واعظی: در صورت کنار گذاشتن مذاکره، باید مشخص کنیم که گزینه عملی جایگزین چه چیزی خواهد بود؟/ برای گذار از این وضعیت، باید همزمان بر قدرتهای دفاعی و دیپلماسی خود تکیه کنیم
خبرآنلاین: پس از گذشت یک دوره پرتنش و در میان شرایطی که مسأله جنگ، مذاکرات و نحوه ساماندهی به تحولات منطقه همچنان محور اصلی توجهات عمومی محسوب میشود، امیدها برای از سرگیری گفتگوها میان ایران و آمریکا افزایش یافته است.
در این راستا، حضور مسعود پزشکیان در نشست عمومی سازمان ملل و بهرهبرداری از ظرفیتهای سیاسی و رسانهای آن، به یکی از محورهای کلیدی تبدیل شده است.
محمود واعظی، رییس دفتر رییسجمهور در دوره دوزادهم، در گفتوگویی با خبرآنلاین، بر این باور است که ایران باید از تمامی ظرفیتهای موجود بهرهوری حداکثری داشته باشد تا مواضع خود را به خوبی تشریح کند، ابعاد جنگ را تبیین نماید و به دنبال پیگیری منافع ملی باشد.
وی همچنین بر این نکته تأکید کرد که توانمندی دفاعی کشور و دستاوردهایی که ناشی از ایستادگی مردم است باید به عنوان پشتوانهای مؤثر در عرصه دیپلماسی برای کسب نتایج سیاسی و امتیازات استراتژیک تبدیل گردد.
**********************************************
سوال: با توجه به انتقادهایی که به سفر رئیسجمهور به نیویورک وارد شده است، به طور کلی حضور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل را در شرایط کنونی چگونه ارزیابی میکنید؟
واعظی: مجمع عمومی سازمان ملل یکی از معدود موقعیتهای است که کشورهای مختلف میتوانند بدون واسطه، نظرات و خواستههای خود را در برابر حجم وسیعی از افکار عمومی جهانی مطرح نمایند.
اهمیت این رویداد تنها به سخنرانی در صحن مجمع عمومی محدود نمیشود. بخش عمدهای از دیپلماسی در حاشیه این اجلاس شکل میگیرد و دیدار با سران کشورها، مقامات دولتی، چهرههای سیاسی و حتی گروههای تأثیرگذار فکری و رسانهای از ظرفیتهایی است که شایستهی توجه و بهرهبرداری است.
برای ایران، به ویژه در شرایط پس از جنگ و در حالی که روایتهای مختلفی در رسانههای بینالمللی درباره تحولات کشور طرح میشود، حداکثر استفاده از این فرصتها ضروری است.
حضور رئیسجمهور بایستی با دقت و برنامهریزی جدی همراه باشد تا این سفر به یک فعالیت هدفمند در حوزه سیاسی و رسانهای تبدیل گردد.
سوال: به نظرتان مهمترین پیام ایران در این سفر چه باید باشد؟
واعظی: ضروری است که ابعاد مختلف جنگ، خسارات انسانی و مادی وارد شده و مواضع ایران نسبت به روند مذاکرات به روشنی برای افکار عمومی جهانی تشریح گردد.
باید تأکید شود که جمهوری اسلامی ایران خود را در موضع دفاع مشروع از تمامیت ارضی تلقی میکند و همزمان مسیر گفتگو را دنبال کرده است. از این جهت، مهم است که برای افکار عمومی جهانی توضیح داده شود که چگونه روند مذاکرات تحت تأثیر اقدامات نظامی یکجانبه دشمن متجاوز قرار گرفته است.
نهایتاً باید این مسأله محوری با زبان دقیق، مستند و قابل فهم بیان شود. امروزه جنگ روایتها بخش جداییناپذیر از واقعیت سیاست بینالملل است و اگر ما روایت خود را مستقیماً و به طور شفاف ارائه نکنیم، دیگران به جای ما روایتهای نادرست خود را به تصویر خواهند کشید.
سوال: آیا رسانههای بینالمللی حاضر در نیویورک میتوانند مورد استفاده ایران قرار گیرند؟
واعظی: قطعاً. حضور بالغ بر رسانههای بینالمللی در نیویورک یک فرصت با اهمیت است. رئیسجمهور و تیم همراه میتوانند از این ظرفیت برای توضیح و تشریح دیدگاههای ایران، رفع ابهامات و ارائه روایت کشور درباره جنگ، مذاکرات و سیاستهای منطقهای استفاده کنند.
علاوه بر این، ایران باید سیاستهای منطقهای خود را نیز بهوضوح بیشتر بیان کند. جمهوری اسلامی ایران میتواند بر این نکته تأکید کند که به دنبال روابط سازنده با کشورهای منطقه، کاهش تنشها و برقراری ثبات است.
سوال: یکی از مسائل مهمی که در این راستا مطرح شده، تفاهم ۱۴ مادهای و آینده مذاکرات است. این تفاهم چه جایگاهی میتواند داشته باشد؟
موضوع تفاهم ۱۴ مادهای، پیشرفت مذاکرات و اختلافات مربوط به تعهدات طرفین، از جمله مسائلی است که جمهوری اسلامی ایران آن را ناشی از عدم پایبندی طرف آمریکایی میداند و ضروری است که این محور بهطور دقیق برای افکار عمومی جهانی توضیح داده شود.
باید تأکید گردد که اگر میان دو طرف چارچوبی وجود داشته و رؤسای جمهور آن را امضا کردهاند، همیشه ایران قائل بوده که با حفظ اصول اساسی و احترام متقابل، میتوان تفاهم را به عنوان مبنایی برای ادامه گفتگو و پیگیری راهحل سیاسی مد نظر قرار داد.
اساساً دیپلماسی زمانی معنا مییابد که دستاوردهای میدانی و ظرفیتهای کشور به نتایج پایدار سیاسی تبدیل شود. دستاوردهای نظامی به دست آمده از دفاع مقتدرانه عزیزان سپاه و ارتش، انسجام ملی، ظرفیتهای بومی و موقعیت جغرافیای ایران همه از عناصر قدرت این کشور و پشتوانهای برای تیم مذاکرهکننده هستند.
سوال: برخی عقیده دارند که در شرایط کنونی مذاکرات ممکن است بهعنوان عقبنشینی تلقی شود. نظر شما چیست؟
واعظی: مذاکره به هیچ عنوان معادل با عقبنشینی نیست. مذاکره یک ابزار است برای تأمین منافع. مشابه اینکه دفاع نظامی برای حفاظت از کشور ضرورت دارد، دیپلماسی نیز ابزاری دیگر برای تثبیت منافع ملی است.
من بر این باورم که دستاوردهای ناشی از ایستادگی و مقاومت مقتدرانه نیروهای مسلح، تلاشهای خالصانه نیروهای امنیتی، میدانداری و همراهی مردم عزیز و کوششهای بیدریغ دولت باید در مذاکرات به عنوان امتیازاتی ملی شناخته و در نهایت، به عنوان دستاورد و پیروزی بیفراموش به ثبت برسد. این دستاوردهای ارزشمند میتوانند یک پشتوانه قوی برای مذاکرهکنندگان در راستای دستیابی به حقوق حقه ملت و اخذ امتیازات بیشتر در میز مذاکره باشند. میدان و دیپلماسی در تضاد با یکدیگر نیستند بلکه مکمل یکدیگر بوده و هر دو در خدمت یک هدف، یعنی تأمین منافع ملی، قرار دارند.
سوال: شما از چهار وضعیت پیش روی ایران صحبت کردهاید. این چهار وضعیت کدامند؟
واعظی: اگر با دید واقعبینانه به این موضوع نگاه کنیم، چهار مسیر را میتوان در نظر گرفت. نخست، احتمال وقوع مجدد حمله نظامی است. در چنین وضعیتی، وظیفه هر کشور دفاع از تمامیت ارضی و امنیت ملی خود است و ایران نیز از تمام توان دفاعی لازم بهرهمند است.
مسیر دوم، تداوم جنگ است. موضع ایران این بوده که خواهان جنگ نیست، اما اگر جنگ تحمیل شود، کشور از خود دفاع خواهد کرد. با این حال، ادامه یک درگیری طولانی و فرسایشی موضوعی متفاوت است و باید پیامدهای آن برای اقتصاد، جامعه و امنیت کشور بهطور مستقل مورد بررسی قرار گیرد.
مسیر سوم، تسلیم شدن است که بالطبع جمهوری اسلامی ایران اصول خود را در این زمینه به هیچ عنوان نمیپذیرد. استقلال و حفاظت از منافع ملی از اصول اساسی کشور بوده و خواهد بود و دشمنان به خوبی فهمیدهاند که فشار و تهدید به تسلیم ایران منجر نخواهد شد.
و در نهایت، مسیر چهارم، مذاکرات عزتمندانه است. گفتگویی که در آن منافع کشور و حقوق ایران حفظ شود و از ظرفیتهای به وجود آمده در عرصه نظامی برای نیل به یک نتیجه پایدار سیاسی استفاده گردد.
سوال: مخالفان مذاکره معمولاً چه گزینهای را باید بهجای آن مطرح کنند؟
واعظی: به نظر من این سؤال کاملاً جدی و مهم است. اگر مذاکره را کنار بگذاریم، باید به وضوح جایگزین عملی آن را مشخص کنیم. آیا قرار است جنگ ادامه یابد؟ آیا باید در یک چرخه فرسایشی گرفتار شویم که پایان آن نیز نامشخص باشد؟ دفاع از کشور در برابر تجاوز کاملاً عقلانی است، اما دفاع از تمامیت ارضی با تداوم دائمی جنگ متفاوت است.
اگر بتوان با حفظ حقوق و مصالح ملی و در چارچوب تفاهم موجود، خط جنگ را به سمت ترتیبات سیاسی هدایت کرد، این موضوع برای کشور هزینههایی در پی خواهد داشت و بایستی بهدقت مورد توجه قرار گیرد. تجارب جنگهای معاصر نیز ثابت میکند که در نهایت، حتی وقتی میدان نظامی تعیینکننده بوده، پایان پایدار منازعات معمولاً نیازمند نوعی ترتیبات سیاسی و دیپلماتیک است.
سوال: به نظر شما، عملکرد ایران در جنگ اخیر چه تأثیری بر آینده مذاکرات خواهد داشت؟
واعظی: مهمترین پیام این دوره به طرف مقابل این است که فشار و تهدید به تسلیم ایران خطایی است بزرگ. ایران در جنگ چهلروزه از ظرفیتهای دفاعی و بومی خود به طور حداکثری بهره گرفت و نتوانست اهداف اعلامشده طرف مقابل را محقق سازد.
اکنون باید این ظرفیت بهدرستی مدیریت شود. رزمندگان میبایست نهایت آمادگی را حفظ کنند و اقدامات طرف مقابل را با دقت زیر نظر داشته باشند، اما در عین حال، دیپلماتها نیز باید از هر فرصتی برای تأمین منافع کشور بهرهبرداری نمایند. جهت دستیابی به ثبات پایدار و عبور از این شرایط ویژه ضروری است که قدرت دفاعی و دیپلماسی یکدیگر را تحت پوشش قرار دهند.
سوال: با توجه به وضعیت سیاسی داخلی آمریکا و انتخابات پیش روی آن، آیا امکان بازگشت به مذاکره وجود دارد؟
واعظی: به نظر میرسد که فضای سیاسی آمریکا و نزدیک شدن به انتخابات میتواند بر رفتار دولت این کشور تأثیرگذار باشد و نشانههایی از تمایل به بازگشت به مسیر گفتگو ممکن است در این چارچوب دیده شود.
برای ایران حیاتی است که از چنین ظرفیتی استفاده نماید بدون اینکه از اصول و خطوط اساسی خود عدول کند. هنر دیپلماسی در همین است که کشور بتواند در شرایط پیچیده، فرصتها را شناسایی کند و آنها را به منافع ملموس تبدیل نماید.
در آخر، مذاکره نه یک هدف مستقل، بلکه ابزاری برای تأمین منافع ملی است. اگر توان دفاعی، ظرفیت سیاسی، موقعیت منطقهای و پشتوانه اجتماعی کشور بتواند در کنار دیپلماسی قرار گیرد، این احتمال وجود دارد که دستاوردهای میدان نیز به نتایج پایدار سیاسی در میز مذاکره تبدیل شود. هدف نهاییهای باید پایان جنگ، حفظ منافع و حقوق ایران و ایجاد شرایطی باشد که امنیت، ثبات و توسعه کشور در بلندمدت تقویت یابد.
2929