پیام ایران به آمریکا
فرارو- سخنرانی مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل را میتوان تلاشی برای ارائه تصویری منسجم از مواضع جمهوری اسلامی ایران در شرایطی دانست که رویارویی ایران با آمریکا و اسرائیل وارد مرحلهای جدیتر شده است. محور اصلی این سخنرانی، پیوند میان دفاع از حاکمیت ملی، حفظ توان بازدارندگی، ادامه برنامه هستهای صلحآمیز، حمایت از فلسطین و در عین حال باز گذاشتن مسیر مذاکره بود. مسعود پزشکیان تلاش کرد این پیام را بهروشنی منتقل کند که از نگاه تهران، «مذاکره» با «تسلیم» یکی نیست. ایران میتواند پای میز گفتوگو بنشیند، اما توافقی را که بر پایه فشار نظامی، تحریم و تهدید شکل گرفته باشد، نمیپذیرد.
به گزارش فرارو، یکی از مهمترین بخشهای سخنرانی مسعود پزشکیان، جایی است که قدرت نظامی ایران را بهعنوان ابزاری برای دفاع و بازدارندگی معرفی میکند نه وسیلهای برای توسعهطلبی. او با اشاره به حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساختها، مدارس، مراکز درمانی و دیگر مراکز ایران، این استدلال را مطرح میکند که تجربه جنگ نشان داده است کشوری که توان دفاع از خود را نداشته باشد، در محیط پرمخاطره امروز بینالمللی، بیش از دیگران در معرض آسیب قرار خواهد گرفت.
در این چارچوب، تقویت توان دفاعی ایران از نگاه تهران یک انتخاب تهاجمی نیست، بلکه ضرورتی برای جلوگیری از تکرار حمله محسوب میشود. مسئله اصلی این است که طرف مقابل بداند هرگونه تجاوز هزینهای خواهد داشت و این هزینه از قبل قابل محاسبه است. از همین زاویه، تأکید مسعود پزشکیان بر اینکه «حمله به شهرهای ایران بدون پاسخ نخواهد ماند» را میتوان بخشی از منطق بازدارندگی دانست؛ یعنی تلاش برای جلوگیری از جنگ از طریق بالا بردن هزینه تصمیم به آغاز جنگ. این موضع در شرایطی مطرح شد که گزارشهای جاری نیز از فاصله قابل توجه تهران و واشنگتن در مذاکرات، در کنار ادامه تلاشهای دیپلماتیک، خبر میدهند.
مسئله هستهای؛ پیوند فناوری، استقلال و توسعه
بخش مهم دیگری از سخنرانی به برنامه هستهای ایران اختصاص داشت. مسعود پزشکیان تأکید کرد که انرژی هستهای برای ایران فقط مسئله غنیسازی نیست و با حوزههایی مانند پزشکی، امنیت غذایی، کشاورزی، تولید انرژی و توسعه علمی ارتباط مستقیم دارد. بنابراین، از نگاه تهران، محدود کردن توان هستهای ایران فقط یک محدودیت فنی محسوب نمیشود، بلکه میتواند بخشی از ظرفیت توسعه ملی کشور را نیز محدود کند.
در همین چارچوب، تأکید بر اینکه ایران به دنبال ساخت سلاح هستهای نیست، در کنار مخالفت با محدودیتهای یکجانبه علیه توان هستهای کشور، دو پیام همزمان دارد. پیام نخست، حفظ موضع رسمی ایران درباره ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای است و پیام دوم، مخالفت با ایجاد تبعیض میان کشورهایی است که از فناوری هستهای برخوردارند.
از منظر دیپلماسی جمهوری اسلامی، این استدلال زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تهران مسئله هستهای را به موضوع استانداردهای دوگانه پیوند میدهد. مسعود پزشکیان با اشاره به وضعیت اسرائیل این پرسش را مطرح میکند که چرا ایران با فشار و تحریم مواجه است، در حالی که اسرائیل تحت نظارتهای مشابه قرار ندارد. این استدلال میتواند در سطح دیپلماتیک برای طرح یک پرسش اساسیتر مورد استفاده قرار گیرد: آیا رژیم عدم اشاعه باید قواعدی یکسان برای همه بازیگران منطقه داشته باشد یا خیر؟
آمریکا و اسرائیل؛ روایت «فشار در برابر مقاومت»
یکی از خطوط اصلی سخنرانی مسعود پزشکیان، تقابل میان «زبان زور» و «زبان دیپلماسی» بود. او تلاش کرد نشان دهد که ایران با اصل مذاکره مخالفتی ندارد، بلکه مسئله تهران با مذاکرهای است که در سایه تهدید نظامی و فشار اقتصادی انجام شود. جمله پایانی او خطاب به دونالد ترامپ نیز همین چارچوب را تکمیل میکند: ایران برای دیپلماسی آمادگی دارد، اما زبان زور را نمیپذیرد.
از نظر راهبردی، این موضع به جمهوری اسلامی اجازه میدهد دو پیام متفاوت را به دو مخاطب منتقل کند. از یک سو، به آمریکا گفته میشود که مسیر مذاکره بهطور کامل بسته نشده است؛ از سوی دیگر، به طرف مقابل هشدار داده میشود که افزایش فشار الزاماً به امتیازدهی ایران منجر نخواهد شد. رویترز نیز در گزارش خود درباره سخنرانی مسعود پزشکیان، همین دو وجه را برجسته کرده و نوشته است که او از یک طرف تسلیم در برابر جنگ و فشار آمریکا را رد کرد و از طرف دیگر بر آمادگی ایران برای دیپلماسی تأکید داشت.
فلسطین؛ تبدیل مسئله منطقهای به مسئله مشروعیت بینالمللی
موضوع فلسطین نیز جایگاه مهمی در سخنرانی مسعود پزشکیان داشت. او غزه را نمادی از ناکامی سازوکارهای بینالمللی در حفاظت از غیرنظامیان معرفی کرد و این استدلال را مطرح کرد که بدون حل مسئله فلسطین، صحبت از صلح پایدار در غرب آسیا امکانپذیر نخواهد بود.
از این منظر، تهران تلاش میکند مسئله فلسطین را از یک موضوع صرفاً ایدئولوژیک فراتر ببرد و آن را در چارچوب حقوق بینالملل، اشغال، حاکمیت و حقوق غیرنظامیان مطرح کند. این رویکرد زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که دبیرکل سازمان ملل نیز در افتتاحیه مباحث عمومی مجمع عمومی بر ضرورت رعایت حقوق بینالملل، توقف جنگ، حفاظت از غیرنظامیان و ادامه توجه به وضعیت فلسطینیان تأکید کرده است.
در نتیجه، استدلال ایران این است که مقاومت در منطقه صرفاً حاصل تصمیم یک بازیگر نیست، بلکه در چارچوب این سخنرانی، واکنشی به اشغال، حمله و محرومیت از حقوق سیاسی و سرزمینی تلقی میشود. چنین چارچوبی بخشی از تلاش ایران برای دفاع از مشروعیت موضع خود درباره فلسطین و محور مقاومت در عرصه بینالمللی است.
تنگه هرمز و ژئوپلیتیک امنیت منطقه
بخش قابل توجه دیگری از سخنرانی به تنگه هرمز و مسیرهای دریایی اختصاص داشت. مسعود پزشکیان تأکید کرد که نمیتوان از یک سو از مسیرهای دریایی منطقه برای تأمین منافع اقتصادی و امنیتی استفاده کرد و از سوی دیگر از همان محیط برای اعمال فشار و انجام عملیات خصمانه علیه ایران بهره گرفت. این موضع نشان میدهد که تهران مسئله هرمز را فقط یک موضوع دریایی نمیداند، بلکه آن را بخشی از معادله امنیت منطقهای و بازدارندگی ایران تلقی میکند. بر اساس این نگاه، ایران تلاش دارد میان امنیت کشتیرانی و امنیت ملی خود ارتباط برقرار کند و این پیام را منتقل کند که امنیت دریایی پایدار بدون در نظر گرفتن منافع کشورهای ساحلی امکانپذیر نیست.
حتی در سطح سازمان ملل نیز درباره بحران هرمز و پیامدهای گستردهتر آن برای امنیت منطقه، کشتیرانی و اقتصاد جهانی بحث شده و مقامهای سازمان ملل بر ضرورت بازگشت به دیپلماسی و رعایت حقوق بینالملل تأکید کردهاند.
یکی از نکات مهم دیگر در سخنرانی مسعود پزشکیان، نوع نگاه ایران به کشورهای همسایه بود. او تصریح کرد که ایران همسایگان خود را رقیب امنیتی نمیداند و خواهان قدرتمند بودن آنهاست. این گزاره از نظر راهبردی اهمیت دارد، زیرا تلاش میکند تصویر «ایران در برابر همسایگان» را به تصویری متفاوت، یعنی «ایران و همسایگان در برابر ناامنی منطقهای» تبدیل کند. بر اساس این رویکرد، امنیت غرب آسیا باید توسط خود کشورهای منطقه ساخته شود و قدرتهای خارجی نباید تعیینکننده نظم امنیتی منطقه باشند. این نگاه با ایده امنیت جمعی منطقهای همخوانی دارد و میتواند مبنایی برای توسعه روابط ایران با کشورهای عربی خلیج فارس و سایر همسایگان قرار گیرد.
در مجموع، سخنرانی مسعود پزشکیان را میتوان بر چهار ستون اصلی استوار دانست: بازدارندگی، استقلال، مقاومت و دیپلماسی. پیام تهران این نیست که مذاکره کنار گذاشته شده است؛ بلکه این است که مذاکره زمانی میتواند به نتیجه برسد که از فشار نظامی و تهدید جدا شود. همزمان، ایران تأکید میکند که توان دفاعی و هستهای خود را بخشی از ظرفیت استقلال و توسعه ملی میداند و حاضر نیست صرفاً در نتیجه فشار خارجی آن را کنار بگذارد.
از منظر منافع جمهوری اسلامی ایران، مهمترین ظرفیت این موضع در آن است که میان قدرت و دیپلماسی تضاد ایجاد نمیکند. در این روایت، قدرت نظامی برای جلوگیری از جنگ، توان هستهای برای توسعه و استقلال، مقاومت برای جلوگیری از تحمیل اراده خارجی و دیپلماسی برای حل اختلافات به کار گرفته میشوند. بنابراین، پیام نهایی سخنرانی را میتوان چنین خلاصه کرد: ایران آماده گفتوگو است، اما گفتوگو را زمانی مشروع و پایدار میداند که بر مبنای احترام متقابل، حقوق برابر، حاکمیت ملی و کنار گذاشتن استانداردهای دوگانه شکل گیرد.