به من پیشنهاد کردند تا سرمربی تیم ملی را کنار بگذارم، در غیر این صورت برکنار میشوم/ با ناصر حجازی به شکل غیرعلنی گفتوگو کردم تا به عنوان دستیار استانکو فعالیت کند/ با احکام بیمعنا، تهدیداتی برای پرسپولیس به وجود آمد
مصطفی هاشمیطبا، رئیس پیشین سازمان تربیت بدنی، در گفتوگویی با خبرورزشی، موضوع برکناری امیر عابدینی از ریاست فدراسیون فوتبال در پاییز سال ۱۳۷۳ را افشا کرد و آن را به ناکامی تیم ملی فوتبال در بازیهای آسیایی ۱۹۹۴ در هیروشیما ارتباط داد.
در پی همین موضوع و سایر مباحث مرتبط با فوتبال ایران، با امیر عابدینی تماس گرفتیم و به گفتوگو با مدیرعامل پیشین باشگاه پرسپولیس پرداختیم. فردی که در سال ۱۳۷۳ تنها برای مدت کمتر از ۸ ماه ریاست فدراسیون فوتبال ایران را به عهده داشت.
به من گفتند استانکو را در ژاپن کنار بگذار
ارتباط من با آقای هاشمیطبا از اوایل سال ۱۳۶۰ آغاز شد، زمانی که من استاندار بودم و او به عنوان وزیر فعالیت میکرد. به یاد دارم یک بار برای بازدید از یک پروژه به شهرستان دورود رفته و از فرودگاه خرمآباد به سمت تهران پرواز کردیم. آن هواپیما کوچک بود و در مسیر با مشکلاتی مواجه شد.
آقای هاشمیطبا در زمینههای مختلف مدیریت، چه در صنعت و چه در ورزش، فرد موفقی به شمار میرود و من این را انکار نمیکنم. ولی داستان برکناری من در پاییز سال ۱۳۷۳ ناشی از یک اختلاف نظر بود. او بر استفاده از سرمربی داخلی تاکید داشت و حتی اصرار داشت که استانکو پابلوکوویچ را در همان جا، یعنی ژاپن، برکنار کرده و یک مربی ایرانی که در آن سفر حضور داشت را به خدمت بگیرم، اما من از انجام چنین اقداماتی ناتوان بودم.
گفتند سرمربی تیم ملی را کنار بگذار و خودت بمان
بازیهای آسیایی ۱۹۹۴ هیروشیما در حالی آغاز شد که من تنها سه ماه بود رئیس فدراسیون فوتبال شده بودم و به وضوح میدانستم برای ارزیابی عملکرد یک مدیر در چنین سطحی، باید حداقل یک سال به او فرصت داده شود، اما چنین فرصتی به امیر عابدینی داده نشد و من به باشگاه پرسپولیس بازگشتم. همچنین باید بگویم در تهران به من گفته شد که استانکو را از سمت خود برکنار کن و خودت به عنوان رئیس فدراسیون باقی بمان، اما من با قاطعیت اعلام کردم که استانکو را خودم منصوب کردهام و به او پایبند خواهم بود. و این تصمیم در نهایت به قیمت خاتمه حضورم در فدراسیون فوتبال تمام شد.
مذاکره با ماگات و ذوالفقار نسب
قبل از انتصاب استانکو به عنوان سرمربی تیم ملی ایران، با دکتر بیژن ذوالفقار نسب مذاکراتی داشتم، اما ایشان تمایلی به پذیرش این مسئولیت نداشت. حتی با فیلیکس ماگات نیز صحبتهایی انجام دادم، اما دستمزد مورد نظر وی فراتر از توان مالی ما بود و به همین علت در نهایت به استانکو رسیدیم و شما خودتان تواناییهای او را به عنوان سرمربی پرسپولیس بعدها مشاهده کردید.
فائقی آمد و عذرخواهی کرد
آقای سعید فائقی به عنوان یکی از مهمترین معاونان مهندس هاشمیطبا در سازمان تربیت بدنی بود و در تلویزیون جملهای گفت که همیشه در خاطر من ماند. او در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد ما در ارتباط با برکناری امیر عابدینی کوتاهی و بیسلیقگی کردیم. آقای فائقی به منزل من آمده و در خصوص همان ماجرای عزل سال ۱۳۷۳ از من حلالیت خواست.
انتقاد از عابدینی و پرسپولیس پس از دربی
از اوایل دهه ۷۰ شمسی، تعدادی از باشگاههای ثروتمند در فوتبال ما به وجود آمدند که به سرعت به پایان راه خود رسیدند. در آن زمان، عدهای میخواستند فوتبال ایران را از دو قطبی استقلال و پرسپولیس خارج کنند و مرحوم داریوش مصطفوی، رئیس وقت فدراسیون فوتبال، با مدیران این باشگاهها در ارتباط بود و به همین خاطر تصور میکرد نظام و انقلاب خواهان تضعیف استقلال و پرسپولیس هستند، در حالی که چنین چیزی واقعاً وجود نداشت. نتیجه این تفکر از طرف آقای مصطفوی، صدور احکام غیر منطقی بود که بلافاصله پس از دربی نیمه تمام دی ماه ۱۳۷۳ صادر شده و به شکل شدیدی با پرسپولیسیها برخورد شد. آنها حتی علاوه بر بازیکنان، اعضای کادر مدیریتی و سرپرستی پرسپولیس را نیز محروم کردند. این ماجرا در زمان ریاست آقای هاشمیطبا بر سازمان تربیت بدنی اتفاق افتاد، اما من نمیگویم که ایشان در این تغییرات بدنبال تسویه حساب بوده یا دخالتی در این امور داشته است، زیرا چیزی از این دست را مشاهده نکردم.
مذاکرات مخفیانه با ناصر حجازی
سال ۷۳، پس از اینکه به ریاست فدراسیون فوتبال منصوب شدم، مذاکراتم برای انتخاب سرمربی تیم ملی را آغاز کرده و بعد از قرار دادن استانکو در این جایگاه، به طور غیرعلنی با ناصر حجازی نیز برای مربیگری در تیم ملی گفتوگو کردم. به او پیشنهاد کردم که دستیار استانکو شود، ولی مشخص بود که او این پیشنهاد را نمیپذیرد، اما هدف من از این کار نزدیک کردن ناصر خان به فوتبال ملی و ایجاد شرایطی برای استفاده از این اسطوره در موقعیتهای بالاتر در آینده بود. من و مرحوم حجازی از دوره جوانی با هم دوست بودیم و نه تنها همبازی تیم ملی جوانان شدیم، بلکه وقتی مرحوم رایکوف شش بازیکن جوان برای تیم ملی بزرگسالان انتخاب کرد، ما دو نفر از آنها بودیم. ما به روسیه سفر کرده و در آنجا هم اتاق بودیم.
دوستی ما از دهه ۴۰ آغاز شد و آنچه هرگز فراموش نمیکنم، این است که در مراسمی که برای تکریم از بزرگان فوتبال ایران برگزار کرده بودم، ناصر حجازی عزیز پشت میکروفون رفت و گفت: امیر عابدینی! رفیق قدیمی! خیلی ازت ممنونم چون دوباره من را زنده کردی.
هشدار به پروین
در ماههای اخیر، از برخی پیشکسوتان پرسپولیس نسبت به عدم توجه علی پروین گلایههایی شنیدهام. از نادر محمدخانی تا بهروز سلطانی، و مرتضی فنونیزاده و دیگران.
شکی نیست که پروین چهرهای بزرگ و تاثیرگذار است و به همه این افراد حق استادی دارد، اما آنها نیز به نوعی دلخور بودهاند. یک روز به علی پروین گفتم تو نمک فوتبال هستی، ولی مراقب باش که آش فوتبال شور نشود؛ زیرا اگر این امر روی دهد، همه این ناکامیها را به گردن بزرگان و اهالی فوتبال میاندازند. همچنین باید بگویم که در این بین افرادی هستند که یک روز طرفدار استقلالاند، روز دیگر از پرسپولیس تعریف میکنند و گاه به صورت منتقد به علی دایی و کریم باقری حمله میکنند و... واقعاً نمیدانم این فرد از توهین به اسطورههای فوتبال به چه هدفی دست زده است؟
بیشتر بخوانید: علیرضا فغانی را ایرانی نمیدانم/ برکناری ایویچ کودتا بود/ رسول خادم به من توهین میکرد/ ناصر حجازی هیچوقت گزینه ما نبود