اول مهر؛ شروع مدارس، زایش امید برای آینده ایران
هر سال با شروع فصل بازگشایی مدارس، میلیونها کودک و نوجوان قدم به فرآیندی میگذارند که کیفیت آن تأثیری عمیق بر آینده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سرزمینمان خواهد گذاشت. اگر قرار است آینده ایران را بسازیم، نقطه آغاز ما باید کلاس درس باشد و نه فقط بلندپروازیهای توخالی.
امروز خانوادههای ایرانی با چالشی جدی روبرو هستند؛ فشارهای اقتصادی، ظرفیت انتخاب آموزشی را برای آنها محدود کرده است. در این شرایط، اگر دسترسی به آموزش باکیفیت تابع وضعیت اقتصادی خانوادهها شود، نظام آموزشی به جای اینکه به عنوان وسیلهای برای حرکات اجتماعی عمل کند، ممکن است به احیای نابرابریها منجر گردد.
در اینجا مفهوم عدالت آموزشی بهطرز راهبردی خود را نشان میدهد.
عدالت آموزشی تنها به معنی توزیع مساوی کتاب، مدرسه و امکانات نیست؛ اصل اساسی در این موضوع، توزیع عادلانه فرصتهای یادگیری و توانمندسازی استعدادهاست.
کودکی که در منطقهای با امکانات محدود به دنیا آمده نباید از همان آغاز زندگی با کمبود فرصت مواجه شود. مکان تولد نباید به عنوان یک عامل قاطع در تعیین آینده فرد تلقی گردد.
فرصت برابر؛ معیار واقعی عدالت آموزشی
در عرصه حکمرانی آموزشی، باید میان «برابری در دسترسی» و «برابری در فرصتها» تمایز قائل شد.
ممکن است به ظاهر امکانات به شکلی یکسان تقسیم شوند، اما اگر دانشآموزان ساکن مناطق کمبرخوردار به معلمانی با مهارت، فناوریهای نوین، فضاهای آموزشی استاندارد، تغذیه مناسب، مشاوره و شرایط یادگیری مطلوب دستیابی نداشته باشند، تحقق عدالت آموزشی میسر نخواهد بود.
به همین دلیل سیاستگذاری آموزشی باید از توزیع صرف منابع به سمت توزیع متوازن فرصتها حرکت کند و در مناطقی که دارای شکاف بیشتری هستند، منابع بیشتری اختصاص یابد.
این بدین معناست که عدالت آموزشی لزوماً به توزیع یکسان اشاره ندارد؛ بلکه بیشتر به توزیع عادلانه منابع با توجه به نیازها مرتبط است.
معلم؛ ستون فقرات انسانی عدالت آموزشی
هیچ اصلاحی در سیستم آموزشی بدون توجه به وضعیت معلمان پایدار نخواهد بود.
حرمت و ارزش معلم، پایه و اساس عدالت آموزشی است.
معلم صرفاً انتقالدهنده محتوا نیست؛ او عنصر کلیدی در شکلدهی به شخصیت، اعتماد به نفس، مسئولیتپذیری و امید به آینده در نسل جدید است.
بنابراین، ارتقای موقعیت معلم، توانمندسازی حرفهای، تأمین امنیت شغلی، ایجاد نظام ارزیابی عادلانه و فراهم کردن فرصتهای رشد حرفهای برای معلمان، نباید به عنوان هزینه تلقی گردد؛ بلکه اینها سرمایهگذاریهای مستقیمی بر روی سرمایه انسانی کشور محسوب میشوند.
از تمرکز بر مدرسه به حکمرانی آموزشی
راهحل تنها در افزایش بودجه آموزشوپرورش نیست. تخصیص منابع بیشتر زمانی مؤثر خواهد بود که از طریق حکمرانی مبتنی بر داده، هدفگذاریهای منطقهای، شفافیت در توزیع منابع و مشارکت فعال معلمان، خانوادهها و نهادهای فرهنگی انجام پذیرد.
باید به دقت تشخیص دهیم کدام منطقه، کدام مدرسه و چه گروهی از دانشآموزان نیازمند حمایت بیشتری هستند و منابع را براساس این شکافها توزیع کنیم.
علاوه بر این، کاهش بار مالی آموزش برای خانوادههای کمبرخوردار، تقویت مدارس دولتی، گسترش آموزشهای مهارتی، دسترسی عادلانه به فناوری و توجه ویژه به استعدادهای مناطق محروم باید در کانون سیاستگذاری آموزشی قرار بگیرد.
عدالت آموزشی زمانی تحقق مییابد که وضعیت اقتصادی خانواده، محل تولد و جغرافیای زندگی، شانش موفقیت یک کودک را تحت تأثیر قرار ندهد.
اول مهر فقط یک روز ادارای نیست؛ بلکه آزمونی برای حکمرانی در راستای آینده ایران به شمار میآید.
اگر اکنون برای سیستم آموزشی سرمایهگذاری نکنیم، در آینده باید هزینههای هنگفتی برای فقر مهارتی، بیکاری، نابرابری و کاهش سرمایه اجتماعی پرداخت کنیم.
قدرت ایران از انسانهای توانمند شکل میگیرد؛ انسانهای توانمندی که تنها با آموزش باکیفیت و فراهم کردن فرصتهای برابر به ظهور میرسند.
اگر مایلیم ایران را بسازیم، باید از کلاسهای درس آغاز کنیم؛
از حرمت معلم، از برابری فرصتها و از حق هر کودک ایرانی برای داشتن آیندهای که به واسطه جغرافیا و فقر از پیش تعیین نشده باشد.
اول مهر، شروع مدرسه است؛ اما در معنای عمیقتر، آغاز مسیری برای ساختن آیندهای بهتر برای ایران.
* مشاور رئیسجمهور در امور احزاب و تشکلها