فوتبال در آستانه نخستین تجربه زیدان و کلوپ؛ اشتیاق برای دیدار با اسطورهها
پس از برگزاری جام جهانی، تمام کشورهای فعال در فوتبال، و همچنین آنهایی که aspire دارند روزی به جمع تیمهای برتر بپیوندند، به بازنگری و اصلاح تیم ملی خود پرداخته و از کادر فنی گرفته تا ترکیب بازیکنان، نیروی تازهای را به این عرصه وارد میسازند تا در ۴ سال آینده و برای جام جهانی بعدی، این بازیکنان و مربیان تازه، به تجربهی لازم دست یابند. در اینجا اولین حسرت ما خود را نشان میدهد؛ در حالی که در دیگر نقاط جهان، فرآیند تغییر و تحول به شکل مستمر در حال انجام است، در فوتبال ما، به نظر میرسد که تداوم یک نسل از مدیران، مربیان و بازیکنان، که موفقیت چندانی هم نداشتهاند، چندان مورد توجه قرار نمیگیرد و همچنان در جای خود باقی ماندهاند.
نگاه اکثر دوستداران فوتبال به نیمکت دو غول بزرگ در این عرصه یعنی آلمان و فرانسه معطوف است؛ دو تیمی که هرکدام در قرن بیست و یکم قهرمان جام جهانی شدهاند و به عنوان قدرتهای بلامنازع فوتبال به شمار میآیند. آلمان در آخرین جام جهانی عملکرد مطلوبی نداشت و فرانسه نیز نتوانست به فینال برسد، اما هر دو به تغییرات ضروری پایبند هستند. عامل متمایزکننده این دو تیم از سایرین، نام سرمربی جدید است که توجهها را جلب کرده است.
هواداران فوتبال در سراسر جهان، بغضی از انتظار داشتند تا زیدان را در کنار خط عوضی و کلوپ را در آلمان به عنوان مربی ببینند. این دو چهره برجسته و محبوب دنیای فوتبال که پس از سالها موفقیت در لیگهای باشگاهی، تنها با دعوت تیم ملی کشور خود برای بازگشت به عرصه مربیگری ابراز آمادگی کرده بودند. از آنجا که در کشورهایی که فوتبال در آنجا پرچمدار است، همه چیز با دقت و برنامه ریزی انجام میشود، پیش از آغاز جام جهانی مشخص شده بود که زیدان جانشین دشان و کلوپ جایگزین ناگلزمن خواهد شد.
اکنون همه به انتظار هستند تا نخستین دستاورد این دو ستاره حوزه مربیگری را در تیمهای ملی آلمان و فرانسه شاهد باشند. حسرت دوم در فوتبال ما همواره وجود داشته و آن، آرزوی دیدن اسطورههای بزرگ خود در نقش مربی در تیمهای باشگاهی است؛ حالا که صحبت از تیم ملی است، اما در فوتبال ایران، مافیای حاکم بر این عرصه یک چرخه تکراری به وجود آورده که حتی نام بزرگانی چون احمدرضا عابدزاده یا علی دایی را هم جایی در آن نیست.
در آستانه نخستین فیفادی پس از جام جهانی، زمانی که این دو مربی نوین به اردو فراخوانده بودند، تفاوت آنها با سایر مربیان خود را نمایان ساخت. فوتبال جذابیت دارد، زیرا آن را میتوان به عنوان قسمتی از زندگی خود دانست و در زندگی، این جزییات هستند که به کل تصویر معنا میدهند. زیدان و کلوپ، هر دو دورههای آموزشی معتبر و کلاسهای لازم را که سایر مربیان مطرح دنیا گذراندهاند، طی کرده و مدارک معتبر را کسب کردهاند. آنچه در این سطح، تمایز بین مربیان موفق و ناموفق را رقم میزند، دقت به همین جزئیات است.
یورگن کلوپ، کلاهی بر سر میگذارد که مظهر یک حزب سیاسی محسوب میشود. او با شعار "من یکی از ۸۳ میلیون آلمانی هستم" در حال رشد و ترقی در حوزه سیاست آلمان است و کلوپ، که پیشتر بهعنوان یک مربی بزرگ به مسائل سیاسی وارد نشده بود، از این موقعیت بهرهبرداری میکند تا احساس ملی را در آلمانیها احیا کند. وی در مصاحبهها، برای بازیکنانش ابراز امیدواری میکند که دیگر نیازی به اظهارنظر سیاسی وجود نداشته باشد و همزمان به آنها یادآوری میکند که چه انتظارات بزرگی از این تیم دارند.
در سوی دیگر، زیدان یک سنت قدیمی را در تیم ملی فرانسه به چالش کشید. در این کشور، تمرینات نخستین معمولاً با حضور رسانهها و خبرنگاران انجام میگرفت که به آن "رژه ستارهها" میگفتند. زیدان اکنون ورود خبرنگاران به تمرینات را ممنوع کرده و به این سنت پایان داده است. نتیجه این اقدام هنوز مشخص نیست، اما با توجه به اینکه یک مربی که خود روزگاری بازیکن بزرگی بوده بهتر میتواند شرایط و احساسات تایید بازیکنان را در موقعیتهای گوناگون درک کند، این تصمیم منطقی به نظر میرسد.
به عبارتی، اگر زیدان این اقدام را اتخاذ کرده، به آن معنا است که مضرات حضور رسانهها در این شرایط، بیشتر از فواید آن بوده و اثر منفیاش بر روحیه و اعتماد به نفس بازیکنان بسیار اهمیت داشته است؛ چه بسا او حاضر شده است نقدها و برچسبهای احتمالی همچون دیکتاتوری یا عدم پاسخگویی به رسانهها را تحمل کند.
این جزئیاتی است که تمامی مربیان برتر جهانی به آن اهمیت میدهند و گاهی اوقات، رسانهای شدن یکی از این موارد نشان میدهد چرا برخی همچون آرتتا به سرعت بعد از رسیدن به مقام سرمربیگری موفق میشوند و برخی دیگر هرگز نمیتوانند به آن مقام دست یابند. این جزییات ممکن است پنهان باشند، اما نهایتاً به موفقیت در کلیت امر منجر میشوند.
و حسرت پایانی برای ما این است که ای کاش روزی در این فوتبال نیز رقابتی عادلانه میان شایستگان برقرار باشد و خبری از رانت، لابی و حمایتهای پشت پرده به جای شایستگیها و کارنامههای حقیقی نباشد!
بیشتر بخوانید: در این بازیکنان چیزی دیدم که جذبم کرد؛ میخواهم پرچم را دوباره برافراشته کنم/ نمیخواهم غرور ملی را به افراد اشتباه واگذار کنیم