آیا نئاندرتالها واقعاً احمق و غارنشین بودند؟ دانشمندان نظرات قدیمی را تغییر دادند
بر اساس گزارش ارائه شده از سوی خبرگزاری خبرآنلاین و زومیت، در اوایل قرن بیستم، دیرینشناس فرانسوی به نام مارسلن بول به بررسی بقایای نئاندرتال معروفی به نام «پیرمرد لاشاپل» پرداخت. این نمونه بخاطر ابتلا به بیماریهای استخوانی و آسیبهای سنی، وضعیت معمول و سالمی نداشت. با این وجود، بول به گونهای آن را تجسم کرد که موجودی خمیده، با ویژگیهای بدنی شبیه به میمون و تواناییهای ذهنی محدود را به نمایش گذاشت.
بازسازی مارسلن بول تأثیر عمیقی در ذهنها گذاشت و سالیان متمادی تصویر غالب از نئاندرتالها را شکل داد. آثار چاپی، فیلمها و داستانهای علمیتخیلی به تقویت این برداشت نادرست کمک کردند: موجودی زشت، خشن و فاقد فرهنگی. اما مشکل اینجا بود که این تصویر بیشتر بر اساس یک تفسیر نادرست از چندین استخوان بنا شده بود تا یک مجموعه کامل از شواهد معتبر.
یافتههای نوین نشان میدهند که نئاندرتالها از آنچه که بهعنوان پیشینۀ آنها تصور میشد، بسیار پیچیدهتر بودند. آنها توانایی ساخت ابزارهای سنگی پیشرفته را داشتند، در برنامهریزی برای شکار حیوانات بزرگ مهارت داشتند و به طور مؤثری از آتش بهره میبردند. شواهدی مبنی بر مراقبت از اعضای آسیبدیده گروه نیز نشاندهنده اهمیت روابط اجتماعی میان آنهاست.
در سالهای اخیر، تحقیقات جدید نشانههایی از استفاده نئاندرتالها از رنگدانهها، تزئینات شخصی و فعالیتهایی را که نشاندهنده تفکر نمادین است، یافته است. برخی پژوهشها حتی این احتمال را مطرح کردهاند که برخی از آثار هنری غارها قبل از ظهور انسان خردمند در اروپا خلق شده باشند. این یافتهها سبب شدهاند که خط فاصل میان «انسان خردمند» و «نئاندرتال» که زمانی بسیار پررنگ به نظر میآید، کمرنگتر شود.
تحقیقات DNA باستانی نشان دادهاند که نئاندرتالها و انسانهای خردمند حدود صدها هزار سال پیش از یک اجداد مشترک جدا شدند، اما مسیرهای تکاملی آنها کاملاً مستقل از یکدیگر نبوده است.
زمانی که انسانهای خردمند به بخشهایی از اروپا و آسیا قدم گذاشتند، مدتی با نئاندرتالها در کنار هم زندگی کردند. نتایج این تعاملات هنوز هم در ژنهای نسلهای امروزی قابل مشاهده است؛ بسیاری از افراد با تبار غیرآفریقایی مقداری از DNA نئاندرتالی را در ساختار ژنوم خود دارند.
تغییر در برداشت ما از نئاندرتالها تنها یک داستان درباره اصلاح یک اشتباه تاریخی نیست؛ بلکه نمود علمی از این است که چگونه شواهد جدید میتواند برداشتهای قدیمی را به چالش بکشد.
دانشمندان قرن نوزدهم با اطلاعات محدود، تصویری از نئاندرتالها ترسیم کردند که بیشتر منعکسکننده دیدگاه آن زمان نسبت به مفهوم «پیشرفت» و «تکامل» بود. اما با کشف شواهد تازه، روشن شد که این خویشاوندان باستانی انسان نه تنها موجوداتی ساده و بیسواد، بلکه گروهی با طبع سازگار و پیچیده بودهاند که مسیری متفاوت در تاریخ تکامل انسان طی کردهاند.
۲۲۷۲۲۷