کد خبر 707001
۱۴۰۵/۰۶/۳۱ ۱۴:۰۴

سه دولت و یک دهه دیپلماسی ایران در نیویورک؛ از برجام تا جنگ

ساعت 24 - نیویورک– ایرنا- هر سال در آخرین روزهای سپتامبر، نیویورک برای چند روز به نقطه تمرکز دیپلماسی جهان تبدیل می‌شود؛ روسای جمهوری و دولت، وزیران خارجه و نمایندگان عالی‌رتبه نزدیک به ۱۹۳ کشور در مقر سازمان ملل گرد هم می‌آیند و در صحن مجمع عمومی، مواضع خود را درباره مهم‌ترین تحولات جهان تشریح می‌کنند. اما بخش مهم‌تر این رویداد، خارج از تریبون اصلی و در راهروها، اتاق‌های گفت‌وگوها و دیدارهای فشرده دوجانبه و چندجانبه شکل می‌گیرد.
سه دولت و یک دهه دیپلماسی ایران در نیویورک؛ از برجام تا جنگ

به گزارش خبرنگار ایرنا، برای جمهوری اسلامی ایران نیز نشست سران و رهبران جهان در سازمان ملل طی یک دهه گذشته تنها یک سفر سالانه یا یک سخنرانی در مجمع نبوده است؛ نیویورک در این سال‌ها به یکی از مهم‌ترین صحنه‌های اعلام مواضع تهران، دفاع از پرونده هسته‌ای، رایزنی با قدرت‌های جهانی، گفت‌وگو با دبیرکل سازمان ملل، مذاکره با کشورهای اروپایی و منطقه‌ای و طرح ابتکارهای دیپلماتیک تبدیل شده است.

از ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۶، فضای سیاسی و بین المللی دستخوش تغییرات عمیقی شده است. این دهه با اجرای برجام آغاز شد؛ توافقی که در آن زمان مهم‌ترین دستاورد دیپلماسی چندجانبه ایران محسوب می‌شد. چند سال بعد، خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم‌ها، دستور کار نیویورک را تغییر داد.

در ادامه، دولت شهید ابراهیم رئیسی با تاکید بیشتر بر روابط با همسایگان، آسیا و قدرت‌های غیرغربی در این نشست حاضر شد و پرونده هسته‌ای همچنان یکی از محورهای ثابت رایزنی‌ها باقی ماند. با روی کار آمدن مسعود پزشکیان نیز ادبیات تعامل و تلاش برای فعال نگه داشتن مسیر دیپلماسی بار دیگر در سخنان و دیدارهای هیات ایرانی برجسته شد.

اکنون در سال ۲۰۲۶، هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی در شرایطی آغاز می‌شود که جنگ و رویارویی آمریکا و اسرائیل با ایران، بحران‌های منطقه‌ای و پرونده هسته‌ای، فضای متفاوتی نسبت به سال‌های ابتدایی این دهه ایجاد کرده است. از همین رو، نیویورک بار دیگر به صحنه‌ای برای سنجش مواضع تهران و واشنگتن و بررسی امکان‌های دیپلماتیک تبدیل شده است.

۲۰۱۶؛ آغاز دهه با برجام

سال ۲۰۱۶ را می‌توان نقطه آغاز این روایت دانست؛ سالی که حسن روحانی، رئیس‌جمهوری وقت ایران، در هفتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل حضور یافت و پرونده هسته‌ای در مرکز دیپلماسی ایران قرار داشت. در آن مقطع، برجام وارد مرحله اجرا شده بود و یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد توجه ایران، اطمینان از اجرای تعهدات طرف‌های توافق و استفاده از ظرفیت‌های بین‌المللی برای تثبیت آن بود.

دیدار روحانی با دبیرکل وقت سازمان ملل نیز عمدتا بر همین محور متمرکز بود. در کنار برجام و قطعنامه ۲۲۳۱، درباره بحران‌های سوریه و یمن و ضرورت دستیابی به راه‌حل سیاسی نیز گفت‌وگو شد.

به این ترتیب، نخستین سال این دهه برای ایران با تصویری از دیپلماسی چندجانبه، دفاع از توافق هسته‌ای و تلاش برای تثبیت جایگاه ایران در چارچوب نظم بین‌المللی همراه بود.

۲۰۱۷؛ برجام در برابر دولت ترامپ

یک سال بعد، فضای نیویورک به شکل محسوسی تغییر کرده بود. دونالد ترامپ سیاستمدار جمهوری‌خواه آمریکا به ریاست‌جمهوری رسید و آینده برجام به یکی از موضوعات اصلی اختلاف میان تهران - واشنگتن تبدیل شده بود. حسن روحانی در نشست سال ۲۰۱۷ در شرایطی سخنرانی کرد که دولت جدید آمریکا فشار بر ایران و توافق هسته‌ای را افزایش داده بود. موضع تهران بر دفاع از برجام و تاکید بر تعهدات بین‌المللی طرف‌های توافق استوار بود.

در حاشیه نشست سالانه مجمع عمومی، نیز رایزنی با مقام‌های اروپایی و دبیرکل سازمان ملل اهمیت زیادی داشت. برای ایران، حفظ حمایت بین‌المللی از برجام و جلوگیری از تبدیل اختلاف تهران و واشنگتن به یک بحران چندجانبه، اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده بود.

در واقع، نیویورک در سال ۲۰۱۷ از تریبون معرفی برجام به صحنه تقابل دیپلماتیک درباره آینده آن تبدیل شد.

۲۰۱۸؛ خروج آمریکا و تلاش برای حفظ برجام

سال ۲۰۱۸ یکی از نقاط عطف این دهه بود. دولت آمریکا در ماه مه همان سال از برجام خارج شد و تحریم‌های یکجانبه علیه ایران را بازگرداند. چند ماه بعد، روحانی در نیویورک حضور یافت؛ در شرایطی که مهم‌ترین پرسش برای تهران این بود که آیا سایر طرف‌های برجام می‌توانند توافق را بدون آمریکا حفظ کنند یا خیر.

دیدار روحانی با آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، در همین چارچوب انجام شد. همزمان، رایزنی با کشورهای اروپایی شدت گرفت. ایران تلاش می‌کرد میان تصمیم آمریکا برای خروج از توافق و تعهد سایر اعضای برجام تفکیک ایجاد کند و اروپا را به ایجاد سازوکارهایی برای ادامه روابط اقتصادی با تهران ترغیب کند.

نتیجه مهم این سفر، استمرار تلاش دیپلماتیک ایران برای حفظ یک توافق چندجانبه پس از خروج آمریکا بود؛ تلاشی که اگرچه نتوانست آثار خروج واشنگتن و تحریم‌های بازگشته را از میان ببرد، اما مسیر دیپلماسی با سایر طرف‌های توافق را حفظ کرد.

۲۰۱۹؛ ابتکار صلح هرمز در قلب دیپلماسی ایران

در سال ۲۰۱۹، موضوع ایران دیگر تنها به پرونده هسته‌ای محدود نبود. افزایش تنش در خلیج فارس، حملات به نفتکش‌ها و تاسیسات نفتی و افزایش احتمال درگیری نظامی، امنیت منطقه را به یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاست بین‌الملل تبدیل کرده بود.

حسن روحانی در همین شرایط در مجمع عمومی سخنرانی کرد و ابتکار صلح هرمز یا HOPE را مطرح کرد؛ ابتکاری که هدف اعلام‌شده آن ایجاد چارچوبی منطقه‌ای برای گفت‌وگو، همکاری و تامین امنیت در خلیج فارس و تنگه هرمز بود. اهمیت این ابتکار در آن بود که ایران تلاش کرد امنیت خلیج فارس را از سطح رقابت تهران و واشنگتن فراتر ببرد و آن را به موضوعی منطقه‌ای تبدیل کند؛ موضوعی که راه‌حل آن می‌تواند با مشارکت کشورهای منطقه دنبال شود.

به این ترتیب، ایران در یکی از پرتنش‌ترین مقاطع آن سال‌ها صرفا به بیان مواضع خود اکتفا نکرد و یک پیشنهاد مشخص برای ایجاد سازوکار منطقه‌ای امنیت و همکاری روی میز گذاشت.

سه دولت و یک دهه دیپلماسی ایران در نیویورک؛ از برجام تا جنگ

۲۰۲۰؛ کرونا و پایان یک دوره

سال ۲۰۲۰ نقطه‌ای متفاوت در این مسیر بود. همه‌گیری بیماری کووید ۱۹ (ویروس کرونا) باعث شد نشست عمومی سازمان ملل شکل معمول خود را از دست بدهد و سران کشورها به جای حضور گسترده در نیویورک، سخنرانی‌های خود را عمدتا به صورت ویدئویی ارائه کنند.

حسن روحانی نیز از راه دور در نشست شرکت کرد و سخنرانی ایران بیشتر بر تحریم‌های آمریکا، برجام، پرونده هسته‌ای و پیامدهای همه‌گیری کرونا متمرکز بود. این سال را می‌توان پایان دوره‌ای دانست که در آن سفر سالانه رئیس‌جمهوری ایران به نیویورک بخش مهمی از دیپلماسی عمومی و دوجانبه تهران را تشکیل می‌داد.

۲۰۲۱؛ نخستین حضور شهید رئیسی

شهید ابراهیم رئیسی در سال ۲۰۲۱ به عنوان رئیس‌جمهوری جدید ایران نخستین سخنرانی خود را در مجمع عمومی سازمان ملل ارائه کرد، اما ادامه شرایط کرونایی باعث شد این حضور نیز به صورت ویدئویی انجام شود.این سخنرانی بیش از هر چیز فرصت معرفی دولت جدید و تشریح جهت‌گیری‌های آن در عرصه سیاست خارجی بود.

سه دولت و یک دهه دیپلماسی ایران در نیویورک؛ از برجام تا جنگ

پرونده هسته‌ای همچنان یکی از موضوعات اصلی روابط ایران با کشورهای غربی بود و مذاکرات احیای برجام نیز در همان دوره در جریان قرار داشت. در کنار آن، دولت جدید بر توسعه روابط با همسایگان، کشورهای آسیایی و قدرت‌های غیرغربی تاکید بیشتری گذاشت؛ رویکردی که در سال‌های بعد سهم مهم‌تری در سیاست خارجی ایران پیدا کرد.

۲۰۲۲؛ بازگشت رئیس‌جمهوری ایران به نیویورک

سال ۲۰۲۲ شاهد نخستین حضور شهید ابراهیم رئیسی به مجمع عمومی سازمان ملل بود.

در آن زمان مذاکرات احیای برجام به مرحله‌ای حساس رسیده بود. دیدار رئیسی با آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد نیز نشان‌دهنده همین اولویت بود. در این دیدار درباره برجام، یمن، افغانستان، کاهش تنش‌های منطقه‌ای و وضعیت حقوق بشر در ایران گفت‌وگو شد.

اما سفر شهید رئیسی تنها در پرونده هسته‌ای خلاصه نشد. ایران در آن دوره تلاش می‌کرد روابط خود با کشورهای منطقه و قدرت‌های غیرغربی را نیز گسترش دهد.در نتیجه، سال ۲۰۲۲ نقطه‌ای بود که در آن پرونده هسته‌ای و سیاست منطقه‌ای ایران در کنار تحولات داخلی کشور در فضای دیپلماتیک نیویورک قرار گرفتند.

۲۰۲۳؛ سیاست همسایگی و نگاه به شرق در نیویورک

سال ۲۰۲۳ با مجموعه‌ای از تحولات مهم در سیاست خارجی ایران همراه بود.

پیش از نشست مجمع عمومی، روابط ایران و عربستان سعودی با میانجیگری چین از سر گرفته شده بود، ایران به سازمان همکاری شانگهای پیوسته بود و روند عضویت آن در بریکس نیز وارد مرحله جدیدی شده بود.این تحولات بطور مستقیم محصول سفر نیویورک نبودند، اما در تصویری که دولت رئیسی از سیاست خارجی ایران ارائه کرد، جایگاه مهمی داشتند.

در این دوره، رویکرد ایران در نیویورک بیش از گذشته بر توسعه روابط با همسایگان، آسیا و کشورهای غیرغربی استوار بود.به بیان دیگر، اگر در سال‌های ابتدایی این دهه برجام مهم‌ترین محور حضور ایران بود، در سال‌های پایانی دولت رئیسی دیپلماسی منطقه‌ای و گسترش روابط با قدرت‌های غیرغربی جایگاه برجسته‌تری پیدا کرد.

سه دولت و یک دهه دیپلماسی ایران در نیویورک؛ از برجام تا جنگ

۲۰۲۴؛ نخستین حضور پزشکیان و بازگشت ادبیات تعامل

با آغاز دولت مسعود پزشکیان، بار دیگر لحن دیپلماسی ایران در نیویورک تغییر کرد.

پزشکیان در نخستین حضور خود در مجمع عمومی در سال ۲۰۲۴، درباره ضرورت همکاری، تعامل و نقش سازمان ملل در حل بحران‌های بین‌المللی سخن گفت و همزمان مواضع ایران درباره تحریم‌ها، برنامه هسته‌ای و تحولات منطقه را تشریح کرد.

دیدار پزشکیان با آنتونیو گوترش نیز در شرایطی انجام شد که جنگ غزه و گسترش تنش در خاورمیانه در مرکز توجه قرار داشت. دو طرف درباره جنگ غزه، وضعیت لبنان و یمن و ضرورت کاهش تنش‌های منطقه‌ای گفت‌وگو کردند.

از منظر سیاست خارجی، پیام دولت جدید ایران در نخستین سفر پزشکیان را می‌توان در دو محور خلاصه کرد: تاکید بر تعامل و دیپلماسی از یک سو و حفظ مواضع تهران درباره تحریم‌ها، برنامه هسته‌ای و تحولات منطقه از سوی دیگر.

۲۰۲۵؛ مذاکره در سایه جنگ ۱۲روزه

در سال ۲۰۲۵، فضای بین‌المللی پیرامون ایران وارد مرحله‌ای تازه شد.مذاکرات ایران و آمریکا درباره پرونده هسته‌ای در جریان بود و تهران همچنان مسیر گفت‌وگو را برای حل اختلافات دنبال می‌کرد. اما در میانه همین روند، حملات نظامی اسرائیل به ایران آغاز شد و پس از آن آمریکا نیز مستقیما وارد درگیری شد.

جنگ ۱۲روزه، روند دیپلماتیک را تحت تاثیر قرار داد؛ با این حال، تلاش‌های سیاسی برای پایان دادن به درگیری نیز ادامه یافت و سرانجام آتش‌بس برقرار شد. اهمیت این مقطع در آن بود که مذاکره و جنگ همزمان در سیاست ایران و آمریکا حضور داشتند؛ از یک سو مسیر گفت‌وگو برای حل پرونده هسته‌ای باز بود و از سوی دیگر، اقدام نظامی به بحران ابعاد تازه‌ای داد.

از نگاه تحلیلگران، این تجربه بار دیگر اهمیت حفظ مسیر دیپلماسی و ضرورت جلوگیری از تبدیل مذاکرات به بستری برای تشدید فشار نظامی را برجسته کرد. در چنین شرایطی، سیاست خارجی ایران در نیویورک با یک مسئله تازه روبه‌رو شد: چگونه می‌توان در شرایطی که جنگ به ابزار فشار تبدیل شده است، مسیر مذاکره را همچنان باز نگه داشت؟

سه دولت و یک دهه دیپلماسی ایران در نیویورک؛ از برجام تا جنگ


۲۰۲۶؛ نیویورک در سایه جنگ

اکنون در سال ۲۰۲۶، روایت یک دهه حضور ایران در سازمان ملل به نقطه‌ای متفاوت رسیده است. اگر در سال‌های نخست، محور اصلی حضور ایران در نیویورک برجام و تلاش برای تثبیت یک توافق چندجانبه بود، امروز ایران در شرایطی به هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی می‌رود که جنگ، پرونده هسته‌ای، امنیت و آینده منطقه همزمان در دستور کار قرار دارند.

در چنین فضایی، تجربه سال ۲۰۲۵ نیز همچنان پیش روی تهران قرار داشت. در آن سال، مذاکرات ایران و آمریکا درباره پرونده هسته‌ای در جریان بود، اما در ۱۳ ژوئن اسرائیل حمله به ایران را آغاز کرد و پس از آن آمریکا نیز مستقیما وارد جنگ شد. جنگ ۱۲روزه سرانجام در ۲۴ ژوئن با آتش‌بس پایان یافت؛ با این حال، حتی در جریان جنگ نیز تماس‌ها و تلاش‌هایی برای یافتن راه سیاسی ادامه داشت.

در سال ۲۰۲۶، این تجربه بار دیگر تکرار شد. پس از شکل‌گیری دوباره تلاش‌ها برای مذاکره، حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه آغاز شد و بحران وارد مرحله‌ای تازه شد. به این ترتیب، در فاصله‌ای کوتاه، دو بار مذاکره و اقدام نظامی در کنار یکدیگر قرار گرفتند؛ وضعیتی که پرسش درباره امکان تداوم دیپلماسی در شرایط فشار نظامی را به یکی از مسائل اصلی سیاست خارجی ایران تبدیل کرده است.

اکنون تداوم جنگی که رئیس جمهوری آمریکا، آن را ۴ تا ۶ هفته ای می دانست، از یک درگیری کوتاه‌مدت به بحرانی فرسایشی تبدیل کرده است؛ بحرانی که پیامدهای آن از میدان نظامی فراتر رفته و به امنیت انرژی، کشتیرانی و اقتصاد جهانی کشیده شده است.

در این میان، تنگه هرمز اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. این آبراه یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال نفت و گاز جهان بوده و هرگونه اختلال در آن بازار جهانی انرژی و قیمت سوخت را تحت تاثیر قرار داده است. از این رو، ادامه جنگ هزینه‌های اقتصادی آن را به کشورهای مختلف و جهان منتقل کرده است.

حتی در ارزیابی‌های آمریکایی ها نیز پیش از تشدید درگیری، نگرانی از پیامدهای اختلال در عبور نفت از تنگه هرمز مطرح شده بود.

افزایش قیمت انرژی مستقیما بر هزینه زندگی شهروندان آمریکایی اثر گذاشته و فشارهای اقتصادی و سیاسی بر دولت را آنهم در آستانه انتخابات میاندوره ای کنگره افزایش داده است. از این رو، طولانی شدن جنگ، تنها یک مساله سیاست خارجی برای واشنگتن نیست؛ بلکه به تدریج به مساله‌ای داخلی شده است.

در هفته‌های اخیر، حتی جمهوری‌خواهانی که پیش‌تر از اختیار ترامپ برای ادامه عملیات نظامی حمایت کرده بودند، در آستانه انتخابات میاندوره ای خواستار پایان سریع‌تر جنگ شده‌اند و افزایش قیمت سوخت و فشار اقتصادی بر خانواده‌های آمریکایی را از دلایل موضع خود عنوان کرده‌اند. این تغییر موضع، نشان می‌دهد که ادامه جنگ به تدریج در محاسبات سیاست داخلی آمریکا نیز هزینه ایجاد می‌کند.

در واقع، جنگی که با هدف اعمال فشار بر ایران آغاز شد، اکنون با مجموعه‌ای از هزینه‌های متقابل روبه‌رو شده است: هزینه نظامی برای آمریکا، فشار انرژی بر بازار جهانی، افزایش نااطمینانی اقتصادی و فشار سیاسی در داخل آمریکا. گزارش‌های اخیر نیز از نگرانی درباره طولانی شدن جنگ و پیامدهای آن برای دولت ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای حکایت دارد.

در چنین شرایطی، نیویورک برای ایران تنها محل اعلام مواضع نیست. تهران در این نشست فرصت دارد ضمن تشریح مواضع خود درباره جنگ و پرونده هسته‌ای، بر پیامدهای ادامه درگیری برای امنیت منطقه، تنگه هرمز، بازار انرژی و اقتصاد جهانی و بر ضرورت بازگشت اختلافات به مسیر سیاسی و مذاکره تاکید داشته باشد.

از این منظر، تجربه دو سال اخیر یک نکته مهم را نیز در برابر جامعه بین‌المللی قرار داده است: دو بار قرار گرفتن مذاکره و جنگ در کنار یکدیگر، هزینه بی‌اعتمادی و نااطمینانی را افزایش داده است. جنگ ۱۲روزه سال ۲۰۲۵ در میانه مذاکرات آغاز شد و در سال ۲۰۲۶ نیز پس از تلاش دوباره برای مذاکره، جنگ از سر گرفته شد. اکنون ادامه این وضعیت، بیش از گذشته ضرورت یافتن یک مسیر سیاسی پایدار برای حل اختلافات را برجسته کرده است.

اکنون باوجود ادعاهای ترامپ، مساله موضوع پرونده هسته‌ای ایران نیست؛ بلکه مساله بزرگ‌تر، چگونگی پایان دادن به یک جنگ فرسایشی، جلوگیری از گسترش پیامدهای آن به اقتصاد و امنیت جهانی و بازگرداندن اختلافات به مسیر سیاسی و دیپلماتیک است؛ مسیری که در صورت تداوم جنگ، هزینه آن برای همه طرف‌ها و به‌ویژه اقتصاد جهانی افزایش خواهد یافت.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.