کد خبر 706861
۱۴۰۵/۰۶/۳۱ ۱۱:۵۱

«اسکورت»؛ داستانی از زنان در دنیای مردانه

ساعت 24 - فیلم «اسکورت» با رویکردی جامعه‌شناختی، سرگذشت زنی را به تصویر می‌کشد که به خاطر فشارهای مالی، نابرابری و عدم دسترسی به مشاغل رسمی، به اجبار به دنیای پرمخاطره و مردانه شوتی‌گری پا گذاشته است.
«اسکورت»؛ روایت زنی در جهان مردانه

یادداشت مهمان- وحیده علی‌میرزایی، مشاور و پژوهشگر حوزه زن و خانواده؛ فیلم «اسکورت» که نوشته و کارگردانی یوسف حاتمی‌کیا است، به‌ظاهر روایت‌گر دنیای شوتی‌گری به حساب می‌آید! حاتمی‌کیا با نگاهی جامعه‌شناختی به معضل این افراد پرداخته است، بدون این‌که بخواهد از آن‌ها جانبداری کند. او به‌خوبی چالش‌هایی که شوتی‌ها با آنها روبه‌رو هستند را به تصویر می‌کشد و با انتخاب یک شوتی زن به‌عنوان شخصیت اصلی داستان، بر مشکلاتی که به‌ویژه در نواحی مرزی، از جمله مسائل اقتصادی، دغدغه‌است، تأکید می‌کند. دنیای شوتی‌گری به خودی خود محیطی خطرناک و قانون‌گریز است، اما در عمق این داستان، بیشتر از آن‌که درباره راه‌ها و قاچاق کالا باشد، مسأله زن‌بودن در ساختاری مطرح می‌شود که زنان را به خطر و حتی حذف سوق می‌دهد. «اسکورت»، با ریتمی موزون و نگاهی مستندگونه، جهان مردانه جاده را به‌طور دقیق بازسازی می‌کند.

در این فیلم، داستان «حلما» به تصویر کشیده می‌شود. او زنی نیست که در پی قهرمانی باشد؛ بلکه فردی است که شرایط اقتصادی و جنسیتی او را به نقطه‌ای رسانده که قهرمان شدن برایش دیگر یک انتخاب نیست، بلکه اجبار است. فیلم، از همان ابتدا، به‌صراحت نشان می‌دهد که زن در دنیای جاده، به عنوان یک عنصر ناهمگون در نظر گرفته می‌شود؛ نه به این دلیل که توانایی‌های او زیر سوال است، بلکه به‌دلیل آنکه ساختار موجود، هیچ‌گونه جایگاهی برای حضور او ایجاد نکرده است. جاده، خودروها، سرعت، خطرات، معاملات پنهانی و روابط قدرت همه بر مبنای منطق مردانه طراحی و شکل‌گرفته‌اند. ورود زن به این فضا که برای او آماده نشده، به نوعی مقاومت محسوب می‌شود.

حلما نه تنها یک استثنا نیست، بلکه به‌هیچ وجه از تراز قهرمانان ممتاز نیز برخوردار نیست! فیلم به‌صورت هوشمندانه از الگوی زن قهرمان فاصله می‌گیرد. او محصول شرایط اجتماعی است؛ نتیجه فقر، نابرابری، حذف از بازار کار رسمی و نبود فرصت‌های برابر. این تصوّر، تحلیل را از سطح فردی به مرز ساختاری می‌کشاند: زن، نه قربانی انتخاب‌های نادرست بلکه قربانی ساختاری است که زنان را به مشاغل پرخطر و بی‌پشتوانه سوق می‌دهد.

بدن زن، میدان کنترل است نه میل

یکی از کلیدی‌ترین ابعاد زنانه این فیلم، نحوه حضور بدن زن در دنیای مردانه است. در «اسکورت»، بدن زن به عنوان ابژه‌ای برای کنترل در نظر گرفته می‌شود نه به عنوان ابژه‌ای برای برآورده کردن میل. او برای پذیرفته‌شدن در این فضا، ناچار است که زن‌بودگی‌اش را در جنبه‌های مختلفی نظیر پوشش، رفتار، حرکات و حتی نگاه خویش پنهان‌سازد. این نامرئی‌سازی اجباری، نوعی خشونت نمادین به حساب می‌آید. خشونتی که به‌صورت تدریجی هویت زنانه را به مخاطره می‌اندازد. برای زنده‌ماندن، او باید کم‌تر دیده شود، کم‌تر شنیده شود و کم‌تر به زن‌بودن خود بپردازد. این تجربه، برای بسیاری از زنان در دنیای مردانه آشناست، جایی که باید خود را در سایه نگه‌دارند یا حتی پنهان کنند. «اسکورت» این حقیقت را به‌طور بی‌پرده و بی‌اغراق به تصویر می‌کشد.

عاطفه‌ای که به تعویق می‌افتد

زنی که در این فیلم به تصویر کشیده می‌شود، نه تنها در جاده، بلکه در زندگی عاطفی‌اش نیز در حالتی از آماده‌باش دائمی قرار دارد. حرفه او به قدری پرخطر و شکننده است که کوچک‌ترین اعتماد نابجا می‌تواند به حذف او از چرخه بقا منجر شود. در چنین دنیایی، اعتماد به جای فضیلت اخلاقی، تبدیل به خطری حیاتی شده است. تمرکز زیاد او بر کار، به‌عنوان یک مکانیسم دفاعی عمل می‌کند. حلما از نیاز به کمک ترس دارد، نه به دلیل غرور، بلکه از ترس گرفتار شدن در بدهی، وابستگی و از دست دادن کنترل خویش. گویی هر لحظه ممکن است جهان حول او را فراگیرد. این نوع ترس یک تجربه مشترک و زنانه است. در غیاب شبکه‌های حمایتی، استقلال — حتی اگر فرساینده باشد — تنها منبع اتکایی برای او به شمار می‌رود. فیلم این موضوع را با بازی دقیق و کنترل‌شده بازیگر زن و میزانسن‌های حساب‌شده به خوبی منتقل می‌کند.

مادری، عشق استراتژیک

مادر بودن، محور اخلاقی تمام تصمیم‌های حلماست. در «اسکورت»، مادری نه رمانتیک است و نه پر از احساسات، بلکه مبتنی بر عقل و رویکردی استراتژیک است. این زن برای آینده دخترش تلاش می‌کند، برای روزی که شاید بتواند از این چرخه خطرناک خارج شود. عشقی که در آن بقا بر ابراز احساسات ارجحیت دارد، زیرا این احساسات ضامن ادامه حیات نیستند. او به‌خوبی می‌داند که کوچک‌ترین اشتباه ممکن است جان دخترش را به خطر بیندازد. از این رو، در لحظه‌های مادری اش، وابستگی‌اش احساسی نبوده و در تصمیم‌های سخت به‌خوبی نمایان می‌شود. فیلم این واقعیت را به‌زیبایی به تصویر می‌کشد: مادری که ناگزیر است برای حفاظت از فرزندش، بخشی از هویت زنانه‌اش را به تعلیق درآورد. این نوع مادری، تجربه‌ای عمیقاً زنانه و آشناست! مادری که در بستر ناامنی اقتصادی و اجتماعی شکل می‌گیرد و به‌جای تکیه بر احساسات، بیشتر بر عقلانی در راستای بقا تمرکز دارد.

در چنین شرایطی، عشق به‌طور طبیعی تهدید به نظر می‌رسد. نزدیک‌شدن به شخص دیگر به معنای کنار گذاشتن مکانیزم‌های دفاعی است. به همین دلیل است که زن به علت تجربیاتش، با پذیرش عشق به دلیل احساس هزینه‌زا بودن، با احتیاط قدم برمی‌دارد. ورود «اصلان» اما، فرصتی را برای شکستن این چرخه محدود فراهم می‌کند. اصلان نه ناجی است و نه مردی بدون نقص، بلکه او نیز با مشکلات و محدودیت‌های خاص خود درگیر است. این هم‌سطح بودن در رنج‌ها، زمینه‌ساز شکل‌گیری رابطه‌ای می‌شود که نه بر وعده امنیت بلکه بر درک متقابل ناامنی استوار است. پذیرش تدریجی عشق توسط حلما، نه نشانه‌ای از ضعف، بلکه نشان‌دهنده بازپس‌گیری بخشی از انسانیتی است که در مسیر بقا به تعلیق درآمده بود. در «اسکورت»، عشق پایانی بر رنج نیست؛ بلکه شکاف کوچکی در دیوار سخت بقا به‌شمار می‌آید! شکافی که به او امکان تنفس می‌دهد.

در نهایت می‌توان گفت: «اسکورت» فیلمی نیست که درباره زنی قوی و توانا صحبت کند! حلما، زنی است که شرایط، او را ناگزیر به نشان دادن قوت کرده است. رنج او در این فیلم، فردی نیست؛ بلکه رنجی ساختاری به شمار می‌آید. «اسکورت» به‌جای تمرکز بر قهرمان‌سازی فردی، پرسشی بنیادین را مطرح می‌کند: چه عواملی زنان را به مرز بی‌قانونی، خطر و حذف هدایت می‌کنند؟ و این پرسش، از مهم‌ترین دستاوردهای رویکرد زنانه فیلم به‌شمار می‌رود!

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.