عربستان در محاصره؛ چرا ریاض دیگر نمیتواند روی آمریکا حساب کند؟
فرارو – نیکلاس گراسمن، استاد روابط بینالملل در دانشگاه ایلینوی، سردبیر نشریه «آرک دیجیتال» و نویسنده کتاب «پهپادها و تروریسم»
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، عربستان سعودی در شرایطی دشوار قرار گرفته است؛ کشوری که بخش مهمی از نفوذ جهانی خود را از جایگاهش بهعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت و درآمدهای حاصل از آن به دست آورده، اکنون با تهدیدهایی در خلیج فارس و دریای سرخ مواجه است. نفتکشهای سعودی در خلیج فارس با محدودیت و تهدید روبهرو هستند و در پی حمله پهپادی، یکی از مهمترین خطوط انتقال نفت این کشور نیز از مدار خارج شده است. در این شرایط، مشکل اصلی ریاض تنها افزایش تهدیدهای امنیتی نیست؛ بلکه این نگرانی است که متحد و ضامن امنیتی دیرینه آن یعنی آمریکا، دیگر توان یا اراده لازم برای مهار بحران را ندارد.
پایان یک توافق امنیتی چند دههای
از زمان جنگ جهانی دوم و بهویژه پس از پایان جنگ سرد، امنیت خاورمیانه تا حد زیادی بر یک توافق نانوشته استوار بود: آمریکا با تکیه بر برتری نظامی خود، ثبات نسبی منطقه را حفظ میکرد، از آزادی کشتیرانی و جریان نفت حمایت میکرد، ایران را مهار میکرد و در زمینه دفاع هوایی و امنیت دولتهای متحد نقش داشت. در مقابل، عربستان و کشورهای کوچکتر خلیج فارس از جمله کویت، بحرین، قطر و امارات، میزبان پایگاههای نظامی آمریکا بودند، در مبارزه با تروریسم همکاری میکردند و به حفظ جریان نفت کمک میکردند.
جنگ خلیج فارس در سالهای ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ نمونهای از عملکرد این سازوکار بود؛ زمانی که ائتلاف به رهبری آمریکا مانع تصرف میادین نفتی عربستان توسط عراق شد و نیروهای عراقی را از کویت عقب راند. با این حال، نویسنده استدلال میکند که حمله دولت دونالد ترامپ به ایران این ترتیبات را بهشدت تضعیف کرده و ریاض اکنون جایگزین مشخصی برای تضمین امنیتی آمریکا ندارد.
فشار همزمان بر صنعت نفت عربستان
بخش قابل توجهی از میادین نفتی و پالایشگاههای عربستان در نزدیکی خلیج فارس قرار دارند؛ منطقهای که در پی بسته شدن تنگه هرمز با محدودیتهای جدی روبهرو شده است. عربستان برای چنین شرایطی از قبل یک مسیر جایگزین ایجاد کرده بود: خط لوله شرق -غرب که مناطق خلیج فارس را به بنادر و پالایشگاههای واقع در ساحل دریای سرخ متصل میکند.
این خط لوله پس از آغاز جنگ اهمیت بیشتری پیدا کرد. پیش از بحران، روزانه حدود یک میلیون بشکه نفت از طریق آن منتقل میشد، اما پس از محدودیت در تنگه هرمز، ظرفیت انتقال آن به حدود چهار تا پنج میلیون بشکه در روز افزایش یافت. با این حال، حملات بعدی به این زیرساخت نیز آسیبپذیری عربستان را آشکار کرد.
حوثیها؛ تهدیدی از دریای سرخ تا ریاض
در ماه ژوئیه، حوثیهای یمن از محاصره کشتیرانی عربستان در دریای سرخ خبر دادند و حملات خود به کشتیها در اطراف بابالمندب را افزایش دادند. تصرف بندر مخا و یک جزیره در نزدیکی بابالمندب نیز توان این گروه برای تهدید کشتیرانی سعودی را افزایش داده است.
همزمان، گروههای شبه نظامی عراق نیز با استفاده از پهپاد به عربستان حمله کردهاند. یکی از این حملات به ایستگاه پمپاژ آسیب زد و موجب توقف خط لوله شرق - غرب شد؛ اختلالی که ممکن است بیش از یک ماه ادامه پیدا کند. در اواسط سپتامبر نیز گزارشهایی درباره توقف بارگیری نفت در بندر ینبع منتشر شد و گفته شد پالایشگاههای اروپایی برای مدتی محمولهای از عربستان دریافت نخواهند کرد. در همین هفته، حملات حوثیها به عربستان گسترش یافت و ریاض، فرودگاه اصلی پایتخت و برخی تأسیسات نفتی نیز هدف قرار گرفتند.
درخواست کمک از واشنگتن و پاسخ ترامپ
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، پس از حمله به خط لوله با دونالد ترامپ تماس گرفت و خواستار حمله آمریکا به حوثیها برای متوقف کردن پیشروی آنها شد، اما کاخ سفید این درخواست را نپذیرفت. دونالد ترامپ نیز در اظهاراتی درباره یمن گفت حوثیها تمایلی به درگیری با آمریکا ندارند و ترجیح میدهند واشنگتن وارد جنگ نشود.
این موضع برای ریاض اهمیت زیادی دارد؛ زیرا عربستان در حالی با حملات نیروهای متحد ایران از چند جبهه روبهرو شده که توان نظامی داخلی آن برای مقابله مستقل با این تهدیدها محدود توصیف شده است. عربستان سالها در جنگ یمن از دولت این کشور حمایت کرده و حملات هوایی انجام داده، اما نتوانسته حوثیها را شکست دهد.
سرمایهگذاری سیاسی ریاض روی ترامپ
نویسنده، وضعیت کنونی را در ادامه رابطهای میبیند که در سالهای گذشته بیش از گذشته بر روابط شخصی و مالی میان ریاض و حلقه نزدیک دونالد ترامپ استوار شده است. عربستان پس از پیروزی ترامپ در سال ۲۰۱۶ سرمایهگذاری گستردهای در هتلهای او انجام داد و دونالد ترامپ نیز در نخستین سفر خارجی دوران ریاستجمهوری خود به عربستان رفت و توافق تسلیحاتی بزرگی با این کشور امضا کرد.
پس از آن، روابط میان محمد بن سلمان و جرد کوشنر، داماد ترامپ و فرستاده او در امور بینالمللی، نیز گسترش یافت. عربستان پس از پایان دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، از طریق سرمایهگذاریهای مختلف همچنان روابط اقتصادی خود با مجموعههای مرتبط با ترامپ را حفظ کرد. مهمترین نمونه، اختصاص دو میلیارد دلار از سوی صندوق ثروت ملی عربستان به شرکت سرمایهگذاری جدید کوشنر بود؛ اقدامی که حتی با مخالفت برخی مدیران صندوق و انتقاد از وضعیت شرکت کوشنر همراه شد.
جنگ ایران؛ نقطه تغییر محاسبات ریاض
با بازگشت ترامپ به قدرت، به نظر میرسید ریاض بار دیگر از نزدیکی سیاسی و اقتصادی با واشنگتن سود خواهد برد، اما حمله آمریکا به ایران محاسبات عربستان را تغییر داد. ریاض ابتدا تلاش کرد از درگیری فاصله بگیرد و همزمان در پشت پرده خواستار تغییر حکومت ایران شد. با ادامه جنگ و شکست این مسیر، عربستان از آتشبس و مذاکره حمایت کرد.
پس از شکست تفاهم میان آمریکا و ایران و ادامه حملات، نیروهای حوثی و شبه نظامیان عراقی فعالتر شدند و عربستان از چند جهت تحت فشار قرار گرفت. از نگاه نویسنده، این وضعیت باعث شده ریاض احساس کند سیاست آمریکا نهتنها بحران منطقهای را حل نکرده، بلکه پیامدهای امنیتی مستقیم آن متوجه عربستان شده است.
عربستان میان وابستگی امنیتی و کاهش اعتماد
تجربه عملیات آمریکا علیه حوثیها نیز برای سعودیها هشداردهنده است. در سال ۲۰۲۵، واشنگتن حملات هوایی گستردهای را علیه مواضع حوثیها آغاز کرد و هدف خود را بازگرداندن آزادی کشتیرانی اعلام کرد، اما پس از حدود یکونیم ماه و صرف حدود یک میلیارد دلار مهمات، بدون توقف کامل حملات حوثیها، عملیات را متوقف کرد.
این وضعیت، عربستان را به سمت راهکارهایی مانند انتقال نفت از نفتکش به نفتکش در نزدیکی سواحل عمان سوق داده است، اما این روش نمیتواند تمام ظرفیت از دسترفته را جبران کند. در نتیجه، حتی زیرساختهایی که برای دور زدن بحران طراحی شده بودند، خود به اهدافی آسیبپذیر تبدیل شدهاند.
توافق هستهای؛ تنها دستاورد باقیمانده؟
در کنار بحران امنیتی، توافق هستهای احتمالی میان آمریکا و عربستان یکی از معدود دستاوردهای مورد اشاره در روابط دو کشور است. این توافق میتواند زمینه غنیسازی اورانیوم در عربستان را با محدودیتهای نظارتی کمتر فراهم کند؛ موضوعی که به دلیل خطر اشاعه هستهای، در دولتهای پیشین آمریکا با احتیاط بیشتری دنبال میشد.
با این حال، اجرای توافق نیز با مانع سیاسی روبهروست. ترامپ گفته است این توافق به شناسایی اسرائیل از سوی عربستان وابسته است، در حالی که ریاض اعلام کرده بدون ایجاد مسیر مشخص برای تشکیل کشور فلسطین حاضر به عادیسازی روابط با اسرائیل نیست. بنابراین حتی این توافق نیز با مجموعهای از موانع منطقهای و سیاسی مواجه است.
یک محاسبه پرهزینه برای ریاض
در نهایت، نویسنده استدلال میکند که عربستان در سالهای گذشته بر این باور بوده که میتواند با استفاده از منابع مالی خود، روابط نزدیکی با واشنگتن ایجاد کند و در عین حال از حمایت امنیتی و ثبات آمریکا بهره ببرد. اما بحران کنونی نشان میدهد روابط مالی و سیاسی لزوماً به معنای توانایی یک دولت برای تأمین امنیت متحدانش نیست.