همبستگی ملی: از همافزایی تا تعامل
رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل، از ایرانی صحبت کرد که هیچگاه برای دفاع از خود نیازی به اجازه ندارد و در راه دستیابی به صلح، از گفتوگو فرار نمیکند. در این سخنرانی، تصویری از کودکان آسیبدیده در جنگ و نیز روایت استقامت مردم در کنار موضع شفاف ایران در مورد صلح به نمایش درآمد. این دو عنصر، اجزای یک پیام واحد را تشکیل میدهند: ما به دنبال امنیت و آسایش برای مردم خود هستیم و برای حفاظت از آن، با تمام قدرت ایستادگی خواهیم کرد.
آقای پزشکیان در بخشی از سخنانش جملهای بیان کرد که برای ما در حوزه دولت معنا و تفسیری فراتر از یک موضع بینالمللی دارد: «مردم منبع قدرت ما هستند و ما در کنار قدرت مردم ایستادهایم.» این عبارت، نشاندهندهی دیدگاه دولت به منبع قدرت ایران است. مردم، در ایام تهدید، با وجود تمام چالشهایی که بر زندگی آنان وارد شد، ارتباط خود را با کشور حفظ کردند. دولت این همسویی را دیده و به آن اهمیت میدهد؛ این همراهی نیاز به احترام دارد و باید با خدمت، صداقت و پاسخگویی به آن پاسخ داده شود.
سخنرانی رئیسجمهور فرصتی را فراهم آورد تا این نقطه اشتراکی را در میان دیدگاههای متفاوت مشاهده کنیم. حمایتهایی که از موضع او در ارتباط با دفاع از ایران و کوشش برای صلح ابراز شد، حاکی از آن است که میتوانیم حول سرنوشت کشور گرد هم آییم. تأکید سیدمحمد خاتمی بر اهمیت وحدت ملی نیز در این راستا ارزشمند است. از دید ما، هر صدایی که مردم و جریانهای سیاسی را به مشارکت در آینده ایران دعوت میکند، به تقویت این سرمایه مشترک کمک مینماید. ما در دولت از چنین همیاریهایی استقبال میکنیم، زیرا عبور از شرایط سخت مستلزم استفاده از همه ظرفیتهای کشور است.
وحدت ملی برای ما به معنای کنار گذاشتن تفاوتها نیست. طبیعی است که مردم در مورد مسائل کشور، عملکرد دولت و راهحلهای موجود، نظرات متفاوتی داشته باشند. آنچه ما را به هم مرتبط میکند، تعلق به ایران و احساس مسئولیت نسبت به آینده آن است. این وحدت باید شامل همه اقشار مردم باشد؛ بدون توجه به جایگاه اجتماعی، گرایش سیاسی، باورها یا نگاهشان به دولت. چه کسانی که از تصمیمی حمایت میکنند و چه آنهایی که در مورد همان تصمیم سؤال یا انتقاد دارند، هر دو بخشی از این گفتوگوی ملی محسوب میشوند.
ما در دولت بهخوبی آگاهیم که وحدت تنها از طریق دعوت و سخنرانی محقق نمیشود. وحدت در تجارب مردم از رفتار نهادها شکل میگیرد: اینکه با آنان با احترام سخن بگوییم، مشکلات زندگیشان را درک کنیم و در مورد تصمیمهایی که بر زندگی آنها تأثیر میگذارد، توضیح دهیم. وقتی از موضوعاتی همچون معیشت، اشتغال، آموزش، سلامت یا حقوق شهروندی سخن میگوییم، در واقع در حال بیان دغدغههای واقعی خانوادههای ایرانی هستیم. پاسخگویی به این دغدغهها بخشی از وظایف روزمره ما در راستای تقویت انسجام کشور است.
همراهی مردم در دوران جنگ به ما نشان داد که مردم با وجود تمام تفاوتها، نسبت به ایران احساس مسئولیت عمیق دارند. اکنون وظیفه ماست که برای حفظ و گسترش این همیاری، مسیر مشارکت آنها را در اداره امور بازتر کنیم. دولت میتواند با گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی به گفتوگو بپردازد؛ از تجربیات کسانی که مستقیماً با مسائل روزمره درگیرند بهرهبرداری کند و از نقد کسانی که نقاط ضعف را به ما یادآوری میکنند، استفاده کند. هر زمان که بتوانیم تصمیمات را با شناخت بهتر اصلاح کنیم، به اعتبار عمومی و به دنبال آن، به وحدت ملی یاری رساندهایم.
این مسئولیت همچنین در زمینه اطلاعرسانی محسوس است. لازم است با مردم بهطور صادقانه درباره آنچه انجام دادهایم و آنچه که هنوز به نتیجه نرسیده گفتوگو کنیم. باید پیگیر مطالباتی باشیم که به دولت میرسد و تا حد امکان نتایج آن را به همان افرادی که مطرح کردهاند، بازگردانیم. شنیدن تنها زمانی معنا پیدا میکند که بر فرآیند تصمیمگیری و پاسخگویی ما تأثیر بگذارد. به همین دلیل، ارتباط دولت با مردم باید پیوسته و مستمر باشد؛ جریانی که در آن هم توضیح میدهیم و هم میآموزیم.
رئیسجمهور در سازمان ملل با اتکا به مردم از حق ایران برای دفاع و صلح سخن گفت. پشتوانه این بیان، وحدتی است که بتواند همه ایرانیان را در بر بگیرد. وظیفه ما در دولت، حفظ این وحدت در عمل است. مردم باید احساس کنند که قدرتمندند؛ احساس کنند که صدای درخواستها و خواستههایشان شنیده میشود و مورد توجه قرار میگیرد و همچنین نفوذی در تصمیمگیریهای مؤثر بر آینده ایران دارند.
**سخنگوی دولت