از اینستاگرام تا مدرسه؛ تجملگرایی چگونه به زندگی دختران نوجوان نفوذ میکند؟
به گزارش ایسنا، انسان برای تداوم حیات ناگزیر از مصرف کردن است، اما مصرف همیشه در پاسخ به نیازهای اساسی و حیاتی شکل نمیگیرد. با عبور از عصر انقلاب صنعتی و گسترش منطق سرمایهداری، الگوهای مصرف دگرگونی عمیقی را تجربه کردند و بهتدریج نیازهایی فراتر از ضرورتهای زیستی در زندگی انسان پدیدار شد. در چنین شرایطی، مصرف از یک کنش صرفاً معیشتی به ابزاری برای لذتجویی، خودنمایی و حتی معنا بخشیدن به زندگی بدل شد. در جوامع امروز، بسیاری از افراد نه فقط برای برطرف کردن نیازهای واقعی، بلکه برای بهدست آوردن احساس ارزشمندی، دیدهشدن و متمایز بودن در چشم دیگران به مصرف روی میآورند. این تغییر نگاه، بستر شکلگیری گرایشهایی مانند تجملگرایی را فراهم کرده است؛ گرایشی که بر استفاده از کالاهای گرانقیمت و غیرضروری برای نمایش یک سبک زندگی خاص دلالت دارد و معمولاً با هزینهای بیش از ارزش واقعی آن کالاها همراه است.
در جامعه ایران نیز در سالهای اخیر، تحولات اقتصادی، اجتماعی و رسانهای باعث دگرگونی در الگوهای مصرف شده است. گسترش شبکههای اجتماعی، حجم گسترده تبلیغات و الگوسازی از چهرههای مشهور، همگی در رواج سبکهای زندگی اشرافی و پرزرقوبرق نقش مؤثری داشتهاند. این وضعیت بهویژه بر نوجوانان اثر میگذارد؛ گروهی که در یکی از حساسترین مراحل شکلگیری شخصیت و هویت خود قرار دارند. فشار برای شبیهبودن به دیگران، رقابت بر سر ظاهر، پوشش و داراییها، و نیز مقایسه پیوسته خود با تصاویر آرمانی و ویرایششده، میتواند نوجوانان را به سمت انتخابهایی سوق دهد که با نیازهای واقعی و زیست روزمره آنان سازگار نیست. از سوی دیگر، پژوهشها نشان میدهند که تمایل به مصرف نمایشی در میان دختران نوجوان بیش از پسران است؛ نکتهای که ضرورت توجه دقیقتر به این پدیده را پررنگتر میکند.
محمدعلی طالبی، عضو گروه جامعهشناسی دانشگاه پیام نور تهران، با همکاری دانشگاه فرهنگیان، در همین زمینه پژوهشی را درباره تجربه زیسته دختران نوجوان انجام داده است. این مطالعه با تمرکز بر درک نوجوانان از تجملگرایی و پیامدهای آن، کوشیده است تصویری روشن و نزدیک به واقعیت از زندگی روزمره دانشآموزان ارائه دهد. پژوهشگر بررسی کرده است که تجملگرایی چگونه در زندگی نوجوانان معنا پیدا میکند و چه عواملی در شکلگیری و تقویت آن اثرگذار هستند.
این پژوهش با روش کیفی و بر پایه رویکرد پدیدارشناسی انجام شده است؛ رویکردی که بر فهم تجربههای زیسته و برداشتهای شخصی افراد تکیه دارد. برای گردآوری دادهها نیز مصاحبههای نیمهساختاریافته با دانشآموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر بیرجند صورت گرفته است.
نتایج این پژوهش که در فصلنامه «مطالعات زن و خانواده»، نشریه وابسته به دانشگاه الزهرا منتشر شدهاند، نشان میدهد تجملگرایی در میان دختران نوجوان برآیند مجموعهای از عوامل گوناگون است؛ از جمله رسانهها، خانواده، محیط اجتماعی و ویژگیهای فردی. این پدیده پیامدهایی روانی، فردی، خانوادگی و اجتماعی به همراه دارد و میتواند نگرش نوجوانان را نسبت به بدن، پوشاک و جایگاه اجتماعی دگرگون کند.
افزایش رقابتهای ناسالم، فشارهای روحی و نگرانی والدین از جمله پیامدهایی است که در تجربه دانشآموزان مشاهده شده است. تجملگرایی همچنین بر ارزشها و هویت فردی آنان تأثیر میگذارد و در برخی موارد به بروز رفتارهای نابهنجار منجر میشود.
بر این اساس، تجملگرایی صرفاً یک انتخاب ساده در حوزه مصرف نیست، بلکه پدیدهای چندلایه است که با هویت، احساس ارزشمندی و روابط اجتماعی نوجوانان پیوند خورده است. این گرایش میتواند به کاهش رضایت از خود، افزایش اضطراب و حتی افت تحصیلی بینجامد. پژوهش همچنین نشان میدهد که اگر آموزش و فرهنگسازی جدی صورت نگیرد، این روند در آینده پیامدهای عمیقتری برای فرد و جامعه ایجاد خواهد کرد.
این مطالعه بر نقش پررنگ رسانههای اجتماعی و تبلیغات در گسترش تجملگرایی نیز تأکید دارد. شبکههایی مانند اینستاگرام و یوتیوب با بازنمایی پیوسته سبک زندگی لوکس، معیارهایی غیرواقعی از موفقیت و زیبایی میسازند. این فضا نوجوانان را به مقایسه مداوم خود با دیگران وادار میکند و آنان را به سمت تلاش برای رسیدن به استانداردهایی سوق میدهد که اغلب دستنیافتنیاند. در نتیجه، حس خودکمبینی یا نیاز به جلب توجه از طریق ظاهر و داراییها تقویت میشود.
از طرف دیگر، خانواده و مدرسه بهعنوان دو نهاد کلیدی تربیتی، نقشی تعیینکننده در کاهش یا تشدید این گرایش دارند. شیوههای فرزندپروری بیشازحد آسانگیرانه یا بسیار سختگیرانه میتوانند زمینه را برای بروز رفتارهای تجملگرایانه فراهم کنند. افزون بر این، فضای مدرسه، نوع رفتار معلمان و همسالان، و نیز عادیشدن مصرفگرایی در محیط آموزشی، بر نگرش دانشآموزان اثر مستقیم میگذارد.
پژوهشگران در نهایت بر این نکته تأکید میکنند که آموزش سواد رسانهای، تقویت هویت فردی و توجه به ارزشهای غیرمادی میتواند در کاهش این پدیده مؤثر باشد.
انتهای پیام