تارتار درو کرد حاصلِ همان چیزی را که خودش کاشته بود؛ پرسپولیس دوباره بوی قهرمانی میدهد
کمتر کسی جرئت میکرد چنین تصوری در ذهنش شکل بگیرد که پرسپولیس، در آغاز مسیر لیگ برتر، با مهدی تارتار بتواند به جمع مدعیان واقعی قهرمانی نزدیک شود؛ آن هم درست وقتی تنها ۷ هفته از رقابتها گذشته و این تیم باید در این بازه کوتاه، رودرروی دو مدعی همیشگی یعنی تراکتور و استقلال قرار میگرفت.
با آمدن مهدی تارتار و نشستن او در راس کادر فنی تیم، یک دگردیسی جدی در میان بازیکنان رخ داد. بسیاری از نفراتی که در ترکیب بودند، جای خود را به چهرههایی دادند که هم از نظر عملکردی کارآمدتر به نظر میرسیدند و هم در تیمهای قبلیشان—و به شکل کلی در فضای فوتبال—چندان ادعای بزرگ نداشتند. همین تغییرات گسترده باعث شد نگاه بخشی از هواداران و حتی برخی کارشناسان از همان ابتدا کمی بدبینانه شود: اینکه شاید تیم برای هماهنگی، تیم شدن و رسیدن به استانداردهای یک مدعی قهرمانی، به زمان نیاز داشته باشد و طبیعی است در این فاصله امتیازهایی هم از دست برود. اما مهدی تارتار خیلی زود خلاف این تصور را نشان داد؛ او همان ابتدای کار، با پرسپولیس صریح اعلام کرد که برنامهاش از هفته نخست، جنگیدن برای قهرمانی است و این ادعا در عمل، در طول هفته هفتم و بازیهای انجامشده، قابل لمس و قابل درک شد.
پرسپولیس همواره در کنار استقلال، جزو تیمهایی بوده که شانس قهرمانی را جدی دنبال میکنند و برای رسیدن به جام میجنگند. با این حال، تفاوت مهمی که در رویکرد مهدی تارتار دیده میشود، «جنگیدن برای قهرمانی» در شرایطی است که تغییرات گسترده در تیم اعمال شده؛ موضوعی که در فوتبال ایران کمتر شبیهش را دیدهایم. مهدی تارتار در هفت هفته سپریشده از لیگ برتر دقیقا آن چیزی را برداشت کرد که خودش کاشته بود. معدل امتیاز پرسپولیس در این ۷ هفته، ۲.۱۶ است. از سوی دیگر، آمار گلزنی تیم هم تصویر روشنی از رویکرد تهاجمی میدهد: ۱۲ گل در ۶ بازی یعنی پرسپولیس، در عمل تهاجمیترین تیم لیگ برتر لقب گرفته و معدل گلزنی ۲ گل در هر مسابقه برایش ثبت شده؛ آماری که با توجه به شرایط معمول لیگ، واقعا جالب توجه است. چون «فقر گل» در لیگ برتر، همیشه به شکل محسوس وجود داشته و حتی تیمهایی که در نهایت قهرمان میشوند، در بسیاری از فصلها، کارنامه خود را با معدل گل کمتر از ۲ گل در هر بازی به پایان رساندهاند. حتی در فاز دفاعی نیز پرسپولیس دستکم در این بازه کمنوسان ظاهر شده؛ دروازه این تیم در ۶ بازی تنها ۳ بار باز شده، یعنی نیم گل در هر مسابقه. همین معدل دفاعی، در سالهای گذشته سابقهای نزدیک به کار استقلال در یکی از فصلها داشته است؛ جایی که در فصل اول حضور جواد نکونام، تیمش با معدل نیم گل خورده در هر بازی و ثبت ۱۵ گل خورده در ۳۰ مسابقه، صاحب یکی از بهترین خطوط دفاعی رقابتها شد.
..و حالا به فازهای تیم برگردیم؛ پرسپولیس در زمان کوتاه، با ایجاد نوعی توازن میان تهاجم و دفاع، به یک تیم بهتر و منسجمتر تبدیل شد. شاید این موضوع از همان تجربههایی میآید که مهدی تارتار طی نزدیک به ۲۰ سال سرمربیگری به دست آورده است. اگر به سایهروشنهای فوتبال این تیم نگاه کنیم، رد پای تصمیمهای تاکتیکی در قالب سیستم ۴.۴.۲—سیستمی که برانکو هم روی آن تاکید داشت—دوباره پرسپولیس را به یک تیم تهاجمی نزدیک کرد. تیمی که با درسهایی که از تقابل با تراکتور گرفته بود، در دربی بیمحابا وارد میدان شد و نه فقط برای کنترل، بلکه برای ارائه فوتبال تماشایی پای به کار گذاشت. نتیجه این جسارت و انتخاب درست، نمایشی بود که هم هواداران پرسپولیس از آن لذت بردند و هم طرف مقابل شاهد یک جدال همسطح و واقعی شدند؛ به طوری که امروز بسیاری از دربی اخیر را به عنوان یکی از بهترین دربیهای چند سال اخیر فوتبال ایران یاد میکنند.
به نظر میرسد مهدی تارتار مسیر درستی را انتخاب کرده است؛ مسیری درست، چون در فوتبالِ مدرن، موفقیت در ذاتِ فوتبال تهاجمی ریشه دارد. فوتبال دفاعی، هرچقدر هم برنامهریزی پشت آن باشد، ظرفیتش محدود است و سقف مشخصی دارد. اما در فوتبال تهاجمی، موفقیتها میتوانند بیشمار و حتی نامحدود باشند.
بیشتر بخوانید: پرسپولیس تارتار بالاخره امضای خودش را پیدا کرد؟