مهمان تازه وارد به دنیای انرژی؛ تجدیدپذیرها به صحنه آمدهاند
بر اساس گزارش ایسنا، تولید انرژی در نیروگاههای تجدیدپذیر به طور مداوم و به راحتی قابل کنترل نیست؛ تغییرات در تابش آفتاب یا نوسانات سرعت باد میتواند در مدت زمان کوتاهی منجر به تغییر در میزان تولید برق شود و با افزایش سهم این منابع در ترکیب تولید انرژی، مدیریت این تغییرات برای اپراتورهای شبکه چالشبرانگیزتر خواهد شد. این مسئله در اصطلاحات تخصصی به «نفوذ نیروگاههای تجدیدپذیر» معروف است.
معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی بر این نکته تأکید میکند که خورشید و باد به نقاط عطف جدیدی در صنعت برق تبدیل شدهاند و دیگر نمیتوان آنها را از حاشیه کنار گذاشت. افزایش ظرفیت نیروگاههای خورشیدی و بادی نه تنها فرصتی برای جبران ناترازی انرژی و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی ایجاد میکند، بلکه مسیری نوین در مدیریت شبکه را با چالشها و الزامات جدید روبهرو میسازد. او میگوید: «نیاز است که برای این مهمان تازه در شبکه فضای کافی فراهم کنیم و تأیید کنیم که انرژیهای تجدیدپذیر به واقع به بازیگران اصلی شبکه تبدیل شدهاند».
رجبیمشهدی برای روشنتر کردن ابعاد این چالش، به سفرش به چین در سال ۱۳۹۴ اشاره کرد. در این سفر به مرکز کنترل برق بازدید داشت که حدود ۲۰۰ هزار مگاوات مصرف روزانه در آن منطقه تحت پوشش قرار داشت؛ ظرفیتی که به گفته خود او، تقریباً چهار برابر مصرف برق کشور ایران در آن زمان بود.
در این مرکز، بخشی جداگانه برای رصد و کنترل نیروگاههای تجدیدپذیر اختصاص داده شده بود؛ در حالی که آرامش غالب اتاقهای فرمان چشمان را خیره میکرد، کارشناسان این بخش با حجم زیادی از تجزیه و تحلیل و تصمیمگیری لحظهای دست و پنجه نرم میکردند. سؤال اساسی این بود که چنین شبکهای نوسانات تولید برق خورشیدی و بادی را چگونه تحت کنترل نگه میدارد.
پاسخ آن به تعدادی از اقدامات پیوسته و مرحلهای برمیگردد؛ در ابتدا میزان تولید نیروگاههای حرارتی به موازات افزایش تولید تجدیدپذیرها کاهش مییابد و اگر این اقدام برای حفظ تعادل شبکه کافی نباشد، تولید برخی نیروگاههای تجدیدپذیر محدود یا کاملاً قطع میشود.
این تجربه از منظر معاون برق و انرژی پیام روشنی به همراه دارد: شبکه برق باید خود را با حضور این بازیگر تازه وفق دهد؛ به همانگونه که امروزه ممکن است برای حفظ پایداری شبکه، تولید یک یا چند واحد حرارتی کاهش یافته یا حتی واحدی بهصورت موقت از مدار خارج شود، باید امکان مدیریت منعطف تولید منابع تجدیدپذیر نیز فراهم گردد.
از این دیدگاه، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر به معنای تنها ساخت نیروگاههای بیشتر نیست؛ بلکه نیازمند تغییر در شیوه بهرهبرداری از شبکه، تقویت خطوط انتقال، توسعه ذخیرهسازها، ایجاد امکان اتصال خلاقانه بین نیروگاهها و هماهنگی دقیقتر میان منابع تولید برق است.
گفتوگوی مفصل ایسنا با معاون وزیر نیرو به توصیف الزاماتی میپردازد که برای ورود این «مهمان تازه» به شبکه برق ایران لازم است؛ مهمانی که حضورش دیگر یک گزینه نیست، اما برای ماندن و ایفای نقش مؤثر خود، به تغییر قواعد بازی نیاز دارد.
باید برای این مهمان جدید در شبکه جا باز کنیم
رجبیمشهدی ضمن تأکید بر چالشهای فنی در افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر، بر این باور است که شبکه برق ایران هنوز به حداکثر ظرفیت خود نرسیده و قدرت جذب طرحهای جدید را دارد.
او ادامه میدهد که برای ارزیابی میزان واقعی نفوذ تجدیدپذیرها، تنها نباید به ظرفیت اسمی نیروگاهها اکتفا کرد. در نیروگاههای خورشیدی، ظرفیت پنلها در سمت جریان مستقیم (DC) اغلب بیشتر از توان تولیدی آنها در سمت جریان متناوب (AC) است که به شبکه تحویل داده میشود؛ بهعنوان مثال، ممکن است ظرفیت اسمی پنلهای یک نیروگاه ۱۰۰ مگاوات اعلام شود، اما توان واقعی قابل تحویل به شبکه حدود ۸۰ مگاوات باشد.
معاون وزیر نیرو همچنین پیشبینی میکند که ظرفیت تجدیدپذیرهای کشور در پایان خرداد یا اوایل تیر ۱۴۰۶ به حدود ۱۲ هزار مگاوات خواهد رسید؛ اما توان قابل مشاهده و بهرهبرداری در مرکز کنترل شبکه احتمالاً حدود ۸۰۰۰ مگاوات خواهد بود.
وی ضریب تقریبی تبدیل ظرفیت اسمی به توان عملی را در ایران حدود ۰.۶۶ تخمین میزند و خاطرنشان میکند: اگر ظرفیت تجدیدپذیرها به ۱۲ هزار مگاوات برسد، توان قابل اتکای آنها در شبکه به طور تقریبی ۸۰۰۰ مگاوات خواهد بود.
این محاسبه بیشتر باعث میشود که تمرکز بر منابعی باشد که تولید آنها وابسته به تابش خورشید یا وزش باد است؛ برخی از آمار تجدیدپذیرها ممکن است به نیروگاههای کوچک برقآبی یا منابعی که دارای عدم قطعیت کمتری هستند مرتبط باشد. رجبیمشهدی به همین دلیل معتقد است ایران هنوز در مرحله ابتدایی نفوذ تجدیدپذیرها قرار دارد و انتظار میرود که از نیمه دوم سال آینده وارد مرحله دوم این پروسه شود.
او میگوید: «زمانی که میگویم در زمینه تجدیدپذیرها ممکن است بزرگنمایی شود، منظورم این است که شبکه ما هنوز ظرفیت پذیرش انرژیهای جدید را دارد؛ هرچند در سه یا چهار نقطه به علت آماده نبودن شبکه یا محدودیتهای اتصال، شرایط بهرهبرداری پیچیدهتر شده است.»
یکی دیگر از نکاتی که رجبیمشهدی بر آن تأکید دارد، تفاوت بین تعداد مجوزهای صادرشده و پروژههایی است که واقعاً به مرحله اجرا درآمدهاند. به گفته او، گاهی شنیده میشود که برای حدود ۱۳۰ هزار مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر مجوز صادر شده است؛ اما همه این مجوزها به معنای اجرای قطعی پروژهها نیست.
او افزود: توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر به مانند هر صنعت دیگری است؛ ممکن است درخواستکننده توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر تنها نامهای به وزارتخانه ارسال کرده و بیان کرده باشد که قصد دارد یک کارخانه سیمان یا فولاد با ظرفیت مشخصی تأسیس کند، اما پس از آن هیچ اقدامی انجام نداده باشد. در مقابل، متقاضی دیگری ممکن است زمین را آماده کرده، مجوزهای صنعتی را دریافت کرده، تجهیزات را خریداری کرده و عملیات ساختمانی را آغاز کرده باشد. به اعتقاد او، نمیتوان این دو متقاضی را در یک سطح برای ساخت نیروگاه تجدیدپذیر ارزیابی کرد.
رجبیمشهدی برآورد میکند که احتمالاً کمتر از ۱۰ درصد ظرفیتهایی که برای آنها درخواست مجوز ثبت شده، در حال حاضر واقعاً فعال باشند؛ هرچند ممکن است برآورد ساتبا این رقم را حدود ۲۰ درصد نشان دهد.
او همچنین از لغو حدود ۳۴ هزار مگاوات از مجوزها به دلیل عدم انجام اقدامات لازم از سوی متقاضیان خبر میدهد و احتمال میدهد که ۳۰ تا ۴۰ هزار مگاوات دیگر نیز با وضعیت مشابهی مواجه باشند. در مقابل، ظرفیت پروژههایی که تأیید اتصال به شبکه را دریافت کردهاند، حدود ۱۱ تا ۱۲ هزار مگاوات تخمین زده میشود.
دستیابی به ۳۰ هزار مگاوات انرژی تجدیدپذیر
معاون برق و انرژی وزیر نیرو معتقد است که رسیدن به هدف ۳۰ هزار مگاوات انرژی تجدیدپذیر بدون وارد کردن نیرویگاههای انشعابی، پشتبامی و کوچکمقیاس دشوار خواهد بود. او میگوید: «برای دستیابی به ۳۰ هزار مگاوات بدون تنش و چالش، باید سهم قابل توجهی را به نیروگاههای انشعابی و سیستمهای کوچک اختصاص دهیم.»
رجبیمشهدی ادامه میدهد که میتوان ظرفیتی در حدود ۲ تا ۵۰۰۰ مگاوات برای این بخش در نظر گرفت؛ ساتبا نیز طرحی با ظرفیتی در حدود پنج هزار مگاوات ارائه داده است که گام نخست آن با ظرفیت ۱۰۰۰ مگاوات در حال به مرحله اجرا در آمدن است.
میزان استقبال مردم از نیروگاههای پشتبامی قابل توجه است
او برآورد میکند که میزان استقبال مردم از نیروگاههای پشتبامی بایستی مورد توجه قرار گیرد و میگوید یکی از پرتکرارترین سؤالهایی که در حوزه تجدیدپذیرها از او پرسیده میشود، این است که مردم برای استفاده از نیروگاه خورشیدی در خانههای خود باید به کجا مراجعه کنند، چه میزان تسهیلات بانکی دریافت خواهند کرد و هزینه نصب سیستمها چقدر خواهد بود.
از نظر رجبیمشهدی، تکرار این سؤالات نشاندهنده ایجاد یک بستر اجتماعی مناسب برای توسعه نیروگاههای کوچک و مردمی است. در این راستا، هماهنگیهایی با سازمان نظام مهندسی صورت گرفته تا نصب سیستمهای خورشیدی در ساختمانهای چهار طبقه و بالاتر الزامی شود؛ برای سایر ساختمانها، در حال حاضر بحث ضرورت مطرح نیست؛ اما با ایجاد مشوقهای مناسب میتوان تقاضا را افزایش داد.
او بر این باور است که اگر سیستم برق ساختمان به گونهای طراحی شود که بتواند با اینورترهای دوگانه هم در حالت متصل به شبکه و هم در حالت مستقل از شبکه عمل کند، امکان استفاده از برق خورشیدی در زمان بروز خاموشی فراهم میشود و به این ترتیب جذابیت اقتصادی و عملی این سیستمها نیز افزایش خواهد یافت.
موضوعات حقوقی مربوط به استفاده از فضاهای مشاع ساختمانها نیز در حال بررسی است تا بهرهبرداری مشترک از پشتبامها میسر گردد. از جمله گزینههای مطرح، تلفیق پنلهای خورشیدی با طراحی باغ روی سقف (روف گاردن) است. رجبیمشهدی تأکید میکند که هرچه این سیستمها کوچکتر و نزدیکتر به محل تولید باشند، هزینه اتصال به شبکه کاهش مییابد؛ هرچند توسعه تعداد زیادی نیروگاه کوچک ممکن است پیچیدگیهای اجرایی و مدیریتی جدیدی ایجاد کند.
معاون وزیر نیرو، چاههای کشاورزی را یکی از ظرفیتهای عمده برای توسعه نیروگاههای خورشیدی میداند و توضیح میدهد اگر حدود ۳۰۰ هزار حلقه چاه کشاورزی در کشور وجود دارد، میتوان بهطور منطقی بیش از ۲۰۰ هزار از آنها را مستعد نصب سیستمهای خورشیدی ۵۰ تا ۱۰۰ کیلوواتی دانست.
این ظرفیت، به گفته او، قادر است بین ۱۰ هزار تا ۱۵ هزار مگاوات نیروگاههای خورشیدی بوجود آورد. پنلها در این طرحها میتوانند با ارتفاع بیشتری نصب شوند تا فضای زیر آنها بهعنوان انبار یا برای دیگر فعالیتهای کشاورزی و تولیدی مورد استفاده قرار گیرد. این الگو علاوه بر تولید انرژی برق، فرصتی نیز برای ایجاد کاربری دوگانه و اشتغال به ارمغان میآورد.
سقف کارخانهها، سولههای صنعتی و سایر ساختمانهای بزرگ نیز بخش دیگری از ظرفیتهای موجود برای توسعه نیروگاههای پراکنده بهحساب میآید. رجبیمشهدی بر این باور است که با استفاده همزمان از این ظرفیتها، دستیابی به هدف ۳۰ هزار مگاوات میسر خواهد بود.
او همچنین انتقاد میکند که نمیتوان یک روش واحد برای تعیین مقیاس و محل احداث تمامی نیروگاههای تجدیدپذیر ارائه داد؛ شرایط نیروگاههای بادی با نیروگاههای خورشیدی کاملاً متفاوت است زیرا مناطقی با پتانسیل بالا برای تولید برق بادی در همهجا وجود ندارد و مناطقی مانند خواف، نشتیفان و میلنادر از قابلیتهای خاص برخوردارند؛ در برخی از این مناطق، ضریب ظرفیت نیروگاههای بادی به حدود ۵۰ درصد میرسد که رقمی قابل توجه است.
با توجه به محدودیت در زمینهای با پتانسیل بادی، باید حداکثر میزان برق را از این مناطق استخراج کرد. بنابراین، رویکرد مناسب در حوزه انرژی بادی، ترویج نیروگاههای بزرگمقیاس است و تقسیم ظرفیتهای بالای بادی به واحدهای بسیار کوچک، بهرهبرداری بهینه از زمین را سخت میسازد.
برعکس، با توجه به وسعت سرزمین و سطح نور خورشید، نیروگاههای خورشیدی میتوانند در مقیاسهای کوچکتری باشند و به نحوی پراکندهتر عمل کنند. این پراکندگی هزینه اتصال به شبکه را کاهش میدهد و فشار ناشی از نوسانات تولید بر یک نقطه خاص شبکه را کاهش میدهد. با این حال، رجبیمشهدی اشاره میکند که برخی سرمایهگذاران مایل به ساخت نیروگاههای خورشیدی بسیار بزرگ هستند؛ پیشنهاد وزارت نیرو به آنها این بوده که ظرفیت مورد نظر خود را میان چند نیروگاه تقسیم کنند یا مجموعهای از نیروگاههای چندصد مگاواتی در نقاط مناسب ایجاد نمایند.
به گفته او، احداث یک نیروگاه خورشیدی بزرگ در مکانی دورافتاده که دارای شبکه ضعيفی است، بدون اتخاذ تدابیر و زیرساختهای لازم برای تقویت شبکه، مشکلاتی در زمینه اتصال و پایداری به وجود خواهد آورد.
اتصال موقت نیروگاههای خورشیدی برای جلوگیری از معطلماندن تولید
یکی از راهکارهای وزارت نیرو، استفاده از اتصالات موقت و غیرقطعی برای نیروگاههایی است که بخشی از الزامات اتصال به شبکه آنها هنوز آماده نشده است. رجبیمشهدی تأکید میکند که در تابستان، هنگامی که کشور با کمبود شدید برق مواجه است، نباید حتی یک کیلووات تولید تجدیدپذیر به دلیل ناتوانی در تکمیل برخی الزامات اتصال، از مدار بهرهبرداری خارج بماند.
در اصطلاحات فنی، اتصالات به دو نوع «Firm» و «Non-firm» تقسیم میشوند که به معنای اتصال قطعی و غیرقطعی یا دائم و غیرپایدار به حساب میآیند. برای توضیح این مدل، او به واحدهای صنعتی اشاره میکند؛ ممکن است یک واحد فولادی اعلام کند که برخی الزامات اتصال هنوز تکمیل نشده و برای ادامه کار به برق نیاز دارد. در چنین شرایطی، میتوان اتصال موقت برقرار کرد و به واحد صنعتی زمانی برای تکمیل تعهدات باقیمانده اعطا کرد. بازرسی این تعهدات نیز در حین دوره موقت از طریق کنترل پروژه پیگیری میشود.
به نظر معاون وزیر نیرو، همین منطق میتواند در مورد برخی از نیروگاههای تجدیدپذیر نیز کارایی داشته باشد. ممکن است یک نیروگاه آماده بهرهبرداری باشد، اما شبکه یا پست مربوط به اتصال هنوز آماده نشده باشد؛ در این حالت میتوان با ایجاد ترتیبهای موقت ورود و خروج، نیروگاه را متصل کرد.
او حتی پیشنهاد میکند که برای حداکثر ورود برق تجدیدپذیر به شبکه، تا حدی تولید واحدهای گازی و بخار را کاهش دهند. اگر شرایط شبکه به گونهای پیش رود که امکان ادامه وضعیت موجود وجود نداشته باشد، میتوان تولید نیروگاه تجدیدپذیر را محدود کرد؛ اقدامی که در ادبیات صنعت برق به «Curtailment» یا محدودسازی تولید شناخته میشود.
رجبیمشهدی خاطرنشان میکند که محدودسازی تنها مختص تولیدکنندگان نیست و اکنون نیز در صورت بروز محدودیتهای شدید در شبکه، ممکن است برق یک واحد صنعتی قطع شود تا پایداری شبکه حفظ گردد.
او دو نتیجه از این موضوع میگیرد؛ نخست اینکه بهرهبرداری و مدیریت شبکه باید انعطافپذیرتر شود و دوم اینکه نیروگاههای تجدیدپذیر در مراحل ابتدایی فعالیت خود باید زمان و فرصت لازم برای تکمیل الزامات اتصال را داشته باشند.
با افزایش سهم تجدیدپذیرها، ذخیرهسازی برق به یکی از الزامات اصلی شبکه تبدیل میشود
با رشد سهم تجدیدپذیرها در ترکیب انرژی، ذخیرهسازی برق به یک ضرورت کلیدی برای شبکه تبدیل میشود. رجبیمشهدی بر این باور است که در مراحل ابتدایی توسعه میشود بخشی از نوسانات تولید را از طریق هماهنگی با نیروگاههای حرارتی مدیریت کرد؛ اما در مراحل سوم و چهارم نفوذ تجدیدپذیرها، روشهای کنونی به تنهایی پاسخگوی نیازها نخواهند بود.
در این مرحله، سه مسیر اصلی برای صنعت برق وجود دارد؛ گسترش شبکههای انتقال، ورود ذخیرهسازها و اجرای برنامههای دقیقتر برای انعطافپذیری بار و مصرفکنندگان، از جمله هوشمندسازی شبکه. در حال حاضر، بخشی از ظرفیتهای ذخیرهای موجود در زمان اوج مصرف برای پاسخگویی به نیاز شبکه مورد استفاده قرار میگیرد. مطالعاتی نیز برای بهرهبرداری از ظرفیت سدهای آزاد و رودبار بهعنوان نیروگاههای تلمبهذخیرهای در دست انجام است.
به اعتقاد رجبیمشهدی، نیروگاههای تلمبهذخیرهای با ظرفیت مورد نظر، به دلیل موقعیتهای استثنایی جنوب غرب کشور، میتوانند تا حدود ۳۰۰۰ مگاوات توسعه یابند؛ اما اگر شبکههای متصل کشور بهاندازه کافی تقویت نشوند، ذخیرهسازها نیز باید بهصورت پراکنده در مناطقی چون خراسان، آذربایجان و نقاط دیگر طبق توسعه تجدیدپذیرها ایجاد شوند.
مدل اقتصادی پیشنهادی برای نیروگاههای تلمبهذخیرهای این است که برق تولیدی آنها با نرخ تابلوی سبز خریداری شود و برق مورد نیاز برای پمپاژ با قیمتی نزدیک به رایگان در اختیار آنها قرار گیرد. البته وی میگوید که این مشوق ممکن است به تنهایی کافی نباشد و برای ایجاد یک مدل اقتصادی جذاب، نیاز به پیشنهادات تکمیلی از سوی بخش خصوصی نیز وجود دارد.
نیروگاه تلمبهذخیرهای سیاهبیشه به عنوان یکی از ارزشمندترین ابزارهای مرکز کنترل شبکه
رجبیمشهدی از نیروگاه تلمبهذخیرهای سیاهبیشه بهعنوان یکی از ارزشمندترین ابزارهای مرکز کنترل شبکه یاد میکند. این نیروگاه قادر است در کمترین زمان ممکن، تولید خود را به حداکثر یا حداقل برساند و عدم قطعیتهای موجود در شبکه را جبران کند.
او میگوید شاید زمانی که نیروگاه سیاهبیشه ساخته شد، ابعاد اهمیت آن بهطور کامل قابل پیشبینی نبود و سؤالها و مقاومتهایی در مورد فلسفه و ضرورت اجرای آن وجود داشت؛ اما اکنون کاربران شبکه ارزش انعطافپذیری این نیروگاه را بهخوبی درک میکنند.
در کنار نیروگاههای تلمبهذخیرهای، باتریها و ذخیرهسازهای الکتریکی نیز بهعنوان گزینههای مکمل مطرح هستند؛ ابتداییترین نقاط مناسب برای استقرار این ذخیرهسازها در ایران شناسایی شده و برخی طرحهای کوچک در حال راهاندازی هستند. برای سال آینده، برنامهریزی برای ایجاد ظرفیت ذخیرهسازی در حدود ۳۰۰۰ مگاوات در نظر گرفته شده و رجبیمشهدی امیدوار است حداقل هزار مگاوات از این ظرفیت بهطور پراکنده و در نقاط نیازمند شبکه عملیاتی شود تا هم محدودیتهای موجود کاهش یابد و هم امکان استفاده بهتر از نیروگاههای بزرگ که با سرمایهگذاری بالا تأسیس شدهاند فراهم گردد.
ضرورت ایجاد جذابیت اقتصادی برای جذب سرمایهگذاری
یکی از انتقادهای مطرح در جلسات، اقتصادی نبودن ذخیرهسازها برای инвесторها بوده است. رجبیمشهدی این نگرانی را تأیید کرده و خاطرنشان میکند که سیاستهای وزارت نیرو نباید ثابت و ایستا باقی بمانند. به گفته او، اگر مشخص شود سرمایهگذاری در یک بخش متوقف شده یا مشوقهای موجود کارایی لازم ندارند، سیاستها باید اصلاح شوند تا دوباره جذابیت اقتصادی ایجاد کنند.
او امنیت سرمایهگذاری را یک اصل ضروری میداند؛ اما یادآور میشود که در کشورهای دیگر نیز تعرفههای خرید تضمینی بهطور دائمی ثابت باقی نمیمانند. این تعرفهها معمولاً برای چند سال اعمال شده و با بلوغ فناوری و بازار، دچار کاهش یا جایگزین شدن توسط سیاستهای جدید میشوند.
بنابراین، از منظر معاون وزیر نیرو، باید مسیری واضح برای سرمایهگذار مشخص شود؛ مسیری که هم امکان اصلاح سیاستها نسبت به تغییرات فناوری را فراهم کند و هم انگیزه بخش خصوصی برای سرمایهگذاری را تضعیف نکند.
راهاندازی تابلوی برق سبز به عنوان یک اقدام مهم اقتصادی در حوزه تجدیدپذیرها
رجبیمشهدی ایجاد تابلوی برق سبز را یکی از مهمترین اقدامات اقتصادی در حوزه تجدیدپذیرها قلمداد میکند و میگوید این بازار با استقبال خوبی همراه شده است. برخی سرمایهگذاران ممکن است در مورد وجود تقاضای کافی برای برق تولیدی خود نگران باشند؛ اما با تصویب آئیننامه مربوط به بند «ب» ماده ۴۳، انبوهی از تقاضای جدید به وجود آمده است.
مقررات مربوط به این بخش انتظار میرفت در تیرماه ابلاغ و اجرایی شود، اما به دلیل جمعآوری و بررسی نظرات فعالان و کارشناسان، اجرایش با تأخیری حدود دو ماه به شهریور موکول شده است. قیمتهای خرید برق نیز ثابت نخواهد ماند و با توجه به سازوکارهای خرید تضمینی اصلاح خواهد شد. نیروگاههای کوچک و تقاضا کنندگان فروش برق نیز میتوانند از ظرفیت تجمیعکنندهها بهرهمند شوند.
تجمیعکنندهها؛ حلقه ارتباطی نیروگاههای کوچک به بازار
معاون برق و انرژی وزیر نیرو، تجمیعکنندهها یا نهادهای واسط را از اجزای کلیدی در توسعه مردمی انرژیهای تجدیدپذیر میداند و ادامه میدهد: این نهادها به جمع کردن ظرفیتهای نیروگاههای کوچک و مدیریت تولید و عرضه برق آنها به بازار میپردازند؛ بدون چنین سیستمی، حضور تعداد زیادی تولیدکننده کوچک در بازار برق به راه دشوار و هزینهبر تبدیل خواهد شد.
آئیننامه فعالیت تجمیعکنندهها در وزارت نیرو تنظیم شده و برای جلب نظرات نهادها، انجمنها و اتاق بازرگانی در حال گردش است. رجبیمشهدی تأکید میکند اگر هدف، کاهش هزینه سرمایهگذاری و فراهم آوردن امکان ورود نیروگاههای کوچک به بازار برق باشد، عملیات تجمیعکنندهها باید بهسرعت انجام شود.
او همچنین به ظرفیت پلتفرمها و کسبوکارهای جدید در توسعه مردمی انرژیهای تجدیدپذیر اشاره کرده و معتقد است که در کنار زیرساختهای فناورانه، بستر فکری و اجتماعی لازم نیز در جامعه ایران برای فعالیت این پلتفرمها وجود دارد.
هدف ۳۰ هزار مگاوات بدون تقویت شبکه محقق نمیشود
با وجود تأکید بر توسعه نیروگاههای کوچک و پراکنده، رجبیمشهدی تقویت شبکههای اصلی انتقال برق را برای دستیابی به هدفهای بلندمدت ضروری میداند. بهگفته او، کریدورهای اصلی با ولتاژ ۴۰۰ کیلوولت و بالاتر باید تقویت شوند؛ زیرا اگر دولت واقعاً بخواهد ظرفیت تجدیدپذیرها را به ۳۰ هزار مگاوات افزایش دهد، شبکه کنونی در بسیاری از مناطق ظرفیت انتقال این حجم انرژی را ندارد.
عدم توسعه شبکه انتقال میتواند منجر به ایجاد گلوگاههای متعدد شود و بخشی از برق تولیدشده در نیروگاهها به دلیل محدودیتهای شبکه هدر خواهد رفت. این وضعیت به معنای اتلاف تولید و ایجاد خسارت برای سرمایهگذاران و اقتصاد ملی خواهد بود. رجبیمشهدی تأکید میکند که مسئولیت توسعه خطوط و اتصالات اصلی شبکه به عهده دولت است و این زیرساختها باید توسط منابع عمومی توسعه یابند. اما اتصال نیروگاهها به نزدیکترین نقطه شبکه بخشی از تعهدات سرمایهگذار خصوصی باید باشد.
او همچنین تأکید میکند که تقویت شبکه، گسترش ذخیرهسازها و مدیریت مصرف باید همزمان پیگیری شوند و هیچکدام به تنهایی قادر به پاسخگویی به شرایط آینده نخواهند بود.
تجدیدپذیرها تنها راهحل ناترازی نیستند
معاون برق و انرژی وزیر نیرو توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را در شرایط کنونی یک نیاز اجتنابناپذیر میداند؛ اما تأکید میکند که نباید تمامی مسائل صنعت برق را فقط از این مسیر حل کرد. بهینهسازی مصرف، تکمیل بخش بخار نیروگاههای سیکل ترکیبی، متنوعسازی سبد تولید و توسعه نیروگاههای اتمی نیز باید در برنامههای صنعت برق باقی بمانند؛ ممکن است برخی از این ظرفیتها دیرتر فعال شوند، اما برای امنیت انرژی کشور حیاتی هستند.
او معتقد است مسائلی چون دشواریهای تأمین برق و سوخت، علیرغم تمام تلخیهایی که دارد، میتواند فرصتی برای پیشبرد اهداف بزرگتر در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر فراهم کند؛ به شرط آنکه توسعه ظرفیت تولید در کنار آمادهسازی شبکه و ایجاد سازوکارهای اقتصادی و مشارکت بخش خصوصی دنبال شود.
جمعبندی سخنان رجبیمشهدی این است که صنعت برق، سیاستی ثابت و تغییرناپذیر ندارد. فناوری، بازار، نحوه مصرف و شکل تولید برق در حال تحول است و سیاستهای امروز نمیتوانند لزوماً با سیاستهای دو یا ده سال آینده مشابه باشند. در این مسیر، سرمایهگذاران باید از امنیت و چشمانداز روشنی برخوردار باشند؛ اما در عین حال باید بپذیرند که با بلوغ فناوری و تغییرات بازار، مدلهای حمایتی نیز تغییر خواهند کرد.
دولت نیز باید نقش خود را در گسترش زیرساختهای اصلی، افزایش انعطافپذیری شبکه و ایجاد بازارهای مناسب ایفا کند و در عوض، بخش خصوصی مسئولیت سرمایهگذاری، اتصال محلی و اجرای تعهدات پروژه را بر عهده بگیرد.
در چنین چارچوبی، خورشید و باد دیگر منابعی صرفاً مکمل نیستند. آنها به بخشی از روند اصلی صنعت برق تبدیل شدهاند؛ همان «مهمان تازهای» که به گفته معاون برق و انرژی وزیر نیرو باید برای حضورش در شبکه آماده شویم. اما این مهمان برای ماندن، به نیروگاه و پنل نیاز ندارد؛ بلکه یک شبکه منعطف، ذخیرهسازهای پراکنده، بازار اقتصادی، تجمیعکنندههای فعال، خطوط انتقال بهبود یافته و قواعدی مطابق با واقعیتهای نوین صنعت برق نیز باید برای این مهمان فراهم شود.
انتهای پیام