«پاچهخاری نکن»؛ حتی شما دوست عزیز!
بر اساس گزارش ایسنا، شاید عبارت این جمله برای یک مراسم رسمی کمی تند و نامناسب به نظر برسد؛ اما همین انشا بهطور ناخواسته به موضوعی اشاره کرده که برای بسیاری از حاضرین در رویدادهای رسمی چندان عجیب نیست: تعریفها و ستایشهایی که بهطور معمول انتظار میرود چند دقیقه کوتاه از زمان جلسه را در بر بگیرد، اما گاهی آنچنان به طول میانجامد که اصل برنامه به حاشیه رانده میشود.
ابراز تعریف از یک مسئول، به ویژه در صورتی که او موفق به حل یک چالش شده باشد، چندان ناپسند نیست. فرهنگ ایرانی به تعارفها عادت دارد و میتوان بهدرستی بخشی از یک ملاقات رسمی را به خوشامدگویی، قدردانی یا بیان نکات مثبت در عملکرد یک مسئول تخصیص داد. ولی مشکل زمانی آغاز میشود که تعارف تبدیل به اصل جلسه شود و جای بخش اصلی را بگیرد.
این پدیده بارها توسط خبرنگارانی که در برنامههای رسمی، سفرهای استانی و بازدیدهای مسئولان حضور دارند، مشاهده شده است. بعضاً برنامهای که قرار است در مورد یک پروژه، خواسته عمومی یا موضوع خاصی برگزار شود، با مجموعهای از سخنرانیها آغاز میشود که بخش عمده آن به تقدیر از مسئول حاضر، یادآوری سوابقش، بیان اهمیت حضور او و ستایش اقدامات انجامگرفته اختصاص مییابد. زمانی طولانی میگذرد و هنوز به موضوع اصلی که به خاطر آن این جلسه شکل گرفته، نرسیدهایم.
در این وضعیت، موضوع اصلی به تدریج زیر بار تعارفات فراموش میشود. زمانی که قرار است درباره یک پروژه عمرانی بحث شود، طبیعی است که نیاز است درباره وضعیت پروژه، موانع پیشرو، اعتبار مورد نیاز، زمانبندی و خواستههای مردم صحبت شود. اما اگر پیش از ورود به این موارد، چند سخنران بهطور مکرر از وزیر یا مسئول حاضر تشکر کنند و از او تعریف کنند، فرصت پرداختن به پرسشهایی که مردم در انتظار پاسخشان هستند، کاهش مییابد.
پاچهخاری؛ نمک سفرهای استانی!
این سؤال مطرح میشود که چرا اساساً چنین فرهنگی در جامعه شکل گرفته که برخی از مدیران و مسئولان محلی معتقدند اگر پیش از بیان هر درخواست یا خواستهای چند دقیقه از مقام بالای خود تعریف کنند، احتمال شنیده شدن صدایشان بیشتر میشود؟
این رفتار بهویژه در سفرهای استانی بیشتر نمایان میشود. مسئول ارشد به یک شهرستان سفر میکند، روبان بُریده میشود، کلنگی بر زمین فرود میآید، چند گزارشی به ارائه میرسد و در میان همه اینها، اگر مسئلهای بخواهد مطرح شود، گاهی اوقات باید ابتدا از مجموعهای از مقدمهها گذر کرد؛ از تشکر از حضور مسئول گرفته تا بیان اهمیت مقام او و مرور خدمات سابقش. سپس، در انتهای صحبت، اصل درخواست بهصورت مبهم مطرح میشود: «البته یک مشکل کوچک هم داریم...». در حالی که همین مشکل کوچک گاهی همان مسئلهای است که مردم شهرها ماهها و حتی سالها در انتظار حل آن بودهاند.
همهچی آرومه، ما چقدر خوشبختیم!
مسئله این است که مسئولین برای شنیدن تعریف و تمجید به شهرستان نمیروند. یکی از دلایل اصلی سفرهای استانی باید این باشد که تصویر نزدیکتری از وضعیت واقعی منطقه به دست آورند. اگر قرار باشد همه چیز در حضور آنها خوب و رو به رشد توصیف شود و مشکلات نیز با تاخیر و به شکل غیرمستقیم بیان شوند، قسمتی از فلسفه حضور میدانی مسئولان از بین میرود.
از سوی دیگر، مقام مسئولی که به طور مداوم با تعریف و تمجید مواجه میشود، ممکن است به مرور زمان تصویری غیرواقعی از اوضاع کسب کند. هنگامی که همه گزارشها با تقدیر شروع و به تعریف ختم شوند، فضایی برای گزارش شفاف از نواقص، اعتراضات و کمبودها باقی نمیماند. در چنین وضعیتی، اگر «پاچهخاری نکن» به عنوان جملهای تحقیرآمیز در فضای بحث میان مسئولان محلی مطرح شود، شاید با همان لحن صریح، نشاندهنده خستگی از این روند باشد؛ روندی که در آن تفاوت میان «احترام گذاشتن به مسئول» و «تعریف کردن برای جلب نظر او» کمتر و کمتر شده است.
احترام گذاشتن به یک مقام مسئول با تعریف بیدلیل از او متفاوت است. حتی اگر قرار باشد به اقتضای فرهنگ و عرف، تعاریف و خوشامدگویی در برنامهای وجود داشته باشد، بهتر است که این موارد بهعنوان چاشنی باشد و نه بخش اصلی.
اتفاقاتی که در میانه رخ داد یک نکته قابل تأمل را مجدداً در معرض دید قرار داد؛ اگر مسئولان محلی بخواهند تا خواستههای مردم شهرشان را به مدیران ارشد منتقل کنند، بیش از آنکه به ستایش از آنها نیاز داشته باشند، نیاز به بیان روشن مسائل دارند. شاید اگر این قاعده ساده بهطور جدی مورد توجه قرار گیرد، سفرهای استانی نیز دیگر به برنامههایی تبدیل نشوند که بخش زیادی از زمان آن صرف استقبال، سخنرانی، تقدیر و تعریف میشود، و به واقعیت نزدیکتر شوند؛ رفتن به میان مردم برای مشاهده مشکلاتی که در گزارشهای رسمی معمولاً نادیده گرفته میشود. در این صورت، دیگر نیازی به این نخواهد بود که کسی در حین یک بازدید عمرانی با صدای بلند بگوید: پاچهخاری نکن!
انتهای پیام