موجب شده که قطعات هواپیماهای غیرقابل استفاده همچنان تقاضا داشته باشند.
فرآیند اسقاط معمولاً با تخلیه مایعات هواپیما و غیرفعالسازی تجهیزات مربوط به سرسرههای اضطراری آغاز میشود. سپس موتور و اجزای پرهزینهای چون چرخ فرود و تجهیزاتی که به الکترونیک مربوط میشوند، جداسازی میگردند. بدنه نیز ابتدا برای شناسایی مواد خطرناک معاینه میشود و سپس قسمتهایی که قابلیت بازیافت دارند برای استفاده مجدد آمادهسازی میشوند.
یک ۷۴۷ از میلیونها جزء پیچیده تشکیل شده است
بوئینگ ۷۴۷ یک هواپیمای فوقالعاده پیچیده است و تقریبا دارای ۶ میلیون قطعه، حدود ۲۷۴ کیلومتر سیمکشی و نزدیک به ۶۶ هزار و ۶۸۰ کیلوگرم آلومینیوم میباشد.
بخش قابلتوجهی از این اجزا پس از فرآیند اسقاط دوباره به چرخه مصرف بازگشته و به کار میروند. بهطور تقریبی، ۳۰ درصد از قطعات یک ۷۴۷ اسقاطشده میتواند در یک ۷۴۷ فعال مورد استفاده قرار گیرد و تنها بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از یک هواپیما در پایان عمر مفید خود در نهایت به هدر میرود.
موتور و چرخ فرود؛ گرانترین اجزای هواپیما
موتورها معمولاً به عنوان ارزشمندترین و پیچیدهترین قطعات هواپیما به شمار میآیند. در مدل بوئینگ ۷۴۷، موتورهایی چون General Electric CF۶ و Pratt & Whitney PW۴۰۰۰ نهتنها در این هواپیما، بلکه در سایر هواپیماهای پهنپیکر نیز به کار رفتهاند؛ به همین دلیل، قطعات آنها مشتریان فزایندهای دارند.
چرخ فرود نیز به دلیل پیچیدگی فنی و فشارهای زیادی که در حین عمر هواپیما تحمل میکند، دارای ارزش بالایی است. با توجه به اینکه تولید مجدد این قطعات ممکن است مستلزم هزینه بالایی باشد و با زمان انتظار طولانی همراه شود، شرکتهای هواپیمایی برخی اوقات اجزای لازم را از هواپیماهای در حال اسقاط تأمین میکنند.
زمانی که حتی یک هواپیمای جدید هم برای قطعات اسقاط میشود
این تفاوت ارزش تنها در مورد هواپیماهای قدیمی صدق نمیکند. در برخی موارد حتی هواپیماهای نسبتاً جدید نیز به دلیل ارزش بالای اجزای خود به اسقاط میرسند.
به عنوان مثال، در بازار هواپیماهای خانواده Airbus A۳۲۰neo، مشکلات عملکردی موتورهای Pratt & Whitney PW۱۱۰۰G باعث شده تعدادی از این هواپیماها در زمین باقی بمانند. در چنین وضعیتهایی ممکن است هواپیمای دستدوم A۳۲۰neo چندان جذابیتی نداشته باشد، اما موتور آن با تقاضای بالایی مواجه شود.
چرا ارزش موتور از خود هواپیما بیشتر است؟
یکی از دلایل اصلی، محدودیت در دسترسی به موتور است. به عنوان نمونه، موتور CFM LEAP در چندین مدل از جمله بوئینگ ۷۳۷ MAX و برخی از مدلهای A۳۲۰neo کاربرد دارد و تأخیرهای زنجیره تأمین ممکن است نرخ نمونههای یدکی آن را بالا ببرد.
در عوض، بوئینگ و ایرباس با یکدیگر در تلاش هستند تا با جذب سفارشهای جدید هواپیما، رقابت کنند و حاشیه سود از فروش خود هواپیماها معمولاً پایین است. بخش عمدهای از درآمد آنها از فروش و ارائه خدمات و قطعات به دست میآید.

هواپیما دیگر یک دارایی یکپارچه نیست
اقتصاد صنعت هوانوردی نشان میدهد که نمیتوان ارزش یک هواپیما را صرفاً بر اساس بدنه و خود آن سنجید. در بازار دستدوم، یک هواپیما میتواند شامل مجموعهای از اجزای ارزشمند از جمله موتور، تجهیزات الکترونیکی، چرخ فرود و سایر اجزا باشد.
بدین ترتیب، وقتی که هواپیما به انتهای عمر اقتصادی خود میرسد، اجزای باارزش آن یکییکی جداسازی میشوند و بخش باقیمانده ممکن است تنها ارزش اندکی داشته باشد. در برخی موارد، مجموع ارزش اجزای یک هواپیما حتی از ارزش کل خود هواپیما به عنوان یک مرکز بیشتر میشود.
جالبترین بخش ماجرا؛ اسقاط میتواند ارزش هواپیما را آزاد کند
از نظر اول، انتقال یک هواپیما به محل اسقاط به معنای پایان عمر آن به نظر میرسد، اما در واقعیت اقتصادی ماجرا پیچیدگی بیشتری دارد. تا زمانی که هواپیما بهعنوان یک واحد عمل میکند، نباید انتظار داشت که ارزش قطعات آن به طور کامل آزاد شود.
با گذر از مرحله اسقاط، موتور، چرخ فرود، تجهیزات الکترونیکی و سایر اجزای قابلاستفاده میتوانند به هواپیماهای دیگر منتقل گردند و بدنه نیز در نهایت در فرآیند بازیافت فلزات به کار میرود.
از این رو، در دنیای هوانوردی، گاهی یک هواپیما واقعاً کمتر از مجموع ارزش قطعاتش میارزد؛ رویدادی که به وضوح نشان میدهد پایان عمر یک هواپیما نیازی به معنای پایان ارزش اقتصادی آن ندارد.
منبع: Simpleflying
۲۲۷۳۲۳