ضرورت حضور پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل
هشتادویکمین مجمع عمومی در حالی برگزار میشود که ایران همزمان در چهار جبهه نظامی، حقوقی، اقتصادی و رسانهای ایستاده است. پرسش اصلی امروز این نیست که در میدان چه رخ داده؛ پرسش اصلی این است که جهان آنچه رخ داده را چگونه خواهد فهمید و چگونه به یاد خواهد سپرد. در عصر تصویر و تیتر، روایت ثبتشده در تالار مجمع عمومی سازمان ملل، ماده خام تاریخ سیاسی میشود. غیبت در این تالار، سکوت نیست؛ واگذاری سند است.
۱. تقویم سخنرانی، هندسه جنگ روایت است
ترامپ سهشنبه سخن میگوید، پزشکیان چهارشنبه، نتانیاهو پنجشنبه. این ترتیب تصادفی نیست؛ زنجیرهای است برای تثبیت یک روایت و سپس قفلکردن آن. اگر حلقه میانی خالی بماند، دو روایت متخاصم بدون پاسخ همسطح، در حافظه جهانی مینشینند. پاسخ وزیر خارجه یا نماینده دائم، از حیث حقوق دیپلماتیک لازم است، اما از حیث وزن نمادین، بازتاب رسانهای و سطح نمایندگی سیاسی، معادل صدای رئیس دولت نیست. پیام را میتوان منتقل کرد؛ وزن پیام را فقط مقام اول قوه مجریه حمل میکند.
۲. سه دلیل برای حضور رئیسجمهوری که جانشینپذیر نیست
حضور رئیسجمهوری اسلامی ایران سه پیام همزمان دارد: ایران از صحنه عقب ننشسته است؛ دفاع از حق خود را از طریق بالاترین سطح نمایندگی به جهان رسانده است؛ و آنچه گفته میشود موضع دولت است، نه تفسیر یک دستگاه. وزیر خارجه پیام را میرساند؛ رئیسجمهوری پیام را رسمیت میبخشد. در نبرد روایت، رسمیت همان قدرت است.
۳. سلاح تریبون مجمع عمومی، سند است نه شعار
حضور وقتی معنا دارد که پرونده باشد، نه نطق. اگر حملات ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ و ۹ اسفند ۱۴۰۴ نقض بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد و اصل منع توسل به زور دانسته میشود، باید با تاریخ، هدف، نتیجه و استناد حقوقی گفته شود. اگر مدرسه، زیرساخت غیرنظامی و مقامات هدف گرفته شدهاند، باید ذیل حقوق بشردوستانه بینالمللی و ممنوعیت حمله به غیرنظامیان تبیین شوند، نه در قالب کلیگویی. اگر با تحریمهای سنگین، معیشت یک ملت را گروگان گرفته، باید اثر انسانی آن با آمار قابل راستیآزمایی روی میز جهان گذاشته شود. اغراق، دشمن حقیقت است؛ حقیقت مستند، تنها سرمایه این تریبون است.
۴. عبور سخنرانی از منازعه دولتها به حق ملتها
پزشکیان نباید فقط از سوی دولت ایران سخن بگوید؛ باید از سوی مردم ایران سخن بگوید: حق امنیت، حق حاکمیت، حق زندگی بدون تهدید خارجی، حق تعیین سرنوشت. این انتقال سطح، مخاطب را از باشگاه دولتها به وجدان ملتها میبرد. میتوان گفت مردم ایران دشمن مردم آمریکا و یهودیان جهان نیستند، اما هیچ قدرتی حق ندارد امنیت خود را با نقض حق ملت دیگر تأمین کند، و هیچ دولتی حق ندارد قانون بینالملل را برای خود تفسیر و برای دیگران الزام کند. شعار مجمع امسال «بازسازی اعتماد» است. اعتماد بدون اجرای برابر قانون، تبلیغات است.
۵. سه مأموریت در یک نطق
یکم: شکستن روایت وارونه؛ هر ادعایی که متجاوز را مدافع و مدافع را آغازگر مینامد، باید با گاهشمار و سند پاسخ گیرد.
دوم: تبدیل پرونده از نزاع دو دولت به مسأله حق یک ملت.
سوم: حفظ ابتکار دیپلماتیک. مقاومت بدون دیپلماسی انزواست؛ دیپلماسی بدون مقاومت تسلیم است. ایران نباید نشان دهد از گفتوگو میگریزد؛ باید نشان دهد گفتوگو را با زور و تحمیل یکی نمیداند.
۶. محدودسازی تیم ایران توسط میزبان، دلیل ترک میدان نیست
آمریکا بهموجب موافقتنامه مقر ۱۹۴۷ مکلف است عبور نمایندگان دولتهای عضو به مقر سازمان ملل را تسهیل کند؛ این تعهد حتی در حال مخاصمه با دولت اعزامکننده ساقط نمیشود. رد ویزای تیم رسانهای، محدودیت تردد و کوچککردن هیأت، بخشی از همان جنگ روایت است: تحقیر بهجای استدلال. پاسخ حقوقی این اقدامات لازم است و پاسخ سیاسیاش ترک تریبون نیست. ایران از اعضای مؤسس سازمان ملل است. حقی را که با تأسیس این سازمان به دست آمده است، نباید داوطلبانه برای خصم خبیث واگذاشت.
۷. مسأله یک صندلی نیست، ثبت سند است
جهان جزئیات جنگها را از سخن رهبران در همین تالار میآموزد. اگر یک طرف با صدای رئیس دولت روایت بسازد و طرف دیگر در همان سطح غایب باشد، توازن حافظه به زیان غایب بههم میخورد. این سفر برای عکس نیست، این حضور تزیینی نیست، موضوع یک صندلی در تالار نیست؛ موضوع یک جایگاه در افکار عمومی و در بایگانی تاریخ است.
*عضو هیأت علمی دانشگاه، مدرس حوزه علمیه و عضو شورای راهبری انتخاب اعضای دولت چهاردهم