هزینه استقلال
اوایل انقلاب بود. همکاران ما در ایرنا، مسئولان را دعوت میکردند تا با حضور در سازمان، ضمن بازدید از بخشهای مختلف، به پرسشهای خبرنگاران پاسخ دهند.
آن روز، شهید مظلوم آیتالله دکتر بهشتی برای حضور در ایرنا دعوت شده بود. خبرنگار حوزه قضایی از چند روز قبل پیگیر هماهنگی این دیدار بود. من نیز برای احترام به میهمان همراه با خبرنگار به عنوان میزبان، خودم را به درِ ورودی سازمان رساندم.
خبرنگار خوشحال بود که سرانجام موفق شده بود شهید بهشتی را برای حضور در ایرنا دعوت کند. در ساعت هماهنگشده، شهید بهشتی تشریف آوردند. برای عرض سلام و خیرمقدم خدمت ایشان بودیم که متواضعانه و با لبخند وارد آسانسور شدند.
داخل آسانسور فقط سه نفر بودیم؛ خبرنگار و من به عنوان میزبان و شهید مظلوم بهشتی به عنوان میهمان.
خبرنگار دکمه طبقه پنجم را زد، اما متأسفانه آسانسور خراب شد و حرکت نکرد. ما از این اتفاق ناراحت و شرمنده بودیم. شهید بهشتی متوجه ناراحتی ما شدند و با همان آرامش و لبخند همیشگی فرمودند: «ناراحت نباشید؛ هزینه استقلال است.» همین یک جمله، فضای آن لحظه را تغییر داد. از پاسخ ایشان خوشحال شدیم و ضمن عذرخواهی، از پلهها خود را به اتاق خبر رساندیم.
شهید عزیز، بدون آنکه کوچکترین اشارهای به مشکل پیشآمده کنند، با همان متانت و لبخند، رهنمودهای خود را برای همکاران آن روز ایرنا بیان فرمودند.
آن روز، میهمان ما فقط برای پاسخگویی به پرسشهای خبرنگاران نیامده بود؛ خودِ رفتار و منش او یک درس بزرگ بود.
شهید بهشتی در یک جمله کوتاه، هم سختیهای مسیر استقلال را پذیرفت و هم به ما آموخت که برای استقلال، باید هزینههای آن را نیز با صبوری و سربلندی پذیرفت.
سالها از آن روز گذشته است، اما آن جمله همچنان در ذهنم مانده است: «هزینه استقلال است.»
روح بلند آن شهید عزیز، در اعلیعلیین میهمان سیدالشهدا(ع) باد.
*روزنامه نگار و مدرس دانشگاه