در هر عرصهای تا آخرین نفس برای ایران
به نقل از خبرنگار سیاسی ایرنا، «جانفدایان نماد تغییر رویکرد به دفاع و امنیت، نمایانگر اقتدار ملی و آمادگی کشور برای مقابله و دفاع از هر گونه تهدید و ساخت کشور و فتح قلههای تمدنی خواهند بود.» این عبارت از حجت الاسلام و المسلمین حسین طائب، رئیس سازمان بسیج مستضعفین، در رزمایش ۳۱۳ هزار نفری جانفدایان ایران ممکن است یکی از شفافترین بیانها از مفهومی باشد که در ماههای اخیر به بیش از یک نام یا شعار، به یک رفتار اجتماعی تبدیل شده است.
طائب در این رزمایش با اشاره به مشارکت ۳۱۳ هزار نفر در تهران، جانفدا را نماد استقامت مردم و آمادگی آنان برای دفاع از کشور خواند. اما در میان سخنان او، عبارت آمادگی برای ساخت ایران، به وضوح مسیر این مفهوم را تغییر داد.
به این معنا که جانفدا تنها در میدان نبرد قابل مشاهده نیست. تلاش برای ایران میتواند در اشکال گوناگونی نمایان شود. یک روز ممکن است به معنای ایستادن در برابر تهدید نظامی باشد؛ روز دیگر حضور در خیابان برای حمایت از کشور و تقویت انسجام اجتماعی و زمانی دیگر، نشستن در پشت میز کار، ماندن یک نخبه در وطن، تولید، آموختن، خدمت و حتی مصرف بهینه از هر آنچه که در کشور موجود است.
جانفدا تنها در روز جنگ معنا ندارد
در حقیقت، اگر قرار باشد جانفدا به عنوان یک مفهوم پایدار باقی بماند، باید از اینجا شروع شود؛ از این واقعیت که ایران به پشتیبانی مردم تنها در زمان جنگ نیاز ندارد.
در ذهن بسیاری از افراد، مفهوم فداکاری برای کشور به تصویری خاص وابسته است؛ میدان جنگ و فردی که برای دفاع از وطنش جان خود را فدای میکند. این تصویر بدون شک یکی از مهمترین و جدیترین نمادهای جانفدایی است، اما تمام ماجرا نیست.
کشورها صرفاً با گلوله و موشک مورد تهدید قرار نمیگیرند. گاهی اوقات مسائل اقتصادی، فشارهای بینالمللی، کمبود منابع، مهاجرت نیروی انسانی، بحرانهای انرژی و آب و حتی کاهش سرمایه اجتماعی میتواند بر آینده یک کشور تأثیر بگذارد.
در چنین موقعیتهایی، معنای فداکاری نیز دگرگون میشود. اگر یک روز حفاظت از مرزهای کشور به حضور رزمندگان نیاز دارد، در روز دیگر ممکن است کشور به مهندسی نیازمند باشد که در پروژهای چالشبرانگیز باقی بماند، پزشکی که در منطقهای محروم خدمت کند، پژوهشگری که به حل مسئلهای ملی بپردازد، کارآفرینی که کارخانهاش را در حالت تعطیلی نگه دارد، معلمی که نسل آینده را تربیت کند یا جوانی که تصمیم بگیرد به جای ترک کشور، آیندهاش را در کنار آینده ایران بسازد.
حتی به شکل سادهتر، ممکن است جانفدایی برای یک بازه زمانی خاص معنای دیگری مانند کاهش مصرف برای حفظ منابع کشور پیدا کند.
از لحاظ نخستین، صرفهجویی در آب، برق، گاز و سوخت شاید ارتباطی با مفهوم جانفدا نداشته باشد، اما اگر با نگاهی ملی به مسئله نگاه کنیم، هر گونه اقدامی که از هدررفت منابع عمومی جلوگیری کند، بخشی از مسئولیت شهروندی در قبال کشور محسوب میشود.
از میدان دفاع به میدان زندگی
طائب در بخشی از سخنانش بر این نکته تأکید کرد که جانفدا نماد مردمیسازی دفاع و امنیت است و در کنار آمادگی برای مبارزه و دفاع، از آمادگی برای ساخت کشور و فتح قلههای تمدنی سخن به میان آورد. این ارتباط، مفهوم جانفدا را از یک وضعیت اضطراری به یک نوع مشارکت اجتماعی نزدیکتر میسازد.
در این دیدگاه، جانفدا کسی نیست که صرفاً در برابر حمله دشمن به میدان بیاید. بلکه او کسی است که هرگاه کشور به او نیاز دارد، سهم خود را ایفا میکند. گاهی این سهم دفاع نظامی است، اما در دیگر مواقع ممکن است ایستادن در کنار جامعه در شرایط بحرانی، حضور در خیابانها و میادین برای نشان دادن انسجام ملی، حفظ آرامش اجتماعی، کمک به هموطنان، تولید، پژوهش، کارآفرینی و حتی همکاری ساده همچون خاموش کردن چراغی که نیازی به روشن بودنش نیست، معنای جانفدایی برای ایران به شمار آید.
شاید ظاهر این رفتارها با هم متفاوت باشد، اما وجه مشترک تمامی آنها این است که فرد بخشی از آسایش، زمان، توان، پول یا حتی جان خود را به نفع بزرگتری که وطن است، فدای میکند. این دقیقاً معنای فداکاری است؛ هرچند شکل آن ممکن است با نیازهای کشور تغییر کند.
علاوه بر این، مفهوم جانفدا در ماههای اخیر تنها محدود به حوزه نظامی نبوده و حضور مردم در میادین و خیابانها نیز جزئی از این روایت بوده است.
طائب در رزمایش اخیر از حضور گسترده مردم صحبت کرد و این مشارکت را نمادی از آمادگی آنان برای دفاع از کشور دانست. رئیسجمهور نیز در کنار این رزمایش، وحدت و انسجام را به عنوان عامل ناامیدی دشمن برشمرد و اظهار داشت: جان ما فدای ایران است.
این دو دیدگاه در کنار هم، یک نکته را روشن میکند. دفاع از کشور فقط با تجهیزات و سازوکارهای نظامی محقق نمیشود؛ جامعهای که در شرایط بحرانی بتواند انسجامش را حفظ کند نیز بخشی از توان دفاعی کشور را تشکیل میدهد.
به همین خاطر، در برخی مقاطع، میدان تنها به عنوان یک منطقه عملیات نظامی تعریف نمیشود. خیابان همچنین میتواند به میدان تبدیل شود، و مدرسه، دانشگاه، محل کار و حتی فضای مجازی نیز ممکن است عرصههایی برای مسئولیت اجتماعی باشند. البته مشارکت اجتماعی زمانی میتواند به سرمایه ملی بدل شود که هدف آن نه تقویت شکافها، بلکه حفظ منافع عمومی و انسجام جامعه باشد.
جانفدا برای ساختن
از این رو، اگر مفهوم جانفدا بخواهد به یک مفهوم جامع تبدیل شود، باید بتواند گروههای متنوع مردم را حول یک محور مشترک که همان ایران است، گرد هم آورد. ممکن است افراد در خصوص سیاست، اقتصاد، شیوههای حکمرانی و سایر مسائل اختلاف نظرهایی داشته باشند، اما این تفاوتها نباید مانع از همبستگی در راستای حفظ ایران و آیندهاش شود.
بنابراین مهمترین بخش ماجرا دقیقاً همینجا است، جایی که جانفدا از دفاع فراتر میرود و به ساختن میرسد. کشوری که از تهدید عبور کرده اما موفق به تقویت تولید، علم، اقتصاد و سرمایه انسانی خود نشده باشد، همچنان آسیبپذیر خواهد بود و دفاع پایدار بدون ساخت بنای پایدار ممکن نخواهد بود.
به همین دلیل، سخن طائب درباره آمادگی برای ساخت کشور اهمیت بسیاری دارد، زیرا ساختن کشور به اندازه دفاع نیازمند فداکاری است.
یکی از مهمترین زمینههای این دیدگاه، مسئله سرمایه انسانی است. در سالهایی که کشورهای مختلف در تلاشاند تا نیروی متخصص را جذب کنند، از دست رفتن هر نیروی انسانی با استعداد، تنها نادیده گرفتن یک فرد نیست؛ بلکه بخشی از سرمایهای است که سالها برای آموزش و پرورش آن هزینه شده است.
بنابراین، اگر قرار است مفهوم جانفدا با ساخت کشور پیوند بخورد، نخستین عرصه آن باید فراهم آوردن شرایط برای ماندن و تأثیرگذاری نیروهای متخصص باشد. جانفدا زمانی میتواند به یک سرمایه اجتماعی تبدیل شود که جوان احساس کند میتواند در کشورش ایجاد کند، مسئلهای را حل کند، ایدهای را به نتیجه برساند و سهمی در ساختن آینده ایران داشته باشد. در این صورت، ماندن ممکن است به شکل دیگری از فداکاری تبدیل شود.
شاید یکی از تفاوتهای مهم مفهوم جانفدا در این مرحله، تغییر در معنای فدا شدن باشد. در گفتمان دفاعی، جانفدایی به کسی الزامی است که جانش را برای کشور فدای میکند، اما در معنای وسیعتر، جانفدا میتواند کسی باشد که به کشور جان میدهد.
این دو برداشت متضاد نیستند. فردی که در میدان دفاع از کشور قرار میگیرد و فردی که در عرصه علم برای حل یک مسئله ملی تلاش میکند، هر دو در یک نقطه مشترک یعنی ترجیح دادن منافع عمومی بر راحتی شخصی، هستند.
این ترجیح به معنای از دست دادن دائمی نیست و گاهی فداکاری بدین معناست که فرد در زندگی روزمرهاش به این تفکر مشغول باشد که من برای این کشور چه اقداماتی میتوانم انجام دهم؟
جانم فدای ایران، اگر صرفاً یک شعار باقی بماند، ممکن است در یک مقطع شنیده شود، اما اگر این شعار به رفتار تبدیل شود، میتواند معنای متعالیتری بگیرد. به این ترتیب، جانفدا میتواند از یک مفهوم محدود به زمان جنگ، به تعریفی وسیعتر از مسئولیت شهروندی تبدیل شود؛ تعریفی که در آن دفاع و ساختن دو جنبه از یک مسیراند.
کشوری که مردمش برای دفاعش آمادهاند، به توان دفاعی نیاز دارد، اما کشوری که مردمش برای ساختن آن نیز آمادگی داشته باشند، به یک گام بالاتر رسیده است.
رزمایش جانفدایان ایران را میتوان از این زاویه بررسی کرد؛ نه صرفاً به عنوان یک نمایش آمادگی برای دفاع، بلکه به عنوان فرصتی برای پرسش مجدد از این که جانفدایی برای ایران در روزهای مختلف چه شکلی به خود میگیرد؟
چرا که ایران تنها زمانی که در میدان جنگ است به فداکاری نیاز ندارد؛ هر روزی که باید ساخته شود، به افرادی نیاز دارد که از خود و خواستههایشان بگذرند.