کیهان از آتش موشک علیه محاصره نوشت
این روزها در حالی که شیپور رسانهای برای برجستهسازی دیپلماسی در نیویورک به صدا درآمده، دادههای میدانی بوی جنگ میدهند. آمریکا به دنبال یک نبرد ترکیبی تمامعیار است؛ نبردی که در جدیدترین پرده آن، «محاصره هوایی» به محاصره دریایی کشورمان اضافه شده است.
۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی و تعیین اول مهرماه بهعنوان ضربالاجل تهدید شرکتهای خدماتدهنده به «حذف از سیستم دلاری»، تلاش کرد شریانهای هوائی کشور را مسدود کند. اگرچه با عبور از این تاریخ برخی کشورهای منطقه نظیر عراق، جمهوری آذربایجان، گرجستان، امارات، عمان، قطر و...، با فرمان آمریکا وارد کارزار محاصره شدهاند.
اما پاسخ مقامات مسئول روشن و صریح بوده است. سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی با هشداری قاطع به پایتختهای همجوار تاکید کرد: «اگر نگذارند هواپیماهای ایران سفر کنند، فرودگاههای آنان هم نمیتوانند پرواز داشته باشند.»
محمد مخبر، دستیار ویژه رهبر انقلاب نیز در موضعی شفاف خاطر نشان ساخت: «پرواز در منطقه یا برای همه آزاد است یا برای هیچکس. اگر ایران امکان پرواز و دریافت خدمات فرودگاهی نداشته باشد، هیچ کشوری در منطقه این امکان را نخواهد داشت.» این موضعگیریها پیام روشنی دارد؛ اینکه ایران معادلات محاصره را متقابلاً به حامیان آن تحمیل خواهد کرد.
چرا دادن «پالس ضعف» خطای استراتژیک است؟
در شرایطی که واشنگتن با گسیل انبوه هواپیماهای سوخترسان به منطقه و رد قطعنامه محدودیت اختیارات جنگی ترامپ در مجلس سنا (با ۴۹ رای موافق در برابر ۵۰ مخالف) رسماً آرایش تجدید قوا گرفته، متاسفانه برخی سیگنالهای داخلی ضربه مهلکی به اعتبار بازدارندگی کشور میزند!
طرح عراقچی مطرحشده در نیویورک مبنی بر اینکه «در صورت موافقت آمریکا، تنگه هرمز ظرف
۷ روز بازگشایی و مذاکرات از سر گرفته میشود» و اظهارات رئیسجمهور با مضمون عجله برای توافق پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا، چیزی جز پالس ضعف به کاخ سفید نیست!
گره زدن بازگشایی آبراه استراتژیک هرمز به پروسه بیضمانت دیپلماتیک و نادیده گرفتن حقوق متقابل کشور، فرصت تنفس اساسی به آمریکا و نوچههای منطقهایاش
میدهد.
فراموش نکنیم که تنگه هرمز نبض انرژی و تجارت جهان است. عبور روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت (معادل یکپنجم تجارت جهانی نفت) تنها بخشی از اهمیت آن است. طبق آمار، ۴۳ درصد واردات آلومینیوم خام ترکیه، ۲۶ درصد ژاپن، ۱۸ درصد کره جنوبی و ۱۶ درصد خود آمریکا از هرمز میگذرد. ۵۵ درصد گوگرد اندونزی، ۴۸ درصد چین و ۴۱ درصد هند نیز وابسته به این آبراه تحت کنترل ایران است.
همین قدرت بود که رسانهها و اندیشکدههای غربی را به اعتراف واداشت؛ رویترز اذعان کرد تسلط بر هرمز برای ایران یک «سلاح طلایی» و کارآمدتر از پرونده هستهای است و روزنامه تلگراف انگلستان صراحتاً نوشت: «تنگه هرمز برای ایران سلاحی مرگبارتر از بمب اتم است که نبض اقتصاد جهانی را در دست تهران قرار میدهد.»
تثبیت این موازنه متقابل، حاصل دههها جانفشانی در طرحهای پدافندی چون «دفاع موزائیکی» و توسعه قدرت موشکی است. با این اوصاف، آیا باید این اهرم طلایی که دشمن را در خفقان اقتصادی قرار داده، بیدرنگ در رؤیای مذاکره حراج شود؟
آتش در جواب محاصره
آمریکا و همپیمانان منطقهایاش متوجه این واقعیت نیستند که فشار بیشتر بر تهران، زیرساختها و شریانهای چند میلیارد دلاری خودشان را هدف مستقیم تلافیجویانه قرار میدهد.
اقتصاد منطقهای کاملاً درهمتنیده است و اگر قرار باشد ایران از حق طبیعی تجارت و پرواز محروم شود، هیچ نقطه امنی در زیرساختهای کشورهای همدست باقی نخواهد ماند.
پاسخ ایران به محاصره هوائی و دریایی، محدود به گزارههای دفاعی نخواهد بود. صرفاً در یک فقره، بیش از ۴۳۰ شرکت چندملیتی غالباً آمریکایی در زیستبوم فناوری منطقه (از جمله غولهایی نظیر گوگل، آمازون، سیسکو، اینتل، مایکروسافت، انویدیا، متالو و...) مستقر هستند که سهمی ۹۱ درصدی در ارزش معاملات فناوری، ۶۰ درصد صادرات هایتک و ۴۰ درصد هزینههای تحقیق و توسعه رژیم تروریست آمریکا را بر عهده دارند.
پیام جدی و صریح جمهوری اسلامی ایران به واشنگتن و حامیان منطقهایاش این است که چنانچه آمریکا و همپیمانانش علیه ایران اسلامی مرتکب خطایی شوند یا محاصره هوائی و دریایی را ادامه دهند، تمام تاسیسات نفتی، مراکز پایگاهی و غولهای فناوری و اقتصادی آمریکا در منطقه بدون هیچ ملاحظهای هدف ضربات موشکی دقیق، مستمر و دردناک قرار
خواهند گرفت.
کشورهای همسایهای که ترانزیت هوائی و دریایی خود را در اختیار شیطان بزرگ بگذارند، شریک جرم بوده و دیگر نباید انتظار خویشتنداری از نیروهای مسلح ایران داشته باشند. ما به ازای هر تحریم و محاصره، شریانهای حیاتی آمریکا و متحدانش به آتش کشیده