بروجردی: مقابله با نفوذ نباید مانع فعالیتهای قانونی شهروندان شود
به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، انسجام ملی، فراتر از مفهوم اجتماعی، خط مقدم دفاع از حاکمیت و امنیت کشور است؛ بهویژه در روزگاری که دشمنان، پس از ناکامی در عرصههای نظامی، راهبرد خود را بر «جنگ روانی» و ایجاد شکاف میان ملت و نهادهای حاکمیتی استوار کردهاند.
یک ملت زمانی آسیبپذیر میشود که برابر نفوذ بیگانه، دچار از هم گسیختگی داخلی و بیاعتمادی شود. در شرایطی که دشمن با استفاده از ابزارهای نوین رسانهای و اقتصادی، تلاش میکند با ایجاد تفرقهافکنی، انسجام اجتماعی را هدف قرار دهد، بازگشت به ارزشهای وحدتآفرین و تقویت پیوند ملی بیش از هر زمان دیگری ضرورت مییابد.
حفظ پیوند میان مردم و نیروهای مسلح، تنها راه مقابله با توطئههایی است که هدفشان از هم گسیختن بافت اجتماعی کشور است، اگر وحدت ملی به عنوان یک سپر دفاعی تقویت نشود، دشمن میتواند با استفاده از پروژههای دو قطبیسازی، انسجام کشور را هدف قرار دهد.
در این راستا با علاءالدین بروجردی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و نماینده مجلس لارستان در مجلس شورای اسلامی گفت وگو کردیم که در ادامه می خوانید.

ما امروز حیطه اقتدار ملی خود را به تنگه هرمز گسترش دادهایم
ایرنا- ما در چند روز اخیر شاهد برگزاری اجلاس بریکس به میزبانی هند بودیم؛ آیا این اجلاس میتواند آغاز شکلگیری یک جبهه اقتصادی در برابر تحریمهای یکجانبه آمریکا باشد؟
بروجردی- از زمانی که پیمان شانگهای متولد شد و در تهران بریکس شکل گرفت، عملاً یک عرض اندام برای کشورهای بزرگ خانواده بزرگ آسیا، چون چین، هند و روسیه در عرصههای مختلف صورت گرفت. اکنون در عرصه اقتصاد، یک بعد آن است و حتی از لحاظ سیاسی و نظامی نیز اهمیت دارد. علیرغم تصور غلط آمریکاییها و شخص ترامپ مبنی بر تکقطبی بودن جهان، قطعاً چنین نیست؛ چرا که قدرتهای نوظهور، که یکی از آنها بیشک جمهوری اسلامی است، در عرصههای مختلف حضور دارند.
ما در دو جنگ تحمیلی اخیر نشان دادیم که دو کشور اتمی برنامهریزیشده در جنگ علیه ما شکست خوردند؛ به طوری که آمریکاییها برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم، یعنی پس از ۸۰ سال، شاهد منهدم شدن پایگاههای خود در منطقه بودند.
ما امروز حیطه اقتدار ملی خود را به تنگه هرمز گسترش دادهایم. همپیمانان ما نیز در حال قدرتنمایی هستند؛ به عنوان مثال، آنچه یمنیها اخیراً انجام دادند واقعاً کارستان بود. در عرصه اقتصاد، به نظر من این موضوع سرآغاز خوبی است؛ مشروط بر اینکه ما به عنوان جمهوری اسلامی ایران، از این فرصت بهدرستی استفاده کنیم. با توجه به اینکه در این مصوبات، فرصتهای بسیار اثرگذار و آمادهای مهیا شده و ما توانمندی ملی بسیار قابلتوجهی در زمینه تولید داریم، اگر محصولاتی با کیفیت بالا بسازیم، میتوانیم صادرات و بازاریابی قدرتمندی داشته باشیم و اقتصاد خود را متحول کنیم.
دوران حاکمیت دلار در دنیا به پایان رسیده است
ایرنا-برخی از کشورها و حتی ایران، پیشنهاد استفاده گستردهتر از ارزهای محلی را برای تجارت متقابل در بریکس مطرح کردهاند. چطور میتوان روند اسقاط تدریجی دلار را کلید زد؟
دوران حاکمیت دلار در دنیا به پایان رسیده است. اگر هوشمندانه عمل کنیم، حتماً باید با ارزهای ملی فعالیت کنیم. در این زمینه، من تا آنجا که مطلع هستم، چین و روسیه از طریق بانکهای مرکزی، قراردادهای متقابلی منعقد کردهاند؛ به طوری که مثلاً یک جهانگرد ایرانی در مسکو میتواند با کارت بانکی خود، روبل دریافت کند و یک جهانگرد روسی نیز در تهران به همین ترتیب عمل کند. بنابراین، این آغاز خوبی است. به نظر من باید این موضوع را بسیار جدی گرفت.
این مسئله، یکی از شرایط و ملزومات تفوق اقتصادی و شکست هیمنه آمریکا در عرصه سلطه جهانی بر اقتصاد دنیا است؛ یعنی همان «دلارزدایی» در اقتصاد و استفاده از ارزهای ملی. ما نیز با توجه به توصیههای مکرر امام شهید و رهبر انقلاب اسلامی، باید پول ملی خود را تقویت کنیم.
من شخصا به همکارانم در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، پیشنهاد میکنم که موضوع اخذ عوارض در تنگه هرمز را بررسی کنیم؛ همان چیزی که تحت عنوان «خدمات دریایی» یا مسائل زیستمحیطی انجام میشود. در جهان، در آبراههایی مثل سوئز و دالک، این نوع عوارض اخذ میشود؛ ما نیز میتوانیم با ارائه مشوقهایی نظیر ۱۰ یا ۲۰ درصد تخفیف برای کسانی که عوارض را به ریال پرداخت کنند، پول ملی و ریال خود را تقویت کنیم تا اقتصادمان به جایگاه جهانی شایسته خود بازگردد.
زمان کوچ آمریکا از منطقه فرا رسیده است
ایرنا- تجربه جنگ اخیر چه تغییری در معادلات بازدارندگی ایران و آمریکا ایجاد کرده است؟
آمریکاییها و صهیونیستها هرگز فکر نمیکردند ایران اینقدر توانمند باشد. کارشناسان نظامی آمریکا در چندین مصاحبه اعلام کردهاند که آنها ۲۲ سال برای طراحی حمله به ایران تمرین کردهاند؛ این خود نشاندهنده آن است که ایران قدرتی است که برای شکست دادن آن، باید این همه سال تمرین و شبیهسازی انجام میشد. در نهایت، آنها سعی کردند با شهادت فرماندهان ردهبالای نظامی ما، رهبری را به شهادت برسانند.
آنها با برخلاف تمامی موازین حقوق بشر، کودکان معصوم شجره طیبه، مردم میناب، ورزشگاه لامرد و مردم دادگستری لارستان را در یک موج، با حملات موشکی ۱۸ نفر را شهید کردند. آنها به شکلی بیرحمانه و برخلاف ضوابط حقوق بشری عمل کردند، اما شکست خوردند. آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، برای اولین بار شاهد بود که تمام پایگاههای منطقهایاش، از جمله پایگاههای راداری که در قطر نصب کرده بودند، منهدم شد، یعنی تجهیزات بسیار پیشرفتهای هستند. این ارقام بسیار فراتر از آن چیزی است که آنها اعلام میکنند.
همچنین، زیانهای آنها میلیارد دلاری است. خروجی این اقدامات ما، علاوه بر گسترش اقتدار در تنگه هرمز — که حق ماست — باید منجر به عدم حضور آمریکا در منطقه شود. ما باید شرایطی را ایجاد کنیم که آمریکا دیگر این ظرفیت را در اختیار نداشته باشد؛ زیرا اگر آنها بخواهند پایگاههای خود را دوباره بازسازی کنند، ممکن است پس از چند سال دوباره برای حمله مجدد تلاش کنند. این مقتضیات امنیت ملی ماست که آمریکا دیگر این توان را نداشته باشد.
ما این موضوع را به کشورهای منطقه نیز اعلام کردهایم؛ سیاست ما در برخورد با شما بر پایه حسن همجواری، دوستی و منافع متقابل است، اما قطعاً اجازه نخواهیم داد که از خاک شما علیه ما حمله شود و در این زمینه، برخورد بسیار قاطعی خواهیم داشت. بنابراین، به نظر من زمان کوچ کردن آمریکا از منطقه فرا رسیده است.

آمریکا در مقابل قدرت همگانی در منطقه، عملاً ناتوانی و شکست خود را به دنیا نشان داد
ایرنا- شما در صحبتهایتان اشاره کردید که «مذاکره، عرصه دیگری از جنگ است». با توجه به شرایط فعلی، مذاکرات با پیش از جنگ چه تفاوتی باید داشته باشد؟ برخی معتقدند مذاکره در شرایط فعلی میتواند به معنای عقبنشینی تلقی شود؛ نظرتان در این زمینه را بفرمایید؟
ما بالاخره پس از مذاکرات طولانی، توافقی را با آمریکا در اسلامآباد به دست آوردیم؛ شاید این اتفاق در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، و شاید اصلاً در همه تاریخ، بیسابقه باشد که سندی وجود داشته باشد که رؤسای جمهوری ایران و آمریکا آن را امضا کنند. در مورد سند اسلامآباد، اینگونه شد که ابتدا ۱۴ ماده آن توسط ترامپ امضا شد (همان امضای معروف و خطخطی شده که زمانی در پاریس بود) و سپس آقای دکتر پزشکیان آن را امضا کردند. در آن مقطع، آمریکا باید به تعهدات خاص خود عمل میکرد.
ما هنوز در شرایط کاملاً جنگی هستیم و باید مطمئن شویم که سایه جنگ برداشته شده است. ما به آمریکاییها و به منطقه نیز اعلام کردهایم که اگر آنها بخواهند دوباره بازی را آغاز کنند، پاسخهای ما بسیار قاطعتر و جدیتر خواهد بود؛ تا هم کشورهای منطقه حساب کار را یاد بگیرند و هم آمریکاییها بدانند.
بنابراین، آمریکا ابتدا باید تعهدات خود را بپذیرد. با توجه به اینکه حتی خود ترامپ به امضای خودش احترام نگذاشت، به نظر من در شرایط فعلی، دلیلی برای مذاکره مجدد وجود ندارد؛ مگر اینکه مذاکره در شرایطی تضمینی صورت بگیرد. البته برای آمریکا، تنها تضمین موجود، قدرت جمهوری اسلامی است؛ وگرنه با نگاه به ماجرای برجام، میبینیم که چه اتفاقاتی برای یک سند که توسط 1+5 امضا شده بود افتاد و در واقع به تعهدات خود در سازمان ملل نیز عمل نکرد. تنها پشتوانه ما قدرت جمهوری اسلامی است و به فضل الهی، این اقتدار در جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است.این اقتدار در عمل ثابت شده است.
همچنین هپیمانان ما نیز بسیار خوب عمل کردهاند. یمن، پس از سالهای طولانی محاصره بیرحمانه، امروز وقتی وارد عرصه میشوند (همانهایی که در نوبت قبلی جنگ، آمریکا را شکست دادند) آمریکا ناچار به عقبنشینی میشود.
در طول تاریخ نیز ملاحظه کردهایم که یمن همواره ایستاده است؛ آنها ممکن است از نظر مادی و ثروتهای خدادادی در سطح بسیار بالایی نباشند، اما ملتی بسیار شجاع و با توانمندی بالا هستند. یمن، حزبالله لبنان و عراق، همگی در قالب یک جبهه به نام «جبهه مقاومت» با ما هستند. به نظر من، آمریکا مقابل این قدرت همگانی در منطقه، عملاً ناتوانی و شکست خود را به دنیا نشان داد.
امیدواریم شاهد تحقق یمن واحد و متحد باشیم
ایرنا- در مورد یمن فرمودید که اقدامات این چند روز اخیر بسیار شگفتانگیز بوده است. مردم یمن، که به قول معروف با دستان خالی و پای برهنه پیش میروند، اقدامات بسیار بزرگی انجام دادند. لطفاً در این باره بیشتر توضیح دهید؛ چه قدر توانستند موفق باشند؟
این اقدامات نشاندهنده تحقق پیشبینیهای امام شهیدمان مبنی بر رسیدن تجهیزات نظامی به دست مجاهدان است، این اقدامات واقعیت را اثبات کرد. آنها [یمنیها] به غنایم بسیار گستردهای دست یافتهاند؛ برخی از پایگاههای نظامی و سلاحها که اصلاً آکبند و دستنخورده بودند، اکنون در اختیار آنهاست. این جنگ عملاً باعث شد که توانمندی این حلقه از زنجیره «جبهه مقاومت» به شدت افزایش یابد.
ما امیدواریم که با این روند، شاهد تحقق یک یمن واحد و متحد باشیم و دیگر شاهد دوپاره بودن این کشور نباشیم. یمن سرزمین قبایل بزرگ است و این قبایل از قدیمالایام مسلح بودهاند؛ به طوری که نماد هر یمنی، حمل یک خنجر است؛ شما هیچ یمنی را نمیبینید که بدون این خنجر باشد. این حتی در مذاکرات رسمی، در میان رؤسا و نخستوزیران و وزرا نیز بخشی از جامعه یمن است. بنابراین، این شجاعت هم ستودنی است و هم اینکه موازنه قدرت را در منطقه واقعاً تغییر داد. پیش از این، ما تنگه هرمز را در اختیار داشتیم، اما تنگه هرمز تنها یک لبه قیچی بود؛ امروز با [کنترل] بابالمندب، ما یک قیچی دو لبه داریم که میتواند هر چیزی را [در مسیر تجارت] قطع کند.
ایرنا-آیا کشورهای منطقه حاضرند در برابر تلاشهای آمریکا برای کنترل تنگه هرمز، موضع مستقلی اتخاذ کنند؟
با توجه به اینکه تنگه هرمز تنها راه عبور است و از یک سو ما در بخش شمالی و از سوی دیگر کشور عمان در جنوب قرار دارند. ما در چندین دور مذاکره با عمان به توافق رسیدیم و در آستانه انتشار بیانیه رسمی هستیم. این توافق، مبنای اصلی تردد در این آبراه بسیار مهم بینالمللی خواهد بود و به صورت رسمی به جهانیان اعلام میشود.
در مورد سایر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، میدانیم که عربستانیها به دلیل شکستهایی که از یمنیها خوردهاند، بسیار عصبانی هستند. برای مثال، قرار بود اجلاسی برگزار شود که با تأخیر مواجه شد؛ اما برای ما مهم نیست، آنچه اهمیت دارد توافق ما با عمان است که امیدواریم به زودی اعلام شود.
گروسی عامل اجرایی آمریکا و رژیم صهیونیستی است
ایرنا- از نظر شما اقدامات اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی، از مسیر فنی خارج و به بازی سیاسی تبدیل شده است؟
قطعاً اینگونه است. گروسی که بسیار به دنبال سازمان ملل و دبیرکلی است، در واقع عامل اجرایی آمریکا و رژیم صهیونیستی است. وظیفه آژانس این بود که زمانی که مراکز فعالیتهای صلحآمیز هستهای ما در نطنز و اصفهان مورد حمله قرار گرفت و همچنین در جریان عملیات «طبس ۲» که با خفت آمریکا و عقبنشینی آنها همراه بود، این حملات را محکوم کند؛ اما سکوت کرد.
در همین رابطه، آقای اسلامی برای حضور در اجلاس رسمی به وین دعوت شده بود، اما تحت فشارهای آمریکا، اتریش تصمیم گرفت ویزای صادر شده را لغو کند و در نتیجه این سفر شکل نگرفت. با این روند، دیگر اصلاً وجهی برای فعالیت سازمان انرژی اتمی وجود ندارد؛ چرا که طبق اساسنامه مکتوب و عهدنامه «انپیتی» (NPT)، وظیفه آژانس حمایت از کشورهایی است که به فعالیتهای صلحآمیز متعهد هستند و حتی باید فناوریهای هستهای را به آنها منتقل کند، نه اینکه در نقش عامل سیاسی عمل کند.
وقتی در برابر حملات غیرقانونی کشورهایی مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی، مدیرکل (آژانس) سکوت میکند، وقتی برای شرکت در یک اجلاس رسمی با محدودیت مواجه هستیم، اصلاً حضور ما در آنجا چه خاصیتی دارد؟ به نظر من، زمانی که یک سازمان نمیتواند منافع اعضای خود را حفظ کند، دیگر جایگاهی برای ادامه حضور جمهوری اسلامی ایران در آن وجود ندارد. البته این نظر شخصی من است؛ تصمیمگیری نهایی در این مورد بر عهده شورای عالی امنیت ملی و طبیعتاً مجلس خواهد بود. اما این رفتاری نیست که با خود مقررات آژانس و معاهده «انپیتی» (NPT) مطابقت داشته باشد. وقتی حقوق ما نادیده گرفته میشود، حضور ما در آن سازمان هیچ وجهی نخواهد داشت.
عملیات نجات خلبان آمریکایی، ماجرای وهمی است که راه انداختهاند
ایرنا- ما اخیراً شاهد هستیم که آمریکاییها در حال قهرمانسازی از عملیات نجات خلبان متجاوز خودشان هستند همان فردی که قصد داشت زنان و کودکان ایرانی را به شهادت برساند. از سوی دیگر، ما عملیات قهرمانانه خلبانهای اف-۴ خودمان برای تخریب پایگاههای آمریکایی در کویت را داشتیم؛ کدام چرا ما نتوانستیم برای خلبانهای خودمان چنین روایتی بسازیم؟ آیا ما در عرصه روایتگری ضعیف داریم؟
شبکه تبلیغاتی دنیا در اختیار صهیونیستها و آمریکاییهاست و ابزار آنها برای گسترش پیام بسیار وسیع است؛ در حالی که ما از چنین امکانات جهانی برخوردار نیستیم و طبیعتاً صدای ما ممکن است به تمام گوشهای جهان نرسد. اما در مورد این مسئله، من قویاً تردید دارم که این روایت مربوط به خلبان آمریکایی حقیقت داشته باشد. وقتی میبینیم یک خلبان دچار سقوط شده و چتر او کار نکرده است، از نظر علمی و عقلانی، احتمال زنده ماندن او بسیار بسیار پایین است؛ بنابراین به نظر من، این صحنه کاملاً ساختگی است برای انجام یک جنگ روانی و نمایش قدرت وهمی توسط آمریکا طراحی شده است. این یک قهرمانسازی نیست، بلکه یک نمایش است.
در مورد توانمندی خلبانهای ما، باید اشاره کنم که خلبانهای ایرانی حتی در دورههای آموزشی خود در آمریکا (پیش از انقلاب)، به عنوان افرادی خبره و معلم شناخته میشدند. و مربی بقیه میشدند. ایران هوشمندی فوق العاده دارد، آنچه ما انجام دادیم — یعنی انجام عملیات در نزدیکی پایگاههای آمریکا در کویت و زیر سطح رادارهای آنها — یک محاسبه بسیار دقیق و هوشمندانه بود. این اقدامات نشاندهنده سطح بالای توانمندی ماست. ما حتماً باید از این موفقیتها، حداقل در قالب فیلمهایی در سطح جهانی استفاده کنیم و روایت خود را منتشر کنیم. اما متأسفانه در حالی که آنها با این ماجراهای وهمی در دنیا سروصدا راه اندازی میکنند، ما در عرصه روایتگری بسیار محدود عمل کردهایم.
در نهایت، نباید فراموش کرد که این توانمندیها، تحقق همان کلام پیامبر بزرگ اسلام (ص) است که فرمودند: «اگر دانش در کرات [ستارهها] باشد، مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت». این پیشبینی بیش از ۱۴۰۰ ساله، امروز در عمل در حال تحقق است.
تنها کشوری که برابر زورگویی های آمریکا ایستاد جمهوری اسلامی ایران است
ایرنا-دشمن پس از وقایع میناب و لامرد، یک مجلس عروسی در سیریک را به خاک و خون کشاند. چرا مجامع بینالمللی این اقدامات وحشیانه آمریکا را محکوم نمیکنند یا اقدامی در این زمینه صورت نمیگیرد؟
پیشنهاد میکنم خبرگزاری جمهوری اسلامی درباره اتفاقات «مثلث» میناب، لامرد و لارستان را به طور کامل گزارش تهیه کند. در لارستان، هنگامی که به ساختمان دادگستری — که کاملاً مکان غیرنظامی است — حمله شد، ۱۸ انسان بیگناه، از جمله افرادی که برای پیگیری امور قضایی به آنجا مراجعه کرده بودند، به شهادت رسیدند. این یک جنایت است و حق این است که این مثلث جغرافیایی و حوادث مرتبط با آن در مصاحبهها به طور کامل مطرح شود.
این مدعیان حقوق بشر در حقیقت بزرگترین ناقضان حقوق بشر هستند. از جنگهای جهانی اول و دوم به این سو، غربیها همواره جنایتکار بودهاند. هیتلر آلمانی بود و میلیونها انسان را کشت، اما غربیها هنوز آن خوی سبعیت و درندگی را در خود دارند؛ برای آنها جان انسان اهمیتی ندارد. آنها شعار حقوق بشر سر میدهند، اما در عمل خلاف آن را انجام میدهند. در ماجرای سیریک، آنها از قبل مطلع بودند که یک مراسم عروسی در جریان است، اما به یک مدرسه [محل حضور کودکان معصوم و دانشآموزان] شلیک کردند. در لامرد نیز برای اولین بار، یک سلاح ممنوعه را برای آزمایش به کار بردند و در لارستان نیز چندین موشک به سمت ساختمان دادگستری شلیک شد. اینها مصادیق بارز جنایت جنگی هستند.
وقتی یک دادگاه بینالمللی، نخستوزیر رژیم مجعول و غاصب صهیونیستی را به عنوان یک جنایتکار جنگی محکوم و محاکمه میکند، آمریکا بلافاصله از او حمایت میکند. این نشان میدهد که آنها هیچ ارزشی برای جان انسانها و حقوق بشر قائل نیستند و تنها به دنبال انجام سر و صدای تبلیغاتی هستند. در افکار عمومی کل جهان نیز آنها محکوم هستند، اما تنها کشوری که جرات میکند برابر آمریکا بایستد و عملاً برابر این زورگوییها عرض اندام کند، جمهوری اسلامی ایران است.

بسیاری از رسانه های آمریکا با لحنی انتقادی می گویند «ترامپ تو شکست خوردی!»
ایرنا-امروز زورگوییهای آمریکا باعث شده که همکاریهای منطقهای میان کشورها افزایش یابد و نظم تکقطبی آمریکایی از بین برود. ایران چگونه میتواند از این فرصت استفاده کند؟
ظهور گروههایی مانند «بریکس» و «شانگهای» نمونههایی از ظهور قدرتهای نو و پایان دوران تکقطبی بودن آمریکا هستند. وقایع اخیر، از جمله جنگهای ۱۲ روزه و جنگ رمضان، نشان داد که آمریکا دیگر آن ابرقدرت همیشگی نیست. ما امروز دیگر تنها یک قدرت منطقهای نیستیم، بلکه به یک قدرت «فرامنطقهای» تبدیل شدهایم که در برابر آمریکا ایستادگی کرده و آن را به چالش کشیده است؛ و این بسیار مهم است. این تنها نظر من نیست، بلکه تحلیلگرهای نظامی و سیاسی حتی در خود آمریکا نیز این موضوع را تایید میکنند.
بسیاری از رسانههای خود آمریکا نیز با لحنی انتقادی میگویند: «ترامپ، تو شکست خوردی؛ این جنگ را متوقف کن و بیش از این، آمریکا را در عرصه جهانی دچار مشکل نکن، چرا که قیمت نفت به شدت بالا میرود.» معتقدم در انتخابات پیش رو، حزب جمهوری خواه اکثریت مجلس نمایندگان آمریکا را احتمالاً از دست خواهد داد. آثار و تبعات گسترده جنگها نشان داد که اگرچه آمریکا مدعی قدرت است، اما دیگر هیچکس او را به عنوان ابرقدرت بیچالش جهان نخواهد پذیرفت.
هیچ قدرتی نمی تواند با ملتی که برای حمایت از کشورش بیش از ۲۰۰ شب به خیابان آمده مقابله کند
ایرنا- معاون اول رئیس جمهور اخیراً از «جانفداییان علمی» سخن گفته است چگونه میتوانیم از ظرفیت جانفداییان و نیروهای مخلص خود در دوران پساجنگ در بخشهای مختلف کشور استفاده کنیم؟
همانگونه که در دوران جنگ تحمیلی هشت ساله، نیروهای مسلح و بسیج، «بسیج سازندگی» را برای خدمت به مناطق محروم و روستاها راهاندازی کردند، ظرفیتهای نیروهای مسلح ما در دوران دفاع مقدس بسیار چشمگیر بود؛ برای نمونه، بسیج سازندگی در بازسازی روستاها و مناطق محروم کارهای بسیار ارزشمندی انجام داد. اگر به سوابق نگاه کنیم، پیش از انقلاب، بزرگترین سد کشور (سد دز با ظرفیت ۳ میلیارد متر مکعب) ساخته شده بود، اما پس از انقلاب، نیروهای مسلح ما از طریق «قرارگاه خاتم» توانستند سدی همچون سد کرخه را با ظرفیت ۱۰ میلیارد متر مکعب احداث کنند که بیش از دو برابر بزرگترین سد پیش از انقلاب است. این در حالی است که در ساخت سد دز، کمپانیهای خارجی نقشآفرینی میکردند. بنابراین، بسیار طبیعی است که بخواهیم از این ظرفیت عظیم که برآمده از اراده ملت است، استفاده کنیم.
ما امروز شاهد حضور پرشور مردم بیش از ۲۰۰ شب هستیم که نشاندهنده وفاداری آنهاست. همان واژهای که امام شهید به کار بردند — که خداوند در سختیهای ملت، مبعوثکننده [راهگشا] خواهد بود — امروز در واقعیت تجلی یافته است. بسیاری از جوانان با تجهیزات و آموزشهای نظامی آشنا شدهاند و ما امروز عملاً شاهد تحقق همان «بسیج ۲۰ میلیونی» هستیم که در ادبیات امام [ره] مطرح شده بود. با چنین ملتی، هیچ قدرتی در دنیا نمیتواند مقابله کند. این درس، هم برای جهانیان و هم برای نیروهای عزیز مسلح ما اعم از سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران، درسی فراموشنشدنی در تاریخ است.
اتحاد و انسجام مردم پشتوانه عظیم نیروهای مسلح ماست
ایرنا- اقتدار ملی، اتحاد و انسجام چقدر می تواند در مقابله با دشمنان تاثیرگذار باشد، از آنجا که امروز آمریکاییها از هر بهانهای برای ایجاد تفرقه میان مردم استفاده میکنند، این اتحاد و وفاق تا چه حد میتواند مانع اقدامات آنها شود؟ چرا آنها پس از شکست در جبهههای نظامی، اکنون به دنبال ایجاد تفرقه هستند؟
حفظ اتحاد، هم یک اصل الهی و قرآنی است و هم یک اصل عقلایی. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «و به ریسمان الهی همگی به هم بپیوندید و دچار تفرقه نشوید» و همچنین میفرماید: «و با یکدیگر نزاع نکنید، که در آن صورت سست میشوید . این هم توصیه امام شهید است و هم تاکید مکرر مقام معظم رهبری. هر کسی که در این صراط مستقیم الهی گام بردارد، در مسیر انقلاب خود استوار خواهد بود.
ما افتخار میکنیم که در این نظام زندگی میکنیم و معتقد به ولایت هستیم و دستورات رهبر انقلاب اسلامی برای ما «واجبالاطاعه» است. برخی تلاش میکنند با بهانههای مختلف، جامعه را دو قطبی کنند. این تفرقه حتی به سطح نمایندگان مجلس نیز کشیده شده است؛ در حالی که وظیفه نمایندگان، نقد سیاستهای دولت است. نقد دولت از وظایف اصلی نمایندگان است و حتی اگر ضرورت داشته باشد، استفاده از اهرم «استیضاح» برای برکناری وزیر با مصوبه مجلس، بخشی از قدرت قانونی پارلمان است.
اما موضوع بسیار مهمتر این است که ما باید مراقب افکار عمومی باشیم. دشمن که در جنگ نظامی شکست خورده، اکنون به دنبال ایجاد تفرقه در میان مردم است و این موضوعی است که باید با هوشمندی مدیریت شود.
دشمن، بهویژه آمریکا، تمام ظرفیت خود را برای طراحی سناریوهایی جهت دو قطبی کردن جامعه و از هم گسیختن اتحاد ما به کار گرفته است. کسانی که درک سیاسی دارند، به خوبی میدانند که نباید اجازه داد این طراحیها شکل بگیرد؛ چرا که این اتحاد و انسجام، پشتوانه عظیم نیروهای مسلح ماست.
پیوند عمیق میان مردم و نیروهای مسلح، از جمله در میان کودکان و در روابط میان مردم و فرماندهانی همچون سردار بزرگوار فرمانده نیروی هوافضای سپاه، نشاندهنده این پیوند ناگسستنی است. علیرغم مشکلات اقتصادی و جنگ اقتصادی که به ما تحمیل شده، ایستادگی محکم مردم، پشتوانه نیروهای مردمی است. ما نباید اجازه دهیم این اتحاد خدشهای وارد شود.
ایجاد بسترهای قانونی مقابله با نفوذ ضرورت دارد/ این طرح نباید برای فعالیت های قانونی و منطقی شهروندان مانعی ایجاد کند
ایرنا- طرح «مقابله با نفوذ» در کمیسیون امنیت ملی و مجلس در حال بررسی است. در ابتدا با کلیت این طرح مخالفت میشد، اما پس از بروز ابهامات و ایراداتی که حتی آقای قالیباف نیز در جلسات به آنها اشاره کردند، اکنون در کمیسیون در پی رفع این ایرادات هستند. شما در این بحث در جایگاه موافق یا مخالف بودید؟
مساله نفوذ، مختص ایران نیست و در همه جا وجود دارد. در طول تاریخ، نفوذ همواره یک ابزار بوده است؛ معاویه از آن برای نفوذ و فریب فرماندهان سپاه امام حسن مجتبی(ع) و دستیابی به مقاصد خود استفاده میکرد. در دوران معاصر نیز شاهد بودهایم که سازمانهای جاسوسی مانند کا گ ب (در دوران شوروی) یا سیا (در دوران آمریکا) از این ابزارها بهره بردهاند. ما نباید خود را در برابر دشمن بسیار ضعیف فرض کنیم، اما باید بدانیم که نفوذ، ابزاری است که دشمن برای ایجاد اختلال به کار میگیرد.
بنابراین، بررسی این موضوع در دو جنبه یا «دو روی یک سکه» است، جنبه نخست، ضرورت ایجاد بسترهای قانونی است. ما باید این عمل را به عنوان یک جرم مشخص تعریف کنیم تا قوه قضائیه بتواند با ضمانت اجراهای قانونی، به قضاوت در مورد آن بپردازد. این یک اقدام کاملاً منطقی برای حفظ امنیت ملی است.
جنبه دوم، رعایت حقوق شهروندی و جلوگیری از کند شدن روند زندگی روزمره است، ما نباید اجازه دهیم این طرح، موجب ایجاد موانع بیش از حد برای فعالیتهای قانونی و منطقی شهروندان شود. ما یک کشور آزاد هستیم؛ نه مانند کره شمالی که هرگونه فعالیت محدود است. در ایران، مردم در رسانهها و حتی صداوسیما، انتقادات خود را نسبت به دولت و رئیسجمهور مطرح میکنند و ارتباطات جهانی خود را حفظ کردهاند. تجار ما برای داد و ستد به چین، روسیه، اروپا و سایر نقاط جهان سفر میکنند. اگر قرار باشد برای دریافت یک ویزا یا مراجعه به یک سفارت، شهروند با انبوهی از موانع و «خاکریزهای قانونی» مواجه شود، این امر میتواند بر فعالیتهای اقتصادی و سیاسی جامعه اثر منفی بگذارد.
به همین دلیل است که همانطور که اشاره کردید، ایراداتی به این طرح وارد شده و دولت نیز در بحث تدوین و در صحن مجلس، نظرات و ابهامات خود را مطرح کرده است. امیدواریم پس از بررسیهای کمیسیون و اصلاحات لازم، خروجی این طرح متعادل باشد؛ بهگونهای که هم امنیت ملی و منافع کشور تضمین شود و هم حقوق و آزادیهای قانونی شهروندان حفظ گردد.
عده ای نباید به گونه ای صحبت کنند که باعث بدبینی در ملت نسبت به دولت ایجاد شود
ایرنا- در شرایطی که رهبر انقلاب اسلامی همواره بر ضرورت پرهیز از دو قطبیهای کاذب تأکید کردهاند، برخی فعالان سیاسی شروع به مچگیری و تخریب مقامات و دولت میکنند. به نظر شما، آیا این اقدامات باعث برهم خوردن اتحاد و انسجام ملی نمیشود؟ یا اینها صرفاً مباحث مربوط به فضای انتخاباتی است؟
هر چیزی که موجب شود افکار عمومی در این صراط مستقیم و مهم الهی دچار تردید شود، قطعاً قابل قبول نیست. البته باید میان «نقد سازنده» و «تخریب» تفکیک قائل شد. برای مثال، اگر ببینیم یک مسئول به گونهای عمل میکند که برخلاف قوانین مصوب ماست، یا در مدیریت منابع و مقابله با تحریمها، با عدم شفافیت مواجه است، نقد وارد است. ما با وجود تحریمها، نیاز داریم که واسطهها و مسیرهای معتبر برای ورود ارز و مدیریت منابع داشته باشیم. در این میان، ارگانهای نظارتی نظیر مجلس، وزارت اطلاعات، سپاه و حتی «دیوان محاسبات» باید با شفافیت کامل بدانند که نفتی که فروش رفته چه سرنوشتی داشته و چه مقداری از آن در مسیرهای درست (مانند پروژههای توسعهای) هزینه شده است.
بنابراین، انتقاداتی که به شکلی نظارتی و برای جلوگیری از انحرافات مطرح میشود، لزوماً مخرب نیست. اما نباید اجازه داد این انتقادات به گونهای باشد که مردم احساس کنند مسئولان دچار انحراف هستند. از سوی دیگر، ما نباید به گونهای عمل کنیم که به جامعه آسیب بزنیم. ما در مقام نمایندگان، ابزارهای قانونی خود را برای پرسش و حتی «استیضاح» و برکناری در اختیار داریم، اما نباید اجازه دهیم ادبیات ما به گونهای باشد که به انسجام ملی و اتحاد ما — که از مهمترین ارکان مقابله با آمریکا و دشمنان انقلاب است — خدشهای وارد شود نباید به گونه ای باشد که بدبینی در ملت نسبت به دولت ایجاد شود.
من برای روشن شدن موضوع، یک نمونه را بازگو میکنم؛ من در مجلس ششم بودم و در آن دوران، دکتر پزشکیان وزیر دولت اصلاحات بودند. در آن زمان، حتی برخی از خود جریان اصلاحطلب به دنبال برکناری ایشان بودند، اما ما به عنوان اکثریت مجلس ششم، به دلیل دیدگاه ارزشی خود نسبت به ایشان، اجازه ندادیم و با حمایت خود، مانع برکناری ایشان شدیم.
بنابراین، تأکید من این است: ما باید از طریق ابزارهای نظارتی، کاستیها و انحرافات را شناسایی، تذکر و اصلاح کنیم، اما نباید به گونهای عمل کنیم که برخلاف نظرات مقام معظم رهبری یا مصالح نظام باشد.
نباید ادبیاتی به کار بریم که موجب تضعیف دولت شویم/ عملکرد دولت در جنگ قابل قبول است
ایرنا- جریان تندرو با هدف تضعیف دولت، دائما پروژههای تخریبی، نخ نما و تکراری چون استعفای رئیسجمهور را کلید میزند. هدف این جریانها چیست؟
اینکه این جریانها دقیقاً به دنبال چه هستند، باید از خودشان بپرسند. اما وقتی ادبیات به گونهای باشد که موجب تضعیف دولت در میانه جنگ با دشمن شود، این یک واقعیت آسیبزا است.
نباید ادبیاتی به کار ببریم که موجب تضعیف دولت در شرایط جنگی شود. دولت در بخشهای نظامی و امنیتی که درگیر مقابله با دشمن است، عملکرد بسیار درخشانی داشته و نمره ۲۰ را دریافت کرده است، اما در بخشهای دیگر نیز باید با نظارت مستمر، به سمت حفظ نمرات قبولی و پاسخگویی در برابر جامعه حرکت کرد. ما ندیدیم که بحران غذایی داشته باشیم در بسیاری از کشورهای جهان شاهد بحرانهای جدی هستیم؛ برای مثال در آمریکا، سوپرمارکتها با خالی شدن قفسهها دچار تاراج میشوند. در اینجا ما با مدیریت بازار و مدیریت جامعه روبرو هستیم.
البته نباید از نقاط ضعف غافل شویم. افرادی که خوب عمل نمی کنند ادبیات مناسب ندارند باید تذکر داده شود تا در جهت مسیر درست و روی ریل حرکت کنند اما استعفا و تضعیف دولت را قبول ندارم.
ایرنا-صحبت پایانی خود را بیان کنید
من پیش از هر چیز، از تلاشهای مجموعه اطلاعرسانی و خانواده بزرگ رسانهای سپاسگزارم؛ اعم از رسانه ملی ما و خبرگزاری رسمی کشور (ایرنا) و همچنین همکاران عزیز در سایر شبکههای خبری.
در نهایت باید بگویم که ما در حال حاضر در یک بازی بسیار خطرناک در برابر دشمن هستیم. ما باید قواعد این بازی را بهخوبی بشناسیم و بدانیم که هدفگذاری دشمن چیست. دشمن پس از شکست در عرصههای نظامی، اکنون به دنبال ضربه زدن به اتحاد ماست. ما نباید اجازه دهیم این هدف محقق شود. همچنین باید توجه داشت که نقش رسانهها در شکلگیری افکار عمومی، نقشی بسیار مهم، اساسی و محوری است.