آیا افرادی که به کادر پزشکان در شرایط بحرانی جنگ و محاصره حمله میکنند، از جوانب بازی آگاهند؟
به نقل از خبرآنلاین، روزنامه اطلاعات بیان کرده است که در شرایط کنونی، موج مداوم انتقادات از رئیسجمهور دیگر صرفاً یک درگیری سیاسی معمولی نیست؛ بلکه به راحتی میتواند به یک عامل تاثیرگذار بر تابآوری ملی، وضعیت اقتصادی و حتی محاسبات طرف مقابل تبدیل شود. سوال بنیادی این است: مرز بین نقد سازنده در زمان بحران کجاست و تخریب از کجا آغاز میشود؟
در جنگهای مدرن، میدان نبرد به خط مقدم محدود نمیشود؛ بلکه زنجیره تأمین، افکار عمومی و روایتها نیز به عنوان میدانهای مهم به شمار میآیند. محدودسازیهای دریایی بهطور مستقیم هزینههای حملونقل را افزایش میدهد، دسترسی به کالاهای اساسی و نهادههای تولید را دشوارتر میسازد و به بازارها سیگنالهای نااطمینانی ارسال میکند. تنشهای مرزی هزینهها و زمان مسیرهای جایگزین را نیز افزایش میدهند. تحریم حوزه هواپیمایی، نه تنها تجارت را محدود میکند، بلکه بر فرآیند دیپلماسی نیز تاثیر منفی میگذارد.
در این شرایط، دولت ناچار است تصمیمات فوری و کلیدی اتخاذ کند: از جمله اولویتبندی در واردات، مدیریت ذخایر، کنترل نوسانات قیمت و بازنگری در مسیرهای ترانزیت. قابل درک است که این تصمیمات هزینههایی دارند و با مخالفتهایی همراه هستند. اما نکته حائز اهمیت این است که رئیسجمهور به عنوان بالاترین مقام قوه مجریه، به نماد اداره کشور تبدیل میشود؛ و این خود نماد، تحت فشارهای ترکیبی، هدف خوبی برای حملات تخریبی از سوی گروههای داخلی و طراحان خارجی به شمار میآید.
چرا برخی افراد به طور مداوم انتقاد میکنند، بدون اینکه شرایط حاضر را در نظر بگیرند؟ پاسخی یکپارچه برای این سوال وجود ندارد، اما چندین انگیزه بارز قابل شناسایی است:
در این بین رئیسجمهور چه اقداماتی باید انجام دهد؟ در ابتدا، او باید «روایت رسمی و دقیقی» از وضعیت و برنامهها منتشر کند؛ نه سیاهنمایی و نه انکار واقعیتها. ابهام به شایعه دامن میزند و شایعه در زمان بحران، خود بحران را تشدید میکند.
در مرحله بعد، ایجاد یک ستاد واحد با اختیارات مشخص برای تابآوری اقتصادی ضروری است تا مدیریت زنجیره تأمین کالاهای حیاتی، اولویتبندی در واردات، ذخایر استراتژیک و کنترل نوسانات قیمتها به صورت منسجم و هدفمند صورت گیرد.
سوم، دیپلماسی منطقهای باید فعالتر از هر زمان دیگری عمل کند: بازگشایی گلوگاههای ترانزیتی، تامین بیمه و حملونقل، و همچنین حفظ کانالهای کاهش تنش ضروری است. چهارم، توزیع عادلانه بار فشار بسیار مهم است؛ هیچ چیزی به اندازه احساس تبعیض نمیتواند سرمایه اجتماعی را در زمان بحران از بین ببرد. پنجم، دولت باید میان منتقدان سازنده و تخریبکنندگان تمایز قائل شود: با برقراری گفتوگو، انتشار دادههای معتبر، پذیرش نقد مستند و بیتوجهی به عملیات روانی. در حال حاضر، کشور بیش از هر چیز به همدلی و اتحاد نیاز دارد؛ اما اتحاد به معنای همخوانی تصنعی نیست. اتحاد به معنی توافق بر یک اصل است: در میان فشارهای جنگی، نباید ارکان اداری کشور را با دستان خود آسیبپذیر سازیم. اگر قرار است از این موقعیت عبور کنیم، انتقاد باید به حل مسائل کمک کند، نه بهعنوان یک مسابقه برای تضعیف دولت. در طوفان، ممکن است در مورد سکان جدال صورت گیرد؛ اما سوراخ کردن کشتی به هر دلیل و با هر شعار، سیاستورزی نیست؛ بلکه همکاری با بحران است.
17302