استیضاح به شیوه احمدینژاد/ آینده عراقچی چه خواهد بود؟
کارل مارکس یک جمله مشهور از هگل نقل کرده که میگوید رویدادها و شخصیتهای بزرگ تاریخ به دو شکل تکرار میشوند؛ بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به شکل کمدی. با اندکی شفافسازی، میتوان این گفته را به دو واقعه از سیاست خارجی ایران در دو دهه اخیر تعمیم داد؛ دو واقعهای که در هر دو، وزیر امور خارجه در جریان ماموریتی دیپلماتیک با چالشهایی از سوی داخل کشور مواجه شده است، اما اینبار تنشها نه در دولت، بلکه در شورای اسلامی روی میدهد.
به نقل از روزنامه اعتماد، در آذرماه ۱۳۸۹، منوچهر متکی، وزیر امور خارجه دولت محمود احمدینژاد، به منظور انتقال پیام رئیسجمهور به سنگال سفر کرده بود که ناگهان خبر برکناری او منتشر شد. متکی بعداً تصریح کرد که از تصمیم برکناری خود قبل از سفر و یا در حین ماموریتش بیخبر بود و این اقدام را «غیر اسلامی، غیر متعارف سیاسی و توهینآمیز» خواند. اکنون،
۱۵ سال بعد، صحنهای متفاوت اما آشنا در حال وقوع است. عباس عراقچی در نیویورک در یکی از حساسترین زمانها مشغول رایزنیهای دیپلماتیک ایران است؛ در همین حین، امیرحسین ثابتی، نماینده تهران، طرح استیضاح وزیر خارجه را شروع کرده و چند نماینده دیگر نیز از اعمال نظارتهای مجلس، از جمله استیضاح، سخن به میان آوردهاند. تفاوت وضعیت فعلی این است که موضوع استیضاح، ملاقات عراقچی با نمایندگان آمریکا در نیویورک میباشد؛ دیداری که روایتهای بسیار متفاوتی درباره مجوز و سطح هماهنگی آن در میان نمایندگان وجود دارد.
از یک سو، ثابتی و برخی از نمایندگان این دیدار را بدون مجوز میدانند و از سوی دیگر، مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی، اعلام کرده که بررسیهای او نشان میدهد عراقچی برای این ملاقات مجوز داشته است. همچنین فداحسین مالکی، اصل دیدار را در قالب رایزنی دیپلماتیک مناسب ارزیابی کرده است. در همین حال، اظهارات محسن رضایی از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا اگر روایت او از تصمیمگیری درباره انتقال شروط ایران به طرف آمریکایی به عنوان مبنا قرار گیرد، سپس سوال اصلی دیگر فقط عملکرد عراقچی نیست، بلکه این است که آیا این اقدام که برخی نمایندگان آن را «بدون هماهنگی» خواندهاند، اساساً در چارچوب یک تصمیم رسمی و هماهنگ شده صورت گرفته یا خیر. در حال حاضر، تاریخ شاید به طور دقیق تکرار نشده باشد، اما یک صحنه آشنا دوباره در کانون سیاست ایران قرار گرفته است؛ وزیر خارجه در میانه یک ماموریت و تحت فشار سیاسی از تهران.
موضوع چیست؟
عباس عراقچی در روزهایی که موضوع ایران و آمریکا از تنش نظامی به مذاکرههای سیاسی دوباره به مرکز دیپلماسی تبدیل شده، با یک جبهه جدید در داخل کشور روبهرو شده است؛ جبههای که این بار نه در واشنگتن یا نیویورک، بلکه در مجلس شورای اسلامی شکل گرفته و به عملکرد وزیر امور خارجه در خلال مذاکرات اخیر با طرف آمریکایی مربوط میشود. این ماجرا از گزارشی درباره دیدار عباس عراقچی با استیو ویتکاف در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل آغاز شد؛ ملاقاتی که از روز نخست درباره نحوه انجام، سطح هماهنگی و هدف آن روایتهای متنوعی منتشر شده است. امیرحسین ثابتی، نماینده تهران، با ارسال نامهای به محمدباقر قالیباف اعلام کرد طرح استیضاح عراقچی را در سامانه مجلس ثبت کرده و دیدار وزیر خارجه با مقامهای آمریکایی را یکی از محورهای انتقادی خود معرفی کرده است.
ابراهیم رضایی همچنین در شبکه اجتماعی ایکس خواستار توضیحات عراقچی درباره مجوز و مدیریت این دیدار شده و آن را «غیرقانونی» خوانده است. حسینعلی حاجیدلیگانی نیز از کاربرد ابزارهای نظارتی مجلس، از جمله استیضاح، سخن گفت، اما روایت برخی نمایندگان مجلس در این باره متفاوت است. مجتبی زارعی تصریح کرده است که طبق تحلیلهای او، عراقچی برای این دیدار مجوز داشته و در واقع مجری تصمیمات مجموعه حاکمیتی بوده است.
همین تضاد در روایت، سوال اصلی این گزارش را تشکیل میدهد؛ آیا آنچه تحت عنوان محور استیضاح اعلام شده، واقعاً اقدامی خارج از چارچوب تصمیمگیری کشور بوده یا اختلاف بر سر نوع اجرای تصمیمی است که از قبل در ساختارهای رسمی اتخاذ شده است؟ این موضوع با اظهارات محسن رضایی درباره تصمیمگیری برای انتقال شروط ایران به طرف آمریکایی، اهمیت بیشتری پیدا میکند و در حال حاضر، مجلس به یکی از کانونهای اصلی این اختلاف تبدیل شده است.
فهرست منتقدان و موافقان استیضاح همیشه به جلیلی برمیگردد!
موضوع استیضاح عباس عراقچی از زمانی جدیتر شد که امیرحسین ثابتی، نماینده تهران، در شورای اسلامی اعلام کرد طرح استیضاح وزیر امور خارجه را رسماً به ثبت رسانده است. ثابتی که در جمع نیروهای سعید جلیلی مطرح است، در توضیح عمل خود، ملاقات عراقچی با استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ را یکی از محورهای اصلی انتقادات خود قرار داده و ادعا کرده است که این ملاقات بدون مجوز انجام شده است.
در نامهای که به محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ارسال شده، خواستار ارجاع طرح استیضاح به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی شده است. ثابتی همچنین در متن ارسالی، به عملکرد وزارت خارجه در مذاکرات، دیپلماسی اقتصادی و برخی انتصابات این وزارتخانه انتقاد کرده است. در ادامه، حسینعلی حاجیدلیگانی، نماینده شاهینشهر و عضو هیئترئیسه مجلس از پیگیری استیضاح سخن گفت و اشاره کرد که مجلس از ابزارهای نظارتی خود به جد استفاده خواهد کرد و پیش از این نیز بر این عقیده بوده که عراقچی گزینه مناسبی برای وزارت خارجه نبوده است.
به این ترتیب، استیضاح از یک اقدام انفرادی ثابتی فراتر رفته و به موضوعی تبدیل شده که چندین نماینده اصولگرا به آن واکنش نشان دادهاند. علی خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز با بیان نکات صریحتر از دیگران، اعلام کرد که استیضاح عراقچی در دست بررسی قرار گرفته است. خضریان با انتقاد از ملاقات وزیر خارجه با مقامهای آمریکایی، خواستار شفافسازی درباره مبنای این ملاقات و مجوز آن شده و با توجه به عملکرد عراقچی، درباره ادامه حضور او در وزارت امور خارجه ابراز نگرانی کرد. او همچنین در مورد حضور یکی از اعضای هیئت ایرانی در سالن سازمان ملل هنگام سخنرانی ترامپ به عنوان یکی دیگر از مسائل مورد بحث اشاره کرد.
ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز از منتقدان این دیدار به شمار میرود. او در اظهارنظرهایی که درباره ملاقات عراقچی و ویتکاف مطرح کرد، گفت تا آنجا که اطلاعات دارد، وزیر خارجه برای چنین ملاقاتی مجوزی نداشته است. رضایی همچنین تاکید کرده است که مجلس در برابر این عمل سکوت نخواهد کرد و از پیگیری موضوع در مجلس خبر داد. به گفته او، شروط ایران پیشتر از طریق واسطهها منتقل شده بود و بنابراین ضرورتی برای چنین دیداری وجود نداشته است. همچنین در میان نمایندگانی که به ثبت یا پیگیری استیضاح اشاره کردهاند، برخی دیگر نیز درخواستهایی علیه عملکرد عراقچی دارند. برخی چهرههای سیاسی مرتبط با جریان اصولگرا خواستار پاسخگویی وزیر خارجه شدهاند و رسانههای همسو با این جریان نیز ملاقات نیویورک را به عنوان یکی از نکات نیازمند توضیح برجسته کردهاند.
با این حال، در خود مجلس مواضع یکدست نیست و در این نکته اهمیت ویژهای وجود دارد؛ زیرا در مقابل این گروه، نمایندگانی نیز فعّالیت دارند که روایت «اقدام بدون مجوز» را تأیید نمیکنند و بر این باورند که باید میان مذاکرات دیپلماتیک و مذاکرات رسمی تفکیک کرد. به طور علنی تا به امروز چهرههای «امیرحسین ثابتی، حسینعلی حاجیدلیگانی، علی خضریان و ابراهیم رضایی» در زمره افرادی قرار دارند که صراحت بیشتری نسبت به استیضاح یا اقدام پارلمانی علیه عراقچی ابراز کردهاند. محتوای اصلی انتقادات این چهرهها، بدrather از «عملکرد عمومی وزارت خارجه» بر «ملاقات عراقچی با ویتکاف و مسئله مجوز و هماهنگی آن» متمرکز شده است؛ مسئلهای که اظهارات اخیر دبیر شورای عالی امنیت ملی آن روایت «بدون هماهنگی» را زیر سؤال میبرد.
تصمیم نظام یا اقدام شخصی؛ روایت محسن رضایی از ماموریت عراقچی
در حالی که تعدادی از انتقادهای مطرح شده علیه عباس عراقچی بر اساس یک تصویر مشخص استوار شده، دبیر شورای عالی امنیت ملی سخنان چنین انگیزه و محوریت اصلی استیضاح را به چالش میکشد. اینکه وزیر امور خارجه در نیویورک بدون هماهنگی با نهادهای تصمیمگیر با استیو ویتکاف دیدار کرده، با اظهارات محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، مغایرت دارد. او زاویه متفاوتی از نحوه تصمیمگیری درباره ماموریت عراقچی ارائه میدهد.
رضایی چهارشنبه شب گذشته در گفتوگو با شبکه خبر درباره رایزنیهای ایران و آمریکا توضیح داد که پیش از سفر وزیر امور خارجه به نیویورک، در جلسهای با حضور مسعود پزشکیان و عباس عراقچی مقرر گردید که شروط ایران به طرف آمریکایی منتقل شود. او تاکید کرد که «بحث جدید و شرط جدیدی مطرح نیست» و موضوع، انتقال شروط ایران بوده است. رضایی همچنین افزود که عراقچی قرار بوده در جریان سفر خود به نیویورک، شروط ایران را «از طریق واسطهها» به آمریکا ابلاغ کند و این شروط در اختیار کشورهایی چون قطر و پاکستان قرار گرفته است.
به گفته او، پیامهای ایران قبل از این نیز از طریق واسطهها منتقل شده و تهران منتظر پاسخ آمریکا به شروط هفتگانه خود است. همین بخش از اظهارات رضایی به نقطهاختلاف در روایتهای داخلی درباره ملاقات عراقچی و ویتکاف تبدیل شده است. خبرگزاری تسنیم بعد از سخنان دبیر شورای عالی امنیت ملی ادعا کرد که تعامل مستقیم عراقچی با ویتکاف «بدون هماهنگی و کسب مجوز» از نهادهای سیاستگذار، به ویژه شورای عالی امنیت ملی، انجام شده است. تسنیم استدلال کرد که چون رضایی از انتقال شروط از طریق واسطهها سخن گفته، بنابراین نمیتوان مجوزی برای رویکرد فراتر از این و تعامل مستقیم با ویتکاف وجود داشته باشد. اما از جانب دیگر،
از اظهارات رضایی میتوان یک حقیقت روشن استخراج کرد؛ «اصل ماموریت عراقچی برای انتقال شروط ایران، اقدامی فردی و خارج از فرآیند تصمیمگیری دولت نبوده است». رضایی به وضوح از جلسه مشترک با رئیسجمهور و وزیر خارجه صحبت کرده و اعلام نموده که در مورد نحوه انتقال شروط تصمیمگیری شده است. بنابراین، اختلاف کلیدی نمیتواند به سادگی خلاصه شود که «عراقچی شخصاً تصمیم گرفته تا با آمریکاییها ارتباط برقرار کند»؛ مساله دقیقتر این است که آیا دیدار مستقیم با ویتکاف در چارچوب همان مأموریت قرار داشته یا از چهارچوب تعیینشده فراتر رفته است.
این اظهارات، آن هم از جانب شخصیت رسمی مانند محسن رضایی، برای پرونده استیضاح از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا منتقدان عراقچی، از جمله برخی از نمایندگان مجلس، ملاقات نیویورک را به عنوان اقدامی بدون مجوز مطرح کردهاند؛ در حالی که روایت دیگری از داخل ساختار تصمیمگیری میگوید انتقال پیام و شروط ایران به طرف آمریکایی، پیش از سفر عراقچی مورد تصمیمگیری قرار گرفته بود. مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هم بر پایه بررسیهای خود اظهار کرده که عراقچی برای تماس با ویتکاف مجوز داشته و در این دیدار تنها شروط هفتگانه ایران را منتقل کرده است.
به نظر میرسد در عزم نمایندگان مجلس که خواهان استیضاح هستند، بیش از آنکه خود ماموریت دیپلماتیک عراقچی مسئلهساز باشد، جنبه «تفسیر حدود اختیارات او در اجرای این ماموریت» جنجالی شده است. یک روایت بیان میکند که مجوز انتقال شروط از راه واسطهها بوده و تماس مستقیم با ویتکاف خارج از چارچوب تعیین شده انجام شده؛ در حالی که روایت دیگر، از جمله آنچه زارعی مطرح کرده، بیان میکند که تماس نیز در چهارچوب مجوز و تصمیمات نهادهای حاکمیتی انجام شده است. همین دو روایت متفاوت، اکنون مجلس را در جریان این پرونده قرار داده و حامل سوالات منطقی و حقوقی درباره ماهیت و روح استیضاح میباشد.
عراقچی در نیویورک، مجلس در تهران و پیامی که به دنیا میرسد
چالش استیضاح عباس عراقچی تنها یک جدل بر سر عملکرد وزیر امور خارجه نیست؛ زمان بیان این موضوع نیز عنصر مهمی از ماجراست. درحالیکه عراقچی در حال شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل و درگیر رایزنی با مقامات مختلف در مورد موضوع ایران است، در تهران، طرح استیضاح او اولویت پیدا کرده است. نامه امیرحسین ثابتی به محمدباقر قالیباف در تاریخ اول مهر منتشر گردید؛ یعنی در زمانی که وزیر خارجه در مهمترین صحنه دیپلماسی بینالمللی ایران حضور داشت.
این زمانبندی، صرف نظر از آنکه سرنوشت استیضاح چه میشود، یک پیام داخلی روشن دارد: در ساختار سیاسی ایران اختلافنظر در مورد مرزها و شیوههای پیشبرد دیپلماسی وجود دارد. بخشی از نمایندگان مجلس معتقدند وزیر خارجه باید درباره تصمیمهای خود پاسخگو باشد و مجلس میتواند از ابزار استیضاح استفاده کند؛ در مقابل، دیدگاه دیگری وجود دارد که بر این باور است مسائل سیاست خارجی و مذاکرات حساس مواد باید با در نظر گرفتن سازوکارهای تصمیمگیری کلان کشور سنجیده شود. از این منظر، پرونده عراقچی هیچگونه شباهتی به یک استیضاح ساده ندارد.
در بسیاری از مواقع، مجلس میتواند عملکرد یک وزیر را بر اساس سیاستهای اجرایی، بودجه، انتصابات یا نحوه مدیریت وزارتخانه ارزیابی نماید؛ اما در حال حاضر، بخش اصلی اختلاف به تصمیمی تعلق دارد که به طور مستقیم با سیاست خارجی و روابط ایران با آمریکا در ارتباط است. یعنی سوال تنها این نیست که «عراقچی چه کرده است»، بلکه این است که «چه سطحی از تصمیمگیری درباره این اقدام صورت گرفته و وزیر خارجه در چه چارچوبی مسئول اجرای آن بوده است؟» همین موضوع باعث میشود که اظهارات محسن رضایی درباره جلسه با حضور مسعود پزشکیان و عراقچی اهمیت ویژهای پیدا کند. رضایی در این جلسه اظهار داشته که در خصوص انتقال شروط ایران به طرف آمریکایی تصمیمگیری شده است.
از این رو، حتی اگر در مورد شکل دقیق ملاقات عراقچی و ویتکاف نظرهای متفاوتی وجود داشته باشد، روایت موجود حاکی از این است که اصل ماموریت انتقال پیام ایران از ابتدا در سطحی فراتر از تصمیمی شخصی وزیر خارجه مطرح بوده است. در مقابل، منتقدان میگویند تصمیم به انتقال شروط از طریق واسطهها، لزوماً به معنای صدور مجوز برای ملاقات مستقیم با مقام آمریکایی نیست. در اینجا همان نقطهای است که اختلافهای سیاسی شکل میگیرد. پرسش حقوقی و سیاسی عمده در این موقعیت این است که «حدود اختیارات وزیر خارجه در اجرای تصمیمات سیاست خارجی تا چه اندازه است؟»
اگر وزیر در چارچوب ماموریتی که از ساختار تصمیمگیری دریافت کرده عمل کرده باشد، استیضاح او بر سر اصل آن تصمیم، عملاً مجلس را در مقابل مجموعهای بزرگتر از دستگاه دیپلماسی قرار میدهد. اما اگر مشخص شود اقدام مورد اعتراض خارج از چهارچوب تعیینشده بوده، آنگاه این موضوع به عنوان یک مساله مدیریتی و نظارتی قابل بررسی خواهد بود. از طرفی، مطرح شدن این اختلاف در رسانهها و شبکههای اجتماعی، قبل از اینکه فرآیند پارلمانی آن به مرحله بررسی رسمی برسد، خود به بخشی از مناقشه تبدیل شده است. خبر ثبت طرح استیضاح در شرایطی منتشر گردید که عراقچی هنوز هم در نیویورک مشغول دیدارهای دیپلماتیک بود. او در این روزها با مقامهای خارجی ملاقات داشته و درباره موضوعاتی، نظیر وضعیت منطقه، تنگه هرمز و مواضع ایران گفتوگو کرده است.
از دیدگاه سیاست خارجی، چنین وضعیتی میتواند یک پیام دوگانه به همراه داشته باشد؛ از یکسو، مجلس نشان میدهد که وزیر خارجه را در قبال عملکردش ملزم به پاسخگویی میداند و ابزارهای نظارتی خود را هرگز کنار نمیگذارد، و از سوی دیگر، شرکای خارجی ممکن است این اختلاف علنی را نشاندهندهای از فضای تصمیمگیری داخلی ایران تلقی کنند. به همین دلیل، تفاوت بین «نظارت پارلمانی» و «اعلام اختلاف در میانه یک ماموریت دیپلماتیک» از اهمیت بالایی برخوردار است. البته، طرح استیضاح به معنای برکناری وزیر نیست و همچنین به این معنا نیست که مجلس در نهایت به استیضاح رأی خواهد داد.
طبق فرآیندهای پارلمانی، درخواست باید مسیر قانونی خود را طی نموده و در کمیسیون تخصصی بررسی گردد. در این شرایط، آنچه مشخص و قطعی است «ثبت درخواست استیضاح» است، نه نتیجه نهایی آن. ماجرای عراقچی چالشی است هم برای مجلس و هم برای ساختار سیاست خارجی؛ اینکه در محوری به حساسیت ارتباط با امریکا، مرز میان نظارت نمایندگان، مسئولیت وزیر و تصمیمات کلان نظام چگونه مشخص میشود. شاید به همین خاطر است که دعوای کنونی صرفاً درباره یک ملاقات در نیویورک نیست؛ اختلاف بر سر این است که در سیاست خارجی ایران، چه کسی تصمیمگیرنده است، چه کسی باید عملی کند و چه کسی باید بابت اجرایش پاسخگو باشد.