ابوالفضل جلالی در حالی که هنوز به میدان نیامده، در زیر نور حواشی جا گرفته است! آیا هیچکس به او نمیگوید: جوانمرد، آیا این ضرورت است؟
تیمها با قراردادهای چندین ۱۰ میلیاردی، اقدام به خرید بازیکنان میکنند تا از آنها در زمین بازی و در میان رقابتها بهرهبرداری نمایند. البته، مصدومیت، محرومیت و حواشی جزو جداییناپذیر رشته محبوب فوتبال محسوب میشود، اما مربیان و مدیران باشگاهها تمام سعی خود را به کار میبرند تا خسارتهای احتمالی را کاهش داده و در حد امکان، از سرمایهگذاری که برای خرید ستارهها انجام میدهند، برای پیشرفت تیم و «درون مستطیل سبز» استفاده کنند. حتی برای کنترل بازیکنان جوان و احساسی، به بازیکنان باتجربهتر و آنهایی که با پیراهن ملی بازیهای مهمی را تجربه کردهاند، متوسل میشوند تا از آسیب به باشگاه جلوگیری کنند.
بسیاری از مواقع مشاهده شده است که تیمها علیرغم داشتن توانایی فنی یک بازیکن، به دلایل ناشی از احتمال بروز حاشیه و شایعات، از او صرفنظر کردهاند. در باشگاههای بزرگ مانند پرسپولیس و استقلال، همه چیز زیر ذرهبین قرار دارد و بهخوبی مشاهده شد که رامین رضاییان، ستاره تیم ملی در جام جهانی، نتوانست به هر دو باشگاه ملحق شود. حال با تمام تلاشها، گاهی بهطور ناخواسته بازیکنی در شرایط فشار و استرس اقداماتی انجام میدهد که تحملپذیر است، اما زمانی که بازیکن باتجربهای در دوران تعطیلات لیگ به حواشی دامن میزند، دیگر چه باید کرد؟ چه انتظاراتی باید از جوانان داشت؟
از بازیکنی که در میدان جهانی به بازی پرداخته، انتظارات بیشتری نسبت به یک جوان تازهوارد وجود دارد. آن هم بازیکنی که به تازگی از باشگاه رقیب پیوسته و به وضوح زیر نگاهها قرار دارد. پرسپولیسیها در آغاز فصل ابوالفضل جلالی را از استقلال به خدمت خود گرفتند، زیرا به یک دفاع چپ احتیاج داشتند و میدانستند خرید بازیکن از رقیب میتواند با حواشی زیادی همراه باشد که ممکن است بر کارایی او در طول فصل تأثیر بگذارد. اما بر روی شخصیت آرام جلالی حساب کرده بودند.
مشکلی که جلالی تا کنون با آن مواجه شده، صرفاً مصدومیتهای پیدرپی در سالهای گذشته بوده که مانع از این شد که استقلال به طور کامل از توان او در یک فصل بهرهبرداری کند و به نوعی او را از تیم ملی هم دور نگه داشت. با این وجود، بهخاطر شخصیت آرام و روحیه مطیع جلالی، پرسپولیسیها با این انتقال ریسک کردند و حالا به شدت غافلگیر شدهاند! او که از دقیقه ۳۰ بازی دوم به واسطه مصدومیت از زمین خارج شد و بازیهای حساس و مهمی مانند دیدار با تراکتور و استقلال را از دست داد و هنوز نیز به آمادگی کامل نرسیده، به گونهای که تارتار مجبور شد تیکدری راستپا را به سمت چپ منتقل کند تا جای خالی جلالی را پر کند.
اکنون در دوران تعطیلات لیگ که بایستی جلالی تمرکز خود را بر روی بازگشت و رسیدن به اوج آمادگی بگذارد، ببینید که او چگونه با اظهاراتش، برای خود و تیمش حاشیه ایجاد کرد! او که ادعا کرده بود هرگز نگفته از کودکی آرزو داشته به استقلال برود، در حالی که مکرراً در رسانههای گوناگون ابراز کرده بود که از سنین پایین به دنبال پیوستن به استقلال بوده است! مشخص است که بعضی افراد با دیدگاههای فوتبال آماتوری به بازیکنان جوان تازهوارد در این دو تیم توصیه میکنند که این جملات تکراری را به رسانهها بگویند!
در حالی که فوتبال حرفهای شده و هر بازیکن باید بداند که تا پایان دوران بازی خود، احتمال وقوع هر اتفاقی وجود دارد. هواداران نیز با در دسترس داشتن انبوهی از اطلاعات و اخبار آنلاین، دیگر انتظاری از تعهد و وفاداری به پیراهن از بازیکنان ندارند و در نهایت، خود بازیکنان با مشاهده سرنوشت کسانی که پیشتر این اشتباهات را مرتکب شدهاند، باید درس عبرت بگیرند و خود را در موقعیتهای دشوار قرار ندهند! حال با در نظر گرفتن تمام جوانب، آیا کسی نیست از ابوالفضل جلالی بپرسد: پسر جان! آیا واقعاً لازم بود؟!
چرا فکر میکنی هنوز در عصر حجر هستیم و فیلم، صدا و مدرک در کار نیست؟ چرا مردم را مانند ماهی میبینی که حافظه کوتاه مدتی دارند و فراموش میکنند که تا چند ماه پیش، کجا بازی میکردی و چه میگفتی؟ هیچ رسانهای نیست که جلالی با آن مصاحبه نکرده باشد و در آن، به استقلالی بودن -از ابتدای عمر- اشاره نکرده باشد! دلیل ترک استقلال همین بود که انتظار داشت به اندازه ادعایش در علاقهاش به این پیراهن، به او اعتبار و زمان بیشتری دهند! و انتخاب پرسپولیس هم به این خاطر بود که شایستگیاش را به استقلالیها ثابت کند!
حالا در شرایطی که این همه مدرک و دلیل وجود دارد، این ادعای تکراری و قدیمی را کجا باید بگذاریم؟ کاش روزی فرا برسد که بازیکنان ما واقعاً حرفهای شوند، حرفهای فکر کنند و حرفهای صحبت کنند! و اگر قصد دارند به عوام فریبی و تغییر برداشتهای عمومی بپردازند، با استخدام متخصصان رسانه این کار را به نحوی درست انجام دهند تا حواس مردم عادی از مشکلات اصلی پرت نشود! نه با این روشهای تکراری که حداقل آسیبش، نادیده گرفتن سطح درک آن بازیکن است!
در همین ارتباط: ویدیو| تناقض عجیب در گفته ابوالفضل جلالی/ فلش بک به اشکهای دیروز و قیاس با صحبت امروز!