چرخش غیرمنتظره در دقایق پایانی؛ آیا معامله کلیدی در خصوص منابع نفتی ناکام ماند؟
فرارو– حسن نافعه، استاد رشته علوم سیاسی در دانشگاه قاهره
به گزارش فرارو با استناد به المیادین، خبر وزارت امور خارجه ایران مبنی بر برگزاری نشستی با حضور عباس عراقچی و وزرای خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در صلاله عمان، بسیاری از تحلیلگران بینالمللی را شگفتزده کرد.
این نشست قرار بود در روز دوشنبه، ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶ (۲۳ شهریور ۱۴۰۵) برگزار شود و محور اصلی آن ترتیبات دریانوردی در تنگه هرمز بود. علاوه بر آن، وزیر امور خارجه عراق نیز به منظور شرکت در این مذاکرات دعوت شده بود؛ در شرایطی که روابط تهران با برخی کشورهای عربی منطقه به شدت در حال تنش بود.
اما کمتر از ۴۸ ساعت بعد، بحرین تمایل خود به شرکت در این نشست را رد کرد؛ تصمیمی که حدس و گمانها در مورد بیمیلی ریاض به ادامه این گفتگوها را بیشتر کرد. در نهایت، کمتر از یک روز تا آغاز نشست، بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، از تعویق آن با هدف «حفظ توافق و اجماع» خبر داد و بدون ارائه تاریخ جدیدی، آینده جلسه صلاله را نامشخص گذاشت.
سیگنالهای منفی در راستای مهار بحران
موانع موجود در راستای بازگشایی پایدار تنگه هرمز بدون دستیابی به توافق دوجانبه بین تهران و مسقط از یک سو، و هماهنگی واشنگتن با کشورهای منطقه از سوی دیگر، پیامهای روشنی را منتقل میکند. بسیاری از ناظران تحولات اخیر را نشانهای از عدم وجود بیست بسترهای ضروری برای کاهش پایدار تنشهای نظامی گسترده در منطقه ارزیابی میکنند.
به این ترتیب، پیشبینی میشود که خاورمیانه به جای حرکت به سمت تنشزدایی، به تدریج وارد مرحلهای از شدت اصطکاکها شود. در این میان، هرگونه مذاکره تعیینکننده احتمالاً تا پایان کارزارهای انتخاباتی در پاییز به تأخیر میافتد.
تلاشهای دیپلماتیک ایران و عمان برای دستیابی به یک چارچوب مشترک در راستای مدیریت تنگه هرمز، در پی سازوکارهای مشخص شده در توافقنامه ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۷ خرداد ۱۴۰۵) صورت گرفته بود؛ متنی که بر ضرورت برقراری ایمنی پایدار در دریانوردی بین خلیج فارس و دریای عمان طی دوره ۶۰ روزه تأکید داشت و رفع موانع فنی را مورد توجه قرار داده بود. بر اساس این سازوکار، تهران و مسقط مقرر بود تا بههمراه سایر کشورهای ساحلی، ترتیبات نظارتی را مطابق با مبانی حقوق بینالملل تنظیم کنند.
اما فشارهای سیاسی داخلی در واشنگتن پس از امضای یادداشت تفاهم افزایش یافت و تلاشها برای تغییر در موازنههای دریانوردی نزدیک به عمان، جلوی اجرای تعهدات را گرفت. با وجود تمام فشارهای خارجی، ایران توانسته است ابتکار عمل و اقتدار خود را در تنگه هرمز حفظ کند و تبادل نظر میان تهران و مسقط همچنان ادامه یافت.
سه مانع اصلی در لغو مذاکرات صلاله
بررسی شواهد نشان میدهد که سه عامل کلیدی مانع از برگزاری این نشست شدند:
نخست، محتوای توافق بین تهران و مسقط؛ این دو پایتخت در تلاش بودند تا ترتیبات موقتی برای امنیت و مدیریت کشتیرانی در تنگه هرمز طراحی کنند. اما تعدادی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نگران بودند که تثبیت این الگو به شناسایی دائمی و رسمی نقش محوری تهران در این گذرگاه راهبردی منجر شود.
دوم، نارسایی در توجه به نظرات داخلی شورای همکاری خلیج فارس در تنظیم روابط مطلوب با تهران؛ این وضعیت تعدادی از کشورها را به این باور رساند که دستیابی به یک نقشه راه مشترک با تهران غیرممکن است.
سوم، حوادث امنیتی همزمان با تاریخ نشست؛ کنترل نیروهای انصارالله بر بخشهایی از ساحل غربی یمن و انتشار اخبار درباره تهدید به خطوط لوله انتقال نفت در سواحل غربی عربستان فضایی تنشآمیز به وجود آورد. ریاض تمایل نداشت که امتیاز ساختاری را بپذیرد و بر این نکته اصرار داشت که تمامی مسائل امنیتی باید بهصورت یکپارچه بررسی شوند و نه تنها مختص تنگه هرمز.
علاوه بر این، واشنگتن نیز علاقهای به شکلگیری نشست صلاله نداشت؛ زیرا از این میهراسید که نتیجه آن درخواست پایان مداخله نظامی بیگانگان در آبراههای منطقه را تقویت کند.
تلاش برای یک معماری نوین در امنیت منطقهای
اکنون بیش از هر زمان دیگری، ضرورت مذاکرات مشترک در سطح وزیران خارجه ایران، عراق و اعضای شورای همکاری خلیج فارس احساس میشود. چنین دیداری تنها به مسائل دریانوردی محدود نمیشود، بلکه میتواند نقطه آغازین برای شکلدهی به روابطی متوازن و واقعبینانه باشد.
روابط ایران و همسایگان عرب آنچنان که از تحولات گذشته حکایت میکند، از جمله جنگ تحمیلی، اشغال عراق و بحران سوریه، دستخوش تحولاتی عمیق بوده است. همچنین، رویدادهای پس از عملیات «طوفان الاقصی» ضرورت کنار گذاشتن الگوهای قدیمی تقابل را بیشتر نمایان میکند.
چالشها و تهدیدات امنیتی دو سوی خلیج فارس بهطرز معناداری به یکدیگر وابسته است. هرچند اختلافات موجود در دهه اخیر در کوتاهمدت برطرف نخواهد شد، اما تمرکز بر اولویتها و تکیه بر دیپلماسی و دور نگهداشتن منطقه از مداخلات قدرتهای فرامنطقهای، تنها راهکار عملی و ممکن خواهد بود؛ به همین دلیل، احیای ایده نشست صلاله همواره بهعنوان یکی از مهمترین پروندهها در دستور کار باقی خواهد ماند.